؛ و بالعکس انسان های نادان و کم مایه نمی توانند جایگاه رفیعی در جامعه خود داشته باشند.
در این روایت شریف ، از وجود رابطه تنگاتنگ میان جهل و خواری خبر داده شده به گونه ای که اگر جهل بود ، خواری نیز همراه و همزاد او خواهد بود.
نتیجه سخن این که آثار سوء جهل و جهالت ، خود فرد را در برمی گیرد و موجب خواری و زبونی او در میان مردم خواهد شد.
دو ) در معرض سقوط قرار گرفتن
حضرت علی بن ابی طالب ( ع ) در کلام گهربار خود اشاره می کنند که :
« عباد الله لا ترکنوا الی جهالتکم و لا تنقادوا لا هوائکم فان النازل بهذا المنزل نازل بشفا جرف مار ، ینقل الردی علی فلهر من موضع الی موضع » 117
« ای بندگان خدا ، به نادانی های خود تکیه نکنید و تسلیم هوای نفس خویش نباشید که چنین کسی بر لبه پرتگاه است ، و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد و از جائی به جای دیگر می رود. »
« ابن ابی الحدید می نویسد که حضرت امیر ( ع ) در این جمله مردم را از اطلاعت هوای نفس و تبعیت از جهلشان برحذر می دارد و تصریح می کند که چنین شخصی هلاکت و تباهی را در پشت خود حمل کرده ؛ به هر جا می رود آن را نیز به دنبال خود می برد و پس از رأی فاسدی ، به دنبالش رأی فاسد دیگری اظهار می کند و خود را به پرتگاه نیستی می کشاند. 118 »
سه ) پشیمانی در کردار و گفتار
در سوره مبارکه ملک هنگامی که کافران را وارد جهنم می کنند ، از زمان آن ها نقل می کند و می فرماید :
« و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر 119 »
« و می گویند : اگر ما گوش شنوا داشتیم با تعقل می کردیم ، جزء دوزخیان نبودیم. »
در این آیه ضمن بیان سرنوشت وحشتناک دوزخیان ، انگشت روی علت اصلی بدبختی آن ها گذارده شده است ، می فرماید : از یک سو خداوند گوش شنوا و عقل و هوش داده است و از سوی دیگر پیامبرانش را با دلیل روشن فرستاد.
اگر این دو با هم ضمیمه شوند ، سعادت انسان تأمین است ولی هنگامی که انسان گوش دارد اما با آن نمی شنود ، چشم دارد و نمی بیند و عقل دارد اما نمی اندیشد ، اگرچه تمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند اثری ندارد.
علامه طباطبایی می فرماید :
« مراد از سمع ، استجابت دعوت پیامبران است و این که باید سخن و یضاع آن ها را می پذیرفتند و عمل می کردنند. »
هم چنین مراد از عقل ، التزام به مقتضای آن هدایت هایی است که عقل به آن ها می نمود و به آن ها می گفت که باید در برابر خداوند خاضع و مطیع بود. 120
خلاصه این که طبق این آیه شریفه ، مجرمان ندامت و پشیمانی خود را ، معلول به کار نبستن عقل و اندیشه خود بیان می کنند و اضهار می دارند که اگر به رسول ظاهری ( پیامبران ) و به رسول باطنی ( عقل ) در کارهایمان توجه و تمسک داشتیم ، نتیجه تلخ آتش جهنم را در پی نداشت. 121
چهار ) کاهش ثواب اعمال :
شاخصه بسیار مهمی که می توان از آثار سوء فردی جهل برشمرد ، مسئله ناچیز بودن اعمال شخص جاهل است. بر اساس روایات اسلامی ثواب و پاداش اعمال انسان بر اساس میزان عقل و معرفت اوست. روایات در این زمینه فراوان است.
الف ) « سلیمان دیلمی گوید ، به امام صادق عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است ، فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم ، فرمود :: پاداش به اندازه عقل اوست. 122 »
ب ) امام جعفر صادق ( ع ) از رسول خدا ( ص ) نقل می کند که حضرت فرمود :
« اذا رایتم الرجل کثیر الصلاه ، کثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظر و کیف عقله » 123
« چون مردی را پر نماز و روزه دیدید به او مباهات نکنید تا بنگرید عقلش چگونه است. »
از روایات فوق به خوبی استفاده می شود که میان ثواب اعمال و خدا آگاهی و معرفت ، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.
به عنوان مثال اگر یک عالم و یک جاهل هر دو برخیزند و وضو بگیرند و رو به قبله ایستاده و یک نماز دو رکعتی بخوانند ، ثواب عمل عالم بالاتر و افضل است بر عمل جاهل ، چرا که عالم با علم و معرفت و شناخت و اندیشه این عمل را انجام می دهد اما شخص جاهل چنین شناختی از فعل خود ندارد و این تفاوت اساسی است که میان عالم و جاهل وجود دارد.
ب ) « اثرات و پیامدهای اجتماعی جهل » :
در بعد اجتماعی نیز برای جهل پیامدهای سوء و زیانبار فراوانی که به مراتب بدتر و شدیدتر از پیامدهای فردی آن می باشد مطرح است که به پاره ای از آن ها اشاره می کنیم :
یک ) بروز دشمنی ها : نادانی خطرناک ترین امراض است و می تواند مولّد سایر بیماری ها باشد. نزاع های جاری بین انسان ها و اقوام و ملل جهان از قدیم الایام وجود داشته است. چه بسیار خون هایی که در اثر جنگ ها و مناقشات بر زمین ریخته شده و چه فلاکت ها و رنج هایی که بشریت در این میان متحمل نشده است.به راستی علت این همه ظلم و تعدی و به جان هم نوع خود افتادن چه می تواند باشد ؟
جواب روشن است ، برای این که به هواهای نفسانی خود پاسخ دهند و از منافع مادی جهان ، بیش تر بهره مند شوند.
سوال مهمی که در این جا مطرح است این است که ایا این گونه اندیشیدن عین جهل نیست ؟
ما معتقدیم که در واقع ریشه اصلی این همه دشمنی ها در واقع جهل و نادانی است.
و در واقع جهالت ها و حماقت ها ، دنیای زیبای زندگی را به لجنزاری متعفن تبدیل کرده است که جای نفس کشیدن در آن برای انسان های حقیقت جو باقی نگذاشته است.
همان طور که گفتیم یکی از آثار سوء اجتماعی جهل ، ایجاد دشمنی ها و دامن زدن به آن می باشد و در پی این دشمنی هاست که بشر در طول قرون متمادی به صورت فرسایشی عمل کرده است و توان اعجاب انگیز خود را در مسیر باطل به کار گرفته است و جز رنج و محنت چیزی عاید او نگشته است.
دو ) نافع نبودن به حال دیگران
هم نشینی با افراد نیک کردار و نیک سرشت می تواند در رشد و تکامل روحی و معنوی انسان موثر باشد ، اما در ارتباط با انسان جاهل دقیقاً این تاثیر نسبت عکس به خود می گیرد ، به گونه ای که در اثر نشست و برخاست و مراوده با انسان جاهل ، اخلاق ذمیمه او نیز به انسان سرایت کرده و اثرات اخلاقی زیان باری را در پی خواهد داشت.
تا آن جایی که حضرت علی ( ع ) در پند و اندرز به فرزندش امام حسن مجتبی ( ع ) می فرماید :
« یا بنی ایاک و مصادقه الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک » 124
« پسرم از دوستی با احمق بپرهیز ، چرا که می خواهد به تو نفعی برساند اما دچار زیانت می کند. »
شاید بشود گفت ، در راستای همین کلام و توصیه امیر مومنان ( ع ) است که شاعر پر آوازه ایران یعنی ناصر خسرو گفته است :
چه خوش گفت آن خردمند سخندان که روی از صحبت نادان بگردان
درخت انس نادان برنیارد حضورش جز که دردسِر نیارد 125
سه ) بروز فساد در جامعه
همان گونه که عالِمِ فاسد می تواند عالم را فاسد کند ، انسان جاهل نیز می تواند عالَمَی را گرفتار جهل خود نماید.
حضرت علی ( ع ) در طی نامه ای به معاویه می نویسد « ای معاویه ! گروهی بسیار از مردم را به هلاکت کشاندی و با گمراهی خویش فریبشان دادی و در موج سرکشی دریای جهالت خود غرقشان کردی که تاریکی ها آن ها را فرا گرفته و در موج انواع شبهات غوطه ور گردیدند ، از راه حق به بیراهه افتادنند و به دوران جاهلیت گذشتگان روی آوردنند و به ویژگی های جاهلی خاندانشان نازیدند.
ای معاویه ! در کارهای خود از خدا بترس و اختیارات را از کف شیطان درآور که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است. 126 »
در این گفتار به بررسی گوشه ای از پیامدهای مخرب فردی و اجتماعی جهل پرداختیم ، بر تک تک افراد و جامعه بشری است که به فکر ریشه کنی و زدودن اثرات این بیماری برآیند و جامعه خود را از مواجه شدن با پیامدهای سوء آن برهانند.

مطلب مرتبط :  

« راه های عملی جهل زدایی »
یک ) تحقیق و تبیین :
یکی از راه های زدودن جهل ، تحقیق و تبیین است :
« یا ایها الذین آمنوا انحاءکم فاسق بنبا فتبینوا انتصیبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین » 127
« ای کسانی که ایمان آورده اید ! اگر شخصی فاسقی خبری برای شما بیاورد ، درباره آن تحقیق کنید ، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خودپشیمان شوید. »
این که در آیه شریفه دستور به تحقیق و بررسی خبر فاسق را به عدم ضرر رساندن به برخی افراد تعلیل نموده ، لازمه این امر در حقیقت ، رفع جهالت است. 128
دو ) پرسش از اهل ذکر
« و ما ارسلنا من قبلک الا رجالا نوحی الیهم فسئلوا اهلا لذکر انکنتم لا تعلمون 129 »
« و پیش از تو ، جز مردانی که به آن ها وحی می کردیم ، نفرستادیم ! اگر نمی دانید ، از آگاهان بپرسید. »
درست است که طبق احادیث و آیات دیگر ، مراد از اهل ذکر ائمه اطهار می باشند ، اما این اختصاص با عمومیت آیه منافات ندارد. به این که اهل بیت ( ع ) مصداق اتم و اکمل باشند.
بنابراین پرسش از اهل خبره برای جاهل ، به حکم عقل بوده و رجوع جاهل به عالم در حقیقت ، ارشاد به حکم عقلی است. 130
سه ) بصیرت و بینش
یکی دیگر از راه هایی که برای مقابله با جهل و جهالت می توان از قرآن کریم استخراج کرد ، کسب بینش و بصیرت می باشد ؛ چرا که ثمره عدم بینش ، جهل و نادانی است :
« و مثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لا یسمع الا دعاء و یداء صم بکم عمی فهم لا یعلقون » 131
« مثل ( تو در دعوت ) کافران ، بسان کسانی است که ( گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر ) صدا می زند ، ولی آن ها چیزی جز سر و صدا نمی شنوند ( و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی کنند. این کافران ، در واقع ) کر و لال و نابینا هستند از این رو چیزی نمی فهمند. »
منظور از کری ، گنگی و کوری در این جا بُعد معنوی و روحانی است که همان بینش و بصیرت بوده که نتیجه آن ، منتفی شدن عقل و عدم تمییز و تشخیص خواهد بود ، و راه درمان این جهالت ، کسب بینش و بصیرت است. 132
چهار ) تمسک و استعانت از خدای متعال :
تمسک و استعانت از پروردگار می تواند یکی از راه های علاج جهل باشد. قرآن کریم در جریان داستان حضرت یوسف ( ع ) از زبان آن حضرت بیان می کند.
« قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین » 133
از آن جایی که حضرت یوسف ( ع ) می داند که در همه حال مخصوصاً در مواقع بحرانی جز به اتکا لطف پروردگار ، راه نجاتی نیست ، خودش را با این سخن به خدا می سپارد و از او کمک می خواهد و می فرماید :
« خداوندا من به خاطر رعایت فرمان تو و حفظ و پاکدامنی خویش از آن زندان وحشتناک استقبال می کنم و می فرماید : خدایا کمکم فرما ، نیرویم بخش ، بر قدرت عقل و ایمان و تقوایم بیفزا تا بر این وسوسه های شیطانی پیروز گردم و از جاهلان نباشم. »
و یکی دیگر از راه های عملی جهل زدایی
پنج ) پیروی از قرآن است :
تا آن جایی که امام زین العابدین در صحیفه سجادیه در ذیل دعای ختم قرآن می فرماید :
« و جعلته نورا نهتدی من ظلم الظلاله و الجهاله باتباعه و شفاء لمن انصت بفهم التصدیق الی اشتماعه » 134
« … و آن را نور و روشنایی گردانیدی که ما به پیروی از آن از تاریکی های گمراهی و نادانی راه می یابیم و شفا و بهبودی برای کسی که فهمیدن آن را از روی تصدیق و باور نمودن خواسته »
در این جا می توان گفت قرآن مجید بیماری های صعب العلاج تری ( نسبت به جهل ) را مورد علاج قرار داده است و نسخه شفابخش ارائه کرده است.
به عنوان مثال با پدیده بت پرستی و شرک که از بدترین و زشت ترین مریضی های بشر در طول تاریخ بوده ، به شیوه های مختلف به مبارزه و معالجه پرداخته است.
بنابراین برای ریشه کنی جهل باید به سراغ قرآن کریم رفت و راه هائی که موجب هدایت بشر می شوند را شناسایی کرد و از قرار گرفتن در مسیرهائی که موجب سقوط می شوند ، جلوگیری کرد.
و هم چنین یکی دیگر از راه کارهای عملی جهل زیادی صبر و استقامت است اما هرگز نباید از هدایت جاهلان مأیوس شد.
و در آخر راه های مرحوم نراقی در عرصه جهل زدایی :
ایشان در بیان معالجه جهل بسیط معتقد است که از سه راه می توان به درمان آن پرداخت :
« یک ) این که متوجه شود که جهل امری قبیح است چرا که انسان ، انسان حقیقی نیست و مجازاً به او انسان اطلاق می شود چرا که برتری انسان به سایر حیوانات به خاطر ادراک اوست و در صورتی که انسان آگاهی نداشته باشد ، پس چه امتیازی می تواند بر حیوانات داشته باشد ؟
دو ) توجه و دقت به مذمت هایی که در بشریت مقدس درباره جهل آمده است.
سه ) توجه کند به آیات و روایاتی که در فضیلت علم و دانش و معرفت وارد شده است. 135 »
و هم چنین در معالجه جهل مرکب فرموده است :
« که زائل کردن آن در نهایت صعوبت و سختی است. بدیهی است که کسی که در جهل مرکب است ، خود را جاهل نمی داند تا درصدد رفع آن برآید.
چنین شخصی اگر بد سلیقه و کج ذهن است که در این صورت باید او را به فراگیری علوم ریاضی و هندسه و حساب مشغول کرد چرا که این گونه علوم نقشی بسزایی در تقویت ذهن و قوه عاقله دارند. و اگر جهل او به خاطر خطای در فکر و استدلال است که در چنین حالتی باید استدلال او را با استدلالات اهل تحقیق و علمای اهل فکر

مطلب مرتبط :   قاچاق، زنان، جنسی، دختران، مجازات، کودکان