فیزیکی ـ معماری یا نمادی محیط مورد بررسی قرار می گیرد.                  
2-5- نقش واهمیت شرایط محیطی ازدیدگاه مکاتب مختلف روانشناسی
   در تاریخ روان شناسی با پژوهشگرانی آشنا می شویم که در مراحل اولیه پیشرفت این رشته، به تاثیر عوامل محیطی بر رفتار توجه کرده اند، مانند هلپاخ آلمانی که حدود 100 سال پیش، گسترش بی رویه مکتب «وونت» و پژوهش های آزمایشگاهی را مورد انتقاد قرار داده و به بررسی تاثیر شرایط محیطی بر رفتار پرداخته است. وی داده های محیطی را در سه نوع زیر تفکیک می کند:
1 ـ «محیط طبیعی» مانند خاک، هوا ، نور، جنگل و …، که انسان و رفتار وی را تحت تاثیر قرار می دهد و به وسیله انسان دگرگون می شود.
2 ـ «محیط اجتماعی» که موضوع بحث روانشناسی اجتماعی است.
3 ـ «محیط فرهنگی» که شامل کتاب ها، کتابخانه ها، قوانین، دولت ها و بناها و شهرها می شود. محیط فرهنگی به وسیله انسان ایجاد شده و تاریخ را منعکس می کند.
اکنون با پیشرفت روان شناسی محیط بحث و بررسی این گونه نظریه های نسبتاً قدیمی نیز از سر گرفته شده است. «تاثیر عوامل و شرایط محیطی در مکاتب مهم رشته روان شناسی بررسی اجمالی فرضیه های سه مکتب «روان شناسی عمقی»، «رفتارگرایی» و «گشتالت» که منشأ پیدایش دیگر نظریه های رشته روان شناسی علمی هستند.

2-5-1- خلوت؛قلمروپایی؛فضای شخصی
قطعه ای از مبلمان،یک کار هنری،یک ساختمان،یامحدوده ای از فضای سبز، هرچند که از نظر انسانسنجی خوب طراحی شده باشد، ممکن است برای استفاده کنندگان ناراحت به نظربرسد هال 963
نیاز به خلوت، فضای شخصی و قلمروپایی در انسان عمومیت دارد و به ارضای نیازهای دیگری چون امنیت، خودشکوفایی و عزت نفس ربط دارد بعضی از ساختمانهایی که توسط معماران تحسین شده اند نیاز به خلوت و قلمروپایی را بخوبی برآورده نمی سازند.
دلیل این مساله ساده است .در اغلب موارد این رفتارها به طور ناخودآگاه بروز می کند .یکی از اهداف نظریه طراحی محیط ،توصیف و تبیین چگونگی پاسخگویی ترکیب کالبدی محیط به این رفتارها و اهمیت طراحی محیط هایی است که تامین کننده و حمایت کننده آنها می باشند.
خلوت
– توانایی کنترل تعامل اجتماعی ،حق انتخاب و امکان ( تعامل اجتماعی دلخواه افراد (راپاپورت 1977
– توانایی کنترل افراد یا گروهها بر تعامل دیداری، شنیداری و بویایی با دیگران است
– خلوت بمعنی گوشه گیری از جمع و تمایل به انزوا نیست
– تامین استقلال فردی
– تخفیف هیجانات
– محافظت و محدودیت ارتباطات
– کمک به خودارزیابی
انواع خلوت وستین1970
انزوا: آزاد بودن از مشاهده توسط دیگران
– قرابت:معاشرت با فردی دیگر و رها بودن از محیط خارج
– گمنامی:ناشناخته بودن در میان جمع
– مدارا:به کار گرفتن موانع روان شناختی برای کنترل مزاحمت های ناشناخته
خلوت مطلوب
الگوی جاری فعالیت
– زمینه فرهنگی
– شخصیت و انتظارات فردی
فضای شخصی
– فضای شخصی محدوده ای غیر قابل رویت در اطراف فرد است که مزاحمی به آن راه ندارد . مردم دوست دارند به اندازه ای نزدیک باشند که گرما ودوستی یکدیگر را حس کنندو به اندازه ای دور باشندکه یکدیگر را آزرده نسازند.فضای شخصی نه الزاما شکل حجمی داردو نه بطور مساوی در تمام جهات گسترش می یابد …بلکه شبیه صدفی حلزونی،حبابی از صابون،تشعشی نورانی و یا یک ( چادراکسیژن است) سامر 1969
-فضای شخصی نباید با فضای شخصی شده اشتباه شود.
-فاصله ای که انسان و حیوان جز در  موارد خاص بین خود رعایت می کنند(هال1966)
– فضای شخصی شده: محدوده ای از محیط طبیعی یا مصنوع که ( به عنوان قلمرو تعیین شده باشد گفته می شود .(بکر 1978)
– دست یافتن به خلوت
اگر شخص دیگری وارد فضای شخصی شود فرد احساس مزاحمت می کند و عدم رضایت خود را نشان می دهد.(گافمن 1963 )اما در برخی موارد، ورود ناخواسته به فضای شخصی تحمل می شود
.(هال 1966 )مکان های چون آسانسور، ورودی سالن های اجتماعات، قطارهای زیرزمینی و پیشخوان ساندویچ فروشی ها قلمرو پایی .
-رفتار قلمروپایی سازوکاری است برای تنظیم حریم بین خود و دیگران که با شخصی سازی یا نشانه  گذاری یک مکان یا یک شیء و تعلق آن به یک فرد یا یک گروه بیان می شود

2-6- روانشناسی اشکال هندسی ورنگ ها
آشنا بودن به خواص شکل ها، باعث خواهد شد معنا و مفهومی که طراح از طریق زبان تصویر و هنرهای تجسمی قصد بیان آن را داشته، را بهتر درک نماییم
 فرم و رنگ
در بخش بیان رنگ سعی خواهیم کرد تا نیروی بالقوه بیانی رنگها را شرح دهم . با وجود این شکل ها نیز ارزش بیانی ” اتیکواستتیک” خاص خود را دارند .
در هنر نقاشی باید کیفیتهای بیانی فرم و رنگ هم سو باشند ، یعنی فرم و رنگ همدیگر را تقویت کنند .
همانطور که زرد ، قرمز و آبی سه رنگ اصلی رنگها هستند ، مربع و مثلث و دایره نیز سه شکل اصلی به حساب می آیند و همانند سه رنگ اصلی ارزش بیانی مشخصی دارند .
مربع که از نقاط دو خط مساوی افقی با دو خط مساوی عمودی پدید می آید سمبول ماده ، سنگینی و اندازه مشخص است . درخط هیروگلیف مصر مزرعه با شکل مربع نشان داده می شد . وقتی خطوط صاف اضلاع و زوایای قائمه مربع ترسیم می شود تنشی مشخص احساس می شود و همچون حرکت
تجربه می شود . تمام اشکالی که اضلاع عمودی و افقی دارند – صلیب ، مستطیل ، کلید یونانی ، و مشتقات آنها – جزء گروه مربع به حساب می آیند .
مربع با رنگ قرمز که نشانگر ماده است همخوانی دارد . سنگینی و ماتی قرمز با شکل ایستا و موقر مربع سازگار است .
مثلث از تقاطع سه خط مایل پدید می آید . زوایای تیز آن نمودی ستزیه جویانه و تجاوزگرانه ایجاد م یکند . اشکالی نظیر لوزی ، ذوزنقه ، زیگزاگ و مشتقات آنها همانند مثلثند .
مثلث فکر است و خصوصیت بی وزن آن با رنگ زرد درخشان همخوانی دارد.
دایره مکان هندسی نقطه ای است که با فاصله ای ثابت از نقطه ای مفروض بر روی صفحه حرکت می کند دایره ، برعکس احساس واضح و تند حرکت مربع ، احساسی از آرامش و حرکت نرم را ایجاد می کند . دایره سمبل روح است و دائماً در خود حرکت می کند . چینیان قدیم برای ساختن معابد از عناصر گرد استفاده می کردند درحالیکه قصرهای دنیوی سلاطین را چهار گوش می ساختند . درعلم نجوم دایره با نقطه ای در مرکز آن ، خورشید است.
اشکالی مانند بیضی موج  ،شلجمی و مشتقات آنها همانند دایره اند . درمیان رنگها خصوصیت رنگ آبی شفاف با حرکت دائمی دایره تطابق دارد .
به طور خلاصه می توان گفت که مربع ماده ساکن ، مثلث پرتوافکن فکر ، و دایره روح دائماً در حرکت است . اگر در جستجوی اشکالی باشیم که خصوصیت آنها با رنگهای ثانویه تطابق داشتهباشد می توانیم ذوزنقه را با نارنجی ، مثلث منحنی را با سبز ، و بیضی را با بنفش مطابق ببینیم.
مفهوم اشکال هندسی در هنر های تجسمی
معنا و مفهوم دایره و آشنایی با خصوصیات آن
در علم طراحی وگرافیک قرار گرفتن هر شکل و فرم ،معنای ویژه ای را القا می کند.
در متنی کهن آمده است : خداوند همچون دایره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ کجاست ….
دایره در وهله اول نقطه ای است گسترش یافته، سمبولیسم یا تفسیر نمادین آن در برگیرنده مفاهیم کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و تفکیک است. علاوه بر مفهوم کمال که به طور ضمنی در دل نقطه ازلی وجود دارد، دایره نمادی از خلاقیت، یعنی خلق جهان در مقابل خالق نیز هست. دوایر متحدالمرکز نمایانگر طبقات و سلسله مراتب وجود می باشند .
حرکت دایره ای کامل و تغییر ناپذیر است، بدون آغاز، بدون انجام و بدون تغییر. به همین خاطر است که دایره نمادی از زمان می باشد، زمانی که به عنوان مجموعه زنجیره واری از لحظات که به نحوی پی در پی، بدون تغییر و شبیه یکدیگر دنبال هم تکرار می شوند، تعریف شده است. علاوه بر این، دایره که نماد ی از حرکت پیوسته و مدور آسمان می باشد با الوهیت نیز در ارتباط است و مفهوم بی پایانی را القا می کند.
در مرتبه بالاتری از تعبیر، آسمان نیز به خودی خود به نمادی بدل می شود، نمادی از جهان معنوی، نادیدنی و متعالی دایره نشانی از احساس و مبیین زنانگی و عنصر مونث است.
با این همه دایره در معنایی مستقیم تر نشان دهنده آسمان کیهانی است، بخصوص هنگامی که آسمان در تلاقی با زمین قرار می گیرد و با آن هماهنگ می شود.
در مرکز دایره (یعنی همان نقطه) تمام شعاع ها به نحوی هماهنگ کنار هم جمع می شوند; این نقطه در بر گیرنده تمام خطوطی است که از مبنایی مشترک هماهنگ با یکدیگر نشات می گیرند. تمامیت و یکپارچگی این خطوط در این نقطه مرکزی در اوج کمال خویش است.
دوایر متحد المرکز که در آثار مربوط به مذهب بودایی بوداییت مرسوم در ژاپن که بر طبق آن دستیابی به حقیقت از طریق مراجعه به درون حاصل می شود تا از طریق اتکا بر کتاب های مقدس) غالبا به چشم می خورد نمادی از آخرین مرحله تکامل درونی یا هماهنگی معنوی است.
با این همه دایره یا این شکل ازلی بیش از آنکه دایره باشد یک کره است، زیرا دایره، کره ای نمودار شده از زاویه مقطع است. به همین خاطر است که «بهشت زمینی» بصورت دایره نمایانده شده است. تحول و تکامل مربع به دایره در ماندالا «نماد جهان در نزد هندوها یا بوداییان که به معنای دایره است» شبیه به تکامل یافتن تبلور مکانی یا نیروانا به مرحله نامعلوم بودن اصلیت است، که در اصطلاح شرق همان عبور از زمین و رفتن به آسمان است. دایره با حرکت پویای خود نمایانگر تغییرات زمینی است و مربع نمایانگر تغیر ناپذیری کائنات است.
در معماری هند از هر دو جنبه مذکور یعنی هم مربع و هم دایره استفاده شده است که مبتنی بر تحول مربع به دایره و بالعکس می باشد.
دایره به عنوان نمادی از حرکت معمولا در معابد قبایل شبان و سیار به کار رفته است در حالی که مربع اغلب نماد قبایل غیر متحرک است…
دایره ساده ترین منحنی و در واقع کثیر الاضلاعی است که دارای بی نهایت ضلع می باشد، قرار گرفتن حتی یک نقطه بر محیط آن نشانگر بریدگی و پیوستگی است، زیرا به معنای آغاز یا پایانی است که زائل کننده مفهوم «ابدیت ».
دایره بیش از شکل هندسی دیگری در آنچه با حرکت و پویش سر و کار پیدا می کند حضور دارد. استفاده از وجود دایره در اولین خط های ابداع شده توسط انسان و همچنین در اولین کوشش های کودکان جهت ایجاد ارتباط با یکدیگر، حتی قبل از اینکه علائم معمول ارتباطی را بیاموزند مشاهده شده است.
دابره نماد حرکت جاودانه، تکرار و تبدیل، شب و روز، زوج و فرد، خیر و شر، بالا و پایین و.. است.
دایره شکل کاملی است که نماد لطافت، نرمی، سیالیت، تکرار، درون گرایی، آرامش روحانی و آسمانی، پاکی و صمیمیت و آن جهانی بودن به شمار می آید.
چون دایره شکل کاملی است بسیاری از هنرمندان شرق و غرب سعی کرده اند نقاشی های خود را بر مبنای دایره و یا ترکیب های دایره به وجود بیاورند.
در هنر ایرانی، نقاشان بزرگ برای ساختن آثار خود از ترکیب هایی بر اساس دایره و چرخش الهام
گرفته اند…. این شکل خصوصیات رنگ قرمز را داراست.
به خاطر کامل بودن شکل دایره بسیاری از طراحان و گرافیست ها نیز از آن برای طراحی لوگو ها و آرم ها نیز الهام گرفته اند که از بین آن ها لوگو های معروف تر انتخاب شده اند در علم طراحی وگرافیک قرار گرفتن هر شکل و فرم ،معنای ویژه ای را القا می کند.

مطلب مرتبط :   دیپلماسی، فرهنگ، فرهنگی،، مخاطبان، سیاست، تاثیرگذاری

2-7- ماهیت انسان و نیازهای متعالی او از دیدگاه ویکتور فرانکل
چکیده
این نوشتار با توجه به مبانی فلسفه وجودی و روان شناسی وجودی ویکتور فرانکل به تبیین دیدگاه وی در پاسخ به دو مسئله: 1. ماهیت انسان چیست؟ 2. نیازهای اصیل روحی انسان چیست؟ می پردازد. فرانکل ماهیت انسان را متشکل از سه بعد جسم، روان و روح می داند که هسته مرکزی آن، روح و پوشش رویی آن، تن و روان است. عناصر اصلی ساحت روحانی انسان، ترکیبی است از معنویت، آزادی و مسئولیت که بدون در نظر گرفتن این عناصر، سخن گفتن از ماهیت انسان سخنی ناتمام و بی فرجام است. در پاسخ به سؤال دوم به تبیین مهم ترین نیازهای بخش روحانی انسان پرداخته و آنها را در قالب شش نیاز: نیاز به پویایی اندیشه، نیاز به معنا، نیاز به تعالی خویشتن، نیاز به ابدیت و جاودانگی، نیاز به دین و نیاز به گروه دوستی عاطفی طبقه بندی می کند.
کلید واژه ها: فرانکل، انسان، نیاز، روحانی، معنا، روان شناسی وجودی

ویکتور فرانکل
ویکتور امیل فرانکل1 عصب شناس، روان شناس، روان پزشک و فیلسوف در سال 1905م در شهر وین متولد شد و در دوم سپتامبر 1997 در 92 سالگی پس از دریافت بیست و نهمین دکترای افتخاری خود بر اثر بیماری قلبی در گذشت. وی متأثر از دیدگاه فیلسوفانی، چون کی یرکگارد،2 هایدگر3 و شوپنهاور،4 صاحب مکتب سوم روان درمانی وین(معنا درمانی) است. او که در دوران جنگ جهانی دوم در اردوگاه آشویتز و داخائو زندانی شد، پس از آزادی با معرفتی حاصل از تجربیات سخت و ارزشمند دوران اسارت توانست نظریه نوپای خود را که پیش از اسارت، طلیعه آن در ذهنش درخشیده بود، کامل کرده و با انتقاد از ژرفانگری روان شناسانی چون فروید و آدلر پایه های نظریه خود را

مطلب مرتبط :   وجه تمایز ارزیابی عملکرد متوازن در سازمان های انتفاعی ...