دانلود پایان نامه
می شود:
1. محیط خارجی
2. محیط داخلی
3. درون دادها یا نهاده30، ضمن اینکه حکمرانی شهری از حمایت های سیاسی، سمبلیک یا نمادین، مالی و تعهد نهادهای مدنی به قانون، نظم و مصالح جمعی برخوردار می شود، در عین حال، ملزم است به مطالبات شهروندان و نقدها طرح شده از سوی احزاب، گروه ها، انجمن ها و شبکه های اجتماعی و حمایت های حوزه نهادهای مدنی، اصناف و گروه ها تشکیل می شود و از حکمرانان شهری انتظار کارآمدی و پاسخگویی دارند(سردارنیا،1390. درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی…پیشین: 100).
1. حوزه حکمرانی شهری که در این حوزه در پاسخ به مطالبات و نقدهای نهادهای مدنی، اصناف و سایر کنش گران شهری، سیاست گذاری شده و نهادها به داده ها تبدیل می شوند.
2. بروندادها یا داده ها31، جزء دیگر است که شامل خطمشی ها و تصمیم ها، قوانین و مقررات، کالاها و خدمات است، این حوزه مربوط به نتایج حکمرانی خوب شهری یعنی کارآمدی و پاسخگویی است.
3. بازخوردها32 این جزء در ارتباط با واکنش مثبت یا رضایت و عدم رضایت یا واکنش منفی نهادهای مدنی، اصناف و سایر گروه ها به حکمرانی شهری است.
استفاده از این مدل، چند مزیت دارد که عبارتنداز:
1. تعامل نهادهای مدنی با حکمرانان شهری در قالب تقاضاها و حمایت ها، در این تعامل، حکمرانی شهری ضمن اینکه از حمایت های سیاسی، سمبلیک یا نمادین، مالی و تعهد نهادهای مدنی و اصناف و گروه ها به قانون، نظم و مصالح جمعی برخوردار می شود، در عین حال، ملزم است به تقاضاها، نقدها و چالش های طرح شده از سوی این حوزه پاسخ دهد. همچنین، این مدل در قسمت مربوط به نهاده، نشان می دهد که حکمرانان شهری تا چه اندازه زمینه بیشتر را برای تکوین اصناف و مشارکت مدنی انجمن ها و احزاب فراهم کرده است. در این حوزه انجمن ها و شبکه ها خواسته ها، نقدها و شکایات اعضاء را تجمیع و به حکومت انتقال می دهند و از حکومت، انتظار پاسخگویی دارند.
2. در قسمت مربوط به بروندادها، تجلیات و نتایج حکمرانی خوب شهری ( در قالب کارآمدی، پاسخگویی، توزیع کالاها و خدمات به صورت عادلانه و منصفانه، ایجاد فرصت های برابر برای همه گروه ها ) را در بر دارد.
3. همچنین عنصر بازخورد مثبت و منفی در این مدل، تداوم تعامل حکمرانان شهری با نهادهای مدنی و اصناف و گروه ها را تضمین می کند. بازخورد منفی برای هوشیارسازی نظام به نقایص و اشتباهاتش ضروری و مفید است و از این رهگذر، نظام، توانمند می شود و بازخورد مثبت، مشروعیت، رضایت و اعتماد عمومی به نظام سیاسی را افزایش می دهد(سردارنیا،1391 الف: 151-148).
4. رویکرد سیستمی یک کنش تکنیکی و دموکراتیک است که از این رهگذر حکمرانان شهری می توانند شهرها و مناطق را الگوسازی و پیش بینی کنند و از طریق ابزار موجود اثربخشی و کارآمدی آنچه را که به اجرا گذشته اند، تضمین کنند.

2. اهداف الگوی سیستمی
اهداف مدل سیستمی می تواند مراحل زیر را شامل شود:
1. رساندن اطلاعات صحیح در زمان و هزینه ی مناسب.
2. بالا بردن ضریب اطمینان تصمیم گیری ها.
3. بالا بردن ظرفیت پردازش کارها.
4. بالا بردن سود.
5. افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها(رضائیان،1370: 345).
به تعبیر دیگر، اهداف نظریه ی عمومی سیستم ها به عنوان دانشی میان رشته ای عبارت است از: ایجاد مدل های تعمیم یافتۀ سیستم ها، تهیه ی یک دستگاه منطقی روش شناختی برای تشریح کارکرد و رفتار عنصر سیستم ها، تنظیم نظریه های تعمیم یافتۀ انواع مختلف سیستم ها از جمله نظریه های پویایی سیستم ها و فرایندهای کنترل(سادوسکی،1370: 32).

3. پیش فرض های نظریه سیستمی
مهم ترین پیش فرض های تفکر سیستمی عبارتنداز(حقیقت،1387: 225):
1. تبدیل ناپذیری و استنباط ناپذیری خواسته های یک سیستم از ویژگی های عناصر آن.
2. وجود منشأ دگرگونی یک سیستم در چارچوب خودش.
3. غیرتاریخی بودن تحلیل یک سیستم.
4. قانون مندی هستی و امکان کشف آن.
5. امکان استفاده از روش های طبیعی در علوم انسانی.
6. وجود اصل تعادل در پدیده ها.
7. عمومیت نسبت به سیستم های مختلف.
8. تشابه سیستم زنده با ماشین .

4. محاسن مدل سیستمی
ما همیشه تاکید بر این داریم که رویکرد سیستمی می تواند نگرشی را که ما از پدیده های مختلف داریم تازه تر سازد. این رویکرد که کاملاً مناسب با شرایط جهان فعلی است، دارای کاربردی همه جانبه در رشته های علوم سیاسی، اجتماعی و قابلیت کاربرد آن در حقوق عمومی دارد و حداقل دارای سه حسن است:
1. رویکرد سیستمی میدان «عمل جهانی» دارد. استفاده از آن، درک و تفاهم بین ملت ها با فرهنگ های متفاوت را آسان تر می سازد. در گذشته، اغلب فلسفه عقلایی غرب شکافی حقیقی مابین غربی ها و مردمی که فرهنگ آن ها به اصطلاح ابتدایی تلقی می شد ایجاد کرده بود. یک نگرش کلی تر که شهود را مدنظر داشته باشد و از یک زبان تصویری قابل فهم برای همه استفاده کند، می تواند ارتباط و فهم بین ملت ها با فرهنگ های متفاوت را آسان تر سازد.
2. رویکرد سیستمی وسیله ای قوی در ایجاد انگیزه ها و «تصورات» است. این دو از عواملی هستند که جزء نیازهای انسان نسل ما و نسل های آینده است، تا این انسان ها بتوانند رفتارهایی را که ریشه در عصر حجر دارند و دیگر نمی توانند با این «عصر پایان یافته» و با موج صنعتی شدن عمومی در کشورها که ما شاهدیم سازگار باشند، کنار گذارند.
3. رویکرد سیستمی بیانگر این نکته است که تعادل و توازن دراز مدت سیستم های پیچیده ای چون سیستم های اجتماعی تنها از طریق کنترل های تعادل گرا ممکن است، یعنی از طریق توسل به اصل «عدم تمرکز» در تصمیم گیری ها. دیگر بایستی بپذیریم که عصر سازمان های بزرگ که از بالا به پایین رهبری می شوند، به مانند عصر امپراتوری های بزرگ به پایان رسیده است و ما باید بسیاری از مسائل خویش را از طریق خودسازماندهی (یا خودگردانی) حل کنیم.
هر سیستم یا نظام را دارای چهار عنصر اساسی می دانند که تجزیه و تحلیل سیستماتیک در مورد آن ها صورت می گیرد. این اجزا عبارتنداز:
1. نهاده (درون دادها)33: عوامل و متغیرهایی که به سیستم وارد می شوند نهاده نام دارند. در یک نظام شهری، مجموعه ها (تقاضاها) و حمایت ها در این حوزه قرار می گیرند.
2. داده34: برون داده به خروجی سیستم مربوط می شود. تصمیمات و خط مشی های یک شهر در قبال تقاضاها و حمایت ها، جزء داده ها محسوب می شود.
3. بازخور35: ارزیابی هماهنگی یا ناهماهنگی بین نهاده ها و ستاده ها در فرایند بازخور مورد بررسی قرار می گیرد. چنان چه تصمیمات سیاست گذاران (ستاده ها)، هماهنگ با درخواست های شهروندان (نهاده ها) باشد، نتیجه بازخور مثبت می باشد، اما اگر سیستم اطلاعاتی به تصمیم گیرندگان منعکس کند که شهروندان ناراضی هستند، بازخور منفی است.
4. محیط داخلی و خارجی36: محیط به مقتضیات و شرایطی اطلاق می شود که سایر عناصر متشکله در آن، براساس ان شرایط عمل می کنند. به عنوان نمونه، محیط ارزشی و فرهنگی که حکمرانان شهری در آن به تصمیم گیری می پردازند از این نمونه می باشد(مونتی و دیگران،1372: 30-23).

مطلب مرتبط :   شهری، شهردار، حکمرانی، شورا، شهروندان، آمریکا

 ب. ارائه راهبردها برای تحقق حکمرانی خوب شهری براساس مدل سیستمی
مشاهده می شود که محققان و مراکز علمی مختلف هر کدام ویژگی های خاصی را برای حکمرانی خوب در نظر گرفته اند و مدل هایی را از آن استنباط نمودند. در اینجا سعی می شود در چارچوب مدل سیستمی ترسیم شده، مهم ترین شاخص های حکمرانی خوب شهری با تمرکز بر حوزه شهرداری ها و شوراهای شهر توضیح داده شوند. شهرداری ها و شوراهای شهر عهده دار خدمات رسانی در طیف گوناگونی همچون: مرمت و زیبا سازی شهر، ایجاد و گسترش فضاهای سبز، عمران شهری، اجرای قوانین و مقررات در خصوص ساخت مسکن و خیابان ها، صدور پروانه ساخت، دریافت عوارض و مانند آن، ایجاد و گسترش تأسیسات و حمل و نقل و ارتباطات شهری، خدمات رسانی در عرصه فرهنگی از قبیل کتابخانه ها، فرهنگ سراها و مانند آن هستند؛ ایفای نقش مطلوب آن ها در عرصه خدمات رسانی متنوع و گسترده نیازمند تحقق شاخص های ذیل هستند که در واقع، این شاخص ها می توانند راهبردهایی برای تحقق حکمرانی خوب شهری تلقی شوند(سردارنیا،پیشین.1391 الف: 151).
با عنایت به توضیحات فوق، می توان شاخص های مهم حکمرانی خوب را چنین بر شمرد :
1. مشروعیت حکومت به معنی پذیرش عمومی حکومت و حاکمان توسط مردم بر اساس معیارهایی همچون قانونی بودن حاکمان و تصمیم گیری آن ها، کسب رضایت مردم و کارامدی حکومت.
2. پاسخگویی حکومت، شهروندان و جامعه مدنی در مقابل تصمیم ها و رفتارهای خود
3. مدیریت کارامد جامعه در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
4. گردش آزاد اطلاعات و شفافیت در تصمیم گیری ها(Johnson & Minis,2000: p.2)
5. مشارکت آزاد و برابر همه گروه های سیاسی و اجتماعی و انجمن های مدنی
6. حاکمیت قانون و برابری همه در برابر قانون
7. نظارت و کنترل منطقی و صحیح دولت بر جامعه و جامعه بر دولت
8. کاهش قابل توجه در تبعیض ها و فساد
9. بی طرفی حکومت و تفکیک قوا
10. رسانه های مستقل.
از آنجا که مدیریت امور شهری و شهرداری ها و شوراهای شهر جزئی از نظام سیاسی و حکومت هستند، لذا ویژگی ها و شاخص هایی فوق را می توان در ارتباط با حکمرانی خوب شهری لحاظ کرد. مهم ترین ویژگی ها یا شاخص های حکمرانی خوب شهری عبارتنداز:
حاکمیت قانون، فسادناپذیری، شفافیت در تصمیم گیری ها و عملکردها، کارآمدی در خدمات رسانی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی مدیران امور شهری، تعامل مناسب و مستمر شهروندان و تشکلات مدنی و صنفی شهری با شهرداری ها و شوراها، مشارکت فراگیر و عمومی شهروندان در تصمیمات، نظارت پذیری رسمی و غیر رسمی مدیریت شهری، کسب رضایت عمومی شهروندان و مانند آن.
1. قانونمندی به عنوان جوهره حکمرانی خوب شهری
قانونمندی و حاکمیت قانون37، عامل پیوند دهنده مدیریت و حکمرانی شهری است و بدون آن، حکمرانی شهری کالبدی بی روح، فاقد پاسخگویی و کارآمدی خواهد بود. قانونمندی، مفهومی است که همه حکومت ها و مدیران از خودکامه ترین تا دموکراتیک ترین ها، به آن استناد می جویند اما این مفهوم، متأسفانه ملعبه دست عوام فریبان و قدرت جویان فاقد عواطف انسانی درآمده و با ظاهری قانونگرا، منافع و اهداف تنگ نظرانه فردی و گروهی خود را با زد و بندها، توجیه پذیری های ظاهراً منطقی و تفسیرهای تنگ نظرانه در پس نقاب قانونگرایی پنهان می سازند.
برقراری شرایط و زمینه های لازم برای تعامل بین عناصر حکمرانی شهری که شامل شهروندان، نهادهای اداره کننده شهر، شورای اسلامی و بخش خصوصی است نیازمند قرار گرفتن بر مدار قانونمندی است(صرافی و عبدالهی،1387: 115).
میخائیل فابریشس محقق صندوق بین المللی پول، مفهوم حاکمیت قانون را چنین بازگو می کند: میزان احترام عملی که شهروندان و دولتمردان یک کشور برای نهادهایی قائل هستند که با هدف وضع اجرای قانون و حل اختلافات ایجاد شده اند(میدری و خیرخواهان،پیشین: 301-296).
منظور از قانونمندی در تصمیم گیری شهری، وجود قوانین کارآمد، رعایت عادلانه چارچوب های قانونی در تصمیم گیری و دور بودن دست افراد غیر مسئول از تصمیم گیری هاست(برک پور،1386: 502).
به اجمال، در حکمرانی خوب شهری، حاکمیت قانون به اشکال ذیل می تواند تبلور یابد:
الف) پایبندی عملی به قانون و استمرار آن در اجرای تصمیمات و توزیع خدمات و بسنده نکردن به جنبه های نمادین و تبلیغاتی و لزوم فرهنگ سازی در ارتباط با قانون گرایی؛
ب) ایجاد و گسترش سازوکارهای نهادین و رسمی برای نظارت بر کم و کیف اجرای قانون و علاوه بر آن، فرصت سازی برای تحقق نظارت بر اجرای قانون از سوی نهادهای مدنی، شهروندان، اصناف و رسانه های جمعی؛
ج) تأکید بر بعد حداکثری در تفسیر و تعبیر قانون و اجرای آن و جلوگیری از انحراف قانون به سمت منافع افراد و گروه های سودجو و متنفذ سیاسی و اجتماعی؛
د) تلاش برای اصلاح و به هنگام سازی قوانین و تصمیمات به منظور استمرار حکمرانی خوب شهری، کارآمد سازی و پاسخگوسازی بیشتر؛
ه) امکان افشاگری واقع بینانه و مستند و مستدل در ارتباط با قانون شکنی، فساد و انحرافات قانونی و عاملان آن؛
و) قانون بایستی به عنوان خروجی نهایی مشارکت عمومی شهروندان و نهادهای مدنی و صنفی و تعامل آن ها با مدیران و مسئولان شهری و شهرداری و شوراهای شهر تلقی شود؛
ز) عدم ابهام و ضرورت شفافیت در قانون برای اجرای بهینه آن؛
ر) با قوانین روشن برای ارتقای شفافیت و نظارت عمومی، پنهان کاری بورکراتیک می تواند کاهش یابد(نیوتن و ون دث،1390: 154).
ح) روشن سازی و اطلاع رسانی دقیق و بدون ابهام در مورد قوانین و محتوای تصمیم ها و اجرای قوانین در موضوعاتی مانند مزایده ها، مناقصه ها و مانند آن(سردارنیا،1390 الف.پیشین: 166).
برای سودمند واقع شدن اصل حاکمیت قانون بایستی بسترهای مناسبی وجود داشته باشد از جمله:
– ایجاد سازوکارهایی برای افزایش میزان آگاهی شهروندان از قوانین و مقررات شهری برای رعایت آن ها.
– تبیین مفهوم اصل حاکمیت قانون و قانونمندی.
– تناسب قوانین و مقررات با مقتضیات زمان و مکان.
– استفاده از نظرات افراد و گروه ها

مطلب مرتبط :   شهری، شهروندان، حکمرانی، گروه‌های، شفافیت، آن‌ها