آلوده بودن محیط زیست؛ هم نیروی انسانی و هم امکانات طبیعی در معرض آسیب است.

2-3-1-2- ابعاد سه‌گانه مباحث محیط زیست در فرهنگ وحی
مباحث زیست‌محیطی از نظر فرهنگ وحی به سه دسته تقسیم می‌شود:
الف: مباحث زیست‌محیطی مربوط به جسم.
ب: مباحث زیست‌محیطی مربوط به تلفیقی از جسم و روح.
ج: مباحث زیست‌محیطی مربوط به روح.
الف- بخش مربوط به جسم: برای نیل به محیط زیست سالم باید جامعه از چند نعمت برخوردار باشد.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: “لا تطیب السکنی الّا بثلاث، الهواءُ الطیب و الماءُ الغذیر العذب و الارض الخواره”78؛ زندگی گوارا نمی‌شود مگر آنکه انسان از سه نعمت بهره‌مند شود: هوای پاکیزه، آب گوارای فراوان و زمین حاصل‌خیز.
امور یاد شده، حقوق و وظایف متقابل تمام شهروندان است. رسول گرامی اسلام صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم چنین فرمود: “من أماط عن طریق المسلمین ما یؤذیهم، کتب الله له أجر قراءه أربعماه آیه، کلّ حرفٍ بعشر حسنات”79؛ هر کس از راه مسلمانان، چیزی را که باعث آزار رهگذر است برطرف کند، خداوند اجر خواندن چهارصد آیه قرآن را در دیوان عمل او ثبت می‌کند که ثواب قرائت هر حرف، ده حسنه است.
منظور از راه، خصوص مسیر زمینی نیست، بلکه شامل معبر دریایی و پل ارتباطی هوایی نیز می‌شود. مقصود از چیزی که آزار می‌کند، خصوص موانع عبوری نیست، بلکه هر چه مایه اذیت عابران بوده و بعضی از مزایای سلامت یا نشاط جامعه را از بین می‌برد؛ مانند بوی زباله، دود کارخانه، آلودگی صوتی و سنگینی ترافیک مشمول سخن نغز آن حضرت است و قداست رعایت اصول زیست‌محیطی همسان حرمت تلاوت متن مقدس دینی است.
ب- بخش مربوط به جسم و روح: در این بخش نیز اصول سه‌گانه‌ای لازم است تا زندگی بشر حیات انسانی شود. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: “لا یستغنی اهل کل بلدٍ عن ثلاثه، یفزع الیه فی أمر دنیاهم و آخرتهم، فان عدموا ذلک کانوا همجاً: فقیه عالم ورع و امیر خیر مطاع و طبیب بصیر ثقه”80؛ هیچ جامعه‌ای نیست که از این اصول سه‌گانه بی‌نیاز باشد:
* اول، فقیهی که افزون بر بیان احکام الهی، عالِم به زمانه و دارای وارستگی و نزاهت روح باشد؛
* دوم، فرمانروایی خیرخواه تا مردم از او اطاعت کرده و در پرتو ان تمامیت ارضی، استقلال، وحدت ملی و امنیت جامعه محفوظ بماند؛
* سوم، طبیبی که از بصیرت و بینش از کار خود بهره‌مند و مورد اعتماد و وثوق مردم باشد؛ یعنی هم از نظر شخصیت پزشکی مورد اطمینان و هم در حفظ اسرار مردم مورد وثوق باشد.
ج- بخش مربوط به روح: از آنجایی که حیات انسان و به سخن دیگر، انسانیت انسان و اصالت وجود او وابسته به روح است؛ نه جسم وی، باید محیط جان خویش را با طراوت کند، و این مهم با ریاضتهای شرعی حاصل می‌شود؛ یعنی برای پرورش روح باید از لذایذ بدنی بکاهد و به رشد جان بیفزاید. (جوادی آملی،‌ 1389،‌ص 87-88)
گرچه مصرف آنان بهره‌مندی حلال از محیط زیست و از نظر اسلام، طیب و طاهر و مورد تأیید است، ولی این بهره‌مندی مربوط به محیط زیست تلفیق از جسم و روح است؛ لیکن در بُعد محیط زیست مخصوص روح که ملکوتیان و اوحدی از مردمان متدین بدان می‌پردازند افزون بر آنکه آنان از طهارت بدن و طراوت محیط زندگی بهره‌مندند و در محیط پاک زندگی می‌کنند اما آنچه برای آنان جاذبه دارد طراوت محیط روح است که در تهجّد شبانه و دیگر اعمال عبادی حاصل می‌شود.

2-3-1-3- ضرورت وجود اذن الهی جهت تصرّف در مخلوقات
رابطه انسان با طبیعت رابطه تسخیری است. تسخیر در جایی است که فعل، ملایم با طبع فاعل است و فاعل مفروض بر انجام آن کار خلق شده است و عامل بیرون، آنچه را که مقتضای طبیعت اوست، خردمندانه از او طلب می‌کند. مانند کار باغبان که حرکت بالطبع آب از سینه کوه به دامن را در مسیری هدایت می‌کند که آب به درختان برسد؛ در واقع باغبان آب باغ را تسخیر کرده است.
معنای تسخیر هر کدام از منابع طبیعی متفاوت است، تسخیر دریا معنایی متفاوت از تسخیر خورشید یا زمین دارد. در این بین بهره‌گیری انسان از منابع طبیعی فراتر از حیوانات است. اگر تنها به استفاده ابتدایی (استفاده در حدّ سایر حیوانات؛ بدون کاوش و جستجو و به صورت کاملاً عادی) از نعمت های الهی بسنده شود و مسخر بودن موجودات برای انسان نادیده‌گرفته شده است. (جوادی آملی، 1389، ص 32) بنابراین کسانی که توان آبادانی از راه کشاورزی، دامداری، صنعت، پیشه وری و دیگر مشاغل سودمند را دارند ولی تن به کار نمی دهند؛ خواه به جهت آنکه از توانمندی مالی برخوردارند و خود را از کار بی‌نیاز می دانند و یا به جهت تن‌پروری حاضر نیستند مواد خام موجود در طبیعت را استخراج کرده و آن را به جامعه بشری عرضه کنند، نه تنها به دستور قرآن عمل نکرده‌اند بلکه سخن همه انبیای الهی را طرد کرده‌اند.
اگر آدمی، درباره اعضایی که تصرف در آنها برای وی به راحتی امکان‌پذیر است و در لحظه‌ای می‌تواند آنها را به خدمت خود درآورد، تنها نقش انسانی امین را ایفا می‌کند و مالک آنچه دراد نیست، وضع او نسبت به دیگر موجودات و اشیا به طریق اولی مشخص است و او هرگز نمی‌تواند احساس مالکیتی نسبت به آنها داشته باشد و آنها را از آن خود بداند. برای بهره‌مندی هر چه بیشتر خویش طبیعت را آلوده و در محیط زیست هر گونه تصرف زیان آوری داشته باشد.
بنابراین، انسان برای برقراری ارتباط با خود، دیگران و دیگر موجودات و اشیا باید که مملوکیت خود و دیگر موجودات عالم را نسبت به خدای سبحان در نظر داشته باشد و برای تحصیل اذن مالک مطلق عالم هستی، تلاش کند. اخذ اذن پروردگار، در گرو تبعیت از اوامر و نواهی‌ای است که توسط انبیا و رسولان الهی در قالب “دین”، ارائه و تبیین شده است. لذا هر کسی که می‌خواهد اذن خداوند را تحصیل کند، باید به تعالیم شرع گردن بسپارد و آنها را سرلوح? اعمال خویش قرار دهد.
در یک دیدگاه که قرآن کریم آن را به بشر آموخته است، جهان بدان دلیل برای انسان رام و مسخّر گشته است که وی به صلاح و رستگاری دست یابد. صلاح و رستگاری عبارت است از تزکیه و پاکسازی نفس: ” قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّى”81؛ آن کس که نفس خویش را پاک ساخت، رستگار گشت.
چنانچه انسان در برقراری ارتباط با خود، دیگران و دیگر موجودات و اشیاء، “مملوکیت” خود و دیگر موجودات عالم را نسبت به خدای سبحان در نظر نگیرد، دچار “پیمان شکنی” شده است. اگر از جامعه‌ای رعایت میثاق رخت بربندد، امنیت، آزادی و سایر شئون مدنیت آن نیز از بین خواهد رفت. ” وَإِن نَّکَثُواْ أَیمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ینتَهُونَ”82. مهم‌ترین دلیل نبرد با مستکبران همان پیمان‌شکنی آنهاست؛ چون خداوند دلیل مبارزه با آنان را ” لا اَیمَانَ لَهُم” (به کسر) قرار نداد؛ بلکه “لا ایمان لهم” (به فتح) قرار داد؛ زیرا با کافر بی ایمان می‌توان زندگی مسالمت‌آمیز نمود، ولی با مستکبر بی‌ایمان هرگز ممکن نیست؛ آنچه در جاهلیت جدید همانند جاهلیت کهن دامنگیر جامعه بشری است، همانا پیمان‌شکنی زورمداران عصر حاضر است که شرح نارسایی سازمان بین‌الملل و سایر مجامع بین‌المللی و مدعیان حقوق بشر با تهاجم ددمنشانه گروههای مهاجم در نقاط مختلف جهان، خارج از حوصله این کتاب است.
بشر که خواهان حرکت درست جهان با وجود فصلهای پر ثمر چهار‌گانه و سرشار از رزقهای مادی و معنوی است، باید بداند که ارتباط تنگاتنگ بین رفتار خویش با نظام آفرینش وجود دارد. اگر انسان در مسیر صحیح حرکت کند نظام عالم نیز به سود او حرکت می‌کند و به نفع او تغییر می‌یابد: ” وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ”83 در این صورت ابرها به موقع تشکیل شده حرکت کرده و باردار می‌شوند و به موقع و در جای مناسب می‌بارند و برکات الهی به وفور در اختیار مردم قرار می‌گیرد و در صورتی که به جای تقوا اهل طغوا (طغیان) شوند، ابرها باران خویش را در اقیانوسها و سرزمینهای لم‌یزرَع و غیر قابل کشت می‌بارند یا به موقع مناسب نمی‌بارند و به جای منفعت موجب خسارت می‌شوند؛ زیرا رهبری ابرها همانند دیگر موجودات جهان خلقت با خدای سبحان است. همان خدایی که می‌فرماید:” وَأَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَینَاکُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ”84 بادها را باردارکننده فرستادیم پس از آسمان آبی نازل کردیم و شما را بدان سیراب کردیم.
” أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ”85 آیا ندانسته‌ای که خدا [ ست که] ابر را به آرامی می‌راند، سپس میان [اجزای] آن پیوند می‌دهد، آن‌گاه آن را متراکم می‌سازد، پس دانه‌های باران را ‌می‌بینی که از خلال آن بیرون می‌آید، و [خداست که] از آسمان از کوه‌هایی [از ابر یخ زده] که در آنجاست تگرگی فرو می‌ریزد. بنابراین اگر کسی بخواهد جهان را تفسیر کند و سپس آن را تغییر دهد و محیط زیست مناسبی برای بشر بنا کند باید جامعه بشری را به گونه صحیح تفسیر کرده و آن را تغییر دهد. (همان، ص82)
فرآیند صنعتی سازی هرگز نباید به تخریب جهان منتهی شود. قرآن از نیکانی یاد می‌کند که در عین برخورداری از موهبتهای فراوان و شکوهمند، هرگز در اندیش? تهاجم و تخریب نبودند. “سلیمان” و “داوود” علیهماالسلام و “ذوالقرنین” نمونه‌های همین نیکان‌اند. مثلاً داوود علیه‌السلام از رهگذر تسلّط بر آهن و برخورداری از شخصیت انقلابی و رهبری ملّی، قدرت والایی داشت. اما او این قدرت اعجازگر را در راه تهاجم و تخریب به کار نگرفت، بلکه آن را صرف ساختن زره کرد:” وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ”86؛ و به او صنعت زره‌سازی برای شما آموختیم. “ذوالقرنین” نیز چنین بود. بنا به گفت? قرآن کریم، وی از هم? توانمندیهای روزگار خویش، طبق افاض? الهی، بهره داشت؛ ” وَآتَینَاهُ مِن کُلِّ شَیءٍ سَبَبًا”87؛ و از هر چیز رشته‌ای بدو دادیم. با این حال، او برای مقابله با “یأجوج” و “مأجوج” فسادگر، پیشنهاد سدسازی را پذیرفت و راه تخریب و تهاجم را انتخاب نکرد. بعد از پایان سدسازی نیز از قدرت و اراد? پروردگار غافل نماند و طریق? ناسپاسی پیشه نساخت؛ بلکه گفت: ” هَذَا رَحْمَهٌ مِّن رَّبِّی”88؛ این رحمتی است از سوی پروردگارم.

مطلب مرتبط :   ــــــ، پیاپی، واژه‌های، تهران:، فارسی".، فارسی.

2-3-1-4- رابطه مستقیم اعمال انسان و طبیعت
قرآن کریم رابطه مستقیم “اعمال”89 انسان و طبیعت را در آیات گوناگون ( به همراه برهان عقلی) بیان کرده است:
1. دسته اول: آیات ناظر به اصل ارتباط متقابل اعمال انسان و حوادث جهان، فی الجمله یا بالجمله.
2. دسته دوم: آیات دالّ بر رابطه کارهای نیک و پیامدهای گوارای جهان.
3. دسته سوم: آیات ناظر به ارتباط کارهای بد و حوادث ناگوار جهان.
دست? دوم و سوم هر یک دو دست? فرعی دارند: تأثیر متقابل کارهای نیک و بد فردی با حوادث خیر و شرّ جهان و تأثیر متقابل کارهای گروهی و جمعی جامعه با حوادث خوب و بد جهان.
آیات مربوط به دسته اول (ارتباط متقابل اعمال انسان و حوادث طبیعی)
1- ” لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ”90
این آیه عام است و نعمت و نقمت و حسنه و سیئه را در برمی‌گیرد.
2- ” ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یکُ مُغَیرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یغَیرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ”91
طبق این آیه، سنّت الهی بر آن است که هرگز نعمت فرد یا گروه را تغییر ندهد، مگر خودشان تغییر روش دهند و خود را از آن نعمت محروم سازند.
آیات مربوط به دسته دوم (ارتباط اعمال نیک با پیامدهای گوارای طبیعی در جهان)
1- “وَأَن لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَینَاهُم مَّاء غَدَقًا”92
بر پای? این آیه، پایداری بر راه راست، سبب بهره‌مندی از آب فراوان است که مزارع، مراتع، جنگلها، حیوانها و انسانهای تشنه را سیراب می‌کند.
2- ” وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاهَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم “93؛ همان‌طور که ایمان و تقوا و آمرزش گناهان با ورود به بهشت رابطه دارد، ایمان و عمل به دستورات تورات و انجیل و قرآن، با برخورداری از نعمتهای آسمانی و زمینی مرتبط است. ” مِن فَوْقِهِمْ”، نعمتهای آسمانی است که به شکل بارش برف و باران یا تابش آفتاب ظاهر می‌شود و ” وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم”، نعمتهای زمینی، حاصل‌خیز شدن زمین و جوشش آبهای زیرزمینی (چشمه‌ها و قناتها) است.
3- ” وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ”94 بر اساس این آیه، ایمان و تقوای اهل شهرها و روستاها موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان است.
الف) برکات آسمانی، بارش برف و باران و تابش آفتاب و برکات زمینی، آمادگی زمین و جوشش چشمه‌ها و قناتها

مطلب مرتبط :   فحشا، زنان، دختران، خیابانی، اعدام، اعتیاد