همه ی این دلالت ها (خالکوبی، حنابندان، خون، عطر ..) نوعی طب سنتی به حساب می آید که شهوت را تحریک می کند. نه تنها خالکوبی‌ زینتی و آرایشی وجود دارد، بلکه خالکوبی درمانی‌ نیز هست، زیرا درد حاصل از سوزن کوبی هم درمان می کند، و هم زینت می بخشد. در حقیقت خالکوبی تزیینی بی فایده نیست. برای همین نزد آنان [افراد آن جامعه] خالکوبی طلسمی است، که از چشم زخم حمایت می‌کند. وخالکوبی(لجام سیدی)278 از‌گونه ها محرک نیروی‌ جنسی است، و خالکوبی (خلخال الفخذین) 279 برای مزید شهوت به کار گرفته می شود.
در (قصه ی جماع) الخطیبی به متن شیخ نفزاوی280 (‌الروض العاطر فی نزهه الخاطر)281 استناد می کند. متن این کتاب موازین اخلاقی را رعایت نمی کند، و با ارائه کیفیت جماع وحالات آن؛ تابوها را می شکند. خوراکی ها و داروهایی که قدرت جنسی را زیاد می کند، می آورد. همچنین شواهدی می آورد، که مشروعیت عمل را تأکید می کنند. تحلیل الخطیبی در سطح متن النفزاوی به دوگونه ی روا و ناروا بودن تقسیم می شود.
اما در (رسم الخط)؛ الخطیبی انواع دلالت ها را نزد (الجاحظ) ارائه می دهد: لفظ، اشاره (‌با دست،‌ با سر، یا با چشم، …)، وعقد (‌شمردن بدون کلام وکتابت است. گونه ای از حساب با استفاده از انگشتان دو دست)، وخط، نصبه (کلماتی مانند: زمین،‌ آسمان، باد …است، استلهام ستاره شناسی از کتابت عربی زمانی که حروف الفبایی با گردش ماه مطابقت کند).
وی همچنین متن با ارزشی از ابن خلدون ارائه می دهد، که در آن می گوید: «در کتابت یک انتقالی از حروف خطی به کلمات لفظی در خیال صورت می گیرد. و انتقال دیگر از کلمات لفظی در خیال به معانی در نفس است، پس این حرکت از دالی به دال دیگر منتقل می گردد؛ مادامی که پوشش کتابت را بر تن دارد. نفس هم عادت می کند، انتقال از دال ها به مدلولات را ملکه خود گرداند‌».
قرار دادن خط ضمن دلالت عمومی یک بلاغت جالب وآهنگین است،‌ وپوشش زیبای زبان را به نقاشی تأمل برانگیز‌ تبدیل می کند. خط با زبان یک جدولی می سازد که از سه لایه تشکیل می شود: نخست آوایی است؛ چون آوا، قوانین و امکان خوانش خود را تأسیس می نماید. اما رسم الخط آن را غرق می کند وبه موسیقی ظاهری آن وحدت می بخشد چون آوا دال چند آوایی است. رسم الخط هم خوانش چندین بعدی را آسان می کند. دوم دلالتی‌ است، که معنای عادی که حاصل لفظ است به وسیله ی معنای دور تغییر داده می شود. سوم هندسی است که اساس آن بازیهای شکل و تصویرها است.
خطاطان عرب هم به این چیدمان وسامان احترام می گذارند، آنان حروف را با هم ترکیب و هماهنگ می نمایند سپس به آنها فرم می بخشند و گفتار (پارول) را زینت می دهند.
خط ها هم گونه های متنوعی دارند: خط کوفی که با معماری‌ وکاشی کاری همگونی‌ دارد، خط فارس‍ی که خط رقعه وخط تعلیق از آن سرچشمه می گیرند، خط دیوانی‌که مخصوص اداره ها ودیوان هاست، خط نسخی، خط ثلث، خط اندلسی، خط مغربی و… است.
الخطیبی به این گونه های دلالتی می پردازد، که از فرهنگ مردمی برمی خیزند. و همچون بارت با آن دست وپنجه نرم می کند، و ازآن نتیجه ها می گیرد و اضافه ها می کند.
در موضوع امثال ساختار سطحی آنها را می کاویم؛ واژه ها، سجع، ترکیبات تا به ساختار عمیق آن برسیم ومعنای مستقیم سپس معنای غیر مستقیم (‌دلالتی) آن را بیابیم. ممکن است هم بیش از یک معنی‌غیر مستقیم داشته باشد. یعنی اینجا لازم می آید ساختار فرهنگی‌ و اجتماعی‌ متن را درنوردیم.
در گفتمان (‌خالکوبی) می توانیم آن را همچون پدیده آنترپولوژی‌ ای که با بت پرستی ارتباط دارد مطالعه کنیم، که بر مالکیت دلالت دارد؛ مالک چهارپایان، اسبان، شتران، گوسفندان وبردگان خود را داغی ویژه و آشنا در قبیله خود می نهد. در مرحله ی بعدی نیز شیء مفید زیبا می شود و خالکوبی از مرحله ی مفید بودن به مرحله ی رفاه منتقل می گردد، وعنوان آذین بندی وزینت به خود می گیرد، و توانمند کسی می شود، که هزینه آن را پرداخت نماید وبر آستین خود بنهد. و زنان هم برای زینت بخشی به چهره هایشان یا قسمتی از بدنشان بابت آن پول می دهند. خالکوبی هم گونه ای‌ پوششی می‌شود که عریانی ‌را می پوشاند. اگر خانمی از زیبایی بهره ای ندارد ازخال و خالکوبی بهره می گیرد. می توان نتیجه گرفت که بحث و تحلیل باید به سوی لایه های عمیق تر گام بردارد، و در نشانه های خالکوبی و دلالتها، انواع، ابزار ورمزهای آن بحث کند. و در رویکرد افقی؛ خاستگاه، تطور و مراحل آن را بررسی نماید، و تغیر وتحولات گریبانگیر آن؛ یعنی چه طور می شود که یک امر دلپذیر وخواستنی که از قداست خاصی برخوردار بود به یک امر حرام و به دور از عرف های اجتماعی‌ تبدیل می شود «لعن الله الواشمه …».282
در گفتمان نکاح می توان مبانی این متن (متن غایب) را عرضه کرد وساختار عمیق آن را بررسی کرد تا به علل وچرایی ممنوع یا مرغوب بودن متن و مقدس یا غیر مقدس بودن آن برسیم.
در گفتمان (خط) می توان در عمق دلالتهای هر کدام از گونه های‌ خط بحث کرد. چرا انواع آن تکثر پیدا کرد؟ و برای مثال چرا حرف عربی در خط مغربی گرد است؟ در حالی که در خط کوفی راست است.
می توان از نوشته های جاحظ در(البیان والتبیین) در مورد خط و نوشته های ابن وهب در (‌البرهان فی وجوه البیان) استفاده کرد: در کتاب دوم آمده: «بهتر بود هر حرف قاموس صورتی خاص داشته باشد، لکن این امر برای آنان [عرب زبانان] سنگین بود پس از حروف زیادی بهره گرفتند و دو حرف به یک صورت نگاشتند مثل حرف (با) که با حرف (تا) و (ثا) یکی است و همانند (سین) که با (شین) یکی است، و بقیه ی حروف به همان شکل است. حروف را با نقاط از یکدیگر متمایز ساختند، این امر آسان تر بود، ‌پس هجده صورت برای بیست وهشت حرف درآمد »‌.
گفته ی اخیر ابن وهب283 شبیه نظر مونین284 در کتاب خود (‌درآمدی بر نشانه شناسی)‌ است. وی درین کتاب سعی می کند خط فرانسوی را بررسی نماید و همان نتایج دستگیرش می شود که قبلاً ابن وهب بدان رسیده بود. او در تصویر مشترک حروف تفاوتها را ملاحظه می نماید و واحدهای اساسی تشکیل دهنده ی آنها را تشخیص می دهد.
چنانچه عمق و دامنه ی بحث نشانه ای (سیموتیک) را بکاویم همه این دلالتها و تفسیرات ومعانی را می توانیم از آن استنباط کنیم. در حقیقت می توان گفت بحث الخطیبی یک در آمد مهمی بر مباحث نشانه ای وسیمیولوژیک درنقد نوین شمرده می شود.

مطلب مرتبط :  

فصل چهارم
نشانه شناسی
1- دو گرایش در تحلیل نشانه شناسی
الف – تحلیل ادبی :‌
نقد ساختارگرا و نگاه بسته ی آن به ساختار ادبی؛ انتقادهای زیادی را برانگیخت. این نگاه نتیجه ای جز دور شدن ساختار ادبی از دیگر نظامهای نشانه ای و فرهنگی وابسته به آن نداشته است. فقدان عنصر معنا یا دلالت وجدا شدن اثر ادبی از پودمان اجتماعی که ساختار آن اثر را تعیین می کند از پیامدهای دیگر نگاه بسته ی ساختارگرایی است. در حالی که نقد نشانه شناسی سعی می کند از این سد ومانعی که نقد ساختارگرای فرمالیستی‌ در برابر آن قرار می دهد،‌ رد شود.
این مسأله بدین علت است که تکنیکهای‌ ادبی‌ به تنهایی‌ کافی‌ نیستند. بلکه باید گام بعدی یعنی مطالعه نظامهای دلالتی رمزی اثر ادبی را شروع کرد. زیرا پس از کشف ساختار اثر ادبی‌ امکان آن پیدا می شود که معانی‌ نهفته درین ساختار تحلیل گردد . وبا این کار به گشودن درهای‌ بسته دنیای‌ معانی‌ در متن ادبی می پردازد. و از خوانش تأویلی‌ – رمزی که سعی می کند، شبکه رمزها را بکاود، و با آن دست و پنجه نرم کند؛ تا کد اثر ادبی را بر اساس مبانی نشانه شناسی و مبانی علمی صحیح رابطه ی فرستنده و گیرنده آن را تنظیم نماید، معرفی کند.
اثر ادبی عبارت است از نظام نشانه ای که هدف آن ایجاد معنای عمومی در جهان است، و ممکن است این اثر دوباره تفسیر شود و به توالی تفسیرو بی نهایت شدن آن بینجامد. چرا که ادبیات از حیث زبان نظامی است آکنده از رمزها و شالوده ی آن در نظام خلاصه می شود نه در پیام و از ارائه معنا به طور پیاپی وپنهان ساختن آن معنی در همان زمان تشکیل می شود. اگر مسأله این باشد پس درخواست مرتب نمودن پیام اثر هنری از منتقد امر به حاصلی است بلکه از او درخواست می شود نظام آن را بازسازی کند. رولان بارت درین زمینه مِی‌ گوید: « زبان و ادبیات امروزه همدیگر را جستجو می‌ کنند. و این ارتباط جدید میان ادبیات وزبان را موقتاً (نقد نشانه شناسی)‌ می نامیم، که اصطلاحی بهتر از این پیدا نمی‌ کنم. و نقد نشانه شناسی مرادف سبک شناسی نیست؛ حتی سبک شناسی با کسوت جدید خود؛ بلکه نقد نشانه شناسی کوششی افزونتر وفراتر از آن است. زیرا درین گونه ی نقدی‌ به صیغه هایی که خود به خود پا به عرصه وجود می گذارد، کاری ندارد. اما به پیوند محکم میان کتاب و زبان توجه دارد. و این رابطه به این معنی نیست که به زبان به عنوان یک علم توجه نشود؛ بلکه نیازمند بازگشت مستمر به واقعیتهای آنترپولوژی285 زبانی است، با وجود این که ممکن است مانند واقعیتهای اولی بنماید.
و اما تحلیل نشانه ای متن ادبی با خواندن شروع می شود. این نوع خوانش به خاطر ذهنیت بازی که در پیشینه خود دارد با دیگر خوانش های منتقدان عادی‌ متفاوت است. این رویکرد به چندین علت باز می گردد، مهمترین آنها خود متن است.
متن در سطوح مختلف مکانی‌ معانی ویژه ای دارد و در لحظه های گوناگون زمانی‌ هم معنی دیگری می دهد. برای همین است که هرخوانشی با دیگر خوانش ها تفاوت می کند. و مطالعه نشانه ای متن این گونه گونی را نمایان می سازد.
می توان گفت آشکار ساختن ساختار متن وتجزیه وتحلیل آن مفهوم گزینش را القا می کند. و برای اجتناب از ایراد گیری باید چندین خوانش متوازی انجام داد. و مطالعه ی نشانه ای هم نمی‌ تواند حرف آخر را بزند؛ زیرا هر مطالعه ی نوینی مجموعه ی علایم (کدهای) دیگری را فراهم می سازد. و جستجوی معانی‌ بدین گونه به معنی نامگذاری آن است ودر نتیجه قرار دادن آن در برابر معانی دیگری می‌ باشد.
خوانش نشانه ای متن نخستین مرحله ای است که از تجزیه وتحلیل بقیه ی امکانات وظرفیت های متن سبقت می گیرد. ومنتقد نشانه شناس یکی از آن امکانات را انتخاب می کند. و در تفسیر معینی آن را دوباره بازسازی می نماید. این تفسیر نباید نسخه ی برابر اصل متن اصلی باشد. زیرا تفسیر منتقد نشانه شناس متن را دوباره باز آفرینی می‌کند. وهمانطور که می دانید تحلیل نشانه ای بر پایه چندین اصطلاح اساسی‌ استوار است: نشانه، معنی همراه،‌ معنی اصطلاحی وغیره.
نشانه از دال ومدلول تشکیل می شود. نشانه شناسی هم در مورد نشانه ها وروابط ساختاری آن بحث می کند. نشانه هم واحد دلالتی است که از واحدهای پیام به شمار می رود، وهرگز به طور مجزا نمی آید. همیشه هم با واحد دیگر یا چندین واحد در ارتباط است. این واحدهای مرتبط نظام را در یک رابطه ی ترکیبی تشکیل می دهند.
نشانه نسبت به نشانه های دیگر مورد تجزیه وتحلیل قرار می گیرد. نشانه ی نظری در وظایف قاموسی (معنا، مضمون ..) ونشانه ی عملی در مجموعه ی ارتباط ومحیط اجتماعی‌ تجزیه وتحلیل می شود.
مرحله ی دوم انتقال از مرحله ی مادی به مرحله ی معنایی است. و چون معانی‌ ثابت و ایده آل نیستند و به محیط فرهنگی، زمانه، فرستنده وگیرنده بستگی دارند. پس معنا یک نوع رابطه ای میان مردمانی می شود که در یک مرحله ی زمانی با یکدیگر در ارتباط هستند. با این حال می توان گفت معنای کلماتی که در قاموس ها وفرهنگ ها دیده می شود در ارتباط فعلی‌ با مردم می یابیم. در نشانه شناسی به جز معنی دوم به معنی دیگری توجه نمی شود. و این بدین معنی است که ممکن است یک (‌دال) واحد چندین (مدلول) داشته باشد. و هر خوانش جدیدی یک تفسیر دیگری را از خود بروز دهد.
اما معنای همراه‌ مجال دیگری از معانی – بسته به منتقد ومحقق – را پوشش می دهد . اگر برای هر دالی چندین مدلول باشد. پس ارتباط فعلی برقرار نمی شود مگر اینکه گیرنده مدلول را به دالی نسبت دهد که فرستنده خواستار نسبت دادن آن بوده باشد. گیرنده هم بر اساس سیاق ارتباطی، مدلول را انتخاب می کند. در نتیجه می توان مدلول ها را بدین نحو مرتب ساخت؛ مدلولاتی که با هم ارتباط جبر گونه ای دارند (‌معنای اصطلاحی)‌. ومدلولاتی که با هم ارتباط آزادتری دارند (معنی همراه). وقتی که سیاق، معنای معمولی را نپذیرد یا معنای کمکی بطلبد؛ مجموعه ی دوم تشکیل می شود. معنای همراه گونه ای است از معنای اصطلاحی‌ است ونمی تواند وجود مستقل از معنای‌ اخیر داشته باشد. نشانه شناسی درجستجوی حقیقت ذاتی نیست بلکه سعی می کند آیین های موجود در بافت متن به اضافه معنای همراه را بروز دهد.
نظر بر اینکه معنای همراه همان معنای اولیه نیست ، لذا از سوی گیرنده ومخاطب نیازمند دقت بیشتری است. هنگامی که مخاطب شکل ترازو را می بیند – در یک فضای فرهنگی و در یک زمان معینی – بی درنگ معنای عدالت را به آن نسبت می دهد . بدون این که معنای اولیه ی ابزار وزن تداعی شود. درین حالت معنای همراه معنای اجتماعی‌ به خود می گیرد و به یک معنای اصطلاحی تبدیل می گردد. صلیب سبز هم به همین منوال است که سریعاً در ذهن مخاطب معنای‌ داروخانه را القا می نماید.
پس تحلیل پاراگرافها نخستین فرآیند اساسی در همه تحلیل

مطلب مرتبط :   مالیاتی، عدالت، قضایی، استقلال، دادرسی، آراء