جبرئیل در مکه رخ داده است،و آنگونه که برخی از مفسرین معتقدند برای دلگرمی‌و نوید بخشی به پیامبر، نازل شده‌است.(مکارم شیرازی،1375، ج27: 137) و (شریعتی،بی‌تا، ج2: 160)

4- 2- 4- تجزیه و تحلیل آوایی سوره
در این سوره، طول آیات زیاد همگن نیست و آیات به تناسب معنا، کوتاه و بلند می‌گردند. در خوشۀ سوگندی آغاز سوره، که شامل سه آیه است، طول آیات کوتاه است و پس از آن طول آیات 4 و 5 ، که در حقیقت نقطۀ کانونی قسم هستند؛ یعنی آن پیام مهم که خداوند به عنوان گویندۀ متن به خاطر بیان آن، سوگند یاد می‌کند، گسترش می‌یابد. و آیۀ ششم به منتهای طول خود رسیده و دوباره آیات 7 و 8 به طور متوسط به طول نسبی بازگشته‌اند.
هجای پایانی تمام آیات، هجای بسته c⊽c است. همۀ آیات به هجای بسته /i:n/ یا /u:n/ ختم می‌شوند و تنها در آیۀ 4 ، هجای پایانی /i:m/ است. طالقانی(بی‌تا، ج آخر:173) نیز به این موضوع اشاره می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که فواصل آیات، همگی واو و نون، یاء و نون و یاء ومیم است. آنچه در این خصوص، جالب توجه است، ریتم هجایی آیۀ اول است، که 6 هجا دارد و هجای /waz/، مرکز الگوی هجایی است. به نظر می‌رسد، همانگونه که از نظر نحوی و معنایی، آیه به دو بخش تقسیم می‌شود، از نظر هجایی نیز شاهد دو بخش هستیم: بخش اول، والتین wat/ti:/ni/ و بخش دوم، آن waz/zay/tu:n و اگر الگوی هجایی را شکسته و باصطلاح تجوید وقف کنیم، هجای پایانی بخش اول نیز با آیات دیگر خوشۀ سوگندی هماهنگ می‌گردد.
در سه آیۀ اول که یک خوشۀ سوگندی است، دومین هجای هر آیه /c⊽/، است، که دارای یک واکۀ بلند است، که با دومین واکۀ هجای آخر، نوعی تقارن آوایی ایجاد می‌کند. محتمل است که این تقارن آوایی در سوگند خوشه‌ها، از شگردهای منحصر به فرد قرآنی است، که مخاطب خود را در یک فضای معنوی که پیام متن است، محصور می‌کند. موسیقی درونی این آیات تقریباً یکسان است و این موسیقی در آیۀ 4 به یکباره تغییر می‌کند؛ به نظر می‌رسد گوینده، خداوند قصد داشته است که نوعی فضاسازی موسیقایی ارائه دهد، تا خواننده را برانگیزد و برای انتقال پیام اصلی متن او را آماده سازد.
هجای پایانی همۀ آیات، واج خیشومی‌/n/ و تنها در یک مورد /m/ است و در آواشناسی عربی، واج‌های خیشومی‌/n/ و /m/، از جهتی شبیه آواهای لین(واکه‌ها) هستند؛ به این معنا که ممتدند و می‌توان آنها را بدون اینکه بخشی مانع عبور هوا گردد، ادامه داد. ختم آیات به این گونه واج‌ها، فضایی نرم و بدون ضربه را بر سوره مستولی کرده است؛ هر چند آیات با همخوان پایانی بسته می‌گردند، اما وجود این آواها نرمی‌بدون ضربه‌ای را به همراه واکۀ کشیده ماقبل، به آیه می‌دهد.
واکۀ غالب در این سوره، واکۀ افتاده، پیشین و کوتاه /a/، با بسامد 43 مورد است، که نوعی موسیقی آرام بدون فراز و فرود را بر کل سوره حاکم کرده است.
در پاره‌ای موارد، آرایش واکه‌ای در یک ترکیب یا یک واژه، نشان دهنده و مؤید معنا در بافت است. مثلاً در ترکیب “أسفَلَ سافِلین”، که واکه مرکزی، پیشین، باز، گسترده و کوتاه /a/، از آغاز تا تقریباً پایان ترکیب، پشت سرهم تکرار می‌شود، در وسط ترکیب کشیده شده و به/a:/ تبدیل می‌گردد و در هجای پایانی با /i/ واکه پیشین، بسته، گسترده وکوتاه و جفت کشیدۀآن /i:/ تبدیل می‌شود و موسیقی ترکیب از یک حرکت بالارونده به یک حرکت فرودین تنزل می‌کند، که با معنای ترکیب و بافت موجود در آیه کاملاً تناسب دارد. طالقانی(بیتا، ج آخر:173) نیز به این مورد اشاره دارد. طولانی شدن آیۀ 6 ، که بیانی تربیتی و توصیه‌ای است، نیز دلیل کاملاً موسیقایی و مرتبط با معنا دارد. اگر این آیه نیز مانند بقیۀ آیات، کوتاه آورده می‌شد و مثلاً در بخش‌هایی می‌شکست و به دو یا چند آیه تبدیل می‌شد، پیوستگی موسیقایی آیه با سکوت و وقف‌های پیاپی شکسته شده و به تناژ ضربه‌ای تبدیل می‌شد؛ در حالی که معنای آیه، متضمن پیوستگی ایمان و عمل صالح است، که قطعاً منجر به پاداش بی منت خواهد گردد؛ می‌باشد. بنا‌بر‌این موسیقی پیوسته بدون ضربه آیه، در هماهنگی با پیام بند است.
در آیۀ 7، شاهد واکۀ باز و کشیده/:a/ هستیم، که به تدریج بسته می‌شود، تا در پایان آیه به وجود /i/ و/i:/ به فرود نهایی خود می‌رسد. محتمل است که موسیقی تنزلی آیه، با معنای بافت که تکذیب روز جزا – بعد از این که متوجه شد جاذبۀ ایمان و قدرت محرک عمل صالح بایداو را بر انگیزد و از اسارت اسفل سافلین نجات دهد، چه چیزی است که او را به تکذیب دین و روز جزا وا می‌دارد(طالقانی،بی‌تا،ج آخر:171) – است، در ارتباط تنگاتنگ است.
آرایش واجی، در آیۀ آخر جالب توجه است. در بخش آغازین آیه، همخوان روان /l/، پشت سرهم تکرار می‌شود و شاید تداعی گر واژۀ /la:/ =لای عربی و منتقل کنندۀ مفهوم نفی چیزی باشد و در انتهای آیه با کنار هم قرار گرفتن همخوان سایشی چاکنایی/h/ و جفت حلقی آن/H/ روبروییم. به ویژه در ترکیب “أحکَمَ ألحاکِمین ” که آوای حلقی سایشی بی واک/H/ ، در آغاز ترکیب قرار می‌گیرد و نوعی ضربه و شدّت را با خود همراه دارد و موسیقی آغاز آیه را که تداعی گر نوعی مفهوم نفی قطعی است، با شدّت و ضربۀ پایان آیه با مفهوم پیام متن که حاکمیت قطعی خداوند است، همراه می‌کند.
در بخش همخوان‌ها واج‌های /l/ و /n/، با بسامد 18، بالاترین کاربرد را به خود اختصاص داده‌اند، که از رسایی بالایی برخوردارند. و واج پرکاربرد دیگر /m/ است، با بسامد12 که از نظر قابلیت امتداد و خیشومی‌بودن به ترتیب با /l/ و/m/ شباهت دارد. واج/Ɂ/، با 12بار تکرار، جایگاه بعدی را به خود اختصاص می‌دهد و واج‌های /d/، 7بار،/w/ و/s/با بسامد6، /f/،/b/با تکرار 5بار،/t/،/r/،/y/،/H/،/h/ و/ż/با بسامد 4، کاربردی متوسط دارند و بقیۀ واج‌ها جزء کم کاربردترین واج‌ها با بسامدهای3تا یک هستند. سایشی‌های /š/، /ʑ/ و/ʐ/، در سورۀ تین اصلاً به کار نرفته‌اند. کاربرد بالای آواهای رسا موجب وضوح و روانی موسیقایی سوره گشته است.

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، علم،، حوزوی، جنایی‌ایران،، تعصب

جدول 4- 2- 3- 1- بسامد همخوان‌ها
همخوان
بسامد
/l/
18
/n/
18
/m/
12
/Ɂ/
9
/d/
7
/w/
6
/s/
6
/f/
5

/b/
5

/t/
4

/r/
4

/y/
4

/H/
4

/h/
4

/ż/
4

/k/
3

/q/
3

/ȿ/
2

/z/
2

/ʡ/
2

/ɣ/
1

/θ/
1

/j/
1

/x/
1

/ť/
1

/ʐ/

/š/

/ʑ/

مجموع همخوان‌ها
126

جدول 4 – 2- 3- 2- بسامد واکه‌ها
واکه
بسامد
a
43
i
15
u
10
a:
10
i:
10
u:
4
مجموع واکه‌ها
88

جدول 4 – 2- 3- 3- بسامد ساخت هجا
cv
cvc
56
36
جمع کل
92

4- 2- 5- تجزیه و تحلیل معنایی سوره
سورۀ تین، دارای 8 آیه و 11بند با 11 فعل فرآیند است. از این 11 فرآیند، 7 فرآیند اصلی و 4 فرآیند فرعی استفاده شده‌است. 5 فعل مستتر و 6 فعل ظاهر، در سوره به کار رفته است. از افعال مستتر، 4 فرآیند کلامی‌است و یک فرآیند رابطه‌ای و از 6 فعل ظاهر، 3 فرآیند مادّی و 2 فعل فرآیند ذهنی و یک فرآیند رابطه‌ای استفاده شده‌است، که از مجموع فرآیندها، فرآیند کلامی‌با بسامد 4، بالاترین کاربرد را به خود اختصاص داده است.
گویندۀ فرآیندهای کلامی‌خدا و مخاطب آن انسان است و نشان دهندۀ این است که در این مکالمه، ارتباط خدا و انسان اهمیت کلیدی دارد. تکرار فرآیندهای کلامی‌پشت سر هم بیانگر اهمیت پیامی‌است که قرار است از سوی گویندۀ متن( خداوند)، به مخاطب انسان به طور عام و پیامبر به عنوان مخاطب خاص و واسطۀ بین انسان وخداانتقال داد.
در فرآیندهای کلامی، مشارکین اصلی انسان و خدا تکرا می‌شوند و مشارک سوم که عموماً نام یک مکان مقدس است (بجز یک مورد که نام یک میوه است که آن هم نشان یک سرزمین مقدس است)، آیه به آیه تغییر می‌کند و احتمالاً دال بر اهمیت مفهوم پیامی‌است که می‌خواهد منتقل شود.
در آیات 5 و6 که پیام اصلی پس از سوگند خوشه‌هاست ، دو فعل مادّی “خَلَقَ” و “رَدَدَ” نشان دهندۀ این است که خداوند بر وقوع رخداد خلقت انسان و انحطاط او تأکید دارد و می‌خواهد به این رخدادها عینیت بیشتری ببخشد، تا مخاطب او نیازی به تفسیر و تأویل خاصی نداشته باشد و پیام را صراحتاً دریافت کند.
عناصر پیرامونی فرآیند خلقت، از نوع کیفیت است. شاید به این دلیل باشد که آنچه در آفرینش انسان مهم است که خداوند برای آن سه بار سوگند یاد می‌کند، نوع خلقت و کیفیت آفرینش است. اما در فرآیند بازگرداندن که بر مفهوم انحطاط انسان دلالت دارد، عنصر پیرامونی مکانی(پست‌ترین مراتب پستی) و عنصر پیرامونی سپس است و به نظر می‌رسد با این عناصر پیرامونی، اهمیت جایگاه بازگرداندن و فروافتادن انسان پس از خلقت او، نکتۀ اهمیت پیام است.
در آیۀ 4 که پیام آن تربیتی و راهکار نجات انسان از انحطاط است، با دو فرآیند “آمنوا” ذهنی و “عملوا” مادّی روبرو هستیم، که این خود می‌تواند نکته جالب توجهی باشد که ممکن است در ارتباط نیت (پندار) و عمل (رفتار) باشد.
( احمدزاده؛1387) در تفسیر سورۀ عصر معتقد است که فرآیند مادّی “عملوا”، به همراه عنصر پیرامونیش “ألصّالِحات”، که به کیفیت فرآیند اشاره می‌کند، نشان می‌دهد که ایمان، بدون عنصر پیرامونی فرآیند آمده که بدان اطلاق بخشیده‌است و موجب گستردگی دایره معنایی آن گشته است؛ در حالی که “عملوا” فرآیند مادّی است و به همراه عنصر پیرامونی کیفیت (ألصّالحات) آمده، که دایره معنایی این فرآیند را محدود می‌کند و در حقیقت فرآیند ایمان را یک فرآیند باز در برابر فرآیند بسته و محدود عمل قرار می‌دهد.
به نظر می‌رسد خداوند با کاربرد فرآیند رابطه‌ای در انتهای آیه، قصد دارد که اهمیت پاداش بی منت را در ازای عمل صالح و ایمان توصیف کند؛ اما با استفاده از یک فعل مستتر که در مقابل افعال ظاهر “آمنوا” و “عملوا”، آمده است ،از اهمیت این فرآیند در برابر دو فرآیند مذکور می‌کاهد؛ یعنی مهم ایمان وعمل صالح است، که موجب نجات از سرانجام اسفل سافلین است و پاداش بی منت در درجه دوم اهمیت قرار دارد. این فرآیند از نوع رابطه‌ای وصفی است و میان انسان و پاداش غیر ممنون به عنوان یک صفت رابطه برقرار شده و انسان‌هایی که دو توصیۀ قبلی را به کار برند، حامل ویژگی پاداش غیرممنون هستند.
با نگاهی به دو فرآیند رابطه‌ای که در سوره به کار رفته است، به نکتۀ مهمی‌دست می‌یابیم و آن اینکه فرآینآ آااااخثخثخآیند اول با فعل مستتر آمده، در حالی که فرآیند دوم با فعل ظاهر “لَیسَ”؛ زیرا نقش مهمتری دارد و اساساً قطعیت و محتوم بودن پیام بر آن استوار است.
در آیۀ 4، افعال ماضی در وجه خبری به کار رفته‌اند، اما کنش کلامی‌با ساختار وجهی خود همگون نیست و از وجه خبری برای صدور فرمان استفاده شده‌است و در واقع خداوند می‌خواهد در ضمن ارائه یک خبر، پیام را به صورت فرمان به همه انسانها صادر کند، که ایمان بیاورید و عمل صالح انجام دهید.(احمدزاده،1387) معتقد است خداوند با استفاده از وجه امری در قالب بند خبری تعادلی را در فضای ارتباطی سوره ایجاد کرده و در عین حال لحن اقتدارگونۀ متن را نیز حفظ کرده است و فضای عاطفی سوره را نیز برای مخاطب خود محفوظ نگه داشته است، تا مخاطب او احساس نکند که فرصت و زمان نجات را از دست داده است.
در پایان آیه؛ خداوند برای ایجاد امید بیشتر برای مخاطب و گسترش فضای عاطفی از وجه خبری در زمان مضارع با فعل مستتر استفاده می‌کند، تا پیامی‌مکرّر را به مخاطب خود القا کند که ایمان و عمل صالح را در بستر جاری زمان استمرار بخشد.
بند دهم، بند پرسش با فعل مضارع است که طبق نحو عربی، جمله استفهامیه است. طالقانی(بی‌تا،ج آخر:171) آن را تفریع بر همه آیات قبل می‌داند و مای استفهامیه را متضمن تعجب، انکار و پرسش از سبب تکذیب می‌داند و طباطبایی(1382،ج542:20) استفهام را توبیخی به شمار می‌آورد، و آنچه مهم است اشتراک هر دو مفسر در استفهامی‌بودن آیه است. ضمیر متصل کَ به عنوان شرکت کننده در فرآیند است و در مفهوم انسان به طور کلی و نوع انسان است.طالقانی(بی‌تا،ج آخر:171) اشاره می‌کند که برخی از مفسرین، مای استفهامیه را در معنای مَن(= چه کسی)، گرفته‌اند و مخاطب را رسول اکرم می‌دانند و سپس با دلایل تفسیری، این رأی را رد می‌کند.
این آیه در پیوند با بافت کلی است و نه جدای از آن و در تمام بافت آیه، مشارکین در فرآیند، انسان و خدا هستند و این آیه که تفریع بر آیات پیشین آن است و فَ موجود در آن نمی‌تواند جدای از بافت متن عمل کند. بنا‌بر‌این همانگونه که طالقانی(بی‌تا،ج آخر:171) و طباطبایی(1382،ج20: 4-543)، تفسیر مبتنی بر اینکه کَ خطاب به پیامبر است و ما در معنای چه کسی آمده را با دلایل تفسیری و علوم دینی مردود می‌دانند، یافته‌های زبانشناسی و تحلیل گفتمانی نیز، مؤید نظر تفسیری مرحوم طالقانی و مرحوم طباطبایی است.
بند آخر فرآیند، رابطه‌ای است و به نظر می‌رسد خداوند به نوعی می‌خواهد از طریق فرآیند رابطه ای، به نوعی تخصیص حاکمیت جهان تنها برای خداوند را برای مخاطب خود توصیف کند. این بند نیز یک بند پرسشی است که بیانگر وجه اخباری است و از نظر نحو عربی استفهام است

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، ملاحظات، تشکل‌های، وزارت، رسانه‌های، سرزمین