ساختار گرایانه و ساختار شکنانه برای مقوله جنسیت مطرح شده است. در برابر این مفهوم، مفهوم سکس مطرح گردیده است. خلاف …… تعلق سبه جنسیت طبیعی است. تفاوت هر دوی این مقوله ها با این هدف است که مشخص کند که جنسیت و مقررات آن صرفاً ازطریق طبیعت پدید نمی آید و به همین دلیل غیر قابل تغییر نیست بلکه بر مبنای کل وضعیت اجتماعی است واین تفکر را سیمون دو بوار در سال 1949 مطرح نموده است.
آدم زن بدنیا نمی آید بدل زن بدنیا می آید.220
2.3 مبحث دوم) بررسی مصادیق حقوق اجتماعی در آلمان
در این فصل به برررسی حقوق اجتماعی زنان در آلمان می پردازیم آنچه مسلم است و در قانون اساسی و در ابتدا بدان اشاره شد زنان در تمام ابعاد با مردان مساوی هستند مگر در مواردی که منحصراً از آن زنان است مانند حمایت از زنان باردار .در سایر موارد زنان با مردان در حقوق اجتماعی تفاوت زیادی ندارند و تمام گزاره های قانونی هم زن و هم مرد را مخاطب خود قرار می دهد. مصادیق حقوق اجتماعی زنان در آلمان در این گفتار مورد بررسی قرار گرفته و ابعادش تبیین و تحلیل می گردد. در ابتدا ضرورت دارد که به بررسی مفهوم حقوق بشر از دیدگاه آلمان ها بپردازیم و پس از آن در سایر گفتارها به بررسی مفهوم این حقوق بپردازیم.
حقوق بشر شامل حق آزادی بیان، دین، عقیده، برابری در مقابل قانون است. و این حقوق از بدو تولد آغاز می شود و برای همه مردم است. به اضافه حقوق بشر حمایت از آزادی فردی، ازدواج، خانواده، اموال شخصی و مصونیت از مزاحمت و نقض حریم شخصی است. موارد دیگری نیز برای حقوق بشر یاد شده است. مانند: حفاظت از آزادی، حق پناهندگی، حق جبران مال از دست رفته و انسان از هرگونه تعرض مصون است و این حق مسلم هر انسان و غیر قابل تغییر است. و این حقوق برای همه شهروندان آلمانی پیش بینی شده است.
این حقوقی مانند حق رأی، تشکل و حق انتخاب شغل و سایر حقوق مانند حق آزادی رفت و آمد، حق دسترسی به مراجع و محاکم عمومی، حق داشتن تابعیت آلمانی، حق داشتن فعالیت علیه اقدامات خلاف نظم.221
اصول حقوق بشردر آلمان بر این مبنا استوار است:
برابری: این حق برای همه افراد به یک اندازه باید اجرا شود و نباید تبعیضی وجود داشته باشد و هر انسانی بدون در نظر گرفتن جنسیت و نژاد می تواند از این حقوق برخوردار شود.
امنیت: هر انسانی باید دارای امنیت خاطر بوده و از نظر جسمی و روحی مصون باشد.
آزادی: همه انسان ا در اعمال خود آزادند در آزادی بیان، عقیده و ….
جامعه پذیری: هر انسانی داراری هویت مستقل است اما در عین حال می تواند جامعه پذیر باشد بنابراین هر انسانی حق تشکیل دادن حزب و گروه و خانواده را دارد.
امرار معاش: نیازهای هر انسانی باید تأمین گردد.آب، غذا، مسکن، بهداشت، کار و امنیت و….222
اصولی که قانون اساسی و حقوق آلمان بر آن استوار است این موارد است:
– اصل حاکمیت مردم
– تفکیک قوا
– قانونی بودن دولت
– استقلال دادگاه ها
– مسئولیت دولت
– اصل چند حزبی
– اصل فرصت های برابر برای همه احزاب سیاسی مخالف با اعمال قانون اساسی 223
قانون اساسی برابری و آزادی و غیر قابل نقض بودن را تضمین می کند. و همه شهروندان آلمانی می توانندبه این حقوق تکیه کنند.
عدالت اجتماعی یکی از اهداف دولت رفاه است و این اصطلاح در سال های 1960 تا 1980 مورد استفاده قرار می گرفت. این واژه از امنیت اجتماعی برگرفته شده است که در استاندارهای بین المللی مورد استفاده بود.224
روشهایی زیادی وجود برای تعیین قانون اجتماعی وجود دارد. قانون اجتماعی موضوعی مشترک است که مسائل زیاد حقوقی را دربر می گیرد. مفهوم عدالت اجتماعی می تواند تحت یک هدف خاص در قانون اساسی مطرح شود مانند: اصل دولت اجتماعی که در قانون اساسی آلمان بدان اشاره شده است به عنوان مثال قانون کار و اخراج ناعادلانه، حمایت از حقوق مصرف کنندگان، حفاظت از حقوق مستاجر و…..225
کرامت انسانی نیز یکی از مواردی است که در قانون اساسی آلمان در بند 1 از اصل یک بدان اشاره شده حیثیت‏ انسان‏ مصون‏ از تعرض‏ می‌باشد رعایت‏ و حمایت‏ از آن‏ بر عهده‏ هیات‏ حاکمه‏ است. و این بدان معنا است که هیچ انسانی نباید از حقوق خود محروم شود و مجازات غیر انسانی و اهانت آمیز وی از شکنجه ممنوع است.226
کرامت انسانی یعنی در نظر گرفتن ارزش انسان بدون در نظر گرفتن قومیت، مذهب، عقیده، اعتقادات سیاسی، موقعیت اجتماعی، وضعیت سلامت، سن، جنس. 227
کرامت انسانی تنها یک مفهوم فلسفی نیست و حقوق بشر نیز از آن برگرفته شده است. این حقوق شامل آزادی بیان، منع شکنجه، داشتن یک محاکمه عادلانه، داشتن حقوق اجتماعی مناسب، داشت اوقات فراغت، داشتن بهداشت، مسکن و کار. 228
دامنه کرامت انسانی حفاظت از کرامت انسانی از تعهدات دولت در برابر شهروندان در خاک آلمان است و البته این حق برای آلمانی های خارج از کشور نیز در نظر گرفته شده است. کنسولگری ها، سفارت خانه ها، نیروهای مسلح فدرال، کارمندان سرویس اطلاعاتی آلمان، کشتی های تحت پرچم آلمان همه تحت مورد حمایت دولت آلمان هستند.229
بر اساس قانون حقوق اجتماعی، دستیابی به حقوق اجتماعی از طریق آموزش و کمک های اجتماعی است از این رو باید به افراد برای ایجاد یک زندگی امن و ایجاد فرصت های برابر برای همه افراد، کمک به امرار معاش، مساعدت شود. و این خدمات باید برای همه افراد و به تساوی بین مردم تقسیم شود.230
حقوق اجتماعی فرد را از استثمار محافظت کرده و حق مشارکت در ثروت اجتماعی را تضمین می کند. و این حق اولین بار در نیمه دوم قرن 19 و در زمان صنعتی شدن بوجود آمده است مسأله صنعتی شدن سبب شد تا مشکلات اجتماعی بیشتر گردد و کارگران از بی عدالتی رنج می بردند و از این رو ایده حقوق اجتماعی راه اندازی شد.
حقوق اجتماعی حقوق جمعی نیست اما ادعا می کند که نیاز های حقوقی و مدنی بشر مانند نیاز افراد به غذا، سرپناه، مراقبت های بهداشتی، آموزش، امنیت اجتماعی را تأمین می کند. این موارد از موارد حقوق اجتماعی است:
حق کار، حق فقط وشرایط کاری مطلوب، حق تشکل در اتحادیه های کارگری، حق امنیت اجتماعی، حمایت ازخانواده، مادرو فرزندان، حق استانداردهای مناسب زندگی(خوراک، پوشاک، مسکن) و به بهبود مستمرشرایط زندگی، حق بهداشت، حق تحصیل، حق شرکت درمشارکت های فرهنگی، در پیشرفت علمی واستفاده از آن و همچنین درحفاظت از کپی رایت.231

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، مجازات، لواط، جمهوری، دیهکلمات کلیدیمقاله درمورد

1.2.3 گفتار اول )دادگاههای اجتماعی (SGG)
دادگاههای اجتماعی در آلمان قانون وحدت رویه و سیستم دادگاهها را در صلاحیت اجتماعی تنظیم میکند. دادگاههای اجتماعی دادگاههای اداری هستند که از سایر دادگاهها به طور مستقل عمل می کنند. این دادگاهها شامل دادگاههای اجتماعی، دادگاههای تجدید نظر و دادگاههای اجتماعی فدرال.
دادگاههای اجتماعی برای حل اختلافات زیر صلاحیت دارند.
– مسائل مربوط به امنیت اجتماعی
– کمک های اجتماعی
– ارتقا استخدام
– جبران خسارت های اجتماعی
– اختلافات بین شرکت های بیمه و پزشکان، دندانپزشکان، و روان پزشکان
صلاحیت این دادگاهها معمولاً در دادگاهی است که شاکی در آنجا حضور دارد. دادگاه از قضات حرفه ای و غیر حرفه ای تشکیل شده است. که برای دو سال انتخاب می شوند قضات غیر حرفه ای اختلافات بین کارفرمایان و بیمه شدگان را قضاوت می کنند. هر یک از جلسات دادگاه با یک رئیس و دو قاضی تشکیل می شود مقررات این دادگاه ها به جای مقررات اداری آیین دادرسی مدنی به کار می رود.232
3.3 مبحث سوم ) حقوق اجتماعی در آلمان
دراین فصل به بررسی حقوق اجتماعی در آلمان و سهم زنان می پردازیم آنچه مسلم است این است که بنا بر قانون اساسی آلمان کلیه حقوق برای زنان و مردان برابر است و تفاوت خاصی وجود ندارد اما در مواردی که تفاوت وجود داشته بدان اشاره شده است.
1.3.3 گفتار اول) حق بر تأمین اجتماعی
دایره المعارف آلمان در تعریف تأمین اجتماعی آورده است:
هرکس حق دارد دارای امنیت اجتماعی باشد و از بیمه درمان، مراقبت،حوادث و بیمه بر خوردار باشد.233
حق بر تأمین اجتماعی یکی از حقوقی است که در آلمان مورد توجه قرار گرفته. از زمان ویلهلم دوم قانون تأمین اجتماعی برای همه افراد تصویب شد قانون اساسی آلمان در اصل سوم خود به این موضوع پرداخته و می نویسد:
1- همه افراد در برابر قانون مساوی اند.
2- مردان و زنان دارای حقوق متساوی اند.
3- هیچ‌کس را به مناسبت جنس پدر و مادر، نژاد، زبان، کشور محل اصلی تولد، ایمان یا عقاید مذهبی و سیاسی نمی‌توان مورد رفتار مادون و یا مرجح قرار داد.
بر این اساس زنان و مردان از حقوقی مساوی برخوردارند و تمامی بیمه ها و خدمات اجتماعی برای همه افراد چه زن و چه مرد متصور است.
تأمین اجتماعی تضمینی برای کمک های اجتماعی برای افراد نیازمند است و هدف از تأمین اجتماعی داشت یک زندگی مطابق با ارزش های انسانی و کرامت انسان هاست. بنابراین تأمین اجتماعی افرادی را که نیازمند هستند و درآمد کافی ندارند در آلمان پوشش می دهند.234
در دنیا آلمان مبتکر ایجاد بیمه های اجتماعی به شمار می رود. فرمان امپراطوری که از جانب بیسمارک این فرمان صادر شد.
این فرمان که در نوع خود آغازی برای تأمین اجتماعی است در برگیرنده وعده های صلح پایدار نوید بخش روزهای خوش و تدوین کننده مقررات قانونی مربوط به تأمین اجتماعی می باشد. در آلمان آن زمان تحرکات صنعتی شدن، کوچ از روستا به شهرها، تمرکز سرمایه ها، فقر ناشی از دستمزدهای ناچیز، افکار سوسالیستی و آشوبها مسائل عمده ی کشور را تشکیل می داد. بیسمارک بر این باور بود که تمامی مسائل مزبور با اجرای برنامه های تأمین اجتماعی قابل حل است از این رو فعالیت های خود را در این جهت ادامه می داد. او به عنوان پدر بیمه های اجتماعی لقب گرفته بود.235
نظام تأمین اجتماعی آلمان بر اساس بیمه اجتماعی بنا شده ولی جایگاه کمک های اجتماعی نیز در کنار آن قابل توجه است. دولت به میزان 33.8%از درآمد کل نا خالص داخلی را به امر تأمین اجتماعی اختصاص داده است. مخاطرات مختلفی که در شمول حمایت های تأمین اجتماعی قرار دارد عبارتند از بیمه بیماری های مادرزادی ، حوادث کاری، بیماری های شغلی، معلولیت، سالمندی، فوت ، بیکاری و اولاد. حق بیمه مسولان هر سال متغیر بوده و میزان ثابتی ندارد.
ماده 9 منشور حقوق اجتماعی اروپا اشعار می دارد:
کشورهای عضو باید حق هر انسانی را نسبت به تأمین اجتماعی به رسمیت بشناسند.
به منظور اجرای مؤثر حق تأمین اجتماعی طرف های متعاهد متعد می شوند که:
– ایجاد یک سیستم تأمین اجتماعی
– تلاش برای بدست اوردن یک سیستم اجتماعی بالابردن سطح آن
– رفتار برابر با اتباع خود و اتباع دیگر236
در اصل بیست قانون اساسی آلمان اصل دولت اجتماعی مورد تأیید قرار گرفته است و حتی تغییرات در قانون اساسی آلمان نمی تواند این اصل را ملغی سازد. بدین ترتیب دولت قانون اساسی آلمان دولت را موظف می کند که در کنار آزادی های فردی حداقل های لازم برای زندگی شهروندان را تأمین کند. در عین حال هر شهروند موظف است بخشی از مسئولیت تأمین اجتماعی خود را بر عهده گیرد.237
انواع بیمه ها در آلمان پیش بینی شده است که همه افراد جامعه از آن بهره مند گردند وهمه از حداقل های زندگی بهره مند گردند. بیمه های پزشکی و سلامت، بیمه بازنشستگی، بیمه حوادث از بیمه هایی است که دولت آلمان برای شهروندان خود تضمین نموده است. اما یکی از بیمه ها که در آلمان برای شهروندان قرار داده شده است کمک های اجتماعی است. شبکه ی تأمین اجتماعی با کمک هایی که هزینه های آن از محل درامدهای مالیاتی پرداخت می گردد. این کمک ها به افراد تعلق می گیرد. که توانایی رهایی از تنگدستی را با امکانات خود و بستگان خود ندارند. برای تامین حداقل مایحتاج این افراد در دوران پیری و یا از کار افتادگی دایمی کمک هایی در نظر گرفته شده است . در کنار آن کمک های دولتی برای گذران زندگی با تأمین هزینه های مورد ی پیش بینی شده است.238
آلمان یکی از قدرت های بزرگ اقتصادی در جهان و صاحب یکی از بهترین و قدرترین نظام های تأمین اجتماعی است. تأمین اجتماعی در آلمان در گروه حقوق اجتماعی قرار می گیرد و اهمیت زیادی دارد.
اصل 20 قانون اساسی آلمان اصل دولت اجتماعی را مورد تأکید قرار داده است و می نویسد:
1- جمهوری‏ متحده‏ آلمان‏ یک‏ دولت‏ دموکراتیک‏، فدرال‏ و سوسیال‏ است‏.
2 – سرچشمه‏ قدرت‏ دولت‏ از ملت‏ است‏. این‏ قدرت‏ از طریق‏ انتخابات‏ و اخذ رأی‏ و به‏ وسیله‏ ارگان‏ جداگانه‏ قوه‏ قانونگزاری‏، قوه‏ مجریه‏ و قوه‏ قضاییه‏ اعمال‏ خواهد گردید.
3 – قوه‏ مقننه‏ تابع مقررات‏ قانون‏ اساسی‏ و قوای‏ مجریه‏ و قضاییه‏ پیرو قانون‏ خواهند بود.
نظام تأمین اجتماعی دولت آلمان سنتی است و به دوران صنعتی شدن باز می گردد. بیسمارک در انتهای قرن 19 یک نظام تأمین اجتماعی تدوین نمود و امروز بیش از نود درصد مردم از آن بهره می برند.
(در دهه های بعد ی شبکه تأمین اجتماعی گسترش یافته و هم زمان با آن از کیفیت بهتری برخوردار شد؛ از سال 1927 بیمه ای در برابر تنگناهای مالی ناشی از بیکاری و از سال 1995 بیمه ی نگهدار