به نظر می‌رسد این تغییر موسیقی کلام، برای اطمینان بخشیدن به مخاطب است که برای اولین بار چنین گفتمانی روبرو می‌گردد و تحت امر و فرمان گوینده‌ای مقتدر و برتر قرار می‌گیرد، باشد. هرچند وجود واژۀ |kalla:| در آغاز کلام، نوعی کوبندگی را به بافتار ریتمیک آیه می‌افزاید.
طالقانی(بیتا،ج آخر: 189) معتقد است که وزن و فواصل آیات 1 تا 5، هماهنگ با فواصل خلق، تعلیم و تکمیل است. آیات 4 و 5 نیز با بسامد بالای /a/، نوعی موسیقی روان و متعالی دارد، که شاید بی ارتباط با مفهوم تعلیم و تعلّم انسان که موجب ارتقای روحی او می‌گردد، نباشد؛ چنانچه طالقانی( ج آخر: 190) نیز این موضوع را به نحو دیگری بیان کرده است. در آیۀ 6 با تغییر آهنگ روبروییم، که به نوعی هشدار دهنده است. آیۀ 7 کوتاه است با هجای مشدّد و به گونه‌ای حاوی موسیقی تهدیدگرانه است. (طالقانی،بیتا، ج آخر: 190). آیات 6 تا 14، به هجای باز و کشیده /c⊽/ ختم می‌شود. تقریباً در تمام آیات این بخش، واکۀ کشیده، حداقل دوبار تکرار شده و واکۀ غالب/a/ و /a:/ است، که فضای موسیقیایی، متحرک و بازی را بر کلام مستولی می‌کند. لحن آیات نرم تر و متحرک تر است؛ به طوری که به نظر می‌رسد کاربرد این نوع موسیقی متحرک باز و نرم، با یادآوری و تذکّر که هدف بیان آیات فوق است، هماهنگی کامل دارد. به اعتقاد طالقانی( بیتا،ج آخر: 190-189) فواصل آیات 6 تا 14، همراه با الف مقصوره است، که با معانی و ترکیب این آیات هماهنگ است و میدان محدودی از‌اندیشه و عمل بازتر، حرکت و پیشرفت را نشان می‌دهد.
آیۀ 15 که حاوی سکوت‌های متوالی پس از هجاهای سنگین /inɁ/ /lam/، /yan/،/nas/ و /anɁ/ است، شدّت و تندی بیشتری کسب کرده است. موسیقی درونی آیه، علاوه بر اینکه از طریق سکون‌های هجاهای سنگین و بستۀ فوق حاصل می‌شود، از طریق واژه‌هایی مثل “کَلّاﹼ لَنَفسَعَاً” نیز تشدید یافته، که خود حاوی نوعی شدّت و حِدّت موسیقیایی هستند و آن چنان که طالقانی(بی‌تا، ج آخر: 190) معتقد است، حذف واژۀ مثل َنَفسَعَاً و جایگزین کردن آن با واژۀ هم معنای دیگری مثل ” لَنَأخُذَنَّ “، از موسیقی معنوی و درونی آیه می‌کاهد.
این موسیقی کوبنده و تهدید گرانه، همچنان با همان ویژگی در آیات 16 تا 18 ادامه می‌یابد، تا به آیۀ 19 برسد که پایان سوره است و پیا م اصلی و مؤکّد متن است.
آیات 15 و 16 با هجای /yah/ و /ahɁ/، به پایان می‌رسد و فواصل هر آیه دارای هجاهای cvc/cv/c⊽ (= فاعله) می‌باشد. این الگوی هجایی نوعی شدّت و تندی را بر کل آیه به ویژه ضربۀ بخش نهایی آن حاکم می‌کند که بی تناسب با معنای تهدیدگرانه آنها نیست. طالقانی نیز لحن آیات را با مفهوم آیه مرتبط می‌داند و آن را تمثیلی از درگیری و سلطه حاکم و محکومیت طغیان گر می‌داند (طالقانی،بی‌تا، 190).
آیۀ 19، پایان سوره است که لحن شدیدتری نسبت به آیات پیشین دارد و به نظر می‌رسد، این شدّت از سختی هجاهای متوالی /kal/ و تکرار /la:/ و شکستن و سکوت هجاهای باز در مجاورت هجاهای بسته سنگین /tiʡ/ ، /jud/ ، /waq/ و /rib/ که به انفجاری و انسدادی‌های شدید ختم می‌شوند، حاصل می‌شود و در نهایت آیه با واج دولبی و انسدادی/b/ بسته شده و پایان می‌یابد، که با مفهوم آیه که خطاب نهایی خداوند به مخاطبش پیامبر مبنی بر نهی و بازداشت او، از پیروی تمایلات طاغی و امر به سجده و نزدیک شدن به خدا است، تناسب کامل دارد.
همخوان‌های /l/ و /n/ و /Ɂ/ ، به ترتیب با بسامدهای 44 ، 30 و 29 بالاترین کاربرد را به خود اختصاص داده‌اند و پس از آنها /r/ و /b/، با بسامد 16، /y/ و /m/، با بسامد 14، /t/ با بسامد 12 و /ʡ/، با بسامد 11 و سپس /h/ و /k/، با بسامد 10، جایگاه بعدی را به خود اختصاص داده‌اند. همخوان‌های /θ/ ، /z/ ، /š/ و /ʑ/، در سورۀ مورد نظر اصلاً به کار نرفته‌اند و بقیه با بسامدهای کمی‌به کار گرفته شده‌اند.
کاربرد واکه‌ای نیز در سورۀ مورد نظر به شرح زیر است واکه /a/ با بسامد 114 ، بالاترین کاربرد را دارد و پس از آن واکه‌های/i/ و/a:/ به ترتیب با بسامدهای 25 و 19 در سوره به کار گرفته شده‌اند. واکۀ /u:/، اصلاً به کارنرفته، اما واکه‌های /u/ و /:і /، با بسامدهای 9 و 7، کمترین کاربرد را داشته‌اند.

جدول 4 – 3 – 4- 1- بسامد همخوان‌ها
همخوان
بسامد
/l/
44
/n/
30
/Ɂ/
29
/b/
16
/r/
16
/m/
14
/y/
14
/t/
12
/ʡ/
11
/k/
10
/h/
10
/s/
8
/q/
8
/ż/
7
/d/
6
/w/
6
/ȿ/
3
/x/
3
/ť/
3
/f/
2
/z/
2
/ɣ/
2
/j/
2
/H/

/θ/

/ʐ/

/š/

/ʑ/

مجموع همخوان‌ها
228
جدول 4 – 3- 4- 2- بسامد واکه‌ها

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، مشی‌گذاری، پیش‌ران، مشی‌های، شکل‌گیری، "کالای

واکه
بسامد
a
114
i
25
a:
19
u
9
i:
7
u:

مجموع واکه‌ها
174

جدول 4- 3- 4- 3- بسامد ساخت هجا
cv
cvc
105
78
جمع کل
183

4 -2 -5 – تجزیه و تحلیل معنایی سوره

سورۀ علق، دارای 29 بند و 29 فعل فرآیند است. در این سوره از سه فرآیند اصلی و تنها یک فرآیند فرعی استفاده شده‌است. از مجموع 29 فرآیند، فرآیندهای مادی با بسامد15، بالاترین کاربرد را در سوره دارند و پس از آن فرآیندهای کلامی‌با بسامد 6 و ذهنی با بسامد 5، قرار گرفته‌اند . فرآیندهای رابطه‌ای با بسامد3، کمترین کاربرد را در سوره دارند.
از مجموع 29 فرآیند سوره، 2 مورد فعل مستتر به کار برده شده، که هر دو مورد، فعل رابطه‌ای هستند و 27 مورد، فعل ظاهر.
شرکت کنندگان اصلی در فرآیندهای سوره، خدا، پیامبر و انسان هستند. لفظ خداوند به عنوان شرکت کنندۀ اصلی اکثریت فرآیندها به صورت‌های مستتر، اسم‌های ظاهر “الله” و “رب”، ضمیر موصولی “أَلَّذی” و ضمیر متصل و بارز “- نا” به کار رفته است. شرکت کنندۀ بعدی، پیامبر است که به صورت‌های ضمیر مستتر “أَنتَ” و ضمیر متصل و بارز “-کَ” و اسم ظاهر و نکرۀ “عبداً” دیده می‌شود . انسان به عنوان شرکت کنندۀ مهم دیگر سوره با الفاظ “أَلإنسان”، اسم ظاهر و “هُوَ”، ضمیر منفصل بارزو ” هُ”، ضمیر متصل و بارز ضمیر موصولی و مبهم “مَن” به کار رفته است. در فرآیندهای کلامی، “إقرَاء” یکی از شرکت کنندگان فرآیند – یعنی گفته20 – محذوف است، که بنابر نظر مفسرین، می‌تواند آیات قرآن و کتاب باشد.(طباطبایی،1382 ج 20 : 547)
در کل سوره، تنها 3 عنصر پیرامونی به چشم می‌خورد، که یک مورد زمانی است “إذا” و دو مورد، ابزاری هستند.
از 29 فعل موجود در سوره، 14 مورد در زمان مضارع صرف شده‌اند و 15 فعل در زمان ماضی. وجه همۀ افعال اخباری است، به جز یک مورد که از وجه التزامی‌برای بیان وجه امری استفاده شده‌است و 5 مورد فعل با وجه امری به کار رفته است. از افعالی که در وجه اخباری به کار رفته‌اند، 3مورد در قالب وجه پرسشی‌اند.
وجود 29 بند، در قالب 19 آیۀ نسبتاً کوتاه، بدون اینکه در آهنگ یا ساختار سوره تأثیر ناخوشایندی به جا بگذارد و یا سوره را مصنوعی جلوه دهد، دال بر فصاحت و بلاغت قرآن است و توانایی خداوند را در ایجاد گفتمانی که به بهترین نحو ممکن پیام خود را به مخاطب انتقال می‌دهد، نشان می‌دهد. کثرت فرآیند مادی، با بسامد 15 ، نشان می‌دهد که گویندۀ گفتمان(= خداوند)، بیش از جنبه‌های دیگر به عینیت بخشیدن به عمل فعل فرآیند توجه دارد و تأکید وی بر رخداد فرآیند و تأثیرات آن است.
وجود 6 فرآیند کلامی‌متن، معنا دار است. شرکت کنندگان در فعل کلامی‌”اقراء”، در آیات 1 و 3 ، خدا و پیامبر هستند. اهمیت کلیدی این گفتمان اشاره دارد و نشان می‌دهد که گفتمان برای مخاطب خاصی و برای انتقال پیام مهمی‌به مخاطب شکل گرفته و به همین علت سرآغاز سوره، با فرآیند کلامی‌شروع شده و پس از ذکر یک فرآیند مادی که آن نیز به خود اهمیت فراوان دارد و یکی از پیام‌های مهم این ارتباط کلامی‌است، دوباره فرآیند کلامی‌به شکلی دیگر تکرار می‌گردد.
کمی‌فرآیند رابطه ای، در سوره‌ای با 30 فعل فرآیند، نشانگر این است که گویندۀ متن (خداوند)، به جنبۀ توصیف زیاد تأکید ندارد و بر کنش‌ها و تأثیر آنها بیش از جنبۀ وصفی آنها مؤکد است.
وجه خبری و زمان ماضی وجه و زمان غائب در افعال این سوره است، اما سوره با فعل “اقراء” مضارع در وجه امری آغاز می‌شود و سپس در آیۀ سوم، مؤکّداً تکرار می‌شود و باز در پایان سوره با سه فعل مضارع با وجه امری پایان می‌پذیرد؛ زیرا هدف گویندۀ متن (خداوند)، انتقال پیامی‌است مبنی بر امر و فرمان و از مخاطب خود انتظاراتی دارد و او را به اطاعت از خود می‌خواند، کاربرد مکرر وجوه امری در آغاز و پایان سوره، فضایی حاکی از فرمان وامر را بر گفتمان حاکم می‌کند و به سوره، لحنی اقتدارگرانه می‌دهند.
پیش از پرداختن به تحلیل نکات مهم گفتمانی سوره، بایستی اشاره کنیم که این سوره را می‌توان از نظر معنایی به 4 بخش تقسیم کرد:
بخش اول آیات 5-1: که با تکرار “إِقرَاء”، اهمیت کنش خواندن و ارتباط کلامی‌را، برای رخداد یک ارتباط میان انسان و خدا بیان می‌کند. و با تکرار افعال “خَلَقَ” و “عَلَمَ”، به دو عمل مهم و اساسی خداوند؛ یعنی آفرینش و تعلیم انسان و مراحل تکمیل خلق و تعلیم می‌پردازد.
بخش دوم آیات 8- 6: که عکس العمل و رفتار فطری انسان را در مقابل آفرینش و تعلیم الهی به عنوان دو رکن اولیۀ نعمات الهی بیان می‌کند و بازگشت انسان را به سوی خدا به عنوان یک قانون محتوم اعلام می‌کند.
بخش سوم آیات 14- 9: که بنابه نظر مفسران، جنبۀ مثل دارد و مصداق انسان طاغی است و زمینه چین تهدید بعدی است و همچنین زمینه‌ای برای امر به عبادتش.
بخش چهارم آیات پایانی: که تهدید انسان‌های طاغی، به سرانجامی‌که هیچ راه رهایی از آن وجود ندارد و هیچ کمکی برای ایشان میسّر نیست. همچنین فرمان خداوند است به پیامبر مبنی بر عدم پیروی از انسان‌های سرکش -که قبلاً به اعمال و رفتار آنان و سرانجام آنها اشاره شد- و امر به عبادت و تقرّب به خداوند.
در بخش اول، کاربردهای دو فعل مادی از ریشه‌های “خَلَقَ” و “عَلَمَ”، از چند جهت قابل توجه هستند:
هر دو فعل، در بندهایی به کار رفته‌اند که در واقع توضیح و معرفی مشارک اول فرآیند “إِقرَاء”؛ یعنی “رب” هستند.
هر یک از دو فعل، دوبار پشت سر هم به کار رفته‌اند. بار اول توضیحی عام دربارۀ آفرینش انسان و آموختن وی اعلام می‌کنند و بار دوم جزئیات مهم آفرینش و آموختن را ارائه می‌دهند.
تنها این دو فعل هستند که در کاربرد دوم خود، از عنصر پیرامونی برای ارائه نوع و ابزار کنش انجام شده، سود می‌جویند.
هر دو فعل، بار اول به صورت مطلق و بدون کنش پذیر(= مفعول نحوی)، ذکر شده‌اند.
هر دو فعل، ماضی و در وجه اخباری به کار رفته‌اند.
هر دو فعل در کاربرد اول خود، اطلاع نو هستند و در جایگاه آغازین جمله قرار گرفته‌اند و در کاربرد دوم خود اطلاع کهنه‌ای هستند که خبر آنها اطلاع نو و پیام مهمی‌است، دربارۀ معرفی، توضیح و جزئیات کنش.
کنشگر هر دو فعل در کاربرد اول خدا، (=رَب+کَ) است و در کاربرد دوم، أَلَّذی با مرجع رب + کَ.
همۀ موارد بالا اشتراک‌های صوری و کاربردی این دو فعل را بیان می‌کنند و تنها در یک مورد با هم تفاوت دارند و آن هم این است که فعل “علم”، برای بار سوم نیز در یک بند جدا به کار می‌رود، اما “خلق”، برای بار سوم تکرار نمی‌شود.
از مجموع آنچه گفته شد، می‌توان به نتایج زیر دست یافت:
کاربرد دو فعل مادی، از ریشه‌های “خَلَقَ” و “عَلَمَ”، بلافاصله پس از فعل کلامی‌و امر “اقراء”، بیان اهمیت، رخداد آفرینش و آموزش است. وقوع این دو کنش ارتباطی و آثار آن، مهمترین پیامی‌است که قرار است در طی این کنش ارتباطی به مخاطب منتقل گردد. عدم وجود کنش پذیر بیانگر این است که خداوند می‌خواهد نخست نظر مخاطب خود را به خلقت و تعلیم مطلق به عنوان دو فرآیند عظیم الهی که رکن اصلی همۀ اعمال خداوند محسوب می‌شود، معطوف کند.
تکرار هر دو فعل، همراه با کنش پذیر انسان هم بیانگر نوع برتر خلقت الهی؛ یعنی آفرینش انسان و برترین نوع تعلیم؛ یعنی آموزش انسان است و هم آنچنان که (طالقانی،بی‌تا،ج آخر:178)معتقد است: ” اشعار به امتیاز و گزیدگی این موجود خاص [انسان] از خلق مطلق دارد.
وجود عنصر پیرامونی ابزاری، در کاربردهای دوم فرآیند، نشانگر این است که خداوند می‌خواهد بین خلقت انسان به عنوان برترین خلقت و تعلیم وی، به عنوان برترین تعلیم تفاوت قائل شود. خلقت انسان ویژه است؛ چون از عَلَق (= خون بسته)، آفریده شده‌است و تعلیم او علاوه بر تعلیمات فطری چون دیگر موجودات؛ به وسیله قلم است که تنها خاص انسان است و با دیگر آفریدگان متفاوت است.
کاربرد هر دو فعل در زمان ماضی، نشان از این دارد که خلقت و تعلیم انسان در حصر زمانی گذشته رخ داده است و از این نکته می‌توان پی برد که منظور از خلقت و تعلیم در این سوره، خلقت و آموزش اولیه نوع انسان است، که در زمانی توسط خدا انجام گرفته است، هر چند امر خلق کردن و تعلیم انسان امری همیشگی و دائم است که از خداوند سر می‌زند؛ اما اینجا منظور همان آفرینش و تعلیم اولیۀ نوع بشر است.
وجه

مطلب مرتبط :   حمل‌ونقل، چندوجهی، شیوه‌های، پژوهشگران، شیوه‌ای، می‌باشد