یک نگاه جامع فراسازمانی را می¬طلبد که یک حکومت برنامه رسانه¬ای خود را در این قالب تنظیم می‌کند.
کارآمدی آرایش رسانه‌ای نیز از صفات مهمی است که باید آن را در آرایش رسانه‌ای رعایت نمود. در توصیف آرایش رسانه‌ای، مقام معظم رهبری، ابتدا بحث امین بودن رسانه را می¬کنند و سپس آرایش رسانه¬ای کارآمد را با مؤلفه‌هایی ازجمله پوشش جغرافیایی رسانه و توانایی، چالاکی و انعطاف و انطباق با شرایط جدید دانستند. این امور ناظر بر پویایی در طراحی آرایش می¬شود. ایستا بودن در آرایش موجب ناکارآمدی آن نیز می‌باشد.
پیشرو بودن و به‌روز بودن نیز از صفات یک رسانه محبوب است. ارائه جذاب و باکیفیت نیز موجب مشتری¬مداری است، چراکه باید مشتری از دیدن برنامه¬های شما به حظ¬ بصری برسد. اگر روایت ما متفاوت است و چارچوب فرهنگی متفاوتی نیز داریم با استفاده از جاذبه¬های جنسی نمی¬توانیم، بنابراین باید از حظ بصری دیگر و تجربه¬های نو که به جذابیت برنامه برای مخاطب منجر می¬شود، استفاده نمود. کیفیت فنی و کیفیت محتوایی باید هردو با همدیگر وجود داشته باشند تا یک رسانه را در میدان رقابت حفظ نمایند.
سطح پوشش جغرافیایی نیز باید در آرایش رسانه‌ای به‌طور جامع رعایت شود و در سطوح استانی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی واجد منطقه‌الفراق و خلأ نباشد. در سطح بین‌المللی ضرورت داشتن ماهواره در فضای ژئومدیا ایجاب می¬کند که ماهواره داشته باشیم تا به‌صورت ارزان و آنلاین بتوانیم همه¬ی مناطق موردنظرمان را پوشش دهیم. حتی برای پوشش داخل نیز، نیاز به ماهواره است. این یک میدان جدید را به پیش ¬روی ما می¬گشاید. دشمن نیز مانع این کار می¬شود. گاهی نیز حتی شبکه¬های ما را از روی ماهواره حذف می¬کند. اینجاست که مفهوم ژئو مدیا معنا می¬یابد. چراکه در عرصه منازعات پارادایمی جهانی، رسانه یک عنصر ژئوپلیتیک می‌باشد.
ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که کارشناسان در مصاحبه¬های خود گاه نظر متفاوتی با یکدیگر ارائه می¬دادند که به‌عنوان نمونه یکی از کارشناسان مؤلفه‌هایی چون توانایی، چالاکی، قدرت انطباق با شرایط، انعطاف¬پذیری و پوشش رسانه¬ای جامع و مناسب، را از مواردی دانست که همه رسانه¬ها باید برای موفقیت خود از آن برخوردار باشند و به‌طور دقیق مرتبط به آرایش رسانه¬ای نیست.
به‌هرتقدیر گزاره‌های مرتبط با رسانه به‌صورت زیر دسته‌بندی گردیدند.

تصویر 16-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تنظیم اصول و قواعد طراحی- رسانه

گزاره‌های بعدی به مواردی مربوط می‌شوند که جنس استراتژی‌های مدیریتی رسانه را در خود دارند. این‌ها مواردی هستند که کارشناسان امر در مصاحبه‌های خود از آن‌ها به‌عنوان مواردی نام برده‌اند که میدان جدیدی را فراروی رسانه می‌گشاید و باید با عنایت به این استراتژی¬ها به آن میادین ورود کند. این موارد به ترتیب در ادامه آمده است.
البته در برنامه‌ریزی استراتژیک برای رسانه باید به این نکته نیز توجه داشت که نباید برنامه‌ریزی ایستا باشد، بلکه همیشه یک برنامه‌ریزی شناور بر مبنای هدف صورت می‌گیرد و استراتژی‌هایی نیز به‌صورت شناور اتخاذ می‌شود. استراتژی ما باید پویا بوده و در مقابل شرایط جدید انعطاف¬پذیر و قابل‌تغییر باشد. چراکه هنگام بروز شرایط جدید باید تغییر استراتژی داد و آن را به‌روزرسانی، اصلاح و تقویت نمود. لذا باید برنامه¬ریزی ما ناظر به آینده باشد. به‌عنوان نمونه و برای تقریب موضوع به ذهن، شبکه بی‌بی‌سی با توجه به اولویت¬هایش در دوران جنگ سرد، ده سرویس خبری ویژه برای اروپای شرقی داشت و حالا دیگر لزومی برای این امر نمی¬بیند و آن‌ها را تعطیل و سرویس¬های عربی و فارسی خود را گسترش می¬دهد. که این موضوع نکاتی از قبیل؛ آرایش رسانه¬ای با توجه به اولویت¬های تمدنی و تعیین کنش معطوف به اولویت و قابل‌انعطاف بودن کنش را در خود اشراب نموده است.

تصویر 17-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تنظیم اصول و قواعد طراحی- مدیریت
ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانه‌های آن نیز در منازعه با رسانه‌های غربی هستند و این یک رقابت سخت را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد که رقابت در محتوا و بر سر جذب مخاطب است. لذا این دو رقابت یک بلوک‌بندی مخاطب را به همراه دارد. یعنی باید به فضای برودکست رفته و از همه ظرفیت‌های آن بهره برد. از طرفی در فضای برودبند نیز باید حضور داشته و از تمامی ظرفیت آن بهره ‌گرفت. چراکه در بلوک¬بندی جدید مخاطب، ممکن است مخاطبانی باشند که با برودکست به‌هیچ‌عنوان نشود با آنان ارتباط برقرار نمود. مثل جوانی که از گیم آنلاین تا خبر آنلاین و شبکه-های اجتماعی و … در دسترس اوست؛ لذا دیگر فرصت نشستن پای تلویزیون را ندارد و نمی¬توان نسبت به آن بی¬تفاوت بود.
بنابراین باید مطابق رویکرد مشتری‌مداری که در بخش رویکردها اتخاذ شد،‌ استراتژی مشتری‌مداری را نیز در سطح استراتژیک و بر همان اساس اتخاذ نموده و عملیاتی نمود که این امر بر اساس نظر کارشناسان مورد مصاحبه،‌بلوک¬بندی جدیدی از مخاطبان را در پی خواهد داشت.
بنا به گفته کارشناسان، تولید ارزان و باکیفیت نیز یک استراتژی است که رسانه را به سمت تولید محصولات فاخر و ارزشمند و پرمخاطب بیشتری سوق می‌دهد و در عین تولید بیشتر، از کیفیت آن نمی‌کاهد. بنابراین نظر،‌ به‌عنوان نمونه،‌ تأسیس یک شهرک سینمایی یک امر مهم در آرایش رسانه¬ای است. و منجر به تولید ارزان محصولات کیفی می¬گردد.
همان‌گونه که در بخش آسیب¬شناسی عنوان شد، شرایط انحصاری بودن صداوسیما منجر به ایجاد آسیب¬های شدیدی به رسانه ملی شده است. نظر کارشناسان در این حوزه، به‌طور قاطع زدودن انحصار رسانه‌ای و ایجاد رقابت بیشتر بوده که منجر به تولید باکیفیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری در رسانه نیز می‌شود که این‌ها عوامل بقای یک رسانه است.
همچنین بنابر نظر یکی از کارشناسان،‌ «نوع فلسفه¬گذاری برای صداوسیما و دادن جایگاه ملی و انحصاری به این رسانه، باعث شده که تصور کند، می¬بایست همه عرصه‌های زندگی مردم را پوشش دهد. که این توهمی بیش نیست و حتی قوی¬ترین رسانه¬های دنیا، حقیرتر از آن‌اند که بتوانند این امر را برآورده نمایند. اینکه ما خود را رسانه ملی بنامیم، مربوط به پارادایم دهه 60 است و با افزایش نفوذ رقبا و تکثر رسانه¬های نوین و… این انحصار، شکسته شده است. پایداری این ذهنیت، باعث شده که در رسانه ملی تصور شود، اگر حتی یک بخش از زندگی مخاطب را پوشش ندهد، رسانه¬های دشمن، آن بخش را تصرف می-کنند. بنابراین خود رسانه ملی، کار دشمن را انجام می¬دهد و به هر قیمت و روشی درصدد پر نمودن آن عرصه است. لذا با برنامه¬های سطحی، سخیف و غفلت¬زا آن را پر می¬نماید که این غفلت، مولد سکولاریسم است. چراکه انتقال فرهنگ سنتی از طریق خانواده صورت می¬گیرد، اما رسانه ملی، انسان طراز دینی تربیت نمی¬کند و در جهت سکولار نمودن جامعه حرکت می¬کند.»
البته در رسانه انحصاری، نیز دو رویکرد محصول‌محور و فرآیندمحور وجود دارد؛ که ما بدترین آن؛ یعنی فرآیند‌محوری را برگزیده‌ایم. یعنی خریدن پروسه به‌جای محصول. یعنی پرداخت هزینه‌های گزاف، فرسایش نیرو، از دست¬دادن زمان، افت کیفیت، رقابتی نبودن فضا و باید دانست که اصلاح این ساختار نیز تبعات زیادی به همراه دارد. ضمن آنکه هزینه‌هایی که برای بودن آن می‌پردازیم بسیار زیاد است و نظام انحصاری نظام منسوخی است و موجب ریزش مخاطب، سلب اعتماد او، مخدوش شدن وجهه ما، کار با محدودیت¬های بالا و … می‌شود.
از منظر کارشناسان، برتافتن اصل رقابت به‌عنوان یک استراتژی مهم عنوان گردید. تا آنجا که برخی حتی مفهوم آرایش رسانه‌ای را در شرایط رقابت رسانه‌ای معنادار دانسته‌اند. چراکه در آرایش رسانه¬ای نیز باید به‌گونه‌ای رفتار نمود که با مزیت‌های رقابتی خود، بقای خود را در کارزار رقابت رسانه‌ای حفظ نمود.
ما در سپهر رسانه¬ای درگیر دو رقابت هستیم. رقابت در پیام، که رقیب می¬خواهد پیام ما به مخاطب نرسد و یا اینکه اگر رسید، بد فهمیده شود. مثل شبکه¬های فارسی‌زبانی که با ما رقابت دارند. گروه دیگری از رسانه¬ها هستند که رقابت مشتری¬مدار با ما دارند. مثل شبکه¬های خارجی، عربی، انگلیسی، ترک و… که با پیام ما مشکلی ندارند؛ اما صرفاً می¬خواهند مخاطبان ما را جذب کنند، برای اعتبار، تبلیغات، درآمد و …
بنابر نظر کارشناسان مورد مصاحبه،‌ دو فضای رقابتی موضوعیت دارد. این دو به هم وابسته¬اند و می-بایست به‌موازات یکدیگر پیش بروند. ابتدا فضای رقابتی در سپهر رسانه¬ای است که در آن، رقابت میان ما و دیگران که در بیرون مرزهای ما فعال‌اند، بر سر تصرف قلب و ذهن مخاطب و جذب او جریان دارد. این رقابت با جدیت تمام به تولید محتوا برای جلب و به چنگ آوردن مخاطب می¬انجامد. فضای دوم، رقابت داخلی میان رسانه¬های خودی است، چراکه با این رقابت، کیفیت و کمیت رقم می¬خورد و به وضع مطلوب نیل می¬کند. فرض کنید، بخش‌های مختلف خبری ما بدون هیچ تغییری خبر پخش نمایند و هیچ رقابتی باهم نداشته باشند، نه وجه تمایز و مزیتی برای جلب مخاطب خواهند داشت و نه قادر به رقابت با رسانه¬های رقیب خواهند بود. اکنون در بخش‌های خبری صداوسیما، چنین وضعیتی وجود دارد و بخش‌های خبری، بدون کوچک‌ترین تغییری، اخبار را از روی سایت واحد مرکزی خبر برمی¬دارند و بدون پرداخت مجدد استفاده می¬کنند و این به دلیل عدم رقابت میان آن¬هاست، اگر رقابت و درنتیجه ارزیابی کیفی میان اخبار آن‌ها به وجود آید، مخاطبان نسبت به همه بخش‌های خبری مشتاق می¬شوند. با تعریف چنین رقابتی، چینش بهتر رسانه¬ها و برنامه¬ها، در آرایش رسانه¬ای به وجود می¬آید.
در درون خود رسانه ملی نیز می¬بایست این رقابت تعریف گردد. میان دو شبکه تلویزیونی در رسانه ما، باید تفاوت و وجه تمایز وجود داشته باشد و مدیریت استراتژیک به ما می¬گوید که باید استراتژی این دو شبکه باهم متمایز باشد و یک استراتژی رقابتی میان آن دو تعریف می¬نماییم. و در طیف¬های مختلف رسانه-ای باید به‌گونه‌ای تعریف شود که هر شبکه از مزیت رقابتی منحصربه‌فرد خود برای جلب مخاطب، بهره¬مند باشد و در رقابت با سایر شبکه¬ها، از جذب مخاطب درنماند.
اگر دو رسانه داشته باشیم که میان عملکرد هردو هیچ تفاوتی نباشد، یکی از آن‌ها کفایت می¬کند. پس مدیریت استراتژیک به ما می¬گوید که کارکرد دو رسانه باید باهم متفاوت باشد. در صورت رقابت آن دو، کیفیت تولید نیز افزایش می¬یابد. اگر فضای رقابتی میان آنان تعریف نشود و تمایزشان مشخص نشود یعنی، آرایش رسانه¬ای نداریم. چراکه ده¬ها رسانه داریم که از یک وضعیت در تولید رسانه¬ای برخوردارند و با مغفول ماندن اصل رقابت رسانه¬ای، آرایش رسانه¬ای مخدوش شده است.
لذا در آرایش رسانه¬ای باید ابتدا تمایز میان شبکه¬ها تعیین گردد و سپس میان آن‌ها رقابت ایجاد گردد. ضمن آنکه دو رسانه باید کار یکدیگر را کامل نمایند و مکمل همدیگر باشند تا به هدف اصلی خود رسیده و بتوانیم مخاطبان خود را جذب نماییم. این یک آرایش مکمل و رقابتی برای جذب مخاطب را به همراه دارد.
فضای رسانه یک فضای کاملاً رقابتی است و باید در مقابل رسانه¬های رقیب آرایش رسانه¬ای متناسب گرفت. ازآنجاکه دنیای امروز رسانه، دنیای مخاطبان انفرادی است، گاهی حتی یک وبلاگ نیز می‌تواند رقیب رسانه ما محسوب شود. پس از رقابت رسانه‌ای،‌ موارد دیگری نیز وجود دارند که برطبق نظر کارشناسان مورد مصاحبه،‌ از جنس استراتژی برخوردارند.
تحقیق محور بودن و انجام مطالعات، پیش از راه¬اندازی هر شبکه و مطالعه برای دریافت نیاز جامعه و راه‌اندازی و توسعه شبکه‌ها بر پایه مطالعات مخاطب و محتوا؛ نفوذ بیشتر به عرصه برودبند که میدان جدیدی در مقابل فضای سنتی برودکست است ضمن حفظ نفوذ در فضای برودکست؛‌ نفوذ به موبایل مخاطبان برای دسترسی بیشتر به او و ایجاد دسترسی او به پیام¬های ما، چراکه اکنون در شرایط پیوند مخاطب جدید با موبایلش در فضای نوین رسانه‌ای هستیم؛‌ طراحی آرایش فراسازمانی از منظر حکومت و نظام جمهوری اسلامی و تصمیم‌گیری بر اساس اولویت‌های بلندمدت نظام و تأمین منافع ‌ملی، ازجمله این استراتژی‌های رسانه‌ای است.
گزاره‌های بعدی به مواردی مربوط می‌شوند که از جنس استراتژی‌هایی برای پیام هستند. این‌ها مواردی هستند که کارشناسان امر در مصاحبه‌های خود از آن‌ها به‌عنوان مواردی نام برده¬اند که به حوزه پیام مرتبط است. این موارد به ترتیب در ادامه آمده است.
مهم‌ترین استراتژی که در حوزه پیام از نظر کارشناسان امر وجود دارد، تولید و صدور پیام به زبان فطرت انسانی است که این فطرت در همه‌جای جهان به مثابه یک سیستم عامل مشترک میان ‌همه انسان-هاست. چراکه در فضای جهانی هرجا که به زبان فطرت انسانی و جهانی، اخلاق و پیام‌های رشد انسان، سخن گفته‌ایم، توانسته‌ایم در عمق میدان قلب و ذهن مخاطب نفوذ نماییم.پیام‌هایی که با فطرت انسانی سازگار است، لزوماً همه‌فهم بوده و از عمق و تأثیرگذاری بالایی برخوردار است و مخاطب را به رشد و اعتلا خواهد رساند.
از نظر کارشناسان مورد مصاحبه، در خصوص پوشش حوزه‌های محتوایی تحت پوشش رقیب و پوشش عرصه‌های زندگی مخاطب دو نوع استراتژی وجود دارد. یکی اینکه ما صرفاً عرصه‌های مهم و تأثیرگذار زندگی مخاطب را شناسایی

مطلب مرتبط :   پیغمبر، ایمان، منافقان، شهادت، قرآن، اللّه