می‌یابند و پاسخ‌های این نیازسنجی‌ها از مرحله برآورد وضع موجود و مطلوب در این گام طراحی وارد می‌شوند.<br />
تصویر 23-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نیازسنجی

6-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام ششم، تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نموده¬ایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویت¬های تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نموده¬ایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای می¬توانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزه¬های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی، آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، قالب¬های رسانه‌ای می¬گردد.
ابتدا بحث پوشش است. اگر بهترین پیام¬ها و محتوا را تولید نموده و بهره¬وری را به آستانه بیشینه برسانیم، اما نتوانیم پیام خود را به شکل مطلوب برای مخاطب¬های مختلف، که صرفاً ملی هم نیستند برسانیم، آرایش رسانه¬ای ما مخدوش است. مثل اینکه موشک¬های ما برد پایین داشته باشند و هرگز به دشمن نرسد و این موجب عدم بازدارندگی می¬شود. پوشش رسانه¬ای ما گاهی تا 20 درصد کشور پوشش رادیو و تلویزیون ندارند. این‌ها اشکال آرایش رسانه¬ای است. پس بعد اول حوزه‌های آرایش رسانه‌ای، توان پوشش فراگیر برای مخاطبان رسانه، چه در سطح ملی و منطقه¬ای و بین‌المللی است.
در سطح بین‌المللی اکنون شبکه پرس¬تی¬وی است. در سطح منطقه¬ای، الکوثر، المیادین، ‌العالم، هیسپن-تی¬وی، سحر، جام¬جم ها و …در سطح ملی، شبکه¬های سراسری، یک، دو، سه، قرآن، خبر و شبکه¬های دیجیتالی که به‌تازگی راه¬اندازی شده¬اند و هر ایرانی بر مبنای ملیت سهمی از آن دارد و می¬بایست رسانه ملی سهم آن را بپردازد و حول دولت -ملت مردم را جمع نماید و وفاق ملی به وجود بیاورد. در سطح محلی، شبکه¬های استانی است. که به مشکلات و زبان و سیاست¬های محلی و … می¬پردازد. نکته آن¬که شبکه¬های محلی گاهی به مرکزگریزی می¬انجامد و باید مراقب این آسیب بود.
نکته دیگر در بحث پوشش اینکه، در اروپا تا مدتی امواج از طریق موج‌کوتاه ارسال می¬شد. اما با فراگیری اینترنت، دیگر استفاده از موج‌کوتاه بی¬معنا شد. اینکه پیام¬های ما از طریق برودبند برای مخاطبان بین¬المللی پخش شود، این به معنای آرایش جدید رسانه¬ای است. این از برودکست به برودبند رفتن، یک آرایش رسانه¬ای جدید است. لذا در حوزه¬های آرایش رسانه¬ای پوشش برودبند و برودکست را نیز باید تأمین نموده و سهم بارگذاری نیروی سازمان رسانه‌ای را در هرکدام مشخص نماییم. تعیین میدان عمل اهمیت دارد. اینکه سهم¬بندی رسانه‌های ما از برودکست و برودبند چقدر است و چه تناسبی دارد و نوع توسعه موازی شما چیست،‌ پرسشی است که به‌طور دقیق باید به آن پاسخ گفت.
بعد دوم، قالب¬های رسانه¬ای است. یعنی قالب¬های متنوع و متکثر تولید بسته¬های رسانه¬ای. یعنی آنچه که در رادیو و تلویزیون و فضای مجازی به‌عنوان ژانرهای رسانه¬ای می¬شناسیم، مثل سریال¬ها، جنگ¬ها، برنامه-های ترکیبی، آنونس، تیزر و… . ما در آرایش رسانه¬ای باید به‌طور جدی به دنبال تولید قالب¬های جدید رسانه¬ای باشیم، که این از الزامات و ضرورت¬های آرایش رسانه¬ای است. به این معنا، رسانه¬هایی که توان تولید قالب¬های جدید و توان برنامه¬ریزی و تخصیص منابع برای ارائه قالب¬های متعدد ندارند، در عرصه رقابت رسانه¬ای، دچار شکست خواهند شد. در نظامی¬گری نیز، لشکرهایی در جنگ¬های کلاسیک موفق بوده-اند که از حداکثر تنوع یگان¬ها مثل پیاده و سواره و کماندار و … برخوردار بوده¬اند. در جنگ¬های مدرن نیز به همین صورت است. باید انواع قالب¬های نظامی را در چنته داشت. ضعف یک حوزه، آرایش را به چالش می¬کشاند و عامل شکست از همان ناحیه می¬گردد. چیزی که رقبای رسانه ملی نیز به آن توجه ویژه داشته¬اند. بی¬بی¬سی فارسی، اگرچه یک شبکه خبری است، اما در آرایش رسانه¬ای خود، صرفاً به خبر بسنده نمی¬کند، بلکه فیلم سینمایی، مستند، موسیقی، گفتگو و … را نیز در قالب¬های خود چیدمان نموده است. این‌ها قالب-های رسانه¬ای در محتواست.
بعد دیگر قالب¬های رسانه¬ای، قالب¬های ارائه است. امروز هیچ رسانه¬ای نمی¬تواند مدعی آرایش هوشمندانه رسانه¬ای باشد و بی¬اعتنا به فرم¬های ارائه محتوا باشد. مثلاً رادیو اگر بخواهد صرفاً صوتی و شنیداری باشد محکوم به شکست است؛ چراکه باید هم صوت باشد و هم متن و هم تصویر و آن‌ها را از بسترهای مختلف مثل اینترنت و پادکست و … پخش نماید. یعنی ما از تمام ظرفیت¬های فناوری¬های نوین ارتباطی برای ارائه و انتشار پیام خود استفاده کنیم ، و این یک معنای آرایش رسانه¬ای است.
زمانی صرفاً رادیو بود و کار خود را به همان قالب خاص خود انجام می¬داد. اما با ظهور پادکست که ترکیب آی¬پاد و برودکست است، رادیو به عرصه جدیدی به نام پادکست، قدم نهاد. اکنون نیز با ظهور اینستارادیو، هر رادیویی لازم می¬بیند که به آن عرصه نیز ورود نماید. این همان انطباق با شرایط در حوزه آرایش رسانه¬ای است. لذا باید در همه قالب¬ها، ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای پیام¬های خود را بارگذاری و انتشار نمود.
در بعد دیگر حوزه‌های آرایش رسانه¬ای، در نظر گرفتن آرایش مخاطب است. یعنی باید مخاطب¬های متنوع، متعدد و متکثر را در شرایط، وضعیت¬ها و ذائقه‌های متغیر در نظر گرفت. ما هرگز نمی¬توانیم یک تعریف ثابت و شناخت دقیق از مخاطب داشته باشیم. برخی رسانه¬ها دچار این اشتباه شده¬اند که می¬خواهند از مخاطبان خود، تعارف و مفروضات کلیشه¬ای ارائه دهند. مثلاً آیا همه مخاطبان یک رسانه به موسیقی بیشتر علاقه دارند؟
طبیعتاً مخاطبان به‌طور دائم و توأمان در حال تغییر ذائقه، ترجیحات، سلایق، علایق، سبک زندگی، سبک کسب اطلاعات و سبک ارتباطات است. وقتی مخاطب بیشترین زمان زندگی خود را با گوشی همراه خود می¬گذراند، چگونه به‌عنوان یک رسانه، می¬توان با این تغییر سبک زندگی او انطباق یافت؟ شاید باید سکانس¬های جذاب سریال¬مان، یا آنونس برنامه¬مان را روی وایبر و واتس¬آپ و … بگذاریم. در غیر این صورت از آرایش رسانه¬ای ناکارآمد و عقب‌مانده‌ای برخورداریم. برای فیس¬بوکی¬ها باید به‌صورت فیس¬بوکی جذب و دعوت و تبلیغ نمود.
نه اینکه از برودکست کم و به برودبند بیفزاییم. بلکه باید به این حوزه¬ها ورود نماییم. تا بتوانیم مخاطب را جذب نماییم و او را به سمت فرستنده اصلی هدایت کنیم. لذا به تناسب آرایش مخاطب، باید آرایش گرفت. به این معنا، مخاطب و تکنولوژی به مثابه دو ریل در حال دگردیسی است و باید رسانه، خود را بر تغییرات هردو خط، منطبق نماید.
بعد دیگر آرایش رسانه‌ای، که به بحث مخاطب نیز مربوط می‌باشد، این است که باید آرایش نیروی انسانی را بر اساس تنوع و تکثر در نظر بگیریم و از قالب¬های کلیشه¬ای خارج شویم. معیار‌های ثابت را برای آن نباید در نظر بگیریم. از تولیدات فکر افراد متفاوت در تولید برنامه و سوژه و فرم و … استفاده کنیم که این دیدگاه در رسانه¬های دولتی، غریب است. در فضای نوین رسانه¬ای، این نگاه غلطی است. رعایت منویات و مبانی، کاملاً صحیح است، اما باید بدانیم که مانع تنوع و تکثر هم نیست. این موجب تک¬صدایی می¬شود و مخاطب ما را متهم به یک‌جانبه بودن و یکنواختی می¬کند و باعث ریزش مخاطب می¬شود. با عدم تنوع، ممکن است مخاطبان بگویند که تعداد زیادی شبکه تلویزیونی، صرفاً یک حرف را می‌زنند.

مطلب مرتبط :   TBE، آگارز، ولتاژ، سینی، میلی¬لیتر، آگارز،

تصویر 24-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- حوزه‌های آرایش رسانه‌ای

7-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام هفتم، تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌
گام هفتم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. مشاهده می‌گردد که این گام به‌کلی به عملیات رسانه‌ای نزدیک شده و به حوزه‌های ملموس رسانه‌ای رسیده است. هر رسانه¬ای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آن¬گاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. اگر بپرسیم که مأموریت رسانه¬های ما چیست و چه چشم-اندازی دارند؟ در پاسخ باید گفت که در رسانه ملی و افق رسانه، مواردی از قبیل چشم¬انداز در افق ده¬ساله، استراتژی¬های پنج¬ساله تولید، اولویت¬های برنامه¬سازی، سازوکارهای اجرایی و بیانیه مأموریت رسانه ملی تدوین شده است. در بیانیه مأموریت آن قید شده است که «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به مثابه دانشگاه عمومی و با بهره‌گیری از هنر فاخر و سمت‌دهی مؤثر و کارآمد آن، از طریق کانال‌های رادیویی و تلویزیونی، و برخوردار از رسانه‌های مجازی (شبکه‌های رایانه‌ای و اینترنتی) و مکتوب، با تولید و پخش برنامه‌های متنوع آموزشی، خبری و اطلاع‌رسانی، سرگرمی و تفریحی و …در حوزه استانی، ملی، منطقه‌ای و جهانی، با مخاطبان گسترده اعم از ایرانیان داخل و خارج از کشور، فارسی‌زبانان آسیای میانه و شبه‌قاره، مسلمانان جهان و دیگر شهروندان جامعه جهانی، مأموریت «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» را بر اساس «اهداف کلان» خود بر عهده دارد.» (افق رسانه, بیانیه ماموریت)
این‌ها مأموریت و چشم¬انداز و اهداف کلان رسانه ملی به‌صورت کلی هستند. اما آیا هر شبکه باید از چشم¬انداز و مأموریت و اهداف کلان خود، تابع چشم¬انداز و مأموریت و اهداف کلان سازمان رسانه‌ای خود، برخوردار باشد؟
بر اساس نظر کارشناسان مورد مصاحبه، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آن¬گاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. هر شبکه باید بتواند خودش را در نظام رسانه¬ای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید. و باید به این پرسش پاسخ بگوید که چه خلائی در میان حوزه¬های مختلف رسانه¬ای، وجود دارد تا آن بخش را پوشش دهد؟ همچنین نسبت خود را در سپهر رسانه-ای روشن نماید. یعنی مشخص نماید که چه چیزی را می¬خواهد برجسته و چه چیزی را می¬خواهد تضعیف نماید؟ ضمن اینکه نسبت خود را با مخاطب ویژه خود معین نماید تا آنکه معنا یابد. همچنین باید مشخص نماید که چرا مخاطب باید این برنامه را ببیند؟ در بحث بخش¬بندی محتوا، نیز باتوجه به اهداف هر شبکه، مخاطبان خاص هر شبکه، رده سنی مخاطب و خواست او، جنسیت و محل اقامت او و … می¬توان محتوا را تقسیم¬بندی نمود.
همچنین باید مشخص کند که در رقابت در سپهر رسانه‌ای،‌ این شبکه نسبت به کدام شبکه‌ها باید پاسخگو باشد؟ پس اول نسبت به شبکه¬های داخلی، دوم به نسبت شبکه¬های مهم خارجی و شبکه خانگی، سپس در گام آخر نیز، نسبت خود را با مخاطب خود مشخص نماید. سپس به پوشش بخش‌های مختلف محتوا توسط رسانه¬های خود باید توجه داشته باشیم. یعنی مشخص باشد که هر شبکه باید به پوشش کدام بخش بپردازد. در این صورت آرایش رسانه¬ای ما کامل می¬گردد.
این بخش‌ها به‌واسطه سیاستی که برای هر شبکه در نظر می¬گیریم مشخص می¬شود، وابسته است. مثلاً شبکه¬ی سه، شبکه جوان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل جوانان بپردازد. یا شبکه¬ی چهار، شبکه نخبگان و فرهیختگان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل نخبگان و برنامه¬های علمی بپردازد. پس استراتژی هر شبکه تعیین‌کننده نوع آرایش آن شبکه در نسبت با کل و به نسبت حوزه¬های مختلف است.
با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که بر اساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژی¬ها و سیاست‌های مشخص‌شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب، جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویت¬های تمدنی به این مواجهه می‌پردازد.
اتحادیه رادیو و تلویزیون¬های اسلامی، نیز ظرفیت مناسبی برای تقریب به ذهن شدنِ وضعیت آرایش رسانه¬ای و ترسیم این جبهه¬بندی رسانه‌ای وجود دارد. خیل کثیری از رادیوها و تلویزیون¬ها عضو آن هستند و به 230 عضو رسیده¬اند و 23 رسانه نیز تقاضای عضویت داده¬اند. این یک سپهر رسانه¬ای را مشخص می-نماید. البته تشکیل اتحادیه رادیو و تلویزیون¬های اسلامی، الگوی موفقی در کارنامه رسانه¬ای جمهوری اسلامی است که به تشکیل یک جبهه رسانه¬ای منجر شده است. این اتحادیه و بازار فیلم آن در کل یک پیام دارد و اینکه، جمهوری اسلامی در تلاش است که رسانه¬های هم¬صدا با خود را در دنیا پیدا نموده و باهم هماهنگ نماید. رسانه¬های عضو، به زبان هر کشور و با همان ادبیات و خلق‌وخو، پیام¬های انقلاب را منتشر می¬کنند. البته در جهان اسلام و عرب نفوذ زیادی وجود دارد؛ اما در خاک تمدن غرب، تقریباً رسانه‌های معدودی وجود دارد. این نمونه‌ای از یک جبهه¬بندی رسانه‌ای است.
پس‌ازاینکه این موارد برای هر شبکه رعایت گردید، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویت¬های گفته شده، باید به فرمول¬بندی پیام پرداخته و با تعیین تاکتیک¬ها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب و همچنین با انتخاب ابزار و گونه‌های رسانه‌ای مناسب پرداخت و پیام‌های تولید‌شده را بر روی آن‌ها بارگذاری و سپس منتشر نمود.

مطلب مرتبط :   رژیم، آن‌ها، "، نارضایتی، سره)، روحانیت