درگیری میان یکدیگر می¬شوند. گاهی نیز در کنار همدیگر نوتر و خنثی هستند. هنگامی‌که کنار هم هستند اختلال ایجاد نمی¬کنند اما مؤید یکدیگر هم نیستند. گاهی نیز دو عنصر AوB کنار هم قرار می¬گیرند که از ترکیب آن دو مفهومی جدید تولید می¬شود که دستاورد رسانه¬ای که ارائه می¬دهد از لحاظ توان، تأثیرگذاری، ارتفاع و گستره مخاطب، نه باA ¬حاصل می¬شد و نه به‌تنهایی با B و نه با 2A و نه با 2B. بلکه فرایند لگاریتمی است. این همان اصل سینرژیسم است که در رسانه، علم‌الاجتماع، روانشناسی و هم در پزشکی و … تعریف دارد. اولین اصل در آرایش رسانه¬ای کارآمد، سینرژیسم است. عناصر در کنار هم باید اثرات همدیگر را تشدید نمایند و مانند یک پیکر واحد عمل نمایند. سینرژی تنها یک پدیده کمی نیست، بلکه به‌صورت کیفی نیز می¬باشد.<br />اصل دوم، داشتن محتوای فاخر و کارآمد در اجزا است. مثل آشپزی که فقر مواد غذایی را نمی¬تواند جبران نماید. فقدان این اصل، حتی در صورت داشتن سینرژی، باعث ناکارآمدی آرایش می¬شود. کیفی بودن مواد اولیه باید به‌گونه‌ای باشد که در کار رسانه¬ای احساس این نشود ادای یک برنامه ( مثل گفتگو، مناظره، برنامه علمی و… ) را مخاطب مشاهده می¬نماید. بلکه باید ارزش رسانه¬ای نیز داشته باشد.
اصل سوم، داشتن جهت و هدف مناسب است. گاهی سینرژی و کیفیت نیز رعایت می¬شود، اما هنوز آرایش ناکارآمد است، چراکه جهت در آن رعایت نشده است. مثلاً برنامه بسیار مناسبی را از آنتن پخش می-نماییم که همه اصول آن رعایت شده است، اما نکته آن است که این برنامه را برای چه می¬خواستیم؟ و چه هدف و جهتی را از تولید و پخش آن دنبال می¬نماییم؟ در چه برنامه¬هایی به‌صورت مستمر، قصد تکمیل و جهت¬دهی آن را داریم؟ به چه افقی آن را هدایت می¬نماییم؟ اگر افق مشخصی داریم، بنابراین به یک سلسله برنامه نیاز داریم تا آنکه تعدادی سینرژی¬های مکمل را در جهت و راستا و افق مشخص هدایت نماییم. رسانه ملی اکنون افق کلی دارد، که معطوف به بیانات مقام معظم رهبری است. اما افق¬های کوچک و مقطعی چطور؟ این¬ها به‌صورت تیغ ماهی¬وار به ستون فقرات مرکزی خود متصل است، باید جهت خاصی را تداعی نماید. سینرژی¬های موفق مقدمه یک استراتژی موفق است که نهایتاً باید تحت افق رسانه¬ای مشخص اعمال شوند.
توفیق رسانه‌ای مقطعی و موضعی، ناکارآمد است. بلکه مثلاً اگر یک فیلم سینمایی پخش می¬¬کنیم، در یک موضوع خاص سپس یک جُنگ و یا تاک شو و سپس یک سلسله برنامه مستند و… تولید و پخش نماییم. اصل سینرژی به ما می¬گوید، افق¬های مقطعی و اهداف بلندمدت رسانه¬ای می¬بایست در همه این برنامه¬ها در کنار هم رعایت شده باشد. این یعنی آرایش رسانه¬ای است که املا مواد اولیه باکیفیت، ثانیاً سینرژی و ثالثاً داشتن جهت مناسب و درست که هدفی است که این هم¬افزایی رسانه¬ای معطوف به آن می‌باشد، در آن رعایت شده است. الگوی سه مرحله¬ای سینرژی، کیفیت مصالح و جهت، در مواجهه با آرایش رسانه¬ای دشمن، نیز همچنان کارآمد و نافذ می‌باشد.
درنهایت گزاره‌های آخر به مواردی مربوط می‌شوند که از جنس استراتژی‌هایی برای مخاطب هستند. این‌ها مواردی هستند که کارشناسان امر در مصاحبه‌های خود از آن‌ها به‌عنوان مواردی نام برده¬اند که به حوزه پیام مرتبط است. این موارد به ترتیب در ادامه آمده است.
رشد دادن مخاطب، برنامه¬ریزی مخاطب¬محور، تناسب زبانی با مخاطب جهانی و پوشش زبانی متنوع و تناسب با نیاز مخاطب جهانی،‌ ایجاد رضایت در مخاطب همراه با جلب اعتماد او،‌ ورود به همه عرصه‌های حضور مخاطب، تأمین کارآمدی آرایش رسانه‌ای از طریق انطباق با آرایش مخاطب ازجمله این موارد هستند که پیش‌ازاین در مورد برخی از آنان سخن به میان رفت. اما برای رشد مخاطب چه باید کرد؟
ابتدا می‌بایست مخاطب‌شناسی مبتنی بر انسان‌شناسی دینی صورت داد و پس از شناخت مخاطب و ترسیم فرآیند رشد او، باید به این پرسش پاسخ گفت که آیا رسانه ابزار مناسبی برای رشد مخاطب هست یا خیر. سپس می‌بایست به مدل انسان‌سازی دینی برای رساندن مخاطب به حد مطلوب خود یعنی انسان طراز اندیشید. بر این اساس گزاره‌هایی را کارشناسان به‌عنوان مؤلفه‌های عملیاتی برای رساندن مخاطب به حد انسان طراز معرفی نمودند که از آن جمله می¬توان به؛ قویت مجاهدت مخاطب،‌ شکوفایی استعداد مخاطب،‌ ایجاد خلاقیت در مخاطب، غفلت‌زدایی از مخاطب، ایجاد تذکر در مخاطب، کرامت‌بخشی به مخاطب، توانمندسازی مخاطب برای مقابله با نفس اماره، ایجاد و ارتقای سواد رسانه‌ای، ایجاد تقوای رسانه‌ای، بصیرت‌بخشی به مخاطب و درنهایت، واکسینه کردن مخاطبان اشاره نمود.

مطلب مرتبط :  

تصویر 19-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تنظیم اصول و قواعد طراحی- مخاطب

2-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام دوم، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای
به‌طورکلی، در نظامی‌گری و آرایش نظامی برای طراحی عملیات، یگان¬های خودی و دشمن را در مقابل همدیگر قرار می‌دهند. این عملیات یا آفندی است و یا پدآفندی. در حالت پدآفندی، ما منفعل هستیم و در مقابل دشمنی که برای اهداف مشخصی و تصرف آن اهداف، در حال آفند به سمت ماست، پدآفند می‌کنیم. در عملیات آفندی ما فعال هستیم و به‌سوی دشمن و برای تصرف اهداف خاصی ما تهاجم و حمله می‌نماییم و در حالت پدآفندی، منفعل هستیم و در مقابل عملیات و اهداف دشمن، واکنش نشان می¬دهیم. پس ابتدابه‌ساکن باید نوع عملیات مشخص شود. تا بر اساس اینکه عملیات ما آفندی است و یا پدآفندی، نیروهایمان را چینش نماییم و آرایش بگیریم. حرکات ما در پدآفند و آفند متفاوت از هم خواهد بود. به‌طور مشخص در رسانه نیز باید همین اتفاق بیفتد. اما نوع سومی از آرایش نظامی نیز وجود دارد که در شرایط صلح و زمانی که تهدیدی وجود ندارد، جاری است. نکته مهم¬تر اینکه، نوع آرایش ما در حالت متقارن و نامتقارن، متفاوت است. این موضوع به‌راحتی می¬تواند با حوزه رسانه تطبیق یابد.
این آرایش متقارن و نامتقارن نکته بسیار مهمی در تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است. یک حالت کلاسیک جنگ یا متقارن وجود دارد، که دو نیروی نظامی، یگان¬های مشابه همدیگر دارند و به نسبت¬های برابر و به‌صورت کاملاً متقارن به لحاظ توان، روبروی یکدیگر آرایش می¬گیرند. قدرت مقابله و آفند ما، بسته به توان و استعداد و تجهیزات و سازمان ما دارد. گاهی یگان¬های زیادی داریم و در مقابل دشمن ممکن است دو لشگر قرار دهیم. یا وقتی با کمبود نیرو مواجهیم، در مقابل یک لشگر، شاید نتوانیم یک لشگر هم قرار دهیم. اما ابزار¬آلات و شیوه¬ها و روش¬ها، در کل یکی است و از قواعد متعارف کلاسیک بهره می¬برد که به آن متقارن می¬گوییم.
وقتی با دشمنی که اختلاف توان فاحش و غیرقابل قیاسی با ما به لحاظ، تجهیزات و تکنولوژی و عده و عُده دارد، مواجهیم، اگر آرایش متقارن را در مقابل آن‌ها اتخاذ نماییم، محکوم به شکست هستیم. لذا جمهوری اسلامی که در چنین شرایطی در مقابل ارتش¬های عظیم کلاسیک ایالات‌متحده و متحدان اروپایی‌اش، قرار دارد، که به لحاظ توان و تجهیزات و استعداد نیرو تناسبی با نیروی نظامی ایران ندارند، شیوه نبرد نامتقارن را بنیان نهاده و به آن می¬پردازد.
این شیوه آرایش متناسب با خود را می‌طلبد. مثل نبرد حزب‌الله با اسراییل، که بدون سلاح و تجهیزات و نفرات یک لشکر کلاسیک، در مقابل یک لشکر قوی کلاسیک پیروز می¬شود. قواعد نامتقارن است که عامل پیروزی در جنگ¬های مختلف حزب‌الله می¬شود. درواقع قرینه¬سازی نباید صورت داد و مثلاً تانک را در مقابل تانک چینش نمی¬کنیم، بلکه موشک ضد تانک را در مقابل تانک قرار می¬دهیم و با تجهیزات کم¬تر و تکنولوژی پایین¬تر در مقابل دشمن توانی را به نمایش می¬گذاریم که عامل بازدارندگی دشمن از تهاجم، و یا عامل شکست او پس از تهاجم می¬گردد. این نوعی از پدآفند است که در قالب آرایش پدآفندی شکل می¬گیرد. البته شباهت¬های به جنگ چریکی دارد، اما متفاوت از آن است. چراکه جنگ چریکی اهداف دیگری را دنبال می¬کند و جنگ نامتقارن اهداف دیگری را. همچنین ساختار و سازمان آن نیز متفاوت است. جنگ چریکی و نامنظم نیز در قالب متقارن و در تقابل با ارتش¬های کلاسیک صورت می¬گیرد. ساختار و سازمان منعطفی بنا بر موقعیت¬های نظامی مختلف دارد.
در فضای رسانه نیز همین اتفاق افتاده است. در آرایش رسانه¬ای دشمن، حجم تولید محتوا و تجهیزات و تکنولوژی و سطح پوشش رسانه¬ای دشمن و تعداد شبکه¬های او قابل قیاس با شبکه¬های ما نیست. چراکه تجهیزات و بلندگوی قوی¬تری در اختیار دارند و از صدای بلندتر و تولیدات بیشتری برخوردارند و به‌تبع آن از نفوذ و تأثیرگذاری بیشتری نیز برخوردارند. لذا باید میدان عمل رسانه‌ای ما و آرایش رسانه‌ای ما به سمت رقابت رسانه‌ای نامتقارن برود. یعنی از روش‌هایی غیر از شیوه‌های رقبا، برای اثرگذاری و نفوذ استفاده نماییم. این مشابه شرایط اقدام نامتقارن در نظامی‌گری است.
مثال آن مشابه عضوگیری‌هایی است که توسط گروه¬های تکفیری، القاعده و داعش است که از سراسر دنیا صورت می¬گیرد و بدون امکانات و تجهیزات عظیم رسانه¬ای و با شیوه¬های ویژه¬ی خود اعمال می¬شود. موفقیت در عضوگیری¬های گسترده آنان، گواه شیوه¬ی خاص تبلیغی¬شان است که قابل توصیف به یک نمونه از آرایش رسانه¬ای نامتقارن است. زیرا توانسته¬اند حرف خود را به گوش همفکران خود در سراسر دنیا برسانند و موجب جذب آنان به گروه¬های نظامی خود شوند. لذا استفاده از روش‌های متعارف و مشابه غرب باعث می¬شود که در تقارن با آن‌ها، بازنده میدان رقابت رسانه¬ای شویم و به اهداف خود نرسیم. لازمه آن طراحی و ابداع جدید و چیدمان جدید رسانه¬های خود است. پس بنابرنظر کارشناسان امر به‌ویژه کارشناسان طراحی آرایش نظامی، در تطبیق حوزه نظامی با رسانه، انواع آرایش رسانه‌ای به‌صورت زیر قابل‌تفکیک می‌باشند.

مطلب مرتبط :   فقه، احکام، عدالت، اسلام، سیره، -

تصویر 20-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نوع آرایش
3-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام سوم، تفکیک پارادایم
تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم اصالت خدا (تئوئیسم ) و اصالت بشر(اومانسیم ) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقض¬اند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد مخاطب می¬گردد. همچنین گفته شد که ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانه¬های آن نیز در منازعه با رسانه‌های غربی هستند و این یک رقابت سخت را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد که رقابت در محتوا و بر سر جذب مخاطب است.
پارادایم همان چارچوب تصوری و یا شهر ذهنی (نه به معنی آرمان‌شهر) انسان است. در علم جامعه-شناسی، پارادایم به معنی چارچوب عمومی است که با رجوع به آن می¬توان مسائل را تحلیل نمود. (آزادی، 12:1390ص 12 )
پارادایم انسان غربی، پارادایم اصالت انسان و یا درواقع پارادایم اومانیسم است و پارادایم انسان مسلمان و موحد، پارادایم تئوئیسم و اصالت خداست. انسان غربی «انسان» را در مرکز قرار داده و همه‌چیز را در پیرامون و محیط انسان، تعریف و تفسیر می¬کند. درحالی‌که بر اساس تعالیم اسلام، «خداوند» در مرکز دایره قرار داشته و همه‌چیز در پیرامون، به خداوند اقتدا و سجده می¬کند و در نسبت با او تعریف می¬شود.
لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.

تصویر 21-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تفکیک پارادایم

4-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام چهارم، تعیین حوزه نفوذ تمدنی

در طراحی آرایش رسانه‌ای گام چهارم شامل تعیین حوزه نفوذ تمدنی است که پیش‌ازاین نیز در برآورد وضعیت خودی آمده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که این اقدام می‌بایست در حین طراحی آرایش رسانه‌ای تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می¬بایست بر روی آن تمرکز نماید می‌شود. کانون تمرکز را نیز با مثال روشن نمودیم.
اما نکته آن است که،‌ اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و حوزه نفوذ تمدنی برای آرایش رسانه¬ای نیز یک ضرورت است که آن‌ها بتوانند اولویت¬ها را تعیین کنند. اما صداوسیما که متولی این حوزه است، به‌ناچار تنها عمل می¬کند و کسی به او نمی¬گوید که چه کند. لذا باید در گام چهارم طراحی به جمع¬بندی تعیین حوزه نفوذ تمدنی در برآورد وضع موجود و مطلوب پرداخت، که با اجماع نخبگان، حوزه نفوذ تمدنی و کانون تمرکز آن، اولویت‌های نظام و منافع ملی تعیین می¬گردند.

تصویر 22-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تعیین حوزه تمدنی
5-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام پنجم، نیازسنجی

در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ چهارمین گام شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی بود که به‌طور مجمل در آنجا به موضوع مخاطب‌شناسی و تشخیص نیازهای مخاطب پرداخته‌شد. همچنین گفته شد که نیاز مخاطب در حیثیت جمعی خویش همان نیاز جامعه است که باید به آن نیز پرداخته شود. جامعه نیز در حیثیت سیاسی خود واجد حکومت است که اولویت¬ها و نیازهایی دارد. بنابراین نیازسنجی از مخاطب و جامعه و نظام نیز در طراحی آرایش رسانه‌ای موضوعیت