دانلود پایان نامه

خواهیم داد. مثال: اگر به مهمانی دعوت شدیم که اعضای شرکتکننده در آن را نمیشناسیم و نمیخواهیم در آن مهمانی باشیم، میتوانیم با جرأتمندی این مهمانی را قبول نکرده و بگوییم:« متأسفم، من در مهمانی که اعضای آن را نمیشناسم، شرکت نمیکنم»
2-درخواست جرأتورزانه: از این روش در مواقعی نیازمند کمکگرفتن از دیگران هستیم، استفاده میکنیم. برای مثال: اگر برای حل یک مشکل بخواهیم از والدین یا دوستی کمک بگیریم، میگوییم: « من برای حل مشکلم نیاز به کمک و همفکری شما دارم، آیا میتوانید به من کمک کنید؟»
3- بیان جرأتورزانه: راتوس(1975) به نقل از راگز(1991) چندین رفتار توأم با جرأتورزی را که افراد نیاز دارند در مورد آنها تعلیم ببینند شناسایی کرد:
1-گفتار توأم با جرأتورزی که در آن فرد حق یا خواستهی خود را با صراحت بیان میکند و یا زمانی است که فرد با تعریف و تمجیدی که از دیگران میکند به او پسخوراند مثبت میدهد.
2- بیان احساسات به فرد آموخته میشود تا احساسات خود را تشخیص بدهد و به صورت مناسب و ماهرانه آن را نشاندهد.
3-احوالپرسی با دیگران، فرد میتواند آموزش ببیند و تشویق شود که یک شبکه دوستانه را به زندگی خود اضافهکند که باعث کاهش احساستنهایی و افزایش عزتنفس در آنها شود.
4-بیان عدمتوافق، افراد فاقد جرأت و ابراز وجود، مردمانی هستند که به «بله-بگو» مشهور هستند. زمانی که موضوعی مخالف خواسته آنها باشد، به صورت ناشیانهای (منفعل یا فعال) خشمگین میشوند. آنها میتوانند تعلیم ببینند که بدون داشتن پرخاشگری به طریق صادقانهای، عدم توافق خود را ابراز کنند.
5-به جای اینکه به سادگی حرفهای دیگران را باورکنند، باید گفتن «چرا» و برای به دستآوردن دلیل برای سوأل خود، تعلیم ببینند. آنها باید بیاموزند این کار را در یک حالت ماهرانهای انجامدهند.
6-صحبتکردن در مورد خود، افرادی که عدمتوانایی در رفتار توأم با جرأتورزی دارند، اغلب عزتنفس پایینی دارند و تجارب آنها و این احساس که حوصلهی دیگران از صحبت با آنها سر میرود. آنها نیاز دارند که آموزش ببینند و در مورد خودشان و تجربههایشان با یک حالت جالبی صحبتکنند.
7-پاداش دادن به دیگران هنگامی که از او تعریف میکنند، بارها هنگامی که شخصی از یک فرد فاقد جرأتورزی تعریف میکند، آن فرد تعریف را انکار میکند و آن را مسخره مینماید. چنین افرادی نیاز دارند که بیاموزند در مقابل تعریفهایی که از آنان میشود، یک جملهی ساده «متشکرم» را که به طور مناسبی ارائه میشود، بیان کنند. انکارکردن باعث بیاحترامی به فرد مقابل و ناراحتی وی میشود.
8-امتناع از تأکید عقاید دیگران به منظور عادتکردن به بحث و جدل با آنها، به نظر میرسد که بسیاری از مردم دوست دارند با افرادی که فاقد جرأتورزی هستند، بحث و جدل کنند و آن را به عنوان یک بازی ساده تلقی میکنند. بنابراین، این افراد نیاز دارند که آموزش ببینند، در پایان مکالمههای خود اظهار نظری کنند، مثلاً « من مطمئنم در این مورد میتوانیم یک زمان دیگر بحث کنند، در حال حاضر من نمیتوانم افکارم را تغییردهم، فکر میکنم تو هم همینطور باشی».
9-برقرارکردن تماسچشمی با دیگران و نگاهکردن به چشمان طرف مقابل، یکی از اساسیترین مهارتهای رفتارهای جرأتورزانه است.
10-پاسخ ضدترس، افراد اغلب نیاز دارند که تشویق شوند و آموزش ببینند کارهایی را انجامدهند که ترس و اضطراب را در آنها بر میانگیزاند. بنابراین، آنها میتوانند بر ترس خود غلبهکرده و زندگی راحت و خوشایندی داشتهباشند که این شکلی از رویارویی با واقعیت است. ( به نقل از بهروزی، 1384)
انواع جرأتورزی
جرأتورزی انواع مختلفی دارد، لنگ و جاکوبسکی (1976) به پنج نوع آن اشاره کردهاند:
1-جرأتورزی بنیادی: این نوع جرأتورزی شامل عملساده و اصرار بر حقوق، اعتقادات و احساسات است. مثلاً وقتی کسی صحبتمان را قطع میکند، میتوانیم بگوییم «ببخشید: دوست داشتم حرفم را تمامکنم.»
2-جرأتورزی همدلانه: در این حالت، ما با به رسمیت شناختن موقعیت با احساسات طرف مقابل، نشان میدهیم که متوجه وضعیت آنها هستیم. در این نوع جرأتورزی وقتی کسی صحبتهایمان را قطع میکند، میگوییم:« میدانم مایل هستید نظرتان را مطرح کنید، امّا ای کاش اجازه میدادی حرفهایم را تمام کنم.»
3-جرأتورزی افزایشی: در این حالت، بیان قاطعانه با کمترین میزان شروع میشود و سپس تشدید میشود.
4-جرأتورزی از طریق رویارویی: وقتی از این نوع جرأتورزی استفاده میشود که اعمال و گفتار طرف مقابل تناقض دارند و باید به او نشان دهیم که آنچه میگوید با آنچه میکند، فرق دارد. در نتیجه سخنگو آنچه را در حال حاضر میخواهد، ابراز میکند. برای مثال: «شما گفتید سه شنبه تایپ کردید، امّا امروز پنجشنبه است و خبری از تایپ نیست، لطفاً همین حالا تایپ کنید.»
5جرأتورزی زبانی: در این نوع جرأتورزی سخنگو به صراحت رفتار طرف مقابل، تأثیر آن بر زندگی یا احساسات خودش و علّت این که چرا آن را تغییر دهید را توضیح میدهد. مثلاً وقتی با کسی که صحبت ما را قطع میکند میگوییم: «در این چند دقیقه این چهارمین بار است که حرفم را قطع کردی، مثل اینکه توجهی به حرفهایم نداری و میخواهی مرا ناراحت کنی، اجازه بده حرفم را تمام کنم.»
بین جرأتورزی مستقیم و غیرمستقیم نیز تمایز وجود دارد، لینهن و اگان (1979) معتقدند جرأتورزی مستقیم و صریح همیشه بهترین شیوه نیست. خصوصاً موقعی که با افرادی سر و کار داریم که میخواهند دیگران نظهر مثبتی دربارهی آنها داشته باشند، بنابراین، این دو پژوهشگر پیشنهاد میکنند که به منظور کاهش تأثیر منفی جرأتورزی، سبک مستقیم به سبک غیرمستقیم و پیچیده تبدیل شود و همچنین از ملاحظات بیشتر استفادهگردد، منظور از ملاحظات بیشتر، رنگ و لعابدادن به رد درخواست هاست، تا بدین ترتیب تأثیر منفی رد درخواستها در طرف مقابل کاهشیافته و روابط حفظ شود.
مؤلفه های جرأتورزی
جرأتورزی چهار مؤلفه دارد که برای استفادهی مناسب و مؤثر از مهارت جرأتورزی باید بر آنها مسلط باشیم. (هارجی، ساندرز و دیکسون، ترجمه فیروز بخت، 1384)
محتوا: محتوای عملی جرأتورزی عبارت است از ابراز حقوق و بر زبانآوردن اظهاراتی که این ابراز حقوق را مناسب و مسئولانه جلوه میدهند.
1-عناصرپنهان: منظور آن دسته از افکار، ایدهها و احساساتی هستند که بر توانایی برای جرأتورزی تأثیر میگذارند، شامل دانش(آگاهی از حقوق خود و نحوهی احقاق آنها، همچنین آگاهی از وضعیت دیگران در رابطه با حقوقمان)، اعتقادات(اصلاح اعتقاداتی که مانع جرأتورزی میشوند، یعنی همان چیزی که اوّلی و نریچ(1976) نام آن را بازسازی شناختی نامیدهاند)، ادراک اجتماعی(داشتن درک درست و دقیق از رفتار دیگران).
2-فرآیند: نحوهی ارائه ی پاسخهای صبورانه هم نقش مهمی در موقعیت این پاسخها دارند: مثل زمانبندی پاسخهای کلامی و غیرکلامی، داشتن مهارتهای کنترل محرک، ارائهی تقویت و ….
3-پاسخهای غیرکلامی: شامل سطح مناسب تماس چشمی، اجتناب از حالت چهرهای مناسب، استفادهی صحیح از ژستها در حین صحبت و بهکار بردن ژستهای نامشخص در حین گوشدادن، راست نگهداشتن بدن، استفاده از فرا زبانهای مناسب(مثل پاسخدهی اندک، دادن پاسخهای کوتاه، سلامت، بلندی صدا و تغییردادن لحن آن، قاطعیت زیاد)
کارکردهای جرأتورزی:
استفادهی ماهرانه از جرأتورزی به ما کمک میکند تا:
1-جلوی پایمالشدن حقوق خود را بگیریم.
2-تقاضاهای نامعقول دیگران را ردکنیم.
3-بتوانیم از دیگران درخواستهای معقولی کنیم.
4-با مخالفتهای نامعقول دیگران برخورد درست و مؤثری کنیم.
5-حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم.
6-رفتار دیگران در برابر خودمان را تغییر دهیم.
7-از تعارضات پرخاشگرانه غیرضروری خودداری کنیم.
8-در هر موردی، موضع خود را با اعتماد به نفس و آزادانه مطرح کنیم. (بهروزی،1388)
عوامل مؤثر بر جرأتورزی:
عوامل چندی بر ماهیت، مقدار و اثربخشی جرأتورزی تأثیر میگذارند.
جنسیت: از جمله عواملی که در جرأتورزی تأثیر میگذارند، جنسیت طرفین است، برای مثال، مک دونالد(1975) دریافت که مردان تمایل کمتری برای رد درخواستهای زنان از خود نشان میدهند و نیز کمتر مایلاند از زنان پرسش ناراحت کنندهای داشتهباشند. زنان هم گزارشکردند که مایل نیستند تمایل خودشان را به گزاردن قرار ملاقات با مردان بیان کنند و یا از مردان انتقاد کنند.( به نقل از رضایی نژاد،1389) در جنبش حقوق زنان، توجه زیادی به مهارت جرأتورزی شده است، تا جایی که آموزش جرأتورزی را در دستور برنامههای آموزشی خود قرار داده است. افزایش مقالات و کتابهای خود یاری زنان و پرطرفدار بودن برنامههای جرأتورزی زنان نیز شاهدی بر این مدعاست که زنها در این زمینه به کمک بیشتری نیاز دارند.
موقعیت: جرأتورزی رفتاری موقعیتی است، یعنی با توجه به تغییر موقعیتها که در روابط بین فردی اتفاق میافتد، جرأتورزی نیز دستخوش تغییر میگردد. بدین معنا، رفتاری نسبی تلقی میشود. میتوان گفت موقعیت و شرایط بیرونی نیز در میزان جرأتورزی نقش قابل ملاحظهای دارند. اسلیر و دیگران (1975) از پژوهشهای مفصل خود نتیجه گرفتند که اشخاص، گاهی در یک وضعیت میانفردی ابراز وجود میکنند و در وضعیتی دیگر ابراز وجود نمیکنند. علاوه بر این، برخی افراد در جرأتورزیهای منفی مشکل ندارند امّا نمیتوانند جرأتورزیهای مثبت انجام دهند. برخی افراد در خانه به راحتی جرأتورزی میکنند امّا در محیط کار نمیتوانند، یا برعکس. در این مواقع، باید بر وضعیت و استراتژی مناسب برای غلبه بر مشکلات تمرکز کنیم.
زمینهی فرهنگی: زمینهی فرهنگی نیز بر جرأتورزی تأثیر میگذارد، برای مثال، خرده فرهنگهایی که اعتقادات مذهبی شدیدی دارند عملاً ابراز وجود را به عنوان یک روش معتبر رد میکنند و به سلطه پذیری توصیهشده در انجیل عمل میکنند. بنابراین آموزش جرأتورزی برای این افراد بیمعنا و نامناسب خواهد بود. همانطور که فرنهایم (1978) خاطرنشان میکند، جرأتورزی یک مفهوم فرهنگی است، یعنی جرأتورزیهایی که در آمریکا و اروپا مناسب هستند، در فرهنگهایی که فروتنی، بردباری و یا خدمتگذاری را مقدس میدانند ممکن است شایسته و مناسب نباشد.
سن: پاردک و دیگران( 1991) پس از بررسی دانشجویان دوره های تکمیلی آمریکا بین سن و ابراز وجود همبستگی معنادار و مثبتی پیداکردهاند. افرادی که سن بیشتری دارند یا در جرأتورزانه عملکردن، با تجربهترند، بیشتر بر احقاق حقوق خود پافشاری میکنند. جرأتورزی در برخی شرایط، دشوارتر است. این شرایط عبارتاند از تعامل با دیگران در خانه یا محل کار آنها، ابراز وجود در کشور یا حوزهی فرهنگی دیگر، هنگامی که تک و تنها هستیم و دوستان و همکارانمان در کنارمان نیستند، هنگامی که مجبوریم بر دوستان و همکاران قبلی خود اعمال قدرت کنیم، وقتی با سالمندان سر وکار داریم، وقتی با افراد بیمار در حال مرگ یا بستگان آنها ارتباط داریم، هنگام برخورد با فقرا و محرومان، هنگام تعامل با متخصصان قدرتمند و ارشد، در برابر جنس مخالف یا هنگام ارتباط با افراد ناتوان.
ویژگیهای اشخاص جرأتورز:
جرأتورزی عملکردی است که دارای جنبههای شناختی، هیجانی و رفتاری است و نمایانگر توانمندی فرد در برخورد مؤثر با خواستههای محیطی میباشد، فردی که دارای جرأتورزی مناسب است نه تنها در مواجه با مشکلات و عوامل تنشزا رویارویی بهتری دارد، بلکه به جهت رفتار موفقّیتآمیز در برخورد با این عوامل، ارزیابی شناختی مثبتتری از خود داشته و به تبع آن، عواطف و هیجانات مثبتتری را نیز تجربه مینماید. (هنرمند،تقوی و عطاری، 1387)
فردی که با جرأت است میتواند ارتباط نزدیک با دیگران برقرارکند، خودش را از سوء استفاده دیگران دور نگهدارد و دامنه وسیعی از نیازها و افکارمثبت و منفی را ابراز نماید، بی آنکه احساس گناه و اضطراب نماید یا به حقوق دیگران لطمه بزند(اتلر،1991). در مقابل، افرادی که جرأتورزی پایینی دارند، در باورها و احساسات و عقایدشان حتی برای خود ارزش قائل نبوده و اصل شباهت احساسی خود با دیگران را رد میکنند، در پاسخ علیه رفتارهای نادرست ناتوانند و نیز خواستههایشان نسبت به دیگران را کماهمّیت میدانند. (سلطانی،1384) رفتار جرأتورزانه با خود پندارهی مثبت، عزتنفس، تسلط خود بسندگی، و اعتماد به نفس، همگرایی و همبستگی دارد و رفتارهای غیر جرأتورزانه بازدارنده و اجتنابی هستند و همبستگی مثبت و بالایی با ترسها، هراسها و اضطراب اجتماعی و انواع پرخاشگریهای درونی دارد. (محامد،1378)
راهبرد تصمیمگیری مجدد
مقدمه:
پایه اصلی راهبرد تصمیمگیری مجدد این است که یک فرد در کودکی خود از سوی والدین، نزدیکان و دیگر افراد یک سری پیامهایی دریافت کرده و در پی آن تصمیماتی گرفتهاست و به دنبال آن نمایشنامه زندگی خود را مینویسد. در درمان از مراجع خواسته میشود که به صحنه اصلی که مرتبط با شکل فعلیاش است برگردد و مراجع روی احساسات، رفتار، ارتباطاتی که در آن زمان داشته صحبت میکند و توضیح میدهد و درمانگر به او کمک میکند تا او بتواند تصمیمات جدیدی بگیرد. این راهبرد به فرد کمک میکند تا بتواند داستان جدیدی در مورد زندگیاش بنویسد. درمانگر مسئولیت انجام مراحل را به عهده میگیرد (تا حدی شبیه به رهبر گروه)، امّا مسئولیت انتخابها بر عهده مراجع است. (آلن،2009)
باب و مری گلدینگ از این نظریه پیروی میکنند که وقتی شخص در مورد مشکلی گیر کردهاست این بدان معنا است که دو بخش از شخصیت او با نیروی یکسان به دو جهت مخالف فشار وارد میآورند. نتیجه تنها این خواهدشد که شخص انرژی زیادی را صرف میکند ولی به هیچجا نمیرسد، این وضعیت تنگنا نامیده میشود. گلدینگ نظریهاش را با به تصویرکشیدن تنگناها به عنوان چیزی که بین حالات مختلف من اتفاق میافتد، بسط و توسعه داد. در درمان برطرفکردن تنگناها معمولاً با روش گشتالت، معروف به « روش دو صندلی روبهروی هم » انجام میپذیرد. مراجع بخشهای متضاد خودش را در صندلیهای مختلف تصور میکند، سپس به نوبت خودش هریک از آن بخشها میشود و گفتوگویی را به منظور حل تضاد انجام میدهد. در طی این روند، احساسهای سرکوبشده «کودک» ممکن است اغلب به سطح بیایند. (استوارت و جونز، 1987، ترجمه دادگستر، 1386)

 

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره ساختار سازمانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کاربرد نظریه تحلیل تبادلی به همراه تکنیکهای گشتالت با هدف رسیدن به قرار داد مراجع است. این روش خیلی ساده است، ابتدا از مراجعین خواسته میشود تا احساسشان را که تجربه میکنند توضیح دهند و آنها را به زبان خودشان بیانکنند. بعد از مراجع خواسته میشود که شرایط مشابه آن در کودکی داشته را توضیحدهد. فرض این فرآیند ایناست که در شرایط پراسترس مردم راه های آشنای دیدن دنیا را تجربه میکنند و الگوهایی را که به موازات تصمیمات گذشتهشان است را دوباره عمل میکنند. بعد از اینکه با صحنه نمایش اوّلیه تماس ایجاد شد، تکنیکهای گشتالت برای بیان احساسی که در ابتدا حل نشده بودند، مورد استفاده قرار میگیرند. نتیجه این فرآیند درمان و رشد شخصی فرد است. اغلب مراجعین برای درک عینی شرایط اصلی و اینکه چگونه آنها زندگیشان را به پایان رساندن « نمایشنامه اوّلیه » وفق دادهاند، آمده اند. روش تصمیمگیری مجدد برای درمان افرادی که با پیامهای والدی منفی زندگی میکنند، مؤثر است. (سرات، 2002)
چگونگی شکلگیری راهبرد تصمیمگیری مجدد
امروزه 3 مکتب اصلی در تحلیل رفتار متقابل قابل تشخیص است و درمانگران معمولاً از روش های تلفیقی استفاده میکنند. مکتب کلاسیک که اریک برن ارائه داد، مکتب تصمیمگیری مجدد که باب و مری گلدینگ پایهگذار آن بودند و نظریه تحلیل تبادلی را با روش های درمانی گشتالت ترکیب کردند. مکتب سوم، مکتب نیروگذاری روانی است که شیف پایهگذار آن بود. در این مکتب مراجع تشویق میشود که به دوران کودکی بازگشت کرده و سپس فرصتی مییابد تا خود را دوباره انجامدهد. (جونز و استوارت، 1987، ترجمه دادگستر، 1386)
تحلیل تبادلی بعد از استقبال مردم در دهه1970، به دلیل زبان اسرارآمیز و ضعف پژوهشی به تدریج جایگاه خود را به عنوان یک نظام رواندرمانی شاخص، از دست دادهاست. با