که برای تقریر و تثبیت آیۀ قبلی آمده است (طباطبایی،1382ج542:20). گویندۀ متن(=خداوند)، برای بیان قطعیت این خبر که خداوند نیکوترین داوران است و لاغیر! از وجه اخباری در قالب بند پرسشی با ادات پرسش أَ (=آیا)، استفاده می‌کند، تا علاوه بر بیان این اصل مهم حتمی، مخاطب خود را نیز به تأمل و هشدار وادارد که آیا خداوند نیکوترین داوران نیست و مخاطب در باطن و ذهن و روح خود به این مهم اعتراف دارد که آری مطمئناً چنین است. این همان پیامی‌است که مد نظر گوینده( خداوند) است و به بهترین وجه با اقرار خود مخاطب به مخاطب منتقل، تأیید و تثبیت می‌گردد.
سورۀ تین با قسم آغاز می‌شود که به همین جهت نشاندار است. همانگونه که به نظر (احمدزاده،1387) بین آیات آغازین سوره‌های قرآن با بقیۀ آیات ارتباط دقیقی برقرار است، می‌توان گفت آیات آغازین به نوعی محوریت پیام‌های سوره‌اند و به نوعی فضاسازی متن را به عهده دارد. بنا‌بر‌این مهم، پیام گوینده را می‌توان در آیۀ نخست در ارتباط با آیات دیگر دید و آن اهمیت دادن به مکان‌های مقدس است؛ زیرا خلقت انسان در نیکوترین اعتدال صورت گرفته، که در پیوند با تقدس مکانی و زمانی است و انحطاط او به پست‌ترین مراتب پستی، پست‌ترین مکان و جایگاه ممکن اسفل سافلین در تقابل با مکان‌های مقدس است.
مخاطب بندهای سوگند دار، انسان ؛ که این مکان‌های مقدس و به ویژه این شهر امن و امان (مکّه)، برای او شناخته شده‌است و گویندۀ متن(خداوند)، این نکته را با سوگند به این مکان‌ها که اطلاع کهنه است، آغاز کرده و در ادامۀ بند‌های بعدی، همگی به عنوان اطلاع نو محسوب می‌شوند.
در آیۀ 4 هر جمله نسبت به جملۀ قبلی خود، اطلاع نو است و مدام اطلاعات نوی را به شنوندۀ خود منتقل می‌کند؛ زیرا پیام هسته‌ای آن، تربیتی و راهکار نجات انسان است.
بخش آغازین، حاوی اطلاع کهنه است و بر محور یادآوری عمل می‌کند، اما بخش دوم، مدام اطلاعات نوی را به شنونده منتقل می‌کند و از این جهت نسبت به بخش اول، فضایی پویاتر و اهمیتی دو چندان دارد.

جدول 4- 2- 5 – 1- فرآیندهای ساخت تعدی سورۀ تین

ردیف
فعل فرآیند
نوع فرآیند
شرکت کنندگان در فرآیند
عناصر پیرامونی
1
قَسَم (سوگند می‌خورم) مستتر
کلامی
خدا- انسان- کوه تین

2
قَسَم (سوگند می‌خورم) مستتر
کلامی
خدا- انسان- زیتون

3
قَسَم (سوگند می‌خورم) مستتر
کلامی
خدا- انسان- طور سینا

4
قَسَم (سوگند می‌خورم) مستتر
کلامی
خدا- انسان- این شهر ام و [امان]

5
لقدخلقنا (آفریدیم
مادی
خدا-انسان
نیکوترین اعتدال کیفیت
6
رددنا( بازگرداندیم)
مادی
خدا- انسان
پست‌ترین مراتب پستی زمانی
7
آمنوا (ایمان آوردند)
ذهنی
انسان – خدا

8
عملوا (انجام دادند)
مادی
انسان- عمل شایسته

9
کان (بودن) مستتر
رابطه ای
اجر- انسانها(آنها)

10
یکذب (به تکذیب وامی‌دارد )
ذهنی
انسان دین(=جزا) ما
بعد: زمانی ف: زمانی
11
لیس (نیست)
رابطه ای
خدا – نیکوترین داوران

جدول 4- 2- 5 – 2- ساخت وجهی و زمان افعال سورۀ تین

فعل
زمان
وجه
قَسَم مستتر
ماضی
اخباری
قَسَم مستتر
ماضی
اخباری
قَسَم مستتر
ماضی
اخباری
قَسَم مستتر
ماضی
اخباری
خلق آفریدیم
ماضی
اخباری
ردد بازگرداندیم
ماضی
اخباری
آمنوا

اخباری
عملو
ماضی
اخباری
کان مستتر
مضارع
اخباری
کذب
مضارع
پرسشی
لیس
مضارع
پرسشی

4- 2- 6- نتیجه گیری
1- در مجموع موسیقی درونی و باطنی حاکم بر این سوره، با بافت و معنا ارتباط تنگاتنگ داشته و تأثیر موسیقی روح نواز این سوره، بر تحکیم و تثبیت معنا مشهود است و در تأیید این مطلب طالقانی(بی‌تا،ج آخر:173) روایتی را از براء بن عازم، بیان می‌کند که می‌گوید: ” روزی رسول اکرم در نماز مغرب سوره والتّین و الزّیتون را می‌خواند که نیکوتر و جذابتر از آن را از کسی نشنیدم.”
2- موسیقی درونی آیات، در خدمت معنا عمل می‌کند و بر اساس معنا فواصل و وزن آیات تغییر می‌کند.
3- یافته‌های زبانشناسی در تحلیل گفتمانی متن، در راستای آرای مفسرین عمل می‌کند و مؤید معنای تفسیری سوره است.
4 -3- علق(96)

مطلب مرتبط :   تعقیب، ترمیمی، کیفری، شاکی، جرایم، بزهدیده

4 -3 -1- کلیات سوره
نام سوره، از واژۀ علق، در آیۀ دوم گرفته شده‌است ، که یکی از اجزای مهم پیام است. سوره، امر خداوند به پیامبر اکرم (ص) و ابلاغ رسالت است و یک کنش ارتباطی است، بین خدا، پیامبر و انسان؛ خدایی که انسان را خلق می‌کند. انسانی که خلقت او از علق است و به همین دلیل علق یک واژۀ کلیدی در ارتباط با مضمون اصلی سوره استۀ که مبنای نامگذاری سوره گردیده است.
این سوره، نود و ششمین سورۀ پیش از سورۀ قدر و پس از سورۀ تین، بر اساس ترتیب مصحف کریم است و در ترتیب نزول، اولین سوره، پیش از قلم واقع شده‌است.
این سوره، 19 آیه، 76واژه، 183هجا و 402واج دارد.
مضمون اصلی سوره، ابلاغ رسالت، به پیامبر اکرم(ص) می‌باشد.

4 – 3- 2- نمایش آوایی، هجایی، نوشتاری و ترجمۀ سوره

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿ ۱ ﴾
بخوان به نام پروردگارت که آفرید ( ۱)
ɂiq/raɂ/bis/ mi/rab/be/kal/la/żi:/xa/laq
cvc/cvc/cvc/cv/cvc/cv/cvc/cv/c⊽/cv/cvc
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿ ۲ ﴾
انسان را از علق آفرید  (2)
xa/la/qal/ɂin/sa:/na/min/ʡa/laq
cv/cv/cvc/cvc/c⊽/cv/cvc/cv/cvc
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿ ۳ ﴾
بخوان و پروردگار تو کریمترین [کریمان] است ( ۳)
ɂiq/raɂ/va/rab/bu/kal/ak/ram
cvc/cvc/cv/cvc/cv/cvc/cv/cvc
الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿ ۴ ﴾
همان کس که به وسیله قلم آموخت ( ۴)
ɂal/la/żi:/ʡal/la/ma/bil/qa/lam
cvc/c⊽/cv/cvc/cv/cv/cvc/cv/cvc
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ﴿ ۵ ﴾
آنچه را که انسان نمى‏دانست [بتدریج به او] آموخت ( ۵)
ʡal/al/mal/ɂin/sa:/na/ma:/lam/yaʡ/lam
cvc/cv/cvc/cvc/c⊽/cv/c⊽/cvc/cvc/cvc

کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿ ۶ ﴾
حقا که انسان سرکشى مى‏کند ( ۶)
kal/la:/ɂin/nal/ɂin/sa:/na/la/yať/ɣa:
cvc/c⊽/cvc/cvc/cvc/c⊽/cv/cv/cvc/c⊽
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿ ۷ ﴾
همین که خود را بى‏نیاز پندارد ( ۷)
ɂar/ra/ɂa:/hus/taɣ/na:
cvc/cv/c⊽/cvc/cvc/c⊽
إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى ﴿ ۸ ﴾
در حقیقت بازگشت به سوى پروردگار توست ( ۸)
ɂin/na/ɂi/la:/rab/bu/kar/ruj/ʡa:
cvc/cv/cv/c⊽/cvc/cv/cvc/cvc/c⊽
أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿ ۹ ﴾
آیا دیدى آن کس را که باز مى‏داشت ( ۹)
ɂa/ra/ɂay/tal/la/żi:/yan/ha
cv/cv/cvc/cvc/cv/c⊽/cvc/c⊽
عَبْدًا إِذَا صَلَّى ﴿ ۱۰ ﴾
بنده‏اى را آنگاه که نماز مى‏گزارد ( ۱۰)
ɂab/dan/ɂi/ża:/ȿal/la:
cvc/cvc/cv/c⊽/cvc/c⊽
أَرَأَیْتَ إِن کَانَ عَلَى الْهُدَى ﴿ ۱۱ ﴾
چه پندارى اگر او بر هدایت باشد ( ۱۱)

ɂa/ra/ɂay/ta/ɂin/ka:/na/ʡa/lal/hu/da:
cv/cv/cvc/cv/cvc/c⊽/cv/cv/cvc/cv/c⊽
أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى ﴿ ۱۲ ﴾
یا به پرهیزگارى وادارد [براى او بهتر نیست] ( ۱۲)

ɂaw/ɂa/ma/ra/bit/taq/wa:
cvc/cv/cv/cv/cvc/cvc/c⊽
أَرَأَیْتَ إِن کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿ ۱۳ ﴾
[و باز] آیا چه پندارى [که] اگر او به تکذیب پردازد و روى برگرداند [چه کیفرى در پیش دارد] ( ۱۳)
ɂa/ra/ɂay/ta/ɂin/każ/ża/ba/wa/ta/wal/la:
cv/cv/cvc/cv/cvc/cvc/cv/cv/cv/cv/cvc/c⊽
أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ﴿ ۱۴ ﴾
مگر ندانسته که خدا مى‏بیند ( ۱۴)

ɂa/lam/yaʡ/lam/bi/ɂan/nal/la:/ha/ya/ra:
cv/cvc/cvc/cvc/cv/cvc/cvc/c⊽/cv/cv/c⊽
کَلَّا لَئِن لَّمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَهِ ﴿ ۱۵ ﴾
زنهار اگر باز نایستد موى پیشانى [او] را سخت بگیریم ( ۱۵)

kal/la:/la/ɂin/lam/yan/ta/hi/la/nas/fa/ʡam/bin/na:/ȿi:/yah
cvc/c⊽/cv/cvc/cvc/cvc/cv/cv/cv/cvc/cv/cvc/cvc/c⊽/c⊽/cvc
نَاصِیَهٍ کَاذِبَهٍ خَاطِئَهٍ ﴿ ۱۶ ﴾
[همان] موى پیشانى دروغزن گناه‏پیشه را ( ۱۶)
na:/ȿi:/ya/tin/ka:/żi/ba/tin/xa:/ťi/ɂah
cv/c⊽/cv/cvc/c⊽/cv/cv/cvc/c⊽/cv/cvc
فَلْیَدْعُ نَادِیَه ﴿ ۱۷ ﴾
[بگو] تا گروه خود را بخواند ( ۱۷)

fal/yad/ʡu/na:/di/yah
cvc/cvc/cv/c⊽/cv/cvc
سَنَدْعُ الزَّبَانِیَهَ ﴿ ۱۸ ﴾
بزودى آتشبانان را فرا خوانیم ( ۱۸)
sa/nad/ʡuz/za/ba:/ni:/yah
cv/cvc/cvc/cv/c⊽/c⊽/cvc
کَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ﴿ ۱۹ ﴾
زنهار فرمانش مبر و سجده کن و خود را [به خدا] نزدیک گردان ( ۱۹)

kal/la:/la:/tu/ťiʡ/hu/was/jud/waq/ta/rib
cvc/c⊽/c⊽/cv/cvc/cv/cv/cvc/cvc/cv/cv

4 -3 – 3 – بافت فرهنگی

مرحوم محمد تقی شریعتی(بی تا) به نقل از عموم سیره نویسان، به بیان کیفیت شروع وحی از زبان پیغمبر (ص) می‌پردازد: «فرشتۀ وحی بر من ظاهر شد و مرا سخت بفشرد و گفت (اقرأ) بخوان، من گفتم امی19 و قرائت نمی‌دانم و نمی‌توانم، دوباره مرا سخت بفشرد و گفت بخوان. من گفتم درس ناخوانده ام (امی) و نمی‌توانم خواندن. مرتبه سوم سخت مرا بفشرد و گفت اقرأ باسم ربک . . . وقتی مرا رها کرد، دیدم می‌توانم بخوانم.»
چون برخی از مفسرین، معتقدند آیات این سوره یک جا و یا دنبال یکدیگر نازل نشده‌است، بنا‌بر‌این در شأن نزول این سوره، بیانات مختلفی است. آیات نخستین تا” مالم یعلم”، به عقیدۀ اکثر مفسران، اولین آیات نازله بوده و پس از مدت‌ها بقیۀ آیات نزول یافته است و برخی از مفسرین از آیۀ «أ رأیت الذی ینهی»، تا آخر سوره و بعضی هم از آیۀ «کلا ان الانسان»، به بعد را در نکوهش ابی جهل می‌دانند، که این مرد پلید گفت: «آیا محمد(ص) روی خود را در مقابل شما بر خاک می‌گذارد؟ (برای پروردگارش سجده می‌کند)سوگند به کسی که به او سوگند یاد می‌کنند. اگر او را دیدم که چنین کاری می‌کند، پای بر گردنش می‌مالم.» وقتی پیغمبر به نماز ایستاد، به او خبر دادند، او هم به سوی آن حضرت رفت ؛ ولی یکباره هراسان برگشت و گفت :« نزدیک به آن بزرگوار خندقی از آتش و صورت‌های سهمگین و پروبال‌هائی دیدم و ترسیدم.» پیغمبر (ص) فرمود: «سوگند به کسی که جانم در ید قدرت او است، اگر به من نزدیک می‌شد، فرشتگان،‌اندام‌هایش را قطعه قطعه می‌ربودند.» طبرسی می‌گوید: «این داستان در حدیث وارد است و آن را مسلم نیز در صحیح خود روایت نموده است.» بعضی از مفسرین هم نهی کننده را ولید و نهی شده را سلمان یا مسلمان‌ها گرفته‌اند. (شریعتی،بی‌تا،ج 2: 120)

مطلب مرتبط :   قرارداد، دینی، حقوق، حقوقی، معارض، ابطال

4 -3 -4 – تجزیه و تحلیل آوایی سوره

طول آیات، کوتاه و تقریباً یکسان است. از نظر هجایی، آیات 5-1 ، به هجای بسته /cvc/ ختم می‌شوند، اما هجای پایانی آیات 6 تا 14، /c⊽/ است و دوباره از آیۀ 15 تا پایان سوره، هجای پایانی /cvc/ است.
در آیات 1 تا 5، به طور نسبی تعداد هجاهای بسته، بیشتر از هجاهای باز است که این به خودی خود، نوعی شدّت ضربه را به موسیقی کلام حاکم کرده است، که بی تناسب با فضای امر ابلاغ رسالت نیست.
تکرار واژۀ “خَلَق”، در پایان آیۀ 1 و آغاز آیۀ 2، در خور توجه است. هجای پایانی هر دو آیه، /laq/ می‌باشد و به گونه‌ای مقفّا و موزون است. تکرار این واژۀ “خَلَق”، تـأثیری ریتمیک و آهنگین برجا می‌گذارد؛ به طوری که بدون تکرار آن، حفظ ریتم و آهنگ کلام، امکان پذیر نیست. این تکرار را شاید بتوان نمونه‌ای از رد العجز الی الصدر به شمار آورد. هرچند آن چنان که خواهیم دید، تنها بُعد موسیقیایی آن مد نظر نیست؛ بلکه ریتم تولید شده از این شیوه تکرار کاملاً با معنا مرتبط است. آن چنان که غضنفری ( 1389) به نقل از علوی مقدم، یکی از انگیزه‌های تکرار در قرآن را تأکید و تقریر معنی می‌داند.
در آیۀ اول، سکوت بعد از دو هجای آغازین/iqɁ/ و/raɁ/ و همچنین پیش از دو هجای پایانی /xa/ و /laq/ نیز شایان توجه است. آن چنانکه به نظر می‌رسد این سکوت‌ها توجه مخاطب را به اهمیت دو واژۀ “إِقرَاء” و “خَلَق” جلب می‌کند. به ویژه که آوای ملازی و انسدادی /q/، که در پایان هجاهای /iqɁ/ و /laq/ تکرار شده، نوعی شدّت را بر موسیقی آیه، حاکم کرده است، که به گونۀ ضربه‌ای برای توجه بیشتر عمل می‌کند.
در آیۀ دوم که توصیفی و توضیحی برای خلقت خداوند است، موسیقی کلام همان ضربات آیۀ اول را در پی دارد. اما کاربرد واج‌ها، به گونه‌ای است که آهنگ کلام را نسبت به آیۀ قبل، نرمتر کرده است.
در آیۀ سوم، باز هم با تکرار “اقراء”، روبرو هستیم که نوعی کوبندگی را به همراه تکرار واج‌های انسدادی /b/ و /k / برای القای امر به مخاطب و توجه بیشتر وی را ظاهراً بر موسیقی کلام، حکم فرما کرده است.
به نظر می‌رسد، توالی و تناوب واج افتاده، پیشین و کوتاه /a/، در آیات 2 و 3، نوعی فضای تعالی متناسب با خلقت برتر انسان از پست‌ترین منشأ را ایجاد کرده است. از آیۀ 3 تا 5، هجای پایانی موزون/am/ می‌باشد، که با واج دولبی بسته می‌شود. به نظر می‌رسد وجود همخوان دو لبی و خیشومی‌/m/، و قابلیت امتداد آوایی آن، نوعی روانی سیّال را به تناسب متن بر موسیقی این آیات، نسبت به آیات 2 و 1 حاکم کرده است.
از آیۀ 3 تا 5، کاربرد همخوان‌های رسای /l/ ، در کنار همخوان‌های /n/ و /m/، فزونی می‌گیرد و آهنگ کلام را رفته رفته، آرام تر می‌کند و