می‌شود و مربوط به حوزه مشترک رسانه‌های خودی و غیر است.<br />آسیب‌شناسی نیز از مواردی است که به شناخت ضعف‌های سازمان رسانه‌ای موردنظر می‌پردازد و به‌طور خاص کارشناسان مورد مصاحبه، نسبت به آسیب‌شناسی صداوسیما تأکید ورزیدند که بخشی از آسیب‌شناسی‌های موردنظر آن‌ها برای صداوسیما به‌طور طبقه‌بندی‌شده در‌ ادامه می‌آید.
تصویر 9-4 برنامه ریزی- شناخت وضع موجود- ضعف‌شناسی- آسیب‌شناسی
این آسیب‌های طبقه‌بندی‌شده مربوط به وضعیت موجود سازمان صداوسیماست که هرکدام از این موارد آسیب‌شناسی شده، درنهایت در مرحله طراحی آرایش رسانه‌ای پوشش داده شده و به قوت تبدیل خواهند شد.

چهارمین گام در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی است. ازآنجاکه در بخش رویکردهای طراحی محرز گردید که در رویکرد مشتری‌مداری و رقابت در سپهر رسانه‌ای رقبا در رقابت برای ربودن و تصرف قلب و ذهن مخاطبان،‌ در سپهر رسانه‌ای به رقابت می‌پردازند،‌ مخاطب میان ما و رسانه‌های معارض و غیر،‌ مشترک می‌باشد.
یکی از آسیب‌های جدی ما، عدم شناخت صحیح از مخاطب و نداشتن اطلاع دقیق از آن است. اطلاعات ما بیشتر کمی است اما اطلاعات پایه کیفی آن را نداریم. مثلاً مصرف رسانه¬ای مخاطب ما چگونه است؟ چگونگی مصرف تلویزیونی، اینترنتی و رادیویی و مطبوعاتی او را نمی¬دانیم. مخاطب یک واحد کلی است و تفکیک کیفی مخاطب داخلی و خارجی را نداریم. گروه¬های سنی و جنسیتی و نحوه تفکر آن‌ها را در موارد خاص نمی¬دانیم و به ‌کلی‌گویی بسنده کرده¬ایم.
ما ناچاریم در شرایط موجود و تکثر رسانه‌ای حاضر و مخاطبی که دائم در نوسان است و پراکنده و فعال و گزینش¬گر است و همه‌چیز در دسترس اوست به رقابت بپردازیم. لذا نباید به‌طورکلی از این مخاطب عبور کرد. بلکه باید در مورد ژانرها و گونه‌های خاص و تناسب آن با اهداف و مأموریت رسانه‌های موردنظرمان بحث کنیم و به جزییات بیشتری از آن دست یابیم. مخاطب ما در معرض پیام رسانه‌هایی است که اهداف معارضی با ما دارند آگهی‌ها، برنامه¬های تلویزیونی و رادیویی و ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی همین مخاطب ایرانی امروز را هدف قرار داده‌اند و این همان مخاطب هدف ماست که بر روی آن تمرکز کرده‌اند.
درواقع ما باید مخاطب‌شناسی‌مان را در مقابل طیف‌های رسانه‌ای داشته باشیم. به این معنی که طیف‌های رسانه‌ای ما، ناظر بر طیف‌های مخاطب باشد. ضمن اینکه این طیف‌های رسانه¬ای، روایت ما را در جامعه بازگو کرده و مأموریت رسانه¬های ما را که هدایت فکر و فرهنگ جامعه است، دنبال می¬کنند.
مخاطب¬شناسی بسیار پیچیده است. لذا اگر مخاطب خاص خود را نیابیم و دسته¬بندی نکنیم، آرایش رسانه‌ای ما، واجد معنا¬داری نیست. چراکه معناداری آرایش رسانه¬ای، به معنای معنادار بودن جبهه رسانه¬ای مخاطب است. تفکیک دقیق آن‌ها و اینکه در چه زمان و موقعیتی، امکان دسترسی به آن‌ها وجود دارد.
ما در مخاطب¬شناسی که دنبال می¬کنیم، پارادایم¬ها را نگذرانده¬ایم. پارادایم لرنر پارادایم نوسازی بود، به معنای رویکرد عمودی و بیرونی، املا از بالا تعریف می¬شد و ثانیاً از بیرون مخاطب با او ارتباط می¬گرفت. در پارادایم دوم الهیات رهایی‌بخش پائول فریره بود، که افقی تعریف می¬شد و با رویکرد تبلیغی، به معنای نزدیک شدن به مخاطب و هم‌ارز بودن مبلغ با مخاطب مطرح شد که افقی است اما هنوز هم برون‌زاست. اکنون تمام رویکردها به‌سوی توانمند¬سازی پیش می¬رود. یعنی افقی شدن و درون‌زا شدن.
نباید نسبت به مخاطب¬شناسی بی¬تفاوت بود و باید دانست که مخاطب ما کیست و چه تجربیات و صفاتی دارد. نیازهایی که دارد چیست و چه برنامه¬هایی باید برای او تدارک دید. نهایتاً رویکرد مخاطب نسبت به ما و سپس نسبت به رسانه¬های رقیب ما باید مطالعه شود. برای مخاطب¬شناسی باید به این سؤالات پاسخ داد که در همه دنیا این امر شایع است و با مخاطبان خود برای پاسخ دادن به این سؤالات با مخاطب خود ارتباط برقرار می¬کنند. سپس استراتژی¬های خود را نسبت به مخاطب طراحی می¬کنند.
محتوا نیز می‌تواند بر مبنای مخاطب و نیازهای او باشد. بنابراین با توجه به اهداف هر شبکه، مخاطبان خاص هر شبکه، رده سنی مخاطب و خواست او، جنسیت و محل اقامت او و … می‌توان محتوا را تقسیم-بندی نمود. لذا برای این کار باید مخاطبان خود را اعم از مخاطبان وفادار، مخاطبان بی¬طرف، مخاطبان خنثی، و مخاطبان بدبین، را مشخص و برای هر یک سهم معینی قائل شد و برنامه‌ای را ترتیب داد که مدیر رسانه بداند که در ابزارهای رسانه¬ای، اعم از رادیو، تلویزیون، سایت، مجله، روزنامه و… پیام¬های خود را به کدام سمت و کدام طیف از مخاطبان، ارسال کند.
تفکیک مخاطب از ضروریات برآورد نیازهای جامعه است. نیازسنجی از جانب رقبا به‌صورت حرفه¬ای برای رسیدن به مقاصد و اهداف سیاسی و یا فرهنگی انجام می¬گیرد. لذا باید نیازها را بر اساس طبقه¬بندی و تفکیک مخاطبان صورت داد تا آنکه بفهمیم مثلاً نیاز به یک شبکه در حوزه سنی نوجوانان وجود دارد، یا آنکه برای دختران نوجوان در تلویزیون برنامه¬ریزی نشده است. یعنی مشخص باشد برای چه کسی برنامه و پیام تولید و انتشار می‌دهیم.
در طیف‌بندی مخاطبان باید دانست که طیف بی¬طرف و خنثی، حائز اهمیت است. چراکه بخش عمده آرایش رسانه¬ای تصرف قلب و ذهن این طیف واجد ارزش، می‌باشد. اما متأسفانه عموماً از آن‌ها غفلت شده و تنها در زمان کنش¬های مهم سیاسی با مشارکت عمومی، اهمیت می‌یابند. اما در حالت عادی، هیچ رسانه¬ای در پی تصرف قلوب آن‌ها نیست. اساساً «رسانه» بضاعت آن را ندارد که در درازمدت، مخاطبان دائمی و وفادار داشته باشد و بتواند اکثریت خنثی را برای همیشه جذب خود نماید.
نکته دیگر اینکه همه مخاطبان، اگرچه در کار خود متخصص و نخبه هستند؛ اما در سایر مسائل، عوام محسوب می¬شوند و زمانی¬که شبکه¬های سرگرمی راه‌اندازی می‌شود؛ این نخبگان‌ همچون عوام به مخاطبان این شبکه¬ها می¬پیوندند و باعث ریزش مخاطب سایر شبکه‌ها می¬شوند و این در تعارض با دانشگاه عمومی بودن صداوسیماست.
نکته دیگر در مخاطب¬شناسی، شناخت عرصه‌های زندگی مخاطب و همچنین سبک زندگی او و عرصه-های مهم و تأثیرگذار برای حضور رسانه در آن عرصه¬هاست. در حال حاضر رسانه ما خود را همه‌فن‌حریف می¬بیند. نوع فلسفه¬گذاری برای صداوسیما و دادن جایگاه ملی و انحصاری به این رسانه، باعث شده که تصور کند، می‌بایست همه عرصه¬های زندگی مردم را پوشش دهد. که این توهمی بیش نیست و حتی قوی-ترین رسانه¬های دنیا، حقیرتر از آن‌اند که بتوانند این امر را برآورده نمایند. به‌طور متوسط مخاطبان بین 2.5 الی 4 ساعت به‌صورت گزینش‌شده و اختیاری، مخاطب یک رسانه می¬شوند و بیشتر از این، به‌صورت اتفاقی است و عامدانه نیست. اینکه ما خود را رسانه ملی بنامیم، مربوط به پارادایم دهه 60 است و با افزایش نفوذ رقبا و تکثر رسانه¬های نوین و… این انحصار، شکسته شده است. پایداری این ذهنیت، باعث شده که در رسانه ملی تصور شود، اگر حتی یک بخش از زندگی مخاطب را پوشش ندهد، رسانه¬های دشمن، آن بخش را تصرف می¬کنند. بنابراین خود رسانه ملی، کار دشمن را انجام می¬دهد و به هر قیمت و روشی درصدد پر نمودن آن عرصه است. لذا با برنامه¬های سطحی، سخیف و غفلت زا آن را پر می¬نماید که این غفلت، مولد سکولاریسم است. چراکه انتقال فرهنگ سنتی از طریق خانواده صورت می¬گیرد، اما رسانه ملی، انسان طراز دینی تربیت نمی¬کند و در جهت سکولار نمودن جامعه حرکت می¬کند.
تصویر 10-4 برنامه ریزی- شناخت وضع موجود- ضعف‌شناسی- شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی
همچنین باید در فضای رقابت رسانه¬ای بر سر مخاطب، نسبت خود را با رقیب باید سنجید و دانست که جایگاه ما و سپس رقیب در میان مخاطبان چیست؟ چقدر ما اعتماد مخاطب را به خود جلب نموده¬ایم؟ رسانه¬های ما چه اعتباری نزد مخاطب دارند؟ مقایسه ویژگی¬هایی که هرکدام از رسانه¬های ما و رقیب برای جذب مخاطب به کار می‌برند، ‌از ضروریات است. سپس تعیین شود که مخاطب ما در چه حوزه¬هایی توسط رقبا ربوده شده¬اند و سپس باید به‌گونه‌ای آرایش خود را تنظیم کنیم که مخاطب خود را در اختیار خود نگه-داریم. بخش شناخت وضع موجود، پس از تکامل به‌صورت زیر شکل می‌گیرد.


3-5-4 ترسیم وضع مطلوب و شناخت آینده و فضای نوین رسانه‌ای جهان در برنامه‌ریزی

مطلب مرتبط :   وکالت، عقد، عزل، وکیل، اذن، عقود

الف- آینده‌پژوهی و فضای نوین رسانه‌ای جهان
بر اساس نظر کارشناسان امر که مورد مصاحبه قرارگرفته‌اند، برای طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست ابتدا به تبیین وضع موجود پرداخت و سپس وضع مطلوب را ترسیم نمود. ترسیم وضع مطلوب پیش از هر چیز منوط بر شناخت فضای نوین رسانه‌ای در جهان است که این قید در موضوع تحقیق حاضر نیز لحاظ گردیده است. این‌گونه نیست که در هنگام برنامه¬ریزی صرفاً به زمان حال توجه شود. بلکه باید برنامه¬ریزی ناظر بر تحولات و بررسی چشم¬انداز تکنولوژی باشد.
مدل پیشنهادی کارشناسان مورد مصاحبه استفاده از رویکرد وضع مطلوب و وضع موجود است که ترسیم فرآیند رشد انسانی منطبق با آرایش رسانه‌ای معطوف به آینده و با ادبیات غیراستعاری با نگاه مدیریت استراتژیک آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور باید انجام گیرد تا آنکه بستری برای حرکت از وضع موجود به مطلوب فراهم شود.
شناخت وضع مطلوب بدون بررسی شرایط نوین رسانه‌ای میسر نیست و شرایط نوین نیز نگاهی آینده‌پژوهانه بر پدیده‌های تکنولوژیک دارد. درواقع به دلیل وابستگی رسانه به تکنولوژی می‌بایست ابتدا تحولات تکنولوژیک در حوزه رسانه را بررسی نمود سپس تحولات و دگردیسی که در مخاطب رخ می‌دهد را نیز روشن کرد، تا آنکه به تحولات و پدیده‌های نوین و درنهایت، به فضای نوین رسانه در آینده نزدیک دست‌یافته و امکان برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت را فراهم نمود. چراکه پیش‌بینی وضع آینده برای برنامه‌ریزی پویا، واجد اهمیت است.
در آرایش رسانه¬ای ناظر به آینده، دو اتفاق باید به‌طور همزمان و به‌موازات یکدیگر، تبیین شوند. ابتدا در لایه اول، دگردیسی ابزارهای رسانه¬ای و تجهیزات تکنولوژیک و در لایه دوم هم، دگردیسی مخاطب. البته تغییرات در چهار حوزه، مخاطب، تکنولوژی، نیروی انسانی و سازمان رسانه¬ای، باید بررسی شود. که در این میان، مخاطب و تکنولوژی از اهمیت بیشتری برخوردارند.
در آرایش رسانه¬ای آتی، نقش مخاطب بسیار پررنگ و برجسته و مهم است. یعنی مخاطب در تطوری که دارد، در آینده چگونه خواهد بود و ما باید خود را نسبت به آن تنظیم نماییم. ضمناً اگر بخواهیم رسانه برتری باشیم، می‌بایست مخاطبان توانمندتر و قوی¬تری داشته باشیم. ما باید تغییر ماهیت و مفهوم مخاطب را فهم نماییم و بدانیم که با مخاطب منفعل و بدون حق انتخاب روبرو نیستیم. مخاطبی که حق انتخاب¬های متکثر، او را به سردرگمی کشانده، تنها یک‌بار اشتباه، برای سلب اعتماد و از دست دادن او کافی است. و ذائقه رسانه¬ای او تغییر می‌کند و در صورت تغییر ذائقه رسانه¬ای، اقبالی به رسانه ما نخواهد داشت. مخاطب عصر ما عجول و بی¬حوصله است و تعارف ندارد، به محض اینکه ارضا نشود، به‌سرعت پس می¬زند و به رسانه¬های دیگر، گرایش می¬یابد.
مخاطب امروز به مدیریت زمان می¬پردازد و انفعال گذشته را ندارد. پیام را و زمان دریافت را مدیریت می¬نماید. سعی می¬کنند که مخاطب در تولید محتوا مشارکت نماید، مثل روزنامه¬نگاری شهروندی که تابع همین امر است. در این شرایط، باید از تکنولوژی روز بهره برد، و زمینه حضور مخاطب را در برنامه¬ها فراهم نمود. اعتماد مخاطب را نسبت به پیام¬ها و سیاست¬های خود بالا ببریم. که اگر این امر صورت نگیرد، به‌ظاهر در حال حیاتیم اما زوال ما رقم خورده است.
همچنین اگر حضور در عرصه جهانی یک تکلیف است، باید بتوانیم با فرهنگ و زبان مخصوص افراد در همه جای جهان صحبت کنیم، به‌گونه‌ای که پس نزند. به‌صورت کلی این فرمایش امام رضا علیه‌السلام هست که می¬فرمایند (لو علم الناس محاسن کلامنا فاتبعونا ، اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را درک می‌کردند، از ما تبعیت می‌کردند)، واقعیتی برای فطرت‌های پاک است. تشنگان این محاسن کلام در همه جای دنیا وجود دارند. شناخت چنین مخاطبی در آرایش ما واجد اهمیت است و از طریق رسانه می‌بایست به آن‌ها دست یافت و با هماهنگی و همپوشانی سایر اجزای سیستمی کشور، باید پاسخ به نیازهای آن‌ها گفت.
ما با این تغییر مخاطب و تغییر نسل تکنولوژیک، مواجهیم. آمار 33 میلیون گوشی هوشمند، آمار معناداری می‌باشد که نسل آینده را به نوع خاصی تربیت می‌کند و گواه وابستگی جامعه به رسانه¬های جدید می¬باشد و دیگر فیلتر نمی¬تواند مانع او بشود. شبکه¬های اجتماعی را به‌صورت همراه در گوشی خود دارد و به اپلیکیشن بدل شده است. گذار از وب3 نیز اتفاق افتاده است و پس از آن به دیوایس¬لس یا بی¬ابزاری و دیوایس¬دس یا همان مرگ¬ ابزار می¬رسیم و همه‌چیز همه‌جا در دسترس است و هموژنایز شده است. گوشی-های همراه، کاربرد بیش از 140 ابزار را در خود دارند، این گوشی¬ها متعلق به نسل 3 هستند و زمانی که به نسل 6 برسیم، به دیوایس‌دس رسیده¬ایم و دیگر کاربری¬های دیوایس در یک چیپست کوچک در انسان کاشت می¬شود. و همه‌چیز همه‌جا در دسترس خواهد بود.
به برخی وقایع تلخ باید تن داد. مخاطبان با موبایل¬های خود پیوند خورده¬اند و مثلاً دو ساعت از وقت هر مخاطب به شبکه¬ها

مطلب مرتبط :   دادگاه، رسمیت، رای، صادره، تنبیهی، ناقض