برنامه¬هایی باید برای او تدارک دید. نهایتاً رویکرد مخاطب نسبت به ما و سپس نسبت به رسانه¬های رقیب ما باید مطالعه شود. برای مخاطب¬شناسی باید به این سؤالات پاسخ داد که در همه دنیا این امر شایع است و با مخاطبان خود برای پاسخ دادن به این سؤالات با مخاطب خود ارتباط برقرار می¬کنند. سپس استراتژی¬های خود را نسبت به مخاطب طراحی می¬کنند.<br />محتوا نیز می‌تواند بر مبنای مخاطب و نیازهای او باشد. بنابراین با توجه به اهداف هر شبکه، مخاطبان خاص هر شبکه، رده سنی مخاطب و خواست او، جنسیت و محل اقامت او و … می‌توان محتوا را تقسیم-بندی نمود. لذا برای این کار باید مخاطبان خود را اعم از مخاطبان وفادار، مخاطبان بی¬طرف، مخاطبان خنثی، و مخاطبان بدبین، را مشخص و برای هر یک سهم معینی قائل شد و برنامه‌ای را ترتیب داد که مدیر رسانه بداند که در ابزارهای رسانه¬ای، اعم از رادیو، تلویزیون، سایت، مجله، روزنامه و… پیام¬های خود را به کدام سمت و کدام طیف از مخاطبان، ارسال کند.
تفکیک مخاطب از ضروریات برآورد نیازهای جامعه است. نیازسنجی از جانب رقبا به‌صورت حرفه¬ای برای رسیدن به مقاصد و اهداف سیاسی و یا فرهنگی انجام می¬گیرد. لذا باید نیازها را بر اساس طبقه¬بندی و تفکیک مخاطبان صورت داد تا آنکه بفهمیم مثلاً نیاز به یک شبکه در حوزه سنی نوجوانان وجود دارد، یا آنکه برای دختران نوجوان در تلویزیون برنامه¬ریزی نشده است. یعنی مشخص باشد برای چه کسی برنامه و پیام تولید و انتشار می‌دهیم.
در طیف‌بندی مخاطبان باید دانست که طیف بی¬طرف و خنثی، حائز اهمیت است. چراکه بخش عمده آرایش رسانه¬ای تصرف قلب و ذهن این طیف واجد ارزش، می‌باشد. اما متأسفانه عموماً از آن‌ها غفلت شده و تنها در زمان کنش¬های مهم سیاسی با مشارکت عمومی، اهمیت می‌یابند. اما در حالت عادی، هیچ رسانه¬ای در پی تصرف قلوب آن‌ها نیست. اساساً «رسانه» بضاعت آن را ندارد که در درازمدت، مخاطبان دائمی و وفادار داشته باشد و بتواند اکثریت خنثی را برای همیشه جذب خود نماید.
نکته دیگر اینکه همه مخاطبان، اگرچه در کار خود متخصص و نخبه هستند؛ اما در سایر مسائل، عوام محسوب می¬شوند و زمانی¬که شبکه¬های سرگرمی راه‌اندازی می‌شود؛ این نخبگان‌ همچون عوام به مخاطبان این شبکه¬ها می¬پیوندند و باعث ریزش مخاطب سایر شبکه‌ها می¬شوند و این در تعارض با دانشگاه عمومی بودن صداوسیماست.
نکته دیگر در مخاطب¬شناسی، شناخت عرصه‌های زندگی مخاطب و همچنین سبک زندگی او و عرصه-های مهم و تأثیرگذار برای حضور رسانه در آن عرصه¬هاست. در حال حاضر رسانه ما خود را همه‌فن‌حریف می¬بیند. نوع فلسفه¬گذاری برای صداوسیما و دادن جایگاه ملی و انحصاری به این رسانه، باعث شده که تصور کند، می‌بایست همه عرصه¬های زندگی مردم را پوشش دهد. که این توهمی بیش نیست و حتی قوی-ترین رسانه¬های دنیا، حقیرتر از آن‌اند که بتوانند این امر را برآورده نمایند. به‌طور متوسط مخاطبان بین 2.5 الی 4 ساعت به‌صورت گزینش‌شده و اختیاری، مخاطب یک رسانه می¬شوند و بیشتر از این، به‌صورت اتفاقی است و عامدانه نیست. اینکه ما خود را رسانه ملی بنامیم، مربوط به پارادایم دهه 60 است و با افزایش نفوذ رقبا و تکثر رسانه¬های نوین و… این انحصار، شکسته شده است. پایداری این ذهنیت، باعث شده که در رسانه ملی تصور شود، اگر حتی یک بخش از زندگی مخاطب را پوشش ندهد، رسانه¬های دشمن، آن بخش را تصرف می¬کنند. بنابراین خود رسانه ملی، کار دشمن را انجام می¬دهد و به هر قیمت و روشی درصدد پر نمودن آن عرصه است. لذا با برنامه¬های سطحی، سخیف و غفلت زا آن را پر می¬نماید که این غفلت، مولد سکولاریسم است. چراکه انتقال فرهنگ سنتی از طریق خانواده صورت می¬گیرد، اما رسانه ملی، انسان طراز دینی تربیت نمی¬کند و در جهت سکولار نمودن جامعه حرکت می¬کند.
تصویر 10-4 برنامه ریزی- شناخت وضع موجود- ضعف‌شناسی- شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی
همچنین باید در فضای رقابت رسانه¬ای بر سر مخاطب، نسبت خود را با رقیب باید سنجید و دانست که جایگاه ما و سپس رقیب در میان مخاطبان چیست؟ چقدر ما اعتماد مخاطب را به خود جلب نموده¬ایم؟ رسانه¬های ما چه اعتباری نزد مخاطب دارند؟ مقایسه ویژگی¬هایی که هرکدام از رسانه¬های ما و رقیب برای جذب مخاطب به کار می‌برند، ‌از ضروریات است. سپس تعیین شود که مخاطب ما در چه حوزه¬هایی توسط رقبا ربوده شده¬اند و سپس باید به‌گونه‌ای آرایش خود را تنظیم کنیم که مخاطب خود را در اختیار خود نگه-داریم. بخش شناخت وضع موجود، پس از تکامل به‌صورت زیر شکل می‌گیرد.


3-5-4 ترسیم وضع مطلوب و شناخت آینده و فضای نوین رسانه‌ای جهان در برنامه‌ریزی

مطلب مرتبط :   ، وآله)، السلام)، ، (علیه، اسلام

الف- آینده‌پژوهی و فضای نوین رسانه‌ای جهان
بر اساس نظر کارشناسان امر که مورد مصاحبه قرارگرفته‌اند، برای طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست ابتدا به تبیین وضع موجود پرداخت و سپس وضع مطلوب را ترسیم نمود. ترسیم وضع مطلوب پیش از هر چیز منوط بر شناخت فضای نوین رسانه‌ای در جهان است که این قید در موضوع تحقیق حاضر نیز لحاظ گردیده است. این‌گونه نیست که در هنگام برنامه¬ریزی صرفاً به زمان حال توجه شود. بلکه باید برنامه¬ریزی ناظر بر تحولات و بررسی چشم¬انداز تکنولوژی باشد.
مدل پیشنهادی کارشناسان مورد مصاحبه استفاده از رویکرد وضع مطلوب و وضع موجود است که ترسیم فرآیند رشد انسانی منطبق با آرایش رسانه‌ای معطوف به آینده و با ادبیات غیراستعاری با نگاه مدیریت استراتژیک آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور باید انجام گیرد تا آنکه بستری برای حرکت از وضع موجود به مطلوب فراهم شود.
شناخت وضع مطلوب بدون بررسی شرایط نوین رسانه‌ای میسر نیست و شرایط نوین نیز نگاهی آینده‌پژوهانه بر پدیده‌های تکنولوژیک دارد. درواقع به دلیل وابستگی رسانه به تکنولوژی می‌بایست ابتدا تحولات تکنولوژیک در حوزه رسانه را بررسی نمود سپس تحولات و دگردیسی که در مخاطب رخ می‌دهد را نیز روشن کرد، تا آنکه به تحولات و پدیده‌های نوین و درنهایت، به فضای نوین رسانه در آینده نزدیک دست‌یافته و امکان برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت را فراهم نمود. چراکه پیش‌بینی وضع آینده برای برنامه‌ریزی پویا، واجد اهمیت است.
در آرایش رسانه¬ای ناظر به آینده، دو اتفاق باید به‌طور همزمان و به‌موازات یکدیگر، تبیین شوند. ابتدا در لایه اول، دگردیسی ابزارهای رسانه¬ای و تجهیزات تکنولوژیک و در لایه دوم هم، دگردیسی مخاطب. البته تغییرات در چهار حوزه، مخاطب، تکنولوژی، نیروی انسانی و سازمان رسانه¬ای، باید بررسی شود. که در این میان، مخاطب و تکنولوژی از اهمیت بیشتری برخوردارند.
در آرایش رسانه¬ای آتی، نقش مخاطب بسیار پررنگ و برجسته و مهم است. یعنی مخاطب در تطوری که دارد، در آینده چگونه خواهد بود و ما باید خود را نسبت به آن تنظیم نماییم. ضمناً اگر بخواهیم رسانه برتری باشیم، می‌بایست مخاطبان توانمندتر و قوی¬تری داشته باشیم. ما باید تغییر ماهیت و مفهوم مخاطب را فهم نماییم و بدانیم که با مخاطب منفعل و بدون حق انتخاب روبرو نیستیم. مخاطبی که حق انتخاب¬های متکثر، او را به سردرگمی کشانده، تنها یک‌بار اشتباه، برای سلب اعتماد و از دست دادن او کافی است. و ذائقه رسانه¬ای او تغییر می‌کند و در صورت تغییر ذائقه رسانه¬ای، اقبالی به رسانه ما نخواهد داشت. مخاطب عصر ما عجول و بی¬حوصله است و تعارف ندارد، به محض اینکه ارضا نشود، به‌سرعت پس می¬زند و به رسانه¬های دیگر، گرایش می¬یابد.
مخاطب امروز به مدیریت زمان می¬پردازد و انفعال گذشته را ندارد. پیام را و زمان دریافت را مدیریت می¬نماید. سعی می¬کنند که مخاطب در تولید محتوا مشارکت نماید، مثل روزنامه¬نگاری شهروندی که تابع همین امر است. در این شرایط، باید از تکنولوژی روز بهره برد، و زمینه حضور مخاطب را در برنامه¬ها فراهم نمود. اعتماد مخاطب را نسبت به پیام¬ها و سیاست¬های خود بالا ببریم. که اگر این امر صورت نگیرد، به‌ظاهر در حال حیاتیم اما زوال ما رقم خورده است.
همچنین اگر حضور در عرصه جهانی یک تکلیف است، باید بتوانیم با فرهنگ و زبان مخصوص افراد در همه جای جهان صحبت کنیم، به‌گونه‌ای که پس نزند. به‌صورت کلی این فرمایش امام رضا علیه‌السلام هست که می¬فرمایند (لو علم الناس محاسن کلامنا فاتبعونا ، اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را درک می‌کردند، از ما تبعیت می‌کردند)، واقعیتی برای فطرت‌های پاک است. تشنگان این محاسن کلام در همه جای دنیا وجود دارند. شناخت چنین مخاطبی در آرایش ما واجد اهمیت است و از طریق رسانه می‌بایست به آن‌ها دست یافت و با هماهنگی و همپوشانی سایر اجزای سیستمی کشور، باید پاسخ به نیازهای آن‌ها گفت.
ما با این تغییر مخاطب و تغییر نسل تکنولوژیک، مواجهیم. آمار 33 میلیون گوشی هوشمند، آمار معناداری می‌باشد که نسل آینده را به نوع خاصی تربیت می‌کند و گواه وابستگی جامعه به رسانه¬های جدید می¬باشد و دیگر فیلتر نمی¬تواند مانع او بشود. شبکه¬های اجتماعی را به‌صورت همراه در گوشی خود دارد و به اپلیکیشن بدل شده است. گذار از وب3 نیز اتفاق افتاده است و پس از آن به دیوایس¬لس یا بی¬ابزاری و دیوایس¬دس یا همان مرگ¬ ابزار می¬رسیم و همه‌چیز همه‌جا در دسترس است و هموژنایز شده است. گوشی-های همراه، کاربرد بیش از 140 ابزار را در خود دارند، این گوشی¬ها متعلق به نسل 3 هستند و زمانی که به نسل 6 برسیم، به دیوایس‌دس رسیده¬ایم و دیگر کاربری¬های دیوایس در یک چیپست کوچک در انسان کاشت می¬شود. و همه‌چیز همه‌جا در دسترس خواهد بود.
به برخی وقایع تلخ باید تن داد. مخاطبان با موبایل¬های خود پیوند خورده¬اند و مثلاً دو ساعت از وقت هر مخاطب به شبکه¬های اجتماعی موبایلی اختصاص دارد. سازمان باید به این بیندیشد که چگونه کلیپ برنامه¬های خود را به این شبکه¬ها نفوذ دهد. با فرض وضع مطلوب می¬بایست مهندسی معکوس نمود و از آخر به اول آمد و وضع مطلوب را به وضع موجود مرتبط ساخت تا حرکتی که نیاز داریم، خود را نمایان کند. ضمناً دگردیسی ابزار رسانه‌ای را باید از پایین به بالا و مخاطب را از بالا به پایین یعنی وضع مطلوب به موجود در نظر گرفت. برای برآورد وضع رسانه در آینده کافی است چشم‌اندازهای ترسیم شده رشد تکنولوژی مراکز تحقیقاتی غرب، را مطالعه نمود.
امروزه تغییرات زیادی حادث شده است ازجمله، تغییرات تکنولوژی، تغییر دریافت و انتشار پیام، کوچک شدن تجهیزات و تکنولوژی، شکسته شدن انحصار رسانه¬ای، و … که از برخی از آن‌ها تحت عنوان پدیده‌های نوین عالم رسانه می‌توان نام برد.
ادغام تلویزیون با رسانه¬های جدید مسئله‌ای است که تحولات جدیدی را به وجود آورده و این امر باید توسط تلویزیون بررسی شده و سپس با آن جریان، همراهی نمود. همگرایی رسانه¬ای از بحث¬های مهم و تأثیرگذار در آرایش رسانه¬ای است که در منابع موجود است و ازآنجا گرفته شود.
یک اتفاق که در مقوله آرایش رسانه¬ای در شرف وقوع است، مسئله «ادغام» است. نه‌تنها رسانه¬ها، بلکه نظام¬ها در حال ادغام با یکدیگر هستند. به این معنی که آموزش‌وپرورش، آموزش عالی و دیگر نظام¬ها در حال از بین رفتن و ادغام با رسانه می¬باشند. که همان اجوتینمنت و ساینتینمنت است.
معنی از بین رفتن یک نظام، مانند نظام آموزش‌وپرورش، از بین رفتن هویت مستقل آن نظام است. درواقع آموزش‌وپرورش مستقل نابود می¬گردد. رسانه نیز صرفاً کار رسانه را انجام نمی¬دهد. بلکه با پدیده یا نظامی که ادغام می¬گردد ممزوج شده و هویت جدیدی را شکل می¬دهند و رسانه نیز وظیفه¬ی آن نظام خاص را بر عهده می¬گیرد. یعنی هر چیز که با رسانه ادغام گردید، در آینده حیات و بقایش حفظ می¬گردد. با این حساب جوهر جامعه¬سازی در آینده، رسانه است.
هنگامی‌که تاروپود جامعه¬ی آینده، رسانه در نظر گرفته شود؛ جامعه¬سازی، ناظر بر رسانه¬مداری می¬شود. در این صورت، آرایش رسانه¬ای معنای آرایش جامعه¬ی رسانه¬پایه را بر خود می‌گیرد. بنابراین همان عناصری که در جامعه وجود دارند؛ در آرایش رسانه¬ای، به خود آرایش می¬گیرند.
انطباق با شرایط جدید در فضای نوین رسانه¬ای جهان خود را نشان می¬دهد. مثلاً تحولاتی که در حوزه مخاطب، تکنولوژی و رسانه¬ها و حتی در حوزه ژانر به وجود می¬آید؛ تحولاتی است که رسانه باید همواره خود را بر آنان منطبق نماید.
بنابراین، در آینده‌پژوهی و ترسیم فضای نوین رسانه‌ای جهان، می¬بایست ابتدا تحولات آینده مخاطب، و سپس تحولات تکنولوژی و آنگاه تحولات سازمان¬های رسان¬ ای و نیروی انسانی را تبیین نمود، سپس فضای عمومی رسانه تا حدی برآورد می¬شود و پدیده¬های رسانه‌ای مشخص می‌گردند. پدیده‌هایی همچون همگرایی رسانه‌ای و ادغام که حکایت از یکی شدن نهادهای جامعه با رسانه را دارد.

مطلب مرتبط :   عدالت، آزادی، حکومت، حقوق، سروش، پیامبر

تصویر 12-4 برنامه ریزی- ترسیم وضع مطلوب و فضای نوین رسانه‌ای جهان

ب- ترسیم وضع مطلوب
اکنون که وضعیت نوین و آینده رسانه‌ای جهان مشخص گردید،‌ می‌توان به ترسیم وضع مطلوب و تعیین چشم‌انداز پرداخت و هیچ چشم‌اندازی بالاتر از جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست. چراکه در آنجا همه مخاطبان رسانه که شهروندان امت واحده در جامعه مهدوی هستند،‌ به حد اعلای کمال و تعالی خود رسیده‌اند.
مرحوم علامه، چکیده قرآن را در کلمه تعالو، به معنای بالا رفتن می¬دانست. که یعنی قوای شما در جهت درست به فعلیت برسد.