2
« گفتند آیا شعیب ایا نمازت تو را دستور می دهد که ما آنچه را پدرانمان می پرستیدند ترک گوییم ؟ و آنچه را می خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟ تو مرد بردبار و رشیدی هستی. »
در قرآن کریم ایاتی که در این مورد وجود دارد به ده ها آیه می رسد که همگی بیانگر تبعیت و حتی تعبد کورکورانه امت ها نسبت به عقائد و اخلاق و روش نیاکان خود است.
نکته تعجب انگیز این است که میان امت « نوح (ع ) » و « شعیب ( ع ) » و « صالح ( ع ) » و « موسی ( ع ) » و حضرت خاتم انبیاء « محمد مصطفی ( ص ) » چقدر فاصله زمانی وجود داشته است اما متأسفانه جواب مشرکان باز هم همان معنا و مفهوم و همان جمله است.
این نشان دهنده این است که گذشت زمان و طی شدن قرون متمادی هنوز نتوانسته بود ریشه های جهل و نادانی را بسوزاند.
خلاصه این که زمینه های جهل متعدد و گوناگون اند که در این گفتار فقط چند عامل و زمینه را به بحث گذاشتیم.
البته زمینه های متعدد دیگری را نیز می توان برای ریشه یابی جهل ذکر کرد ، از جمله کمی سواد و دانش و معلومات و یا لجاجت بی حد و حصر نوع بشر و هم چنین روحیه گناه و نافرمانی ، که همگی می توانند به گونه ای در ایجاد و یا در دامن زدن و ثبات بیش تر جهل در جامعه نقش داشته باشند.
البته تحقیق و تفحص بیش تر می توان به تعداد این عوامل افزود که به جهت پرداخت به مباحث بعدی به همین مقدار بسنده می کنیم.

« نشانه های مربوط به جهل »
خردمندی و بی خردی نشانه هایی دارد که بیش تر در حوزه عمل خود را نشان می دهد ، با نگاهی گذرا به احادیث و ایات می توان به این نشانه ها پی برد. مثلاً در وصیتی که امام موسی بن جعفر به هشام فرموده است ، یک ) « تکبر آلت دست جهل قلمداد شده است. 93 »
و در جایی دیگر نیز دو ) « تجسس کردن در اموری که به فرد مربوط نیست » به عنوان یکی دیگر از نشانه های جهل معرفی شده است. 94
از نظر آیات قرآن می توان به
یک ) « استغناجویی » اشاره کرد یعنی این که فرد به علم و قدرت خویش چنان دل بسته باشد که گویی هرگز این علم ایشان به جهل و قدرت به ضعف و ثروت به فقر تبدیل نمی شود. 95
دو ) « احساس امنیت دروغین » : این افراد به جای این که قدرت خداوند را پناهگاه خود قرار دهند ، به شیاطین و استکبار جهانی رو می آورند و در سایه آنان احساس امنیت می کنند. 96
سه ) « مجادله و جدال های بی منطق و غیر عقلائی 97 و هم چنین یاوه گویی 98 »
در آیات قرآن و روایات نشانه های دیگری نیز برای بی خردی بیان شده است بنابراین با نگاهی به رفتارهای انسان می توان دریافت که در چه سطحی از خرد و خردوزی هستند و می توان به آن ها تکیه و اعتماد کرد و با آنان مشورت نمود.

4 – 2 – 2 – گفتار چهارم – خصوصیات جاهدان
جهل یک بیماری است و شخص جاهل در واقع به عنوان یک فردی که از هر سو امراض بر جسم و روح او وارد شده است ، نیازمند مداوا است.
به طور طبیعی ، همان قدر که شناسایی عوامل جهل می تواند ما را در درمان این سرطان کشنده یاری دهد ، شناخت ویژگی های جاهلان نیز می تواند در این عرصه ، بسیار گره گشا باشد.
جاهلان خصوصیاتی دارند که در اثر شدت و ضعف جهل آن ها ، این خصوصیات نیز متفاوت می شود.
در این گفتار به شکل خلاصه و مطلوب به بیان این خصوصیات می پردازیم و تلاش داریم که از فرهنگ قرآن و سنت نهایت بهره راببریم.
« و اینک خصوصیات جاهلان : »
اولین خصصیتی که این گروه دارند و در زندگی آن ها به شکل محسوسی نمودار دارد این است که اهل معصیت و نافرمانی اند.
قرآن کریم در ذیل آیه 33 سوره مبارکه یوسف در جریان داستان عبرت انگیز و اموزنده حضرت یوسف ( ع ) و همسر عزیز مصر به این مطلب می پردازد :
هنگامی که حضرت یوسف ( ع ) درخواست گناه از سوی همسر عزیز مصر را نپذیرفت ، چاره ای نداشت جز آن که به زندان برود ، لذا به خدای عالمیان عرض کرد :
« قال رب السجن احب الیّ مما یدعوننی الیه و الا تصرف عنی کیدهن اهب الیهن وا کن من الجا هلین ». 99
« یوسف گفت : پروردگارا ! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آن ها را از من بازنگردانی قلب من به آن ها متمایل می گردد و از جاهلان خواهم بود. »
مشاهده می شود که حضرت یوسف ( ع ) به خدای عالمیان عرضه می دارد که اگر مکر و نیرنگ این انسان های گناه کار و نافرمان شامل حال من شود و تو مرا از آن ها نرهانی ، من نیز از جاهلان خواهم شد و اگر لطف تو نباشد ، من نیز گرفتار گناه و عصیان خواهم شد. روشن است انسان هایی که در مسیر ضلالت قدم برمی دارند و مشعل هدایت معرفت را در دست ندارند گرفتار جهل می شوند و در اثر ظلمت جهل نیز گرفتار معاصی می گردد.
سخنی از آخرین رسول الهی حضرت محمد ( ص ) که می فرماید :
« ان العاقل من اطاع الله و ان کان ذمیم المنظر حقیر الحظر و ان الجاهل من عصی الله و ان کان جمیل المنظر عظیم الخطر 100 »
« عاقل کسی است که خدا را اطاعت می کند اگرچه بد چهره باشد و دارای منزلتی در جامعه نباشد و جاهل کسی ایت که خدا را عصیان می کند اگرچه خوش صورت باشد و دارای منزلت و بزرگی »
دو ) دوری از قرآن
مولای متقیان علی ( ع ) در نهج البلاغه از مردم جاهل به خدا شکایت می کند و می فرماید :
« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا. لیس فهیم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعا … و لا اغنی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه 101 »
به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند ، در میان آن ها کالایی خوارتر از قرآن نیست موقعی که آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآور تر و گران بهاتر از قرآن نیست زمانی که آن ها را تحریف کنند.
زندگی در میان افرادی چنین نادان چقدر سخت و جانکاه است.
انسان های جاهل و سنگ دلی که حتی نور حیات بخش قرآن نیز در دل آن ها نمی تواند پرتو افشانی کند. در گمراهی خود دست و پا می زنند و هر روز که می گذرد به درجه جهالت و در نتیجه ضلالت آن ها افزوده می شود.
سه ) انجام کارهای غیر عاقلانه
خصوصیت بارزی که در این گونه افراد می توان نام برد این است که افعال آن ها به هیچ وجه از روی عقل و تفکر نیست. آن ها به خاطر جهلشان توان خوبی برای تفکر ندارند.
درخت معرفت در زمینی می روید که شوره زار نباشد. جاهل در فضای متعفن جهل ، شب و روز خود را می گذراند و توان رشد و تعالی ندارد.
لذا کارهایی که انجام می دهند فاقد اندیشه صحیح است. به اطراف و جوانب کار توجهی ندارند و نمی تواند عواقب امر را بسنجد.
قرآن کریم در قضیه حضرت یوسف ( ع ) و برادرانش به این مطلب اشاره دارد.
« قال هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذا أنتم جاهلون 102 »
گفت : آیا دانستید با یوسف و برادراتش چه کردید آن گاه که جاهل بودید ؟
تفسیر نمونه ذیل این آیه چند نکته را بیان می کند از جمله
اولاً یوسف ( ع ) بزرگواری کرده و گناه آن ها را سربسته بیان می کند و می گوید : ما فعلتم ( آنچه انجام دادید ).
ثانیاً » راه عذرخواهی را به آن ها نشان می دهد که این اعمال شما به خاطر جهل بوده و دوران جهل گذشته و اکنون عاقل شده اید. 103 از طرفی حسادت و کینه توزی برادران نسبت به یوسف ( ع ) و از طرف دیگر جهالت آنان دست به دست هم داد تا دست تقدیر این گونه ورق بخورد و یوسف با چنین حوادثی رو به رو بشود. برادران در آن لحظه نفهمیدند چه می کنند و به عواقب کار اصلاً توجهی نمی کردنند. در آن حال چیزی که در میان نبود فکر و اندیشه بود.
چهار ) تمسخر کردن
انسان های بی منطق و تهی هرگاه در برابر انسان های صاحب فکر و استدلال قرار می گیرند ، احساس حقارت می کنند و در مواجهه با آن ها سعی می کنند کمبود خود را به وسیله مسخره کردن ، جبران کنند.
« و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره قالوا اتتخذنا هزرا قال اعوذ بالله لن اکون من الجاهلین 104 »
« هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خداوند به شما دستور می دهد ماده گاوی را ذبح کنید ، گفتند آیا ما را مسخره می کنی ؟ ( موسی گفت ) به خدا پناه می برم از این که از جاهلان باشم. »
قوم موسی پس از شنیدن این سخن که « خداوند به شما دستور می دهد گاو ماده ای را ذبح کنید » ایا ما را مسخره می کنی ؟
و به این ترتیب پیامبر بزرگ خدا را متهم به سخریه نمودنند ، این گونه تعبیرات همه دلیل بر جهل و نادانی ، خودخواهی و لجاجت آن ها می باشد. این است که می بینیم موسی ( ع ) در پاسخ خود بیان می دارد که مسخره کردن کار انسان های جاهل است و طبیعی است که هرگز چنین کارهایی سخیفی در شأن او که پیامبر خدا و صاحب رسالت و وحی الهی است ، نمی باشد. 105
پنج ) نهادن هر چیزی بر غیر جای خود
از حضرت علی ( ع ) درخواست کردنند عاقل را به ما بشناسان. پاسخ فرمود : « هو الذی یضع الشیء مواضعه »
« خردمند آن است که هر چیزی را در جای خود می نهد. »
سپس گفتند که جاهل را نیز تعریف کن. حضرت فرمود : « قد فعلت » این کار را کردم. 106
یعنی با معرفی خردمند ، جاهل را نیز شناساندم ، زیرا « جاهل » در مقابل « عاقل » قرار دارد ، پس جاهل کسی است که هر چیزی را در جای خود نمی گذارد.
شش ) پرستش معبودان دروغین
هیچ انسان فهمیده و عاقلی به خود اجازه نمی دهد که در برابر بت ها سجده کند یا چیزی را در وقت سجده و عبادت ، با ذات الهی شریک بداند ؛ اما انسان های جاهل چنین نیستند. آن ها نه تنها از پرستش معبود واقعی سر باز می زنند ، بلکه از دیگران نیز می خواهند هم چون آنان به پرستش معبودان دروغین روی آورند.
در سوره مبارکه « زمر » به این اصل اشاره دارد و می فرماید »
« قل افعیر الله تامرونی اعبد ایها الجاهلون 107 »
آیا به من دستور می دهید که غیر خدا را عبادت کنم ای جاهلان ؟
این سخن مخصوصاً با توجه به این که کفار و مشرکان گاهی از پیامبر ( ص ) می خواستند که خدایان آن ها را احترام و پرستش کند ، با صراحت اعلام می دارد که مشرکان جاهل از رسول اکرم ( ص ) می خواستند ، به پرستش بت ها روی آورد.
تفسیر نمونه معتقد است که مفهوم این آیه این است که بت پرستان عموماً مردمی جاهلی اند. و نه تنها نسبت به پروردگار جهل دارند ، که مقام والای انسانی خود را نشناخته و لگدمال می کنند. 108
« علامه طباطبایی می فرماید خطاب به جهل در آیه فوق ( ایها الجاهلون ) برای اشاره به این مطلب است که امر شما به پرستش غیر خدا در حالی که دلائل روشن و براهین متقن را پیرامون یگانگی خدا می بینید ، این نیست مگر از جهل و نادانی شما. 109 »
هفتم ) فراموش کردن نعمت های الهی
اما سجاد ( ع ) در دعای نورانی و زمزمه های عارفانه خود خطاب به پروردگار عالمیان چنین عرضه می دارد.
« ولا تحزنی یوم تبعثنی للقائک ، ولا تفضحنی بین یدی اولیائک و لا تنسی ذکرک و لا تذهب عنی شکرک ، بل الزمینه فی احوال السهو عند غفلات الجاهلین لا لائک و او زعنی ان اثنی بما لیتنیه و اعترف بما اسدیته الی 110 »
« روزی که مرا برای دیدار خود ( حساب و بازرسی ) برانگیزی ، خوار و شرمنده نکن. و در جلو دوستانت رسوایم مگردان و یاد خود را از یادم مبر و شکر و سپاس خود را از من زایل مکن. بلکه آن را در حالات فراموشی هنگام فراموشی های نادانان به نعمت هایت همیشه با من قرار ده ، و به من الهام کن که بر آنچه مرا اعطا کرده ای ستایش نمایم و به آنچه به من نیکویی نموده ای اقرار کنم. »
امام ( ع ) در قالب این جملات نورانی به این نکته اشاره دارد که زمانی فرا می رسد که نادانان و جاهلان نعمت های بسیار متنوع و نامحدود الهی را فراموشی می کنند. در حالتی که به هر طرف خود ، توجه کنند ، الطاف الهی را مشاهده می کنند و غرق در نعمت اند ، اما به آن ها توجه ندارند. در واقع پرده ظلمانی جهل بردیدگان آن ها کشیده می شود و حقیقت را درک نمی کنند.

مطلب مرتبط :   عقاب، خورشید، مظهر، شاهین، پرنده، شمسی

در این گفتار به ویژگی های جاهلان از دیدگاه قرآن و سنت پرداختیم و توانستیم هفت ویژگی از منابع اسلامی استخراج کنیم در حالی که این ویژگی ها بسیار زیاد است که در ادامه می توان هشت لجوج بودن 111 نه هرزه گویی 112 ده اهل افراط و تفریط بودن 113 ( اسلام و این آیه اشاره به میانه روی دارد ) یازده بد گمانی به پروردگار 114 دوازده اهل فساد بودن 115 و غیره را نام برد ، اما محدودیت پایان نامه ما را از تفصیل بیش تر باز می دارد.

5 – 2 – 2 – گفتار پنجم – آثار و پیامد های جهل و راه های عملی جهل زدایی
هدف من در این گفتار بررسی پیامدهای مخرب جهل است. پیامدهای مهلکی که به جان فرد و اجتماع را مورد تهدید قرار می دهد. و برای شخص و جامعه ، خطرات غیر قابل جبران را موجب می شود.
در این جا مبحث فوق را از دو زاویه و از دو منظر آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می دهیم.
الف ) « آثار و پامدهای فردی جهل » :
یک ) خواری در جامعه : امیر مومنان علی ( ع ) می فرماید :
« اذا ارذل الله عبداً حظر علیه العلم » 116
« هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند ، دانش را از او دور می کند. »
آری ، علم موجب عزت انسان در جامعه