ه گذارنده است. <br />هنگامی که ابوسعد به نیشابور بازگشت به ارشاد و تدریس و تألیف پرداخت. مجلس او سال¬ها برقرار بود و افزون بر این به مردم خدمت می¬کرد و بناهای خیریه‌ای مثل خانقاه و بیمارستان و مدرسه ساخت. در بیمارستان شماری از یارانش به پرستاری بیماران مشغول بودند. همان¬طور که در آغاز نوشتار درباره-ی اوضاع اقتصادی و اجتماعی دوره¬ی غزنویان توضیح داده شد، ایشان و شاگردانش نقش فعّالی در کمک رسانی به مردم در قحطی سال401ق داشته¬اند. ابوسعد به گفته‌ی ابونصر عتبی، کارهای بسیاری انجام داد از جمله مراقبت از بیماران و بردن آن¬ها به بیمارستان و خاکسپاری مردگان.
2-7 مدرسان مدرسه¬ی ابوسعد
از جمله اساتیدی که در مدرسه¬ی ابوسعد به تدریس مشغول بودند: حافظ ابوحازم عمر بن احمد عبدوی نیشابوری(م417ق)، حافظ ابن منجویه ابوبکر احمد بن علی(م428ق)، جاجرمی، ابوالمظّفر شهفوربن طاهر بن محمّد اسفراینی(م471ق).
2-8 مذهب فقهی ابوسعد
جامعه‌ی نیشابور سده چهارم از شافعیه و حنفیه و شمار کمی از کّرامیّه و ظاهریّه و شیعه تشکیل می‌شد و دشمنی مذهبی بین مذاهب وجود داشت. ابوسعد از جماعت شافعیّه بود. شافعیان گذشته از اختلاف در مذهب فقهی از نظر عقیدتی نیز، به سبب پیروی از مکتب کلامی اشعری، با حنفیان اختلاف داشتند و در گسترش عقاید شهری علمای شافعیه‌ی نیشابور سهم بسیاری داشتند. ابوسعد اهل کلام نبود، ولی از شافعیانی بود که به مذهب اشعری معتقد بود و ابن عساکر(م571ق) در تبین کذب المفتری فیما نسب الی الامام الاشعری، نام او را در میان «اعیان مشاهیر» پیرو امام اشعری(260-324ق) آورده است. شافعیان نیشابور ویژگی مهّم دیگری نیز داشتند و آن وجود تصوف و گرایش های صوفیانه بود. ‌بیشتر صوفیانی که مذهب شافعی داشتند عبارت بودنداز: ابوعبدالله بن خفیف، ابوعلی دقّاق، ابن نجَید، ابوعبدالرحمان سلمی، ابوالقاسم قشیری، ابوسعید بن ابی الخیر و… .
2-9 طریقه تصوّف ابوسعد
ابوسعد خرگوشی تصوفی متشرعانه‌داشت و اهل صحو بود. وی پیرو تصوف امام قشیری بود، که سخت پایبند به سنّت و شرع بود. به ابوسعد اقوال صوفیانه و کراماتی هم نسبت داده¬اند و ابوالفضل محمّد بن عبدالله صرّام حیری نیشابوری(م499ق) که صحبت ابوسعد را شنیده بود از آن حکایات¬ و اقوال بسیاری نقل ‌کرده است و عبدالغافر فارسی به روایت از او برخی از آن¬ها را در کتاب خویش آورده است.
از جمله کسانی که از ابوسعد روایت کرده‌اند: حافظ ابوبکر احمد بن الحسین بیهقی(384- 458ق)، ابو بکر احمد بن علی بن خلف شیرازی، ابوعلی حسن بن علی اهوازی(362-446ق)، ابومحمّد حسن بن محمّد خلّال(351-439ق)، ابوالقاسم عبدالعزیز بن علی اَزجی(356-444ق)، امام ابوالقاسم عبد الکریم بن هوازن قُشیری(376-465ق)، ابوالقاسم عبیدالله بن احمدازهری(355-435ق) ، ابوالقاسم علی بن المحَسِّن التَّنوخی(355-447ق)، ابوالحسن علی بن محمّد حِنّائی، ابوالحسن علی بن محمّد مؤذّن خسرو آبادی بیهقی، حافظ ابوحازم عمر بن احمد عبدوی نیشابوری(م417ق)، حافظ ابوعبدالله محمّد بن عبدالله حاکم نیشابوری (ابن البیّع )(321-405ق) و ابوالحسین محمّد بن المهتدی بالله .
2-10 وفات ابوسعد
سال وفات ابوسعد خرگوشی محل تردید است. ابن جوزی سال وفات را 406ق ذکر کرده و ابن عساکر و حسین بیهقی در کتاب الزهد کبیر، ص18، و قیس آل قیس درکتاب الایرانیون و الادب العربی ‌رجال فقه الشافعیه، ج4، ص129، جمادی الاولی سال407ق ذکر کرده¬اند.
آقای نصرالله پور جوادی در مقاله‌شان در دانشنامه‌ جهان اسلام، ‌ص 398 آورده که ابوسعد در407ق یا به قولی406ق وفات یافت. پیکرش را در خانقاهش، که‌ در محله¬ی خرگوش بود، به خاک سپردند. اما آقای احمد طاهری عراقی در مجله معارف، ص 13 آورده‌اند که وفات ابوسعد در جمادی الاولی407ق، یا آن¬چنان که خطیب بغدادی از ابوصالح نیشابوری نقل کرده است در406ق رخ داد. قاضی ابوعمر بسطامی نماز میّت را برای او خواند و برای بزرگداشت او مجالس بسیاری برگزارکردند و نه تنها مسلمانان بلکه غیرمسلمانان نیز در سوگ از دست دادن او عزادار شدند. پیکرش را درخانقاهش در محله¬ی خرگوش به خاک سپردند و تربتش زیارتگاه مردم شد که به آن توسّل می‌جستند و از آن شفا ‌طلب می¬کردند. سمعانی آن مزار را بارها دیده است.
لازم به ذکر است که طی سفری به شهر نیشابور برآن بودم تا شاید آرامگاه ایشان را بیابم اما علیرغم تحقیق و بررسی بسیار، شوربختانه نتوانستم به این هدف نایل شوم.
2-11آثار ابوسعد
ذکر تصنیفات ابوسعد خرگوشی در منابع مختلف ‌گاه متفاوت و گاه متشابه می‌باشد.
– حافظ ابی بکر احمد بن حسین بیهقی،‌ فقط سه اثر برای او یاد می‌کند: تفسیرکبیر؛ کتاب دلائل النبوه و کتاب الزهد.
– قیس آل قیس، درکتاب¬های رجال التصوف و العرفان و رجال فقه الشافعیه 10اثر برای او یاد می‌کند:
کتاب تهذیب الاسرار؛ کتاب البشاره و النذاره؛ کتاب شرف المصطفی؛ کتاب شرف النّبوه ؛ کتاب دلائل النّبوه ؛ کتاب سیرالعبّاد والزهّاد؛ ‌کتاب الزّهد؛ کتاب شعارالصالحین؛‌ کتاب اللوامع و تفسیر کبیر.
– خرگوشی صاحب اثر دیگری است که تاکنون ناشناخته بوده و خوشبختانه بخش‌های چشمگیری از آن در یک اثر قدیمی پیدا شده است. این منبع قدیمی، کتاب علم القلوب است که کتاب الاشاره و العباره خرگوشی در آن معرفی شده است.
– کتاب دیگری که در هیچ یک از منابع از آن یاد نشده است، کتاب اسباب التوبه که طحیری در تألیف کتاب زین الفتی خود افزون بر کتب دیگر از آن نیز بهره برده است. عمر رضا کحاله برای ابوسعد این کتاب¬ها را نام می¬برد: البشاره والنذاره؛ تهذیب الاسرار فی طبقات الاخیار؛ کتاب الزّهد؛ دلایل النّبوه ؛ تفسیرکبیر.
آثاری که تاکنون اثری از آن¬ها در کتابخانه‌ها یافت نشده است، کتاب¬های الزّهد؛ شعارالصالحین می¬باشد. هم¬چنین ابوبکر احمد بن حسین بیهقی(م458ق) نیز که ازابوسعد نقل قول¬هایی مستقیم در کتاب الزهدالکبیر آورده از اثر دیگری از او به نام کتاب الفتوه یاد کرده و حدیثی را از آن کتاب نقل کرده است. از کتاب الفتوه ابوسعد نیز جز آن¬چه ابوبکر بیهقی نوشته، چیزی در دست نیست.
آثاری که از او به جای مانده است، نظیر: تهذیب الاسرار؛ ‌شرف النّبی که به نام¬های مختلفی از جمله شرف النّبوه؛ دلایل النّبوه؛ شرف المصطفی نیز آمده است؛ البشاره و النذاره فی تعبیر الرؤیا و المراقبه؛ ‌اللوامع؛ ‌الاشاره و العباره که با استناد به علم القلوب که به اشتباه به ابوطالب مکی منسوب گشته، شناسایی شده است، که از این اثر جز آن¬چه در کتاب علم القلوب آمده نام و نسخه‌ای وجود ندارد. اثری که در این نوشتار به دلیل فقدان نسخه¬ی آن بررسی نخواهد شد.

مطلب مرتبط :   ، هیبت، دین، تابو، "طبیعت"، تقابل

فصل دوم
آثار ابوسعد خرگوشی 
1-1 البشاره و النذاره فی تعبیر الرؤیا و المراقبه
این کتاب 59 باب دارد که به طرح مطالبی درباره¬ی رؤیای صادقه، رؤیاهای برخی انبیا، آداب صاحب رویا، آداب معبِّر و تعبیر رویاهای مختلف از جمله به خواب دیدن انبیاو صحابه تا خواب ملوک و صاحبان حرفه¬ها، مکان ها، اشیا، جانوران، لباس¬ها و…اشاره دارد که بر اساس احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اخبار صحابه و تابعین و افرادی هم¬چون ابوبکر، عمر بن الخطاب، عبدالله بن عمر، مجاهد، جعفر الصادق و سعید بن المسیّب آمده و بیان می¬شود. هم¬چنین داستان¬هایی هم از صوفبه در آن نقل شده و تعبیراتی از ابراهیم بن محمّد کرمانی و تعبیراتی بر اساس قول ابن سیرین(م110ق) و حکایت¬هایی از او آمده است. از جمله این حکایت¬ها، حکایت عدی بن ارطاه(90آ)، رؤیای مروان بن الحکم(951 ب)، حکایت خواب دیدن حسن بن علی عیسی بن مریم را(15ب)، حکایتی از معن بن زاأده (111آ)، رویای هارون الرشید در حرم(90ب)، حکایت یزید بن الملهب در زندان حجّاج(111آ)، رویای هشام(143)، حکایتی از علی بن عبسی(143ب)، خواب دیدن ابومسلم پیامبرصلی الله علیه و آله را(127آ)، قصّه¬ای از کسری انوشیروان(175آ)، حکایتی از ابوالوفاء الفاری الهروی(18ب)، حکایت سماک بن حرب(13ب)، حکایت ابی الطیب الفقیر(18آ)، حکایت ابی عبدالله بن الجلاء(18آ) و در پایان کتاب (257آ-258ب) فصلی درباره¬ی رویای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارد.
24 نسخه¬ی خطی از این کتاب و خلاصه¬ای کهن از آن موجود است. این کتاب از دو جهت مفید است: نخست این¬که از متنهای قدیمی درباره¬ی تعبیر رویاست و دیگر این¬که تاریخ اجتماعی و کیفیت و نوع زندگی و آداب و رسوم مردم آن زمان را نشان می¬دهد. منبع اصلی ابوسعد کتاب القادری فی علم التعبیر تألیف ابوسعد دینوری است و از طریق این کتاب از دیگر منابع از جمله کتاب آرتمیدوروس که برداشتی از آن را حنین بن اسحاق انجام داده، بهره گرفته است.
2-1 شرف الّنّبی(ص)
کتاب شرف النّبی در سیره¬ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که تاکنون نسخه¬هایی از آن برای ما شناخته شده است. مؤلف در مقدمه¬ی خود ذکری از عنوان کتاب نکرده است. مؤلفان کتاب¬های ترجمه و فهرست¬ها از آن با نام¬های مختلفی یاد کرده¬اند، هم¬چون: «کتاب دلائل النّبوه»،«شرف النّبوه»،«شرف-المصطفی»،«سیرالمصطفی»،«شرف النّبی»و«کتاب المبتدأ والمبعث». در نسخه¬های عربی و فارسی موجود«شرف¬المصطفی»و«شرف¬النّبی» خوانده شده است. مترجم فارسی کتاب و نیز نویسنده¬ی مقدمه¬ی آن و هم¬چنین در ترجمه¬ی راوندی نام کتاب را«شرف¬النّبی» و در صفحه¬ی 13 آن را«کتاب شرف النّبی و معجزاته» نوشته¬اند. در مقدمه¬ی اصل عربی مؤلف موضوع کتاب را«شرف النّبی» توصیف کرده است: «قال الاستاذ ابوسعد عبدالملک بن ابی عثمان الواعظ – سلمه الله و اتقاه- حدانی الی أن أجمع شرف النبی – صلی الله علیه و اله وسلم- حبه و الانس بذکره، لأن من أحب شیئا أکثر ذکره».(ق 4ب). [و گویا همین، مبنایی برای نامیدن کتاب به«شرف النّبی» و«شرف المصطفی» شده است. در باب 16 کتاب هم شرف¬های رسول اکرم صلی الله علیه و آله را در قرآن آورده است.
مؤلفان و هم¬چنین خرگوشی شرف را به خصایص و فضایل تعبیر کرده¬اند. باید گفت بخش¬هایی از کتاب فضایل رسول اکرم صلی الله علیه و آله و برخی از انبیا را برشمرده و نیز بخش¬هایی به شمایل و دلایل نبوّت پرداخته است. می¬توان گفت بخش¬های مهم کتاب متشکل از خصایص، شمایل و دلایل نبوی می-باشد و این عناوین یکی از موضوع¬های علم سیره به شمار می¬رود.
الف) خصایص: چیزهایی که به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله اختصاص دارد.
از جمله کسانی که به خصایص پرداخته¬اند ابن کثیر(701-774ق) است که کتاب شمایل الرسول ودلائل نبوته و فضائله و خصائصه را نوشت که در مقدّمه آن را به چهار بخش شمایل، دلائل، فضائل و خصایص تقسیم نموده است. اما از باب خصایص آن از چاپ قاهره و نسخه¬ی اساس چیزی در دست نیست.
ب) شمائل: ذکر اوصاف خَلقی و خُلقی.
از جمله منابعی که شمایل رسول اکرم صلی الله علیه و آله را ذکر نموده¬اند می¬توان به صحاح، سنن و مسانید اشاره نمود که روایاتی را در این زمینه بازگو کرده¬اند. امام ترمذی محمّد بن عیسی(210 ـ279ق) صاحب الجامع الصحیح که الشمائل المحمّدیه او موجود است و به چاپ رسیده و شرح¬ها و حاشیه¬های بسیاری برای آن نوشته شده¬است.
ج) دلائل: ذکر معجزات رسول اکرم صلی الله علیه و آله.
در این منابع که شامل صحیح بخاری و صحیح مسلم و برخی از مسندها و سنن است می¬توان روایاتی در باب دلایل را در آن¬ها یافت.
از سده چهارم قمری به بعد تألیف در ابواب مذکور افزایش یافته و مضمون کتاب¬ها کامل¬تر گشتند. از این زمان به بعد اسرائیلیات وارد این کتب گشتند و در کنار روایات صحیح بسیاری از روایات ضعیف نیز با آن¬ها مخلوط گشتند. این روایات باقی مانده¬های عقاید اهل کتاب و نیز ساخته¬ی ذهن برخی قصه گویان بود.
از آنجا که روایات سیره کمتر مورد توجه فقیهان و محدثان بوده¬ از گستره¬ی نقد دور افتاده¬است. عموم مردم آن روایات را از واعظان و مذّکِران و متصوفان می¬شنیدند و چون محدِّثان و مورّخان آن¬ها را نقد و بررسی نمی¬کردند روایات با هم مخلوط شده و اینک کمتر کتابی در موضوع شمایل و دلایل می¬توان یافت که این نقدها در آن نباشد.
در کتاب اعلان بالتوبیخ آمده است که پیش از ابوسعد افرادی تألیفاتی در باب شمایل و دلایل داشته¬اند که در کتاب¬های تاریخ و فهرست موجود بوده اما از میان رفته¬اند که عبارتند از:
1. ابوزرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازی(م264ق).
2. ابوداوود سجستانی صاحب کتاب السنن(202ـ275ق).
3. ابراهیم بن الهیثم البلدی(م278ق).
4. ابن ابی دنیا(208ـ281ق).
5. ابواسحاق ابراهیم بن اسحاق الحربی(م285ق).
6. ثابت بن حزم السرقسطی(م313ق).
7. ابوبکر محمّد بن الحسین النقّاش(م351ق).
8. ابن¬الشیخ عبدالله بن محمّد بن حبّان(274 ـ 369ق).
9. ابوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی(260ـ360ق).
10.ابن منده محمّد بن اسحاق(م295ق).
11.ابن قتیبه عبدالله بن مسلم(213ـ276ق) که کتابی با عنوان«دلایل النّبوه» و«اعلام النّبوه» به ایشان نسبت داده¬اند که انتسابش به او مشکوک است.
از جمله آثار موجود قدما در باب موضوع شمایل:
1. کتاب الشمایل المحمّدیه، تألیف امام ترمذی محمّد بن عیسی(210 ـ 279ق).
از جمله آثار موجود قدما در باب موضوع دلایل:
1. دلایل النّبوه، تألیف ابوبکر جعفر بن محمّد المستفاض الفیریابی( ـ 310ق).
2. الصفه¬النّبی، تألیف ابوعلی محمّد بن هارون الانصاری( ـ353ق).
از معاصران

مطلب مرتبط :   اسلامی، رسانه¬ای، آمریکا، ارتباطات، آرایش، ایران.