دانلود پایان نامه
فشار اطرافیان مجبور به ازدواج مجدد می گردند.علاوه براینکه این زنان اغلب خواستگارانی بسیار بالاتراز سن خود و دارای چند فرزند دارند، مشکل مهم تر رضایت فرزندان است که اجازه ازدواج را به مادرشان بدهند.
مشکلات اقتصادی زنان مطلقه و مسائل ناشی از برگشت بر سر سفره پدر، طعنه ها ونیش های افراد فامیل و خانواده، عدم نگهداری فرزندان زنان مطلقه در خانه پدری. برخوردهای ناشایست مردم واز همه مهم تر بحران تنهایی و نداشتن تکیه گاه را از جمله مسائلی می داند که دست به دست یکدیگر می دهند وموجب می شوند آنها خیلی سریع و شتابزده وبدون تفکر و تأمل به ازدواج ناخاسته دیگری تن بدهند.
مشکلات روحی و تنهایی
علاوه بر تمام مشکلات ذکر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشکلات روحی متعدد از جمله افسردگی وبدبینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد 79% نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترک فرزندان بسیار آزاردهنده و این مشکلات روحی را افزایش می دهد و حس سرزنش گرایانه زنان مطلقه ارمغانی جز احساس یأس، سرخوردگی و از دست رفتن اعتماد به نفس برای آنها نخواهد داشت و نهایتاً این حجم از سرخوردگی و از دست دادن عزت نفس باعث گوشه گیری وکنار رفتن از فعالیت های اجتماعی خواهد شد.
این یک واقعیت است که زنان بیوه در جامعه ما فشارهای زیادی تحمل می کنند، این فشارها برکارکرد اجتماعی واقتصادی آنها نیز تأثیر می گذارد. بنابراین با افت کیفیت زندگی و رضایت از آن مواجهه می شوند. به هر حال تجربه بیوه گی اگر چه نقاط اشتراکی در بین زنان دارد اما برای هر کس می تواند تجربه ای متفاوت از دیگری باشد به این معنا که پارامترهایی نظیر پایگاه اقتصادی واجتماعی فرد، سن، دفعات تجربه، باورهای اعتقادی و … در کیفیت این تجربه تاثیر می گذارد.
مشکلات بی سرپرستی و مطلقه بودن زنان باعث ایجاد انواع اختلالات روانی و رفتاری در آنها می شود از جمله اختلالاتی نظیر پرخاشگری و ناسازگاری با محیط و خانواده وفرزندان، بزهکاری و روسپیگری و اعتیاد وافسردگی وسرانجام ناتوانایی آنها در اداره زندگی می شود. بسیار دیده شده است که زنان آسیب دیده و شکست خورده در زندگی طعمه مردان خیابانی ومردانی با نیت زدن فریب و سوء استفاده کردن از آنها می شوند که این باعث بی اعتمادی وایجاد ناامنی هرچه بیشتر این زنان آسیب دیده در محیط اجتماع و بدبینی آنها نسبت به کمک دیگران می شود.

فصل دوم
مبانی نظری معماری پروژه :

1-2- حرکت وتحول :
رساله حاضر به طور کلی از دو بخش عمده مطالعات ( بخش اول ) وطراحی ( بخش دوم ) تشکیل شده است وهر بخش در زیر فصلهای خود مراحل شناخت وشکل گیری پروژه را می شناسانند . بخش اول شامل مطالعات پایه وهمچنین مطالعات تکمیلی می باشد . تفکیک مباحث رساله به دو بخش بر این اساس بوده است که مطالعات بخش اول مباحثی را در بر می گیرد که عموما پیش از شروع طراحی توسط مطالعات باید زمینه برای طراح مشخص می شود وطراح بر اساس آنها فرآیند طراحی را آغاز می کند تا بر اساس نتایج این بخش طرحی هدفمند وواقعی تری در بخش دوم انجام شود .
نوع مبانی نظری حاکم بر یک پروژه معماری روح وشخصیت معماری آن را تعیین کرده وباعث تمایز آن از سایر پروژه های دیگر می شود .
با عنایت بر کنش پژوهش که در بر دارنده مضمونی از تحول ونو شدن وحرکت رو به آینده است همچنین استفاده کنندگان پروژه که جوانان می باشند از ایده های معماری که در بر دارنده مفاهیم حرکت وتحول است بصورت استعاری وتجریدی در مبانی نظری این پروژه استفاده شده است حال لازم است قبل از بیان مبانی نظری کمی در مورد حرکت وتحول توضیح داده شود :
یساله من فی السماوات والارض کل یوم هو فی شان ( الرحمن 29 )
هر نفس نو می شود دنیا وما بی خبر از نو شدن اندر بقا
علت اساسی پذیرش حرکت جهان هستی وپویایی انسان در مجرای علوم وفلسفه ها دو منبع اساسی دارد :
1 – منبع درون ذاتی
2 – منبع برون ذاتی
منبع درون ذاتی عبارت است از احساس نوعی استمرار که همگان در حال اعتدال روانی در درون خود در می یابند واین احساس ممکن است هم جنبه فیزیولوژیکی داشته باشد وهم جنبه روانی محض .
عبارت است از واقعیت برون از ذات ما که در همه ی اجزاء وروابط جهان هستی با نمودارهای مختلف دیده می شود ویا با استدلال های عقلی اثبات می گردد .
اصول کلی حرکت وتحول :
1 – حرکت وتحول بدون امکان کمترین تردیدی وجود دارد .
2 – حرکت وتحول انواع بسیار گوناگون دارد که در علوم مختلف مورد بررسی قرار می گیرد .
3 – اختلاف وتنوع حرکت ها مربوط به اختلاف وتنوع مواد وپدیده هائی است که در مجرای حرکت قرار گرفته اند .
4 – موقعی که مغز آدمی با حرکت وتحول چه درونی وچه برونی روبرو می گردد دونوعی دریافت برای او دست می دهد :
الف ) نوع اول : درک خالص حرکت مانند درک تنوع رنگ ها وتحول وجود وحرکت مانند سایر اشیا ء عینی در ذهن ما نقش می بندد .
ب ) نوع دوم : درک بازتابی حرکت است یعنی ذهن ما حرکت را چنان در می یابد که دست به فعالیت زمان سازی می زند ودر این حالت است که ما از تماس با حرکت کشش زمان را به سه قسم خاص که آن هم مربوط به فعالیت های مغزی است ( گذشته ، حال ، آینده ) درک ودریافت می کنیم .
سه قسم عمده حرکت :
1 – حرکت رو به تشکیل وسازندگی
2 – حرکت رو به انحلال وپاشیدگی
3 – حرکت در مجرای موقعیت مستمر
چند مسئله روشن درباره حرکت :
1 – با آشنایی به عوامل حرکت در یک رویداد می توانیم به نقطه های مسیر حرکت آشنایی داشته باشیم . این آگاهی واطلاع درباره ی عوامل ومسیر حرکت وواحدهائی که در مسیر قرار خواهد گرفت با علم به نتایج ومعلولهای حرکت در مسیری که در پیش گرفته است رابطه مستقیم دارد .
2 – شخصیت انسانها در حال تماس با رویداد ، متحرک ، به جهت قدرت وضعف شخصیت دریافت ها وعکس العمل های مختلفی نشان می دهند یعنی در صورت ضعف شخصیت ونقض آشنایی با خواص وقوانین تحول به چند شخصیتی مبتلا خواهد گشت .
3 – تشابه تحولات روی موضوعات خاص منشا امتزاع قوانینی در علوم می گردد به عنوان مثال ما می دانیم که اگر ریشه گیاه ویا گل معینی با تفاعل صحیح با عناصر مخصوص حرکت کند گیاه وگل مفروض می روید وبه حال طبیعی خود می رسد .
باز می دانیم که اگر شخصیت آدمی تحت تاثیر موضوعات متضاد قرار بگیرد وهر موضوعی را با تمام شخصیت بپذیرد چون فرض بر این است که موضوعات مورد پذیرش متضاد وقابل جمع نیستند لذا ان شخصیت مختل گشته وبه چند شخصیتی مبتلا می گردد .
نقش تضاد در تغییر وحرکت وتکامل :
1 – تضاد
2 – حرکت
معنی تضاد ناسازگاری است نه ناسازگاری در موجود بودن بلکه ناسازگاری بعد از موجود بودن یعنی هر دو ضد اجتماع در وجود پیدا می کنند ودر حالی که هر دو در آن واحد وجود دارند با یکدیگر ناسازگارند با هم در حال تنازع وستیزند .
تضاد فکر بشر را ونظر را همیشه شدیدا به خود جلب می کرده وموجب شگفتی او می شده است . مجموعا در این زمینه در طول تاریخ فلسفه 3 نظریه پیدا شده است :
1 – ناسازگاری ها امری عرضی وسطحی است .
2 – نابجا بودن تضادها وکمال مطلوب نبودن جهان
3 – اصیل بودن ناسازگاری ها وموثر بودن انها در تکامل
ناسازگاری ها منشا تنوع ، تکامل ، ترکیب ؛ زیبایی واعتلا هستند . اگر ناسازگاری ها در جهان نمی بود تنوعی نبود تکاملی نبود این ناسازگاری ها نقش اساسی را در تحول وتنوع وتغییر وتکامل جهان بازی می کنند .
هر حرکتی میان 2 نیرو واقع می شود یکی نیروی سوق دهنده ودیگری نیروی مانع شونده ومقاومت کننده که البته این نیروی حرکت هم می تواند در درون ودر داخل جسمی متحرک باشد وهم در خارج وبیرون از آن .
به طور کلی چون حرکت یک تغییر تدریجی است که در زمان صورت می گیرد ونه در بی نهایت زمان این حرکت بدون یک تضاد میان نیروی حرکت امکان پذیر نیست . پس نقش تضاد در حرکت از 2 حالت است یکی اینکه اگر تضاد نبود صورت های قدیم زمینه را برای صورت های جدید وبروز تغییر وتنوع جهان مهیا نمی کرد ودیگر اینکه اگر تضاد میان نیروی محرک ومعااوق نبود اصلا هیچ حرکتی واقع نمی گشت .
مهمترین موضوعی که در هر مسئله طراحی یک معمار با آن روبرو می باشد مرحله تصور، انتخاب یا ساخت فرم فضای معماری خویش میباشد.انتخاب فرم در معماری را نهایی ترین تصمیم و در حقیقت محصول هنری و کالبد فیزیکی آن واکنش معمار در پاسخگویی به مسئله طراحی میدانیم. نقطه انتهایی در یک معماری و آغاز پیدایش فضا.
این فرم متبین تمام خصوصیات محتوایی ، حسی و فضایی اثر معماری میباشد که هنرمند قصد بیان آن را داشته است.قدرت و دقت معمار در انتخاب ویژگیهای آن ، بر درک بهتر و درست ترمعماری او توسط بیننده تاثیر قطعی و در تحقق هدف طراحی نقش بسزایی دارد.
زمانیکه فرمی در خود معنایی خاص پا به عرصه حضور مینهد در آن لحظه بی واسطه ترین پل ارتباطی هر مخاطبی با اثر ، احساسات خواهد بود که وقتی آنقدر بیواسطه حس میشوندنیاز به هیچ جمله یا نوشتاری برای نقد و تحلیل آن ضرورت نمی یابد.
هنگامیکه فرم ها را بدرستی نشناسیم و نتوانیم تولید کنیم تحقق هر معنا و نظریه ای به صورت معماری ناقص می باشد. معماری فرم پردازی است و آن هم در خدمت ایجاد فضا.
آهنگ زمان ،چرخه حیات ، تاریکی ، روشنایی ،باد و هوا همه باید در طراحی انعکاس پیدا کنند. تحت فشار قرار دادن گیاهان و نگهداری آنها در شرایط غیر طبیعی عاقلانه نیست .

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه پیشرفت تکنولوژی، مشکلات خانوادگی

2-2-2- فضای سیز
فضای سبز به عنوان یک محیط جذاب و روح بخش علاوه بر آنچه تا کنون ذکر شده است یکی از مهمترین جنبه های طراحی فضای سبز ایجاد محیط های باز و مناسب آب و هوایی و همچنین جاذب می باشد.به طور یقین تمایل افراد به قرارگیری در محیط هایی با فضای سبز بیشتر از محیط های مصنوعی امروز است . مطالعات شهری نشان می دهد با پیدایش کا نونهای جمعیتی خیلی بزرگ ،نیاز های فراغتی انسان دیگر مثل گذشته به طور طبیعی و خود به خود ارضا نمی شود.یعنی امور ساده ای مثل قدم زدن در قهوه خانه ،نشستن و با دیگران صحبت کردن ،شنیدن صدای آب رود خانه ،گشتی در باغ و نظایری از اینها به طور عادی برای شهروندان در دسترس نیست .این وضعیت ایجاب میکند که اقدام آگاهانه در این زمینه صورت گیرد. آهنگ زندگی ،فضای کار و نوع فعالیتی که دارد به طور متعادل آمیخته از کار و فراغت است .
توجه به فاکتور هایی از قبیل دید پی در پی در سایت،فضاهای باز و بسته ،محصور و نیمه محصور ،نقاط عطف،پیوندها ،…و همچنین عوامل دیگری از قبیل پیش آمدگی و عقب رفتگی در یک نقطه ،حرکت ها و منظر درون و برون می تواند کمک موثری در طراحیهای ما داشته باشد.لازم به توضیح است که در روند طراحی سایت توجه به شرایط محیطی نیز از فاکتورهای مهم در طراحی به شمار می آید.

2-3- انواع فضاهای بوجود آمده
1- فضای بسته
فضای بسته در اصطلاح نقطه پایانی برای ادامه حرکت گامها و چرخها خواهد بود .در خارج این فضا ارتباطات غیر انسانی با سرعت زیاد در حال رفت و آمد است .ولی مکانی در این فضاها ندارد ودر داخل آرامش و سکون بر قرار است .این فضاها در مقابل فضاهایی با شلوغی و ترافیک شهری بوجود می آیند و مشخصا این گونه مکانها محصول غائی ترافیک به شمار می آیند. بدون فضای بسته ترافیک بدون معنی و مفهوم خواهد بود .
2- فضای نیمه محصور
فضای محصور و یا فضای درونی باز به فضایی اطلاق می شود که امکان دسترسی آن با فضای پیرامن خود به صورت آزاد و مسقیم بوده و فضایی با قابلیت دسترسی بدور از جریان اصلی رفت و آمدهاست. در این نوع فضاها همواره باز تاب صداها از نقاط مختلف آرامتر شنیده می شود و بدور از صدای ترافیک و عواملی از این دست قرار می گیرد و البته از نظر موقعیت مکانی امن و در اصطلاح قوی دانسته می شود.
3- فضاهای غیر واقعی (واهی( با بر چیدن دیوارهای یک فضای بسته که می تواند در فرمهای حائل،آیینه و این قبیل تبلور کند یک فضای غیر محسوس بوجود می آید که به نظر می رسد دارای خصوصیت عقب رفتگی می باشد. به مثابه فردی است که به جلو می رود و فضای پشت سر خود را می بندد. احساس از فضای پوشیده و دیوارهای محصور کننده آن تحقق پیدا نمی کند بلکه این احساس به صورت رایحه ای در سراسر فضا وجود دارد که در یک مکان مخصوص در حال پر زدن است. شاید این دقیق ترین اظهار از این نیروی بر انگیزنده باشد.
3- تعریف فضا
گاهی اوقات تعجب انگیز خواهد بود که چگونه ابزاری شکننده و غیر قابل دوام نظیر یک قطعه سیمی که از دیواری به دیواری کشیده شده و یا چراغهایی که بالای سرمان در چهار ضلع یک چهار وجهی قرار گرفته اند خود ایجاد فضا نموده اند تنها جداره ها نیستند که می توانند فضاهایی با تعاریفی متفاوت ایجاد کنند و بعضا شکستن دیوارها و حصارها باعث یکپارچه شدن دو فضا نمی شود.
عوامل مختلفی خود می توانند تعریف کننده فضا باشند .اختلاف سطح در یک محوطه ،تغییر کف سازی یک منطقه ،نوع ستون گذاری در یک پلان ،تفاوت در رنگ،تغییر بافت و عواملی از این دست همواره در دستور