با احتساب این نظریات کارشناسان در حوزه تبیین اهداف،‌ مأموریت، چشم‌انداز و انتشار‌، این گام به‌صورت زیر کلاسه‌بندی می‌گردد.<br />
تصویر 25-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- اهداف و مأموریت و چشم‌انداز

6-4. سازمان‌دهی در آرایش رسانه‌ای
گفته شد که در مدیریت عمومی، مدیریت را شامل وظایف برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، بسیج منابع و امکانات، رهبری و کنترل می¬دانند. بر طبق الگوی مدیریت عمومی رسانه‌، گام بعدی اقدام مدیریتی «سازمان‌دهی» می‌باشد و الگوی آرایش رسانه‌ای خارج از چارچوب این الگوی پنج¬گانه مدیریتی، نمی‌باشد.

تصویر 26-4 الگوی مدیریت عمومی رسانه

نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در آرایش رسانه‌ای مورد توجه واقع شود و هر رسانه برای حفظ و بقای خود به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن مأموریت‌های خود را داشته باشد.
کارشناسانی که از آنان مصاحبه به عمل آمد، در حوزه سازمان‌دهی نکات مهمی را عنوان نمودند که در ادامه می¬آید.
در حوزه سازمان‌دهی نظر کارشناسان بر این بود که وقتی تعداد شبکه¬ها زیاد می¬شود، موازی‌کاری اتفاق می¬افتد. یعنی روی یک موضوع چند شبکه کار می‌کنند و نکته دیگر را هیچ شبکه دیگری پوشش نمی¬دهد. لذا باید به‌صورت مکمل آرایش گرفت و از رفتار موازی،‌ متداخل و مزاحم پرهیز نمود.
در سازمان‌دهی شبکه‌ها در کنار هم نیز، باید دانست که این‌ها نباید نقطه کور داشته باشند. بنابراین در بخش‌هاییoverlab همپوشانی پیدا می‌کنند. بعضی حوزه وسیع‌تری دارند و بعضی به لحاظ پوشش محدودترند. در کنار پوشش جغرافیایی مثل رسانه‌های محلی، ملی، منطقه¬ای و جهانی پوشش موضوعی را باید در آرایش رسانه‌ای مد نظر داشت. مثلاً اگر الکوثر و العالم را به‌عنوان دو رسانه عرب‌زبان را داریم، چگونه هر دو را به نحوی آرایش دهیم که در حوزه¬های یکدیگر تداخل و موازی¬کاری نکنند. هم اینکه منطقه‌الفراق نداشته باشند و جایی خالی نماند. لذا برای تشکیل خط خودی باید ابتدا فهرست کنیم که چه رسانه¬هایی داریم و سپس تعیین کنیم که مأموریت هریک باید چه باشد؟
نکته دیگر سازمان‌دهی که در حوزه تولیدات صنعتی نیز هست، زنجیره تأمین است. یکی از مشکلات رسانه ملی نداشتن زنجیره تأمین است. مثلاً مواد خامی که استخراج شده تا به ذوب فولاد رسیده و به ورق تبدیل شده و شکل گرفته و سپس در کارخانه خودرو طراحی و قالب¬زدن و نصب و کنترل شود. این زنجیره تأمین خودرو است. همین زنجیره باید در رسانه دیده شود. یا به‌عنوان‌مثال در مبحث حقوق بشر، جرمی بنتام گزاره‌هایی را تولید نموده است و آن را بهینه و به‌روز کرده¬ و سپس به مواد حقوق بشر تبدیل شده و تا به پهنای باند اینترنت به‌عنوان یک تکنولوژی روز و بحث نو دنباله¬دار می¬شود. یعنی ابتدا تولید مفهوم باید صورت پذیرد و سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله توپی می¬شود که توسط رسانه¬ها شلیک می¬گردد.
بخشی از موازی¬کاری و حرف تکراری و درجازدن و… به نداشتن زنجیره تأمین بر می¬گردد. زنجیره تأمین فضای محلی با ملی، منطقه¬ای، جهانی و متغیر زبان متمایز باید متفاوت باشد. چراکه برد گلوله¬هایی که برای شلیک در هر سطح نیاز است متفاوت می¬باشد. نکته دیگر داشتن رسانه¬های عمومی و سپس رسانه¬های تخصصی در کنار آن‌ها است. آمریکایی¬ها در این زمینه شبکه¬هایی عمومی (مثل cbs, cnn, nbc, abc,) در کنار شبکه¬هایی تخصصی (مثل هیستوری¬چنل، و نشنال¬جئوگرافی و …) دارند.
لذا رسانه ملی باید مرکزی را برای تولید استدلال، مفهوم، سابقه تاریخی و … ایجاد کند تا آنکه خبرنگاری که درون صحنه و میدان درگیر است، از حیث محتوا تأمین شود و او را به لحاظ محتوا تأمین نمود. پس چینش رسانه¬ها در نسبت و تناسب باهم و دیگری ایجاد زنجیره تأمین از گزاره‌های مهم سازمان‌دهی است.
مؤلفه‌ای دیگر که باید روی آن تأکید نمود، ایجاد مرکز غنی¬سازی رسانه¬ها است که بتواند مفاهیم تولید کند و رسانه‌های یک جبهه صرفاً از آنجا تغذیه شوند. نه آنکه خود رسانه دغدغه تولید محتوا و مفاهیم را نیز داشته باشند. به‌عنوان نمونه رسانه ملی باید مرکز مدیریت آمریکا در افکار عمومی ایران، داشته باشد. سپس از شبکه پویانمایی برای کودکان تا شبکه¬های خبری، آن مفاهیم را به تولید برنامه منجر نمایند.
باید به فکر حل معضل «نداشتن عقبه» در آرایش رسانه‌ای بود. رسانه‌های ما تولید حرف نو نمی¬کنند و حرف¬های دیگران را پرداخت می¬کنند و کپی می¬کنند مثل بفرمایید شام و شام ایرانی. این موضوع فقدان سوژه¬سازی را به‌وضوح در رسانه ‌ملی نمایان می¬کند. چراکه «تکرار» سم مهلک یک رسانه است و اگر رسانه ملی به دام روزمرگی بیفتد مرگ او فرارسیدهاست.
در راستای تدوین زنجیره تأمین نکته دیگری وجود دارد که تأمین آزمایشگاه رسانه‌ای است. آمریکا یک مدیالب دارد؛ که در بحث روایت¬ها بر روی center for future story telling کار می¬کند. این مرکز را باید در آرایش رسانه¬ای تعریف نمود. آزمایشگاه رسانه¬ای که مفهوم را آزمایش می¬کند و سپس در محیط اصلی رسانه، عملیاتی می¬کند. مرکز نوآوری مثل مدیالب نیاز ضروری یک رسانه، برای آزمایش روش¬ها، گزارش¬ها، نحوه اخبار و سایر برنامه¬هاست،‌تا آن‌ها را در قالب آزمایش، در روایت‌گویی بسنجد و سپس به بهره¬دهی برساند و سیستم رسانه¬ای را مداوم به‌روزرسانی کند.
پیوند با دستگاه¬های اطلاعاتی نیز بخشی از سازمان‌دهی است که بخش عمده¬ای از رسانه‌های قدرتمند دنیا این ارتباط را با دستگاه‌های اطلاعاتی کشور متبوع خود برقرار نموده‌اند. به‌عنوان نمونه سرویس خارجی بی¬بی¬سی، عقبه اطلاعاتی خود را از ام‌آی6 می‌گیرد و با دستگاه¬های اطلاعاتی همسوی خود در یک راستا حرکت می¬کند. رسانه‌ باید ارتباطات برون‌سازمانی محکمی برقرار نماید.
نکته دیگر پیوند ارتباط رسانه و دانشگاه متناظر با صنعت و دانشگاه است. که برای مرکز غنی¬سازی رسانه¬ای مهم است. که بخشی از زنجیره تأمین است.
به لحاظ سازمان‌دهی، در هر رسانه اتاق فکری وجود دارد که شامل افراد نخبه¬ای است که خطوط کلی تولید پیام و محتوا را مشخص می¬نمایند و محیط‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را به‌خوبی می‌شناسند و می¬دانند که چگونه باید تولید محتوا نمود که اثرگذاری روی مخاطب و جامعه هدف، انجام شود. هر رسانه به چنین اتاق فکری که حلقه اصلی تولید محتواست، محتاج است.
مراکز تحقیقات استراتژیک در هر کشور، ازجمله اتاق فکرهایی هستند که ضمن تولید فکر و مفهوم برای رسانه‌ها، به تصمیم¬سازی برای آن‌ها نیز می‌پردازند. لذا باید هر رسانه‌ای ضمن برخورداری از این اتاق فکرها،‌ مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه‌های معارض را رصد نماید.
رگولاتوری که پیش‌ازاین به‌عنوان بخشی از نظام جامع رسانه‌ای تعریف شد نیز از ضروریات نهادسازی در حوزه سازمان‌دهی است. به‌عنوان نمونه، نیاز است که برای فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی تدارک دیده شود، تا آنکه با ترتیب دادن یک رگولاتوری درست، امکان بیشترین بهره¬برداری از این فضا به وجود آید و آسیب¬های آن را به حداقل برسانیم. در ذکر نمونه‌های خارجی، می‌توان به کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا (fcc) به مثابه نهاد رگولاتوری و تنظیم مقررات تلویزیون و رادیوی آمریکا، ‌اشاره نمود.
سازمان‌دهی در آرایش رسانه‌ای، منوط به برتافتن تفکر سیستمی و تنظیم آرایش بر اساس تئوری سیستم‌هاست که در آن چگونگی تنظیم روابط معنادار میان اجزای‌ سیستم در نسبت با کل سیستم برای حصول بهترین محصول از آن، نهفته است. تفکر سیستمی از رشد زائد و سرطانی در یک بخش و عدم رشد در بخش‌های دیگر جلوگیری نموده و موجب رشد همگون سایر اجزای سیستم می‌شود. به‌هرتقدیر با طبقه‌بندی گزاره‌های حاصل از مصاحبه با کارشناسان در حوزه «سازمان‌دهی»، می‌توان این موارد را به‌صورت زیر کلاسه‌بندی نمود.

مطلب مرتبط :   (نرجه،، تلویزیونی، رادیویی، زواره،، (صفوی،1387:، دوبرابر

تصویر 27-4 سازمان‌دهی

7-4. منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای
الف) تأمین نیروی انسانی
از منظر کارشناسان که مورد مصاحبه قرار گرفتند، «نیروی انسانی» ازجمله موارد بسیار مهم در تأمین آرایش رسانه‌ای مناسب است. چراکه بدون داشتن نیروی انسانی متخصص، متعهد، کارآمد،‌ خلاق و حرفه‌ای، امکان اجرای صحیح آرایش رسانه‌ای به وجود نمی¬آید. لذا «نیروی انسانی» بحث مفصلی در آرایش رسانه‌ای است که می¬بایست در رسانه ملی با ایجاد هماهنگی بهتر و تربیت و آموزش نیروهای انسانی متخصص و یا بهره گرفتن از حوزه¬ها و دانشگاه¬ها، خلاقیت را از جامعه و هنرمندان گرفته و با توجه به استانداردهای لازم تبدیل به برنامه نمود و در اختیار مخاطبان قرار داد.
پیش‌ازاین در باب طراحی آرایش رسانه‌ای، به بیانات کارشناسان درباره «آرایش نیروی انسانی» اشاره شد و بیان شد که باید آرایش نیروی انسانی را بر اساس تنوع و تکثر در نظر بگیریم و از قالب¬های کلیشه¬ای خارج شویم. معیارهای ثابت را برای آن نباید در نظر بگیریم. از تولیدات فکر افراد متفاوت در تولید برنامه و سوژه و فرم و … استفاده کنیم که این دیدگاه در رسانه¬های دولتی، غریب است. در فضای نوین رسانه¬ای، این نگاه غلطی است. رعایت منویات و مبانی، کاملاً صحیح است، اما باید بدانیم که مانع تنوع و تکثر هم نیست. این موجب تک¬صدایی می¬شود و مخاطب، ما را متهم به یک‌جانبه بودن و یکنواختی می¬کند و باعث ریزش مخاطب می‌شود. با عدم تنوع، ممکن است مخاطبان بگویند که تعداد زیادی شبکه تلویزیونی، صرفاً یک حرف را می¬زنند. باید برآورد نمود که در حوزه نیروی انسانی به چه میزان نیروی حرفه‌ای و آشنا به محیط رسانه در اختیار داریم. رسانه‌ ملی واجد نیروی انسانی بیش از ظرفیت خود است. اما به طرز نادرستی، نیروها و امکانات و منابع انسانی را تخصیص می¬دهد.
این‌ها مواردی است که به‌طور عادی در رسانه‌ می‌بایست رعایت شود؛ اما آنچه که در حوزه نیروی انسانی، از منظر کارشناسان، به‌طور مستقیم به آرایش رسانه‌ای مربوط است؛ این است که؛ برای رسانه‌های خودی باید تعریف مأموریت نمود و به صرف راه‌اندازی شبکه نمی‌توان خود را واجد آرایش رسانه‌ای دانست. در حال حاضر رسانه ملی 160 شبکه رادیویی و تلویزیونی دارد که در حوزه نیروی انسانی، برای جذب، آموزش و تربیت آن‌ها باید برنامه مناسب و جامع داشت و آن‌ها را به‌تناسب اهداف و مأموریت‌های سازمان رسانه¬ای، جذب و تربیت نمود و ویژگی‌های مورد نیاز برای هر نیرو را مشخص نمود. بنابراین جذب و آموزش نیروی انسانی ، متناسب با مأموریت هر رسانه باید صورت گیرد.
لذا در حوزه نیروی انسانی، استراتژی تعریف شده در رسانه را باید در نظر گرفت و مثلاً آموزش و بهره¬گیری از نیروهای توانمند برای شناخت، تولید و تحلیل و انتشار پیام را باید در دستور کار قرار داد. بنابراین توانمندسازی نیروی انسانی در تولید پیام و تحلیل و انتشار آن از موارد مهم نیروی انسانی است.

مطلب مرتبط :   قرآن، اهلکتاب، صحابه، مراجعات، ، ذهبی

ب) تأمین منابع و امکانات
بخش دیگر حوزه «منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای» مربوط به تأمین منابع و امکانات است. در این حوزه اگرچه مطالب حصول شده از مصاحبه¬ها توسط محقق اندک بود؛ اما کارشناسان در بحث¬های خود به دو مقوله کلی در این حوزه اشاره کردند که این دو مقوله، شامل اقتصاد رسانه و تأمین زیرساخت¬ها می‌باشد.
آنان تأکید داشتند که باید رسانه‌های خود را به تجهیزات مناسب و باکیفیت و به‌روز، مجهز نموده و دانش نیروی انسانی را نسبت به این تجهیزات به‌روز نمود. در تأمین زیرساخت‌ها باید به این نکته توجه داشت که برای برتافتن ژئومدیا در فضای ژئوپلیتیک نوین جهان، ماهواره نقشی استراتژیک را داراست و باید از مزایای آن برخوردار بود. چراکه، باید ماهواره داشت تا به‌صورت ارزان و آنلاین بتوانیم همه مناطق موردنظرمان را پوشش دهیم. حتی برای پوشش داخل نیز، نیاز به ماهواره است. این یک میدان جدید را به پیش روی ما می¬گشاید. دشمن نیز مانع این کار می¬شود. گاهی نیز حتی شبکه¬های ما را از روی ماهواره حذف می¬کند. اینجاست که مفهوم ژئو مدیا معنا می¬یابد. رسانه یک عنصر ژئوپلیتیک می¬باشد. در اقتصاد رسانه باید به این پرسش پاسخ گفت که میزان تمکن مالی و توانایی اقتصادی ما چقدر است؟‌ چراکه منابع مالی از متغیرهای مهم در آرایش رسانه‌ای است و باید رسانه¬های ما بتوانند اقتصاد خود را تأمین نمایند.
اقتصاد رسانه بخشی از همان اقتصاد فرهنگ است که مقوله مهمی است. عموماً هر رسانه یا منبع درآمد خاصی دارد یا آنکه که بخشی درآمدزا را در کنار بخش‌های دیگر تعریف می‌کنند و آن را صرف آن بخش‌های دیگر می‌نمایند، که این امر ضرورتاً آرایش رسانه‌ای را تحت‌الشعاع قرار می¬دهد و باید متناسب با متغیری به نام منابع مالی،‌ آرایش رسانه¬ای خود را تنظیم نماید.
بیان یا دانستن اینکه منابع محدود است کفایت نمی¬کند. بلکه باید با تحلیل بحث متوجه جزییات و ابعاد و جوانب آن شویم. مثلاً قرار است منابع مالی ما از طریق دولت تأمین شود، یا آنکه از طریق آگهی¬های بازرگانی و درآمدزایی خود رسانه صورت گیرد، یا ترکیبی از این دو باشد. هرکدام از این سه نوع از تأمین مالی اثر متفاوتی در آرایش رسانه¬ای ما خواهد داشت. لذا در اقتصاد آرایش رسانه¬ای، متغیرهای مالی شامل ۱. تأمین دولتی ۲. خودکفایی ۳. حالت ترکیبی می¬شوند. به‌عنوان‌مثال بی‌بی‌سی، با مدل مشخص پابلیک سرویس و منبع درآمد دولتی خود، آرایش