مخاطب به ما و ما به مخاطب، دانست:<br />«استنباط من از آرایش رسانه‌ای یک مبنایی دارد. ما در سپهر رسانه‌ای درگیر دو رقابت هستیم. رقابت در پیام، که رقیب می‌خواهد پیام ما به مخاطب نرسد و یا اینکه اگر رسید، بد فهمیده شود. مثل شبکه‌های فارسی‌زبانی که با ما رقابت دارند. گروه دیگری از رسانه‌ها هستند که رقابت مشتری‌مدار با ما دارند. مثل شبکه‌های خارجی، عربی، انگلیسی، ترک و… که با پیام ما مشکلی ندارند؛ اما صرفاً می‌خواهند مخاطبان ما را جذب کنند، برای اعتبار، تبلیغات، درآمد و … جمهوری اسلامی حامل یک پیامی است که این پیام، ماهیتاً با همه دنیا متفاوت است. لذا املا باید هرکسی که خواست، بتواند به پیام ما دسترسی داشته باشد و ثانیاً ما به هرکسی که خواستیم دسترسی داشته باشیم. این مدل مفهومی آرایش رسانه‌ای است. یعنی هرکس خواست به ساده‌ترین شکل و از طریق هر رسانه‌ای به شما دسترسی بیابد و ما نیز به هر طریقی که خواستیم به مخاطب خاص خود دسترسی بیابیم.»
دکتر داوود نعمتی انارکی مفهوم «آرایش رسانه‌ای» را با دو تعبیر مشابه تبیین کرد که اولی بر روی چگونگی بهره¬گیری از امکانات برای عدم از دست دادن مخاطب در فضای رقابتی، و دومی بر روی استفاده کیفی و کمی از رسانه، برای جلب عموم طیف¬های مخاطب در سپهر رسانه¬ای تأکید داشت:
«تعریف آرایش رسانه¬ای، این است که ما چگونه و با چه وضعیتی، امکانات رسانه‌ای خود را در فضای رقابتی رسانه بسیج و استفاده می‌کنیم و از قابلیت¬های رسانه‌ای‌مان در فضای رقابتی رسانه¬ای موجود استفاده نماییم. و در این فضای رقابتی با این وضعیت که از رسانه¬ها می‌بینیم و برایشان تعریف می‌کنیم، که می‌تواند سیاست، اهداف، چشم‌انداز، استراتژی¬ها را در بر بگیرد، از رفتن مخاطب خود در دامن رقیب جلوگیری نماییم و برای خود حفظ نماییم و مأموریت، اهداف، استراتژی و وضعیت جدیدی را برای خودمان تعریف نماییم.
…. همچنین استفاده از رسانه¬ها به لحاظ کیفی و کمی، در سپهر رسانه¬ای موجود که دائماً در حال ارسال پیام¬های مختلف است و ما در نقطه مقابل این‌ها نه به شکل تهاجمی و بلکه رقابتی باید مخاطب خود را اعم از مخاطب بی¬توجه، گذرا، ثابت و وفادار خود را جلب، تثبیت و حفظ نماییم. هر اقدامی که در این زمینه می¬نماییم، به لحاظ تولید محتوا، و یا راه‌اندازی شبکه¬های مختلف، یا تولید برنامه، آرایش رسانه¬ای ما را شکل می¬دهد.»
تعبیر دکتر دبیری مهر نیز از مفهوم «آرایش رسانه‌ای» شامل چیدمان رسانه‌ای و روابط اجزای رسانه در تناسب با مأموریت گردید که البته وی آن را جامع و راهگشا ندانسته و نیازمند تعریف تحلیلی دانست:
«در مورد مفهوم آرایش رسانه¬ای باید گفت که، لفظ «آرایش رسانه¬ای» گمراه‌کننده است. چراکه این نکته را تداعی می¬کند که باید رسانه را آرایش نمود و یا آرایه¬هایی را به آن افزود. بهتر است از لفظ «چیدمان رسانه‌ای» استفاده نماییم.
منظور از آرایش رسانه¬ای، چیدمان رسانه¬ای و شکل و هیئت رسانه و روابط اجزای رسانه در تناسب با مأموریت آن رسانه است. اگر به جنگ رسانه¬ای معتقدیم، همان‌طور که در جنگ ما آرایش لشکر داریم، رسانه نیز در جنگ رسانه¬ای به آرایش رسانه¬ای نیاز دارد. مجموعه منابع سازمان متناسب با مأموریت‌های عام و خاص سازمان، به‌گونه‌ای باید کنار همدیگر قرار گیرند و رابطه¬ی آن‌ها در نسبت با یکدیگر به‌گونه‌ای تنظیم شود که بتوانند به حداکثر اهداف رسانه برسند.
اما این تعاریف راه گشا نیست چراکه تعاریف مجمل است و باید منظور خود را از آرایش رسانه¬ای بیان کنیم. باید تعریف تحلیلی نماییم و تبیین نماییم که در حوزه واقعیت و عین در رسانه، منظور از آرایش رسانه¬ای چیست.»
دکتر فتحی نیا نیز به‌عنوان آخرین تعریف، پس از ریشه‌یابی مفهوم «آرایش رسانه‌ای»، آن را ترکیب یک جبهه رسانه‌ای همسو دانست:
«آرایش رسانه¬ای از ادبیات غیر رسانه¬ای به حوزه رسانه آمده است. احتمالاً مطلبی در زمینه آرایش رسانه¬ای در حوزه ارتباطات وجود ندارد و شاید بهتر باشد از منظر همگرایی رسانه-ای به آن نگاه کنیم.
از نظر من آرایش رسانه¬ای، ترکیب¬بندی رسانه¬ها و شبکه¬هایی که متعلق به یک طرز فکر خاص یا جناح خاص هستند در مقابل رسانه¬های رقیب می¬باشند. بر این اساس رسانه¬ای خواهیم داشت که مبلغ پیام¬های خاصی است و سیاست¬ها و اهداف خاصی را داراست و آن‌ها را پی می¬گیرد که می¬خواهد در مقابل دیگر رسانه¬ها آرایش خاصی بگیرد که بتواند اهداف و مأموریت خود را محقق کند.»
تعابیر به‌کاررفته توسط کارشناسان مورد مصاحبه، پس از تبیین ابعاد و جوانب مفهوم آرایش رسانه‌ای، در فصل بعدی جمع‌بندی شد.

مطلب مرتبط :   نفت، بریتانیا، انگلیس، دریایی، بانک، شاهنشاهی

4-4. پیش‌نیاز آرایش رسانه‌ای
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌های آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانه¬ای بود. در صداوسیما بجای تشکیل عقبه، مدام در حال افزایش خط حمله هستیم و این در حالی است که داشتن عقبه، از ضرورت بالاتری برخوردار است.
نظام جامع رسانه‌ای در اینجا نیز می‌تواند به کمک ساختار رسانه‌ای بیاید. این نظام جامع شامل حقوق جامع ارتباطات است و البته تمامی قوانین ازجمله قانون مطبوعات را شامل می‌شود و حقوق بین‌الملل ارتباطات را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد. منطق نظام جامع این است که پیشرو و آینده‌نگر باشد، و جامع بوده و همه رسانه‌ها را شامل باشد. رژیم مصرف رسانه‌ای در آن مشخص باشد. یعنی، از هر رسانه‌ای، چقدر، برای چه مخاطبی و چگونه مصرف شود.
ضمناً خلأهای آرایش رسانه‌ای ما در نظام جامع رسانه‌ای تعریف می‌گردد که شامل سیاست‌گذاری و قوانین و نهادسازی مرتبط با آن می‌گردد. اگر این نظام جامع رسانه‌ای شکل بگیرد تکلیف آرایش ما نیز تاحدی معلوم می‌شود.
نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در نظام جامع رسانه‌ای مورد توجه واقع شود. درواقع برای عملیاتی شدن آن نظام جامع رسانه‌ای،‌ کشور به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن آن را داشته باشد. مثلاً رگولاتوری حتماً بخشی از این نظام جامع رسانه‌ای است. لذا به‌عنوان نمونه، نیاز است که برای فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی تدارک دیده شود، تا آن¬که با ترتیب دادن یک رگولاتوری درست، امکان بیشترین بهره‌برداری از این فضا به وجود آید و بتوان آسیب¬های آن را به حداقل رساند. در ذکر نمونه‌های خارجی، می‌توان به کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا (fcc) به مثابه نهاد رگولاتوری و تنظیم مقررات تلویزیون و رادیوی آمریکا، ‌اشاره نمود.
نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور باید در چهارچوب اولیه آرایش رسانه¬ای صداوسیما، به‌عنوان یک سند بالادستی و رسمی برای جمهوری اسلامی قرار گیرد، که گفتمان انقلاب اسلامی را در آن اشراب نموده‌اند و سپس از آن به‌عنوان مبنای تهیه و تنظیم آرایش بهره گرفته شود.
نکته دیگر، حوزه تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه است. غفلت بزرگی در این حوزه در کشور وجود دارد که هرگز مبانی تئوریک را در اولویت قرار نمی‌دهند. کتاب و پژوهش و تولید علم مسئله‌ای جدی در آرایش رسانه¬ای است. هیچ اتفاقی در دنیا بدون تولید علم رقم نمی¬خورد. باید در این حوزه سرمایه¬گذاری نمود. اراده بدون اتکای به دانش، محکوم به شکست است. العلم السلطان نیز در همین راستا تفسیر می¬شود. تئوری پردازی در آرایش رسانه¬ای تاکنون صورت نگرفته است.
همچنین یکی از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور در داخل کشور به‌عنوان یک پشتوانه است که از دل شرایط پیچیده مواجهه با قدرت‌های رسانه‌ای دنیا و شرایط نوین رسانه‌ای جهان بجوشد. نمی‌توان هر عملی که حاصل صدها تلاش موفق و ناموفق غرب است که با آن به الگوی انحصاری خود رسیده‌اند را، مصادره و تبدیل به مدل و سیستم برنامه‌ریزی شده خود نماییم. تصویر زیر مدل برآمده از مقولات و گزاره‌های مربوط به عقبه و پشتیبان و یا پیش¬نیازهای آرایش رسانه‌ای را نمایش می‌دهد.

تصویر 3-4 عقبه آرایش رسانه‌ای

5-4. برنامه‌ریزی در آرایش رسانه‌ای
برنامه‌ریزی اساسی‌ترین بخش از آرایش رسانه‌ای است. چراکه اساساً جنس آرایش رسانه‌ای «برنامه‌ریزی» است. برنامه‌ریزی در الگوی آرایش رسانه‌ای شامل مراحلی است. ابتدا می‌بایست رویکردهای خود را در طراحی آرایش رسانه‌ای تدوین نماییم و سپس با در نظر گرفتن رویکردهای خود،‌ ابتدا به شناخت وضع موجود بپردازیم و از تبیین وضع موجود به آسیب‌شناسی‌ها و شناخت نقاط ضعف و قوت خود نیز دست‌یابیم. چراکه بر اساس نظر عمده کارشناسانی که با آن‌ها مصاحبه گردید،‌ باتوجه به رویکردها و استراتژی‌های مختلف می‌توان از تبیین وضع موجود و آسیب‌شناسی آن به وضع مطلوب نیل کرد و این بهترین مسیر برای تدوین و طراحی آرایش رسانه‌ای است. البته مرحله ترسیم وضع مطلوب نیز که ناظر به آینده است می‌بایست تبیین شود تا آنکه حدفاصل میان وضع موجود و وضع مطلوب به وسیله استراتژی‌هایی طی شود. چراکه حرکت از وضع موجود به مطلوب، اصطلاحاً همان مأموریت یا رسالت ماست که ما را به افق یا چشم‌انداز رهنمون می‌کند. نکته آنکه در ترسیم وضع مطلوب می‌بایست به مسئله آینده‌پژوهی و همچنین فضای نوین رسانه‌ای پرداخت. چراکه در ترسیم وضع مطلوب آینده نمی‌توان نسبت به تحولات تکنولوژیک و تطور مخاطب که در آینده رخ می‌دهد؛ بی‌اعتنا بود. گام بعدی آرایش رسانه‌ای «طراحی آرایش رسانه‌ای» است که بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از تبیین وضع موجود، ترسیم وضع مطلوب، تخمین فضای نوین رسانه‌ای جهان در آینده و همچنین با عنایت به رویکردها، به طراحی آن می‌پردازیم.

مطلب مرتبط :   ، اللهبه، بیروت،، قادریه، تهران،، elders

تصویر 4-4 برنامه‌ریزی در آرایش رسانه‌ای

1-5-4. تعیین رویکردهای طراحی در برنامه‌ریزی
در گام ابتدایی در برنامه‌ریزی برای آرایش رسانه‌ای باید ابتدا رویکردهای طراحی آرایش رسانه‌ای را تعریف نمود. تحقیق حاضر با وجود قید «فضای نوین رسانه‌ای جهان» حالت آینده‌پژوهانه به خود گرفته است که خود باعث ورود به بستری از احتمالات و سناریوهای مربوط به آینده است. نفس آرایش رسانه‌ای نیز ناظر به آینده است و با تبیین روش چشم‌انداز محوری در طراحی آرایش رسانه‌ای نیز نگاه به آینده از ضروریات الگوی آرایش رسانه‌ای محسوب می‌گردد. بنابراین اولین رویکردی که باید در طراحی آرایش رسانه‌ای به آن توجه ویژه داشت؛ «رویکرد آینده‌پژوهانه» است. کارشناسان در این باب اذعان داشته‌اند که، روش تکنیکی طراحی آرایش با ادبیات غیراستعاری با نگاه مدیریت استراتژیک آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور باید انجام گیرد. چراکه، این‌گونه نیست که در هنگام برنامه‌ریزی صرفاً به زمان حال توجه شود. بلکه باید برنامه‌ریزی ناظر بر تحولات و بررسی چشم‌انداز تکنولوژی باشد. همچنین برای آینده‌پژوهی و نگاه به آینده دست¬کم وضعیت ده سال آینده را باید مد نظر قرار داد و در نگاه آینده‌پژوهانه باید افق‌های ده ساله را برتافت.
وضعیت دائم در حال تغییر فضای رسانه‌ای، با رصد فضای عمومی و وضعیت کنونی و برآورد تغییرات رسانه در آینده با تکنیک فورکستینگ و روندپژوهی، صورت می‌گیرد که درواقع آینده را تخمین و حدس می‌زنیم. این امر باعث جلوگیری از غافلگیری می‌شود.
رویکرد دوم رویکرد انسان‌شناسانه است. نظر کارشناسان بر این اساس شکل گرفت که آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد. آرایش رسانه‌ای ایده‌آل، آرایشی است که مخاطب را به حداکثر رشد و بهره¬وری می‌رساند. این اوج اعتلا نیز با معیارهای پارادایم ما باید در نظر گرفته شود. که در اسلام با مفهوم رشد و علو در نظر گرفته می¬شود.
اما برای رسیدن به مخاطبی که به حد انسان طراز رسیده است؛ می¬بایست به مدل انسان¬سازی دینی را در دستور کار قرار داد. لذا به‌جای تأکید بر رسانه، تعدادی از کارشناسان مورد مصاحبه به مخاطب شناسی اولویت دادند. و مخاطب را به انسان‌شناسی نزدیک دانسته و انسان کامل را در افق و چشم‌انداز او دانستند. از منظر آنان بهترین آرایش رسانه¬ای، آرایشی است که سریع‌تر انسان را به کمال برساند. لذا آرایش رسانه¬ای در خدمت انسان و برای انسان کامل باید باشد. لذا برای شناخت انسان کامل به‌عنوان انسان طرازی که مخاطب ماست می¬بایست رویکردی انسان‌شناسانه داشت که برطبق گزاره‌های دینی شکل گرفته است. این رویکرد شامل مواردی ازجمله تمرکز بر غایت خلقت انسان و رساندن مخاطب بر کمال و غایت خلقت او،‌ توانمندسازی و رشد حداکثری در جهت شکوفایی استعدادهای فطری او با لحاظ نمودن پیام‌های فطری و به زبان فطرت انسان به‌صورت جهانی است و بر این اساس مخاطب‌شناسی مبتنی بر گزاره‌های دینی صورت می‌پذیرد.
رویکرد سوم رویکرد مشتری‌مداری است. که بر اساس نظر کارشناسان،‌ باید صداوسیما مشتری مداری را در صدر رویکردهای خود قرار دهد. رقابت در عرصه سپهر رسانه‌ای را نیز شامل می‌شود. ما در سپهر رسانه¬ای درگیر دو رقابت هستیم. رقابت در پیام، که رقیب می‌خواهد پیام ما به مخاطب نرسد و یا اینکه اگر رسید، بد فهمیده شود. مثل شبکه‌های فارسی‌زبانی که با ما رقابت دارند. گروه دیگری از رسانه‌ها هستند که رقابت مشتری‌مدار با ما دارند. مثل شبکه‌های خارجی، عربی، انگلیسی، ترک و… که با پیام ما مشکلی ندارند؛ اما صرفاً می‌خواهند مخاطبان ما را