نتیجه، رانندگی جایزه¬دار با رویکرد احترام به محیط اطراف و تشویق کردن راننده¬ها برای طی مسیر کافی، از این دست است. <br />
بازی¬های موبایل، بازی¬هایی هستند که برای وسیله¬های متحرک وجود دارند. دوربین¬ها و ویژگی¬های GPS در گوشی¬های هوشمند و کامپیوترهای تبلت بازیکنان را قادر می¬سازند تا دنیای بازی مخصوص خودشان را تعریف کنند. فضاها و مکان¬های متنوع به داستان جعلی¬ای بدل می¬شود که مجموعه¬ای از انسان-هایی را که در زمان حقیقی بازی می¬کنند را در برمی‌گیرد.

کنسول‌ها (میزهای بازی): Consoles
رشد استفاده از رسانه¬های متحرک این نیاز را در کاربران برانگیخته، که محصولات رسانه¬ای خود را می¬توانند بیشتر به شکل بی¬سیم بسازند. قدم بعدی انطباق دائمی سرگرمی¬های خانگی و سیستم¬های اطلاعاتی خواهد بود.

چاپ مضاعف: Print Plus

درکنار پیشرفت تکنیک پرینت کردن، محصولات پرینتی توسط تکنولوژی¬های جدید زیاد شده¬اند. وسایل فوق واقعی و چیپ¬های NFC کامل، زمینه¬های بیشتری را برای اضافه شدن فراهم می¬آورند. چنین توانایی¬هایی مثلاً در نمایشگرهای منعطف در مجله¬ها و پوسترها وجود دارند که از طریق E-Link قادر به پخش موسیقی نیز می¬باشند. هم سطح پیشرفت در محصولات آنالوگ دیجیتالی شدن کامل پرینت¬ها به‌طور مداوم در حال پیشرفت¬اند. ای-بوک¬ها درحال گسترش¬اند: آن‌ها کارآمد، سازگار با محیط زیست و ارزان‌اند.

محاسبه¬ی ابرگونه¬: Cloud Computing
محاسبه¬ی ابرگونه¬، یک جزء هسته¬ای و مهم در زندگی بسیاری از مردم بوده است. از طریق شرکت در شبکه¬های اجتماعی، فرستادن عکس یا ایمیل از آرشیو اینترنتی، ما به‌طور طبیعی در ابر اطلاعات حرکت می¬کنیم بدون این¬که کاملاً چنین چیزی را درک کنیم. سرویس¬های ابرگونه نه‌تنها به ما اجازه¬ی دسترسی به مفاد رسانه¬ای مثل عکس، موسیقی و ویدئو را می¬دهد، حتی باعث می¬شود جمعی کار کردن روی اسناد آسان¬تر شود (مثل Google Docs) و اطلاعات دستگاه¬های مختلف را با هم انطباق می¬دهد.

همگرایی (ابزار مدولار): Convergence (Modular devices)

اکنون می¬توان ‌همه کارها را انجام داد و از یک وسیله استفاده کرد، درحالی‌که در گذشته باید از چندین وسیله استفاده می¬کردیم تا چنین کارهایی را انجام دهیم: دوربین¬ها در داخلشان پروژکشن¬های کوچک دارند و تلفن¬ها دارای شبه کامپیوتر و رادیو و تلویزیون به‌طور یکسان هستند. اصطلاح همگرایی تکنولوژی، این اختلاط وسیله¬ها و هم¬پوشانی ویژگی¬هایشان را نشان می¬دهد ( بازی، تلفن، ویدئو و غیره). کیبوردهایی که با وسایل محرک کامل شده¬اند و تشخیص‌دهنده¬ NFC قابل اتصال برای گوشی¬های هوشمند مثال¬هایی از محصولاتی هستند که با زمینه¬های مختلف مصرف هماهنگ می¬شوند و با مجموعه¬ی متنوعی از اجزا متصل می¬شوند.

هوشمندی محدود: Object Recognition (Ambient Intelligence)

هوشمندی محدود، سیستم¬های تکنولوژیکی را توصیف می¬کنند که شرایط را در محیط فیزیکی اطراف تشخیص بدهند، به یمن اتصال سنسورهای تشخیص دهنده، مدول¬های رادیو و پردازنده¬های کامپیوتری. برای مثال، محیط¬های هوشمند می¬توانند از تشخیص¬دهنده¬های اشیاء استفاده کنند تا شرایط و وقایع را به‌طور غیر وابسته¬ای در نگاه بشر از هم تشخیص دهند؛ نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهند؛ یا حتی آن‌ها را پیش¬بینی کنند. این سیستم¬ها در زندگی روزمره به ما کمک می¬کنند تا امنیت بیشتری داشته باشیم و به ما پیشنهاد می¬دهند چه کاری را انجام دهیم.
5-7-3-2 جامعه¬ الحاقی
جامعه الحاقی، از منظر موسسه تحقیقاتی ترندوان چهارمین و آخرین جامعه¬ای است که جامعه¬ی بورژوایی یا همان جامعه مدنی غرب پس از جامعه¬ی صنعتی، به آن می¬رسد. بر اساس تحقیقات مرکز تحقیقات ترندوان در حوزه¬ی آینده¬شناسی؛ جامعه الحاقی شامل مؤلفه‌هایی ازجمله اتصال دائم ، اجتماع دیرپا ، فضای متصل ، جو دیجیتالی ، عامل¬ها ، گسترش¬ها ، الحاقی¬ها، کاشت¬ها، وب اشیاء، هوش همراه ، می¬گردد که در زیر، برخی از این مؤلفه‌ها و مؤلفه‌های دیگر مربوط به جامعه الحاقی از مطالب همین موسسه، توضیح داده می¬شود.
معنای جامعه¬ی الحاقی
کلمه¬ی الحاقی (Augmented) صفت ساخته شده از فعل Augment)) است. این فعل ریشه در فرانسه¬ی کهن دارد، با کلمه¬ی augmenter که به معنی اضافه کردن، زیاد کردن و بالا بردن است.
مؤلفه‌های جامعه الحاقی
واسطه¬ی مغز-کامپیوتر : Brain Computer Interface (Brain OS)
موضوع واسطه¬ی مغز-کامپیوتر به‌طور مشخص نشان می¬دهد که چقدر مرز بین طبیعت و تکنولوژی درحال محو شدن است. بر اساس کار هر سلول عصبی یا بخش¬های مغز، ارتباط بین مغز و کامپیوتر بنا نهاده شده و در نتیجه آن‌ها می¬توانند کنترل شوند. اعضای مصنوعی وابسته به سلسله اعصاب و بازوهای روباتیک می¬توانند با بالا رفتن دقت کنترل شوند، آن‌ها اکنون به‌وسیله‌ی مراجعه¬کنندگانی که از حرکت محدود اعضای بدنشان رنج می¬برند در آزمایش‌های متعددی، مستند می¬شوند.
بینایی الحاقی: Augmented Vision

مطلب مرتبط :  

بینایی الحاقی تکنولوژی¬هایی را مد نظر دارد که از طریق آن‌ها می¬توان درک چندحسی از فضای واقعی را با اشیاء و اطلاعات مجازی، افزایش داد. برای مثال، اطلاعات انیمیشن¬های سه¬بعدی می¬تواند داخل نمایشگر گوشی¬های هوشمند شیشه¬ی جلوی اتومبیل یا عینک¬های اطلاعاتی قرار بگیرند. این مواد و مصالح متنوع و مختلط‌اند و می¬توانند به عمل جراحی¬ها یا کلاس¬های آموزشی کمک کنند، جهت¬یابی را ارتقاء ببخشند، یا به هدف سرگرمی به¬کار روند. اطلاعات مربوط به تاریخچه¬ی یک ساختمان می¬تواند به‌آسانی با نقطه¬گذاری دوربین یک گوشی موبایل روی آن نمایش داده شوند.

لنزهای تماسی فعال: Active Contact Lense
بینایی الحاقی در فرم عینک¬های دیجیتال و لنزهای متصل شده و در مواجهه¬ی شبکه¬های بی¬سیم افزایش پیدا کرده¬اند. لنزهای شیشه¬ای و تماسی، همچنین می¬تواند اطلاعات دیجیتال را در مقابل چشمان ما نمایش دهد.
کلایترونیک: Claytronic (Programmable Matter)

ماده¬ی برنامه¬ریزی شده(Programmable Matter) به موادی اشاره می¬کند که می¬توانند خواص فیزیکی خود را بر اساس برنامه¬ریزی مجدد یک ذره، تغییر دهند. عکس¬العمل به نور، ولتاژ و میدان مغناطیسی می¬تواند به ماده این امکان را بدهد که رنگ، شکل یا ساختار سطحش را تغییر دهد.
انسان 2.0: Human 2.0

نوآوری¬های تکنولوژیک همیشه فشار بخصوصی روی اقتصاد داشته¬ است. اما ممکن است روزی چنین فشاری را روی ما و بدن ما داشته باشد؟ این¬چنین به نظر می¬آید که، وقتی پیشرفت¬های سریع بشر روی بازکدگذاری «جعبه¬ی سیاه بشر» مشاهده می¬کنیم؛ هم¬گرایی تکنولوژی¬ها و فضاهای کلیدی تحقیقات، فهم ترکیب سیستم¬های پیچیده، مثل بدن انسان را ممکن می¬سازد. اطلاعات راجع به ساختار بدن انسان فقط به از بین بردن بیماری¬ها خلاصه نمی¬شود، بلکه باعث می¬شود روی غذا و نوشیدنی انسان برنامه¬¬ریزی دقیق شود. مغز به‌طور فزاینده¬ای تبدیل به یک سیستم عملکرد می¬شود که به یک زیربنای تکنولوژیک متصل شده است و ما را قادر می¬کند که اشیاء را کنترل نماییم. مردم همیشه در تلاش‌اند که خود و راه زندگی خود را ارتقاء دهند و این فناوری می¬تواند مشخصاً به اتفاقات اطرافشان واکنش نشان دهد.

وب اشیاء: Web Of Things

وب اشیاء، بر توانایی اجسام واقعی برای اتصال الکترونیکی و حمل‌کننده‌ی اطلاعات شدن تمرکز دارد. این نقاط ارتباطی بین اجسام واقعی سپس به هایبرلینک¬های واقعی تبدیل می‌شوند که می¬تواند با دنیای اطرافش در ارتباط باشد و دانش را عوض کند. از این طریق اجسام فیزیکی، کانال¬های ارتباطی می¬شوند و شبیه یک وب¬سایت عمل می¬کنند- آن‌ها قابل کلیک کردن، قابل مرتب شدن و عکس¬العملی هستند. به‌طور پایه¬ای، تهیه‌کننده¬ تکنیکی وب اشیاء، کدهای مجازی است، از قبیل؛ تشخیص تصویر و سنسورها، همانند چیپ¬های RFID و NFC.

کاشت¬ها: Implants
مطمئناً خیلی وقت است که تولید ایمپلنت¬هایی که ساختار طبیعی از استخوان و بافت منظم دارند ممکن شده است و چیزهایی که با استخوان¬ها می¬توانند رشد کند. مراقبت سلامتی و تشخیص زودهنگام بیماری از طریق کاشت¬های سنسوری نانوتکنولوژیک امکان¬پذیر شده است. چیپ¬های نانومقیاس DNA به تشخیص بیماری کمک می¬کند، درحالی¬که کاشت¬های نانوساختار که ساختار بافت¬های طبیعی را شبیه¬سازی می¬کند، بهتر می¬تواند از طریق بدن پذیرفته شود و دیگر به‌عنوان یک جسم خارجی یافت نمی¬شود.

عامل‌های هوشمند: Smart Agents

عامل¬های هوشمند، دستیار دیجیتالی هوشمندی است که برای زندگی روزمره¬ی ماست. آن‌ها می-توانند یاد بگیرند، می¬توانند با عادت¬ها و تمایلات کاربران سازگار شوند و می¬توانند شرایطی را که پیش رویشان گذاشته شده درک کنند و نسبت به آن واکنش نشان دهند. مثل برنامه¬ها و لوازم (مثل گوگل کنونی)، آن‌ها به یافتن اطلاعات کمک می¬کنند، در خرید ما را یاری می¬کنند و ما را در کار حمایت می¬کنند، عامل¬های هوشمند چیزهایی را که در حاشیه¬ی ما وجود دارند؛ به خاطر می¬آورند، می¬دانند چه زمانی به ما آسیب می-رسانند و در پشت پرده وظایف را به‌طور غیر وابسته منظم می¬کنند. چنین چیزی با کمک سیستم¬های هوش مصنوعی که باعث می¬شود تکنولوژی¬ بداند چگونه به‌طور خودگردان مشکلات را حل کند و به‌طور هوشمند برخورد کند.

مطلب مرتبط :   شهری، حکمرانی، ترکیه، شهروندان، ، تصمیم‌گیری

تکنولوژی پوشیدنی: Wearable Technology

اصطلاح تکنولوژی پوشیدنی به لباس¬ها و الحاقاتی اشاره دارد که با اجزاء الکترونیکی کامل شده و آن¬هایی که از منسوجات هوشمند تهیه شده است. چنین لباس¬هایی ابتدابه‌ساکن، برای فضانوردان یا برای معلولان تولید شده، و اکنون آن‌ها در زمینه¬های گسترده¬تری در ارتباطات درونی ما در دنیای دیجیتال، استفاده می¬شود. مثال¬های آن شامل گردنبندها، خمیرها و تی¬شرت¬هایی است که مقدار استرس ما، هورمون¬های ما، و سبک خواب ما را نشان می¬دهند، و سپس اطلاعاتی را برای ارزیابی به کامپیوتر می¬فرستند. بیش از این ممکن است مثل فیلم جیمز باند به نظر برسد، اما اکنون آماده است که به تولید انبوه برسد و اتفاقاً بخشی از زندگی روزمره¬ی ما را بسازد.

مواجهه لمسی و حرکتی: Natural User Interface (Tactile interface)

برخورد و مواجهه¬ی مردم و تکنولوژی روزبه‌روز مستقیم¬تر و حسی¬تر می¬شود. سطوح چند لمسی(مولتی تاچ) عکس¬العمل بر اساس حرکات طبیعی مثل کشیدن (حرکت جارویی)، ضربه زدن و کشاندن جایگزین وسایل مصنوعی متصل شونده مثل موس و صفحه‌کلید شده¬اند. جدا بودن آنچه وارد می¬کنیم و آن-چه ملاحظه می¬کنیم ناپدید شده است. وقتی برخوردها محسوس شده¬اند، بازخوردهای لامسه¬ای و حسی را از طریق نیروی فکر، به یمن توانایی اندازه¬گیری امواج مغز، ممکن می¬شود.

شایتک (تکنولوژی خجالتی): Shy Tech

هایتک تبدیل به شایتک (تکنولوژی خجالتی) شده که بی سروصدا در پشت‌صحنه کار می¬کند. وسایل پیچیده با راه¬اندازها، کابل¬ها و دگمه¬ها با ابزارهای محسوس¬تر و با عکس¬العمل بهتر جایگزین شد. تنها چیزی که مشهود است قابلیت¬های دسترسی آنی است. این تکنولوژی خودش را به درون اشیائی که ما هرروز استفاده می¬کنیم ارتقا داده است. توانایی عملکرد محسوس، مثل صدا، حرکت و کنترل فکر، نیز در برخورد طبیعی¬تر با تکنولوژی همکاری می¬کند. راه‌حل‌های شایتک بر این تکیه دارد که وقتی‌که جابجایی بین فرمت¬ها و ویژگی¬های مدیا صورت می¬گیرد، هیچ حصاری دیده نشود. در عوض، محتوی به شکل غیر مشهودی در مجموعه¬ی متنوعی از وسایل و محصولات مصرف شده است و با شرایط استفاده کاملاً سازگار شده است. قدم بعدی ضرورت محیط هوشمند را نشان می¬دهد، محیطی که وسایل و سنسورها در یکدیگر ادغام شده¬اند. تکنولوژی هنر تلقین و ذهن¬¬خوانی را به دست آورده و یادگرفته که با نیازها و اولویت¬های ما روبرو شود. به یمن وجود شایتک ارتباط مردم و تکنولوژی از نو نوشته شده است. درنهایت این تکنولوژی است که با مردم سازگار می¬شود و نه برخلاف این چرخه.
6-7-3-2 جمع‌بندی بخش «فضای نوین رسانه‌ای جهان»
نسبت ما با این تغییر و تحولات در حوزه تکنولوژی،‌مخاطب و جامعه چیست؟ تحولات به مثابه یک فرایند و نه محصول و مثل یک موج رخ می¬دهند و ما باید نه بخشی از این موج، بلکه همواره سوار بر امواج بوده و با مطالعه و تدقیق و تبیین تحولات، مسلط بر آن‌ها باشیم. نگاه ما به این جوامع از حیث نفی آن نیست؛ بلکه تلاش ما بر آن است تا با نقد کاستی¬های این فرایند که در حال محقق شدن است ، و سپس مدیریت آن و اشراب نمودن فضای معناداری خود در آن محیط، به‌صورت نسبی به‌سوی وضعیت مطلوب خود در نسبت با این فرآیند حرکت کنیم. نتیجه اینکه ما می¬بایست با دخیل نمودن سیستم فطری که زبان مشترک میان ‌همه انسان، بر این محیط غلبه نموده و کرامت انسانی را بر تارک آن مسیطر نماییم.

فصل سوم: روش تحقیق


1-3. مقدمه
در این فصل به تشریح روش انجام این پژوهش پرداخته‌شده است. ابتدا دلیل انتخاب شیوه پژوهش و تناسب آن با مسئله تحقیق روشن شده است و سپس به نحوه¬ی گردآوری داده¬ها و همچنین مختصات جامعه آماری یا جامعه مورد بررسی، روش نمونه¬گیری و حجم نمونه، شیوه و ابزار گرد¬آوری داده¬ها، شیوه و