دانلود پایان نامه
یا سربازان آتی تربیت شده بودند. ینی چری ها که از سلاح گرم بر خوردار بودند ، «از تاکتیک های دسته های سربازان یونانی برای ترکیب انبوه قدرت آتش تفنگ با توپخانه استفاده می کرد».<br />در دوره دوم که از حدود پس از 1566م ، آغاز و تا اوایل 1800م ، طول کشید، از بسیاری جهات شروع پایان امپراطوری است. این دوره زمان شکست های نظامی مکرر، عقب نشینی از قلمروها و کاهش وسعت ، نزول توان اداری و توسعه نیافتگی صنعتی بود.بیشتر عقب گردهای ارضی نظامی در اروپا بود .ناکامی درتصرف وین در سال 1382م ، یک عقب نشینی وسیع ارضی دیگر درپیمان 1718م واگذاری دریای کریمه به روسیه در سال 1774م واگذاری مصر به ناپلئون در سال 1798م درسال 1791م ، که مصر بازپس گرفته شده ، محمدعلی حاکم نونو گرای آن به قدرتگرفت که حکومت عثمانی ها رابر مصر وسوریه به چالش کشید.همچنین یک رشته سلطان های بی کفایت بودند که از نیمه دوم قرن شنزدهم به اریکه نشستند.بسیاری از آنها اغلب بیشتربه تعقیب لذیذ دنیوی علاقمند بودند تا رسیدگی به امورحکومت .الگوی افول قدرت عثمانی در ارتباط با اروپا روشن است . برتری در قرون پازدهم و شانزدهم ، برابری درقرن هفدهم وابتدای قرن هجدهم و افول یکنواخت پس ازآن به طوری که امپراتوری عثمانی نها” به ((مردبیماراروپا))تبدیل شد.
دوره سوم در قرن نوزدهم آغاز شد که به طور فزایندهای معلوم شداین امپراتوری به طور اعم و این سلسله به طور اخص دچار نوعی مرض نظامند است، مرضی که علاج آن مستلزم اصلاحات بنیادی بود.این دوره ی اصلاحات و نهایتاً زوال بود.و دیگر تغیرات به آرامی ظهورطبقات جدیدی از نوگرایان صریح اللهجه را موجب شد.زوال عثمانی ها چند سال طول کشید. این امپراتوری در ابتدای جنگ جهانی اول با اکراه به طرفداری از آلمان وارد جنگ شد. انگلیس و متحدان آن نیز تصمیم گرفتند از استان های عثمانی در خاورمیانه بکاهند.پس از انقلاب کمونیستی سال 1917م، متوقف شد همان سال ، انگلیس ، بغدادرا تصرف کرد وبیتالمقدس یک سال بعد سقوط کرد.به علاوه شورشی برای کسب استقلال در میان جمعیت عرب حجازبه وقوع پیوست.امپراتوری عثمانی به طورنظامندی تجزیه می شد. (کامروا،1391 ؛42)
2-4-2- ورود استعمار
اولین بورژوازی اروپا از ابتدای قرن 13 در ونیز بوجود آمد،  و کار و تجارت نو،  پدید گشت،  نخستین هدف غیر اروپایی آن پدیده آسیا بود.  با پیدایش توپ و همراهی این نو بورژوازی،  فئودالها با وزن سنگین دو هزار ساله خود،  که زیر پوشش دین بودند،  محکوم به سقوط شدند.  آخرین سنگر آنها دولت بیزانس بود،  که به نوعی فئودال ها را زیر نفوذ داشت.  این پدید جدید رشد تمدن بشری برای بقای طبیعی خود،  نیازمند تولید منطقی بود،  که ما آنرا اومانیست می دانیم.  ولی موج حرکت مردم برای تمدنی دگر تمام اروپا را گرفت،  که در پس چهره آن رنسانس بود.  این فشار ها که سیاسی و اقتصادی بود،  موجب شد بیزانس راحت فرو ریزد.  رقیب بیزانس یعنی واتیکان،  که به حرکت مردم نزدیکی جغرافیای داشت،  به نوعی برای سقوط بیزانس کمک کرد.  بورژوازی در تجارت با آسیای قبیله ای،  توپ و تفنگ را در مقابل طلا و جواهر،  خدا می داند چه اشیای ارزش مند تاریخی توسط آنها نابود شد،  چون در ابتدا نمی دانستند که طلا ها چقدر عتیقه و قیمتی است،  آنها را ذوب می کردند.  با همین اسلحه ها و هم چنین نفوذ خواسته جدید مردم به بیزانس و تنفر از حکومت دینی آنجا،  خاطرات سقوط تکرار شد.  تونل آناتولی که از یک قرن پیش در دست عشایر بود،  کاملاً باز شد.  بورژوازی با این سقوط روم شرقی ناگاه خود را در گام بزرگی دید،  که استعمار نو پیدا بود.  ایلات و اقوام در ده ملیون کیومتر مربع نیمه غربی آسیا یا قاره کهن ایران،  که در زندگی دایره ای بسر می بردند، بهترین طعمه بودند.  چهره های جدید استعماری،  خیلی سریع جهان را بین خود تقسیم کردند،  و هر کدام در زمان های قدرت و ضعف به رقابت پرداختند،  البته با نوعی هماهنگی.  با این تقسیم بندی و بسته شدن راه آسیای صغیر توسط عثمانی،  استعمار گران از راه های دریایی جنوب به سمت خلیج فارس و ایران آمدند.( فصلنامه راهبرد،1388)
مسلمانان و بویژه ایرانی های اطراف اقیانوس هند،  در خصوص جزایر و سواحل و بلاد منطقه خویش و احوال بادهای و بارانها و جریانها و راه های آبی و فن کشتیرانی و تجارت اطلاعاتی عمیق و گسترده داشتند.  ایرانیان قدیم این دانش را که  راهنامه خوانده میشد نوشتند،  و در طول تاریخ مورد استفاده  ناخدا یان  که کلمه ای است از زبان پارسی،  قرار می گرفت.  واردین به رمز های دریا نوردی را  معلم  می گفتند،  این دانش ها مورد استفاده و یا در واقع سوء استفاده استعمار،  برای پیش برد اهداف شوم قرار گرفت.  در سال 1497 یا 902 قمری،  واسکواداگاما  که همراه  تلمی دیاز  بود،  از امید نیک به زنگبار رسیدند،  این اولین بار بود که اروپاییان پیش قراول استعمار،  به زنگبار که کلنی نشین پارسی از دوران هخامنشیان بود رسیدند،  تا این زمان دریا نوردان ایرانی و عرب مخلص اقیانوس هند بودند.  پرتغالی ها در زنگبار با معلم بزرگ ایرانی دریاها و جغرافیا شهاب الدین احمد بن ماجد آشنا شدند،  و معلم ایرانی با روش پاک معلمی آنچه از دانش داشت در اختیار آنها گذاشت.  ببینید استعمار چگونه با دانایی و پاکی ایرانی ها اولین برنامه خود را ریخت،  و آنها همچنان می خواهند از این سادگی و در قرن 21  سوء استفاده مجدد نمایند.
در سال 1505 ( 911 قمری)،  الفونسودالبوکرک پرتغالی،  بدستور نایب سلطنه پرتغال فرالسیسکودالمیدا،  در هند،  کشتی های ایرانی متعلق به هرمز را غارت کردند و آتش زدند،  این اولین برتری توپ و تفنگ استعمار گران بود.  البته یاد آوری نمایم،  که دروغ های نوشته شده درباره تاریخ مغول باعث مخدوش شدن نفوذ و ترفند های استعمار گران شده است،  این وظیفه عزیزان تاریخ نویس ایران بزرگ می باشد،  که نسبت به کشف واقعیت های تاریخی اقدام کنند.  سپس پرتغالیها به عمان و مسقط رفتند با قدرت آتش برتر،  کشتند و نابود و غارت کردند.  بگویم که این نوع غارت و ماجرا هایی که درباره آن نوشته اند،  واقعیست،  نه مانند آنچه که از غارت های اسکندر و چنگیز نوشته اند.
حاکم ایرانی هرمز نیرویی مشتمل بر سی هزار نفر ایرانی و عرب و مزدور فراهم آورد،  و با چهار صد کشتی کوچک و بزرگ،  برای مقابله با دشمن شتافت.  در دریا و جزایر کوچک،  قدرت آتش توپ و تفنگ پرتغالی باعث برتری شد،  سپاهیان ایران شمشیر و کمان داشتند،  و فاقد سلاح آتشین بودند.  نبرد به سود سلاح گرم شد،  و ایرانیان کاری از پیش نبردند و مجبور به سازش شدند،  احتمالاً ترفند های بورژوازی هم در این کار نقش داشته،  مانند رشوه دادن و وعده پست و مقام و چیز های دیگر پشت پرده که ما نمی دانیم.  اولین قرار داد استعماری بسته شد،  و حاکم هرمز تابعیت پادشاه پرتغال را پذیرفت و متقبل شد که در حال پنج هزار اشرفی به عنوان غرامت،  و هر ساله پانزده هزار اشرافی به عنوان خراج به پادشاه پرتغال بپردازد،  و کالا های تجاری پرتغال،  که به هرمز وارد شود از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی معاف باشد.
آلبو کرک پس از امضای این قرار داد،  یک قلعه نظامی در هرمز ساخت،  و پایگاه تجاری در آنجا بنا نهاد.  از این پس آنها مزه بورژوازی را به ایران آوردند،  و بدین ترتیب با شاه و دولت و سپاه ساختند و بافتند،  هر آنچه می خواستند کردند.  اولین حکومتها و بازارها بسبک نو در ایران شکل گرفت،  و ما از این تاریخ طبقاتی و جدا شدن مردم را می بینیم.  قبل از آن اختلاف مردم ایران بزرگ با یکدیگر فقط نام قبیله آنها بود،  ولی بعد از این مرزها و سرمایه ها جدا شد و شاه ها و حاکمان،  کاخ ها ساختند و پشت آنها کوخها و کپرها پدیدار گشت.  از این تاریخ ما شاهد آثار مهمی از اختلاف طبقاتی هستیم،  بعد از هخامنشیان کاخ های شاهان دیگر چندان زیاد نبود،  یکباره پدیدار گشت.  اینگذر تاریخی ایران،  یعنی ورود استعمار و بورژوازی به خاورمیانه به ویژه ایران بود.( همان)

مطلب مرتبط :   تحقیق درباره دی اکسید کربن، اجرای برنامه

عکس شماره 2-1- گروهی از مستشاران بریتانیا در تهران،  1305 خورشیدی منبع: www.wikipedia.com
2-4-3- استقلال کشورها
بانگاهی به پیروزی انقلاب اسلامی درایران ازجنبه ضد استبدادی، اولین حرکت انقلابی براساس اندیشه اسلامی درجهان محسوب می شد. دربعد ضد استعماری آن حرکت تسخیرلانه جاسوسی اُبهّت ساختگی آمریکا را شکست. ازسوی دیگروارد شدن ابرقدرت کمونیستی شوروی در باتلاق افغانستان که در یک دهه بعد موجب فروپاشی ان شد ودر نهایت تجاوز نظامی صدام و ارتش عراق که فصل جدیدی را برای مداخلات آمریکا درمنطقه فراهم کرد تاثیرات بسیار عمیقی بر تحولات بعدی خود در عرصه جهانی داشت.(بهشتی پور،1390؛28)
درآخرین سال دهه 80 نیز پس ازسقوط دیوار برلین در سال 1989، جهان شاهد فروپاشی نظام های دیکتاتوری درکشورهای شرق اروپا بود. بطوریکه ظرف چند ماه ،هفت حکومت آهنین بلوک شرق سقوط کرد.درفاصله کوتاهی در دسامبرسال 1991 شوروی ودر پی آن یوکسلاوی دچار فروپاشی شدند که در نهایت نظام دوقطبی درجهان از بین رفت و پس از پنج دهه دوران جنگ سرد به پایان رسید. (همان)
درآغازهزاره سوم میلادی در شرایطی که آمریکا در صدد طراحی جهان تک قطبی بود ، حمله به برج های دو قلوی آمریکا ودر پی آن حمله آمریکا به افغانستان درسال 2001 وعراق درسال 2003 تحولات عظیمی را درعرصه نظام بین الملل ایجاد کرد. این تحولات در پی فروپاشی شوروی جهان را وارد دوران گذار به نظم نوینی کرد که دیگر نه ساخته ابرقدرتها ، بلکه ساخته ضرورت هایی است که مردم کشورهای تحت ستم آن را رهبری می کنند. تمامی این تحولات ازلحاظ ماهیتی نه یک پروژه ساخته شده توسط قدرت ها بلکه تحولات ناشی از توازن جدیدی است که درکشورهای جهان درحال شکل گرفتن است. (همان)
اکنون درآغاز دهه دوم هزاره سوم میلادی خاورمیانه وکشورهای شمال آفریقا به عنوان مرکز ثقل توازن بین المللی دستخوش تغییراتی شده است که ناشی از خواسته های متراکم شده مردم تحت ستم این کشورها درطول چند دهه گذشته است. ازلحاظ شیوه مبارزاتی نیزمردم این کشورها با عقب گذاشتن رهبران احزاب وگروههای مبارز، با حضورمستقیم درخیابان ها روردو با ارتش های وابسته به حاکمان دیکتاتور، قرار گرفته اند.این تحول بدون تردید موجب کاهش نفوذ واقتدار سلطه گران می شود. زیرا ویژه گی مهم این تحولات اولا آزادی خواهی و ظلم ستیزی درکنار مقابله با وابستگی رژیم های مستبد حاکم براین کشورها است. این تمایل عمومی موجب شده است حرکتهای موجود،ماهیتی غیروابسته واستقلال طلبانه داشته باشند. (همان)
درچنین شرایطی قدرت های سلطه جویی مانند آمریکا درتکاپو برای از دست ندادن منافع خود هستند. دراین میان آمریکا که همچنان دراداره و کنترل اوضاع افغانستان وعراق دچارمشکل است،صرفا تلاش می کند ازطریق مدیریت بحران تحولات خاورمیانه را به سمتی هدایت کند که در نهایت اولا دولتهایی که جانشین حکومتهای وابسته پیشین می شوند ، پیرو دموکراسی و حکومتهای سیکولار غربی باشند و ثانیا تضادی هم با اسرائیل واندیشه های لیبرالیستی غرب نداشته باشند. (همان32)
دراین شرایط است که آمریکا از تحولات پیش آمده استقبال می کند. اما نگران از دست دادن منافع بلند مدتی است که در سایه اقتدار حکومتهای دیکتاتوری وابسته به خود بدست می آورد. نکته مهم و بنیادینی که در خصوص این تحولات مطرح است ماهیت چند گانه گرایش هایی است که در بین مردم این کشورها وجود دارد .با در نظر گرفتن همه گرایش های موجود در کشورهای عربی بخوبی می توان دریافت که گرایش های اسلامی در کنار ملی گرایان و چپ گرایان به نوعی ائتلاف اعلام نشده رسیدند تا بتوانند ازشردیکتاتورها رها شوند. (همان)
در بعضی از این کشورها مانند مصر ، گرایش های اسلامی طرفداران بیشتری دارند و در بعضی دیگراز جمله تونس جریان های ملی گرا و غرب گرا هواداران بیشتری را به دنبال خود کشیده اند. در مواردی هم گرایش های چپ سوسیالیستی در پوشش اتحادیه های کارگری وسندیکاهای کوچک توانسته اند خود را با جریان مبارزه علیه دیکتاتوری های وابسته ، همراه کنند. اما چپ ها در هیچ کشوری رهبری جریان و یا اکثریت مردم را با خود همراه ندارند. شواهد موجود نشان می دهد جنبش های مردمی موجود بر اساس آزادیخواهی و آرمانهای ملی شکل گرفته اند و از لحاظ شیوه مبارزاتی و آرمان های استقلال خواهی و ضد استبدادی و ضد استعماری شباهت های عمیقی به انقلاب اسلامی در ایران دارند. (همان)
خلاصه آنکه به باورنگارنده ماهیت حرکت های مردمی اخیردرکشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا کاملا درونی وخودجوش هستند . کسانی که این انقلاب ها را به آمریکا و غرب وابسته می دانند بازهم بدنبال تئوری توطئه هستند ومی خواهند قدرتهای سلطه جو را حاکم مطلق جهان نشان دهند که مبارزه علیه آنها بی فایده است. درحالی که امروزقرائن و شواهد نشان می دهد، پایان عمرحکومت های دیکتاتوری وابسته به قدرتهای خارجی فرارسیده واین منطقه درآغازدهه دوم ازهزاره سوم به سوی تحقق حکومت های مردم سالارمستقل پیش می روند.اگرچه ممکن است این روند با خسارات زیادی همراه باشد و حتی تا چند سال طول بکشد اما در نهایت به کاهش اقتدار قدرتهای سلطه جو نیز می انجامد.
2- 5- ساختار ژئوپلیتیکی خاور میانه
خاورمیانه تقریباً با پنج دریای مهمِ- مدیترانه

مطلب مرتبط :   بانکداری الکترونیکی در ایران، مزایای بانکداری الکترونیک