دانلود پایان نامه
ز انسان و جهان پیرامونش باز میگردد. انسان، چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، وارد جهانی میشود که کامل نیست و تکمیل آن وظیفه انسان است. در اصطلاحات دینی یهودی، انسان به عنوان همکار خالق جهان در تکمیل خلقت تلقی میگردد. مشارکت انسان به شکلی جدی مطالبه شده است. میشنا این مسئله را اینگونه به اختصار بیان میکند: «شما ناگزیر به تکمیل این کار نیستید، اما نمی توانید آزادانه دست از آن بردارید.»]9[ انسان تنها با مشارکت در جهان مادی و اصلاح نوع بشر است که میتوان به ماهیت وجودی خود نائل شد. علم این امر را فراهم میسازد. به تعبیر میشنا، «انسان جاهل نمیتواند فردی درستکار باشد».]10[ ابن میمون فیلسوف و پزشک بزرگ قرون وسطا موقعیت یهود را به وضوح اینگونه بیان میکند: «… انسان باید خود را وقف فهم و درک علوم و مطالعاتی کند که او را در مورد پروردگارش آگاه میسازند. وی تا آنجا که قوهی ذهنیش اجازه میدهد باید به فهم و درک علوم بپردازد».]11[
اگرچه جامعهی یهود امروزه به طرز چشمگیری سکولار میباشد، منطقی است که در این امر که سنت یهودی یادگیری در مشارکت یهودیان در علم عنصری مولد است، تردید کنیم. همچنین منطقی است که فرض کنیم این مسئله به دلیل این است که فهم انسانی و رفاه وی ارتباط بسیار نزدیکی با عادات و رسوم یهودی دارند، و یهودیان بیشتر به سمت علومی متمایل شدهاند که امید به ترقی وضعیت انسانی را سرلوحه کار خود قرار دادهاند. بنابراین، تصادفی نیست که محققان یهودی در بنیان نهادن پایههای علوم مدرن همچون زیست شناسی مدرن، بیوشیمی، علوم دارویی، روان شناسی، فیزیک، روانکاوی و جامعه شناسی نقش برجستهای داشتهاند. حضور آنها در این زمینهها، به نسبت جمعیتشان در کشورهایی که در آن زندگی میکنند، از موقعیت بسیار چشمگیری برخوردار است. همچنین مشارکت کمتر دانشمندان یهودی در زمینههای ساکن و ایستای علومی همچون زمین شناسی، دیرین شناسی، گیاه شناسی و جانورشناسی توصیفی امری تصادفی نیست. به نظر می رسد که این نتیجه اجتناب ناپذیر است که راه رسیدن و موفقیت یهودیان به علوم پایه و پویا به وسیله تأثیر اولیه ارزشهای هنجاری یهود هموار شده است.

صدفه و تعین گرایی در طبیعت: یک ملاحظه

نگاه علمی به پدیدههای طبیعی، در برخی حوزههای دینی خاص، اگر به عنوان مسئلهای بدعت آمیز تلقی نشود، اما به عنوان یک ظن به آن نگریسته میشود. مخالفت با مطالعه طبیعت، از یک فهم نادرست از مفاهیم تصادف و جبرگرایی منشاء نمیگیرد. اینگونه تصور میشود که این مفاهیم با اعتقاد به خالق الهی و پروردگار جهان در تضاد هستند. اما اگر وقایع طبیعت به صورت اتفاقی روی دادهاند، پس جایگاه خداوند کجاست؟ اگر این وقایع ناشی از تجلی کورکورانه قوانین طبیعی جبری هستند، پس باید خدا را در کجا بیابیم؟ به دلیل این تهدیدات دین و عقیده، دنباله روی از علم به عنوان حرفهای خطرناک برای انسان معتقد نهی شده است.
این ترس موجه نیست. هیچ تعارضی میان دیدگاه علمی مربوط به طبیعت و یهودیت هنجاری وجود ندارد،]12[ بلکه این دیدگاههای حقیقی دارای ارتباطی متقابل هستند.
دین یهودیت و علم با زبانهای متمایزی در مورد ایدههایشان صحبت میکنند که هر دوی آنها برای فهم جامع از جهان لازم هستند. با وجود این، معناشناسی آنها غالباً با یکدیگر همپوشانی دارد و کلماتی که برای هر دو رایج هستند دارای معناهایی هستند که با چارچوب مرجع تفاوت دارند. بنابراین، این کلمات هنگامی که با بیدقتی مورد استفاده قرار گیرند یا خوانده شوند، موجب بروز سوءتفاهم و تناقض میشوند. لازم است که چارچوبی ذهنی که واژههای مشترک در آن به کار میروند، مشخص شود و بافتی که کلمه به آن مرتبط است معلوم گردد. توضیح معانی و مفهوم تصادف و جبرگرایی برای علم و اعتقاد یهود، مکمل بودن یهودیت و معرفت علمی را بیان میکند.
در بافت علمی، در بسیاری از موارد میتوان رفتار یک واحد طبیعی منفرد – یک عدد صحیح – را با اطمینان تقریباً کامل پیش بینی کرد. قوانین علّیت به طور جامع برای اعمال تأثیرات معین در شرایطی معین و برای هر واحد مشابه در مجموعهای از واحدها کاربرد دارند. برای مثال، ترتیب ویژه اجزای کروموزوم به شکل ثابتی تولید سلول مشابه را کنترل میکند که با محصول ملکولی مطابقت دارد. این رفتار صحیح از یک مدل قطعی تبعیت میکند. در اصطلاحات آماری، میتوان این عدد صحیح را به وسیله یک معیار واحد که از معادلهای مناسب مشتق میشود به درستی مشخص کرد. پدیدهها و مبادلاتی که از الگوهای این قطعیت پیروی میکنند، به صورت جداگانه و جمعی، توسط ویژگیهایی مثل اطمینان و ثبات، مشخص میشوند.
سازگاری جبری از ویژگیهای ذاتی هر واکنشکننده ناشی میشود، ویژگیهایی که برای هر عدد صحیحِ قابل مقایسه که برای ایجاد عملکرد مساوی تحت شرایط مخصوص بررسی میشوند، یکسان هستند. از نظر فلسفی، مواردی که میتواند دست نخورده باقی بماند شامل سؤالاتی مثل چرخه زندگی موارد اولیه و تلفیق آنها به ارگان های بزرگتر و محدودههای کنشهای متقابل چند عامله میباشند. چنین موردی توسط ناظر ایمن است – و مختصر؛ تحلیل توصیفی باقی می ماند. با وجود این، اگر دامنهی سؤالات توسعه یابد، باید با سؤالاتی از قبیل علت نهایی و نظم عظیمتر رو به رو شد. این مواجهه، به ناچار به موضوع هدف نیز منتهی میشود.
پاسخ دین یهود مطلق است: نیروها، ویژگیها و تأثیرات متقابلی که مشخص شدهاند، همگی تجلی و شاهدی برای یک برنامه عظیم خلقت و نظارت دقیق بر هستی میباشند. یکی از راههای تعبیر این نتیجهگیری – نتیجهگیری همان است که یک ناظر به ناچار به وسیله مدارک خود طبیعت به سمت آن متمایل میشود – این است که بگوییم ماده و اجزای تشکیل دهندهی آن و انرژیها به نحوی طراحی و برنامه ریزی شدهاند تا به سمت احتمالات و انرژیهایی که در جهان مشاهده میکنیم، حرکت کنند. تمام مخلوقات واسطههای خدا برای اجرای طرح خلقت و برای مداخله در امور جهان هستند. در اینجا، هیچ اجبار و اضطراری برای خلاقیت و مدیریت خدا در تعیین رویدادهای طبیعی وجود ندارد و طبیعت دختر خدا و دستاورد او است.]13[ قوانین طبیعت، آشکارسازی رفتاری است که خدا برای اداره جهان اتخاذ کرده است. در این شبکه معین از قوانین طبیعی، خالق نقش رهبر را ایفا می کند. او باعث میشود مجموعههای مجزای یک پدیده به طرز پیشرروندهای با هم تلفیق شده و ساختارهای بزرگتر و دارای تعامل را شکل دهند؛ فهم و تشخیص استعدادهای ذاتی برای نظامهای بزرگتر به طور خودکار به انجام نمیرسد، بلکه صرفاً از طریق ویژگیهای اجزای اولیه صورت میگیرد. خالق شرایط و رویدادهایی وضع میکند که واکنشها، که به صورت جداگانه قطعی هستند، به وسیلهی آنها در مسیری هدفمند حرکت و پیشرفت کنند. آب کم عمق، به شکلی قابل پیش بینی، تحت فشار باد شدید به سمتی رانده میشود، چیزی که علم به راحتی آن را پیش بینی میکند، اما فیزیک موقعیت نمیتواند به تنهایی جریان نجات بنی اسرائیل را که با شکافته شدن دریای سرخ همراه بود توضیح دهد. این خالق است که شرایط محیطی را در زمان و مکان به نحوی تنظیم میکند که بتواند آنچه را هدف او است انجام دهد. از نظر یهود، میان تعین گرایی فرآیندهای طبیعی و قادر مطلق بودن خدا تناقض فلسفی وجود ندارد و، اگر از دیدگاهی صحیح به آنها بنگریم، دارای اثر متقابل هستند. چون هر مخلوقی وسیلهای برای انجام مقاصد خدا است، بنابراین هر مخلوقی میتواند ابزاری باشد در راستای اراده خدا و انسان نیز میتواند به وسیله آنها با به کارگیری مسئولیتهای آزادانه خود، در تکامل خلقت، که ناگزیر به انجام آن است، مشارکت نماید.
در مقابل تعین گرایی که برای برخی وقایع طبیعی صدق میکند، این ماهیت برخی رخدادهای انفرادی است که اتفاقی رخ دهند (در سطوح مشخصی از سازماندهیها، در برخی نسبتها و در برخی از شرایط). بنابراین موقعیت کوانتوم و سرعت الکترونی را که دور هسته اتم در گردش است نمیتوان برای یک نقطه زمان خاص پیش بینی کرد. همچنین مکان دقیق و ماهیت تغییرات جهشی و ناگهانی یک ناحیه کروموزومی خاص قابل پیش بینی نیست. همانگونه که در بخش قبل اشاره کردیم، پیش آگاهی از سرنوشت دقیق یک عدد صحیح در مجموعهای مساوی از این اعداد امری قطعی نیست؛ قانون قطعی علیت را نمیتوان در این زمینه تدوین کرد. به بیان آماری، بسیاری از رخدادهای طبیعی، خصوصاً آنها که دارای ماهیت زیستی هستند، شامل رابطههای پیچیده بین واحدهای مجزا هستند که با الگوهای قطعی همخوانی ندارند؛ در عوض این موارد باید به عنوان فرایندهای احتمالات (یا «اتفاقات»296) مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند:
هر نوع توضیحی از … تغییرات احتمالی که به وسیله گذر زمان صورت میگیرد، باید عهدهدار این واقعیت باشد که اشیاء میتوانند به صورتهای مختلف … ایجاد شوند. در اینجا مدلی احتمالی برای تشریح الگوی رخدادهایی که با احتمالات نسبی شکل میگیرند، ضروری است. بنابراین باید به جای یک ارزش و معیار معین که توسط مدل قطعیت تعیین میشود، … انتظار هر نقطهی از احتمالات توزیعی در هستی را داشته باشیم.]14[
در خصوص اینگونه رخدادها، تقریباً با قطعیت کامل میتوانیم بگوییم که یک کنش متقابل میتواند رخ دهد که یکی از واحدهای فراوان ظاهراً مشابه را شامل شود و غالباً میتوانیم تا حد زیادی میزان و زمان آن را تخمین بزنیم. اما نمیتوانیم عدد صحیح مخصوصی را که در این مجموعه اینگونه تحت تأثیر قرار گرفته را به دقت مشخص کنیم. اینگونه «تصادفی بودن» انفرادی به وفور در طبیعت کاربرد دارد و در بسیاری از موارد، در مجموعهای از لایههای سازمان یافتهی ماده به چشم میخورد. در بعد رفتارهای انسانی، که دارای عناصر منحصر به فرد اراده، انتخاب و وجدان است، پیش بینی افعال انفرادی به طور مشخص امکان پذیر نیست، حتی اگر متغیرهای مربوطه شناخته و «کنترل شوند.»
علاوه بر این، در حالتهای خاصی که شریعت قطعیت، قصد دارد که پدیدهای را با طبیعت هماهنگ سازد، این موارد در اصل به نتایج تجمعی کنشهای متقابل و تصادفی انفرادی مربوط میشوند.
اما امکان های ادراک فلسفی این گونه تصادفها چیست؟ برای فردی این عکس العمل خاص میتواند به عنوان امری کاملاً اتفاقی تلقی شود – «کاملاً تصادفی بود»؛ تحلیل علیت در یک مجموعه کلی که در آن رخدادی خاص به وقوع میپیوندد، به وسیلهی نیروهای ظاهراً مرتب در همان هنگام محدود میشود. سؤالات مربوط به چرخه ابتدایی زندگی، تغییرات تلفیقی و هدف، دوباره در اینجا نادیده گرفته شده است.
با وجود این، تفکر و تعمق میتواند عمق بیشتری داشته باشد. یک رخداد واحد که با هر معیاری در میان مجموعه ای از پدیدههای مرتب به صورت اتفاقی پدید میآید، نمیتواند بهعنوان یک جزء از طرح اولیه جامع باشد. رفتار یک عدد صحیح معین ممکن است کاملاً اتفاقی باشد، اما هنگامی که در یک مجموعه کلی قرار میگیرد، رفتارش هدایت میشود. در این سازمان هماهنگ، تمام احتمالات لازم برای تجلی اراده خدا و اظهار اختیار انسان استنتاج شده است.
ملاحظه دیگری نیز ممکن است اضافه شود. رفتار انفرادی یک واحد که تصور میشود در نتیجه اتفاق به وقوع پیوسته باشد، ممکن است به هیچ وجه بیانگر تأثیر تصادف نباشد. بلکه این رفتار ممکن است بیانگر نتیجه برخی از ویژگیها باشد که برای ناظر ناشناختهاند، که آن عدد صحیح را از نمونههای مشابه آن تشخیص میدهد و آن را موضوع شریعت علیت میسازد. نتیجه گیری از این نوع احتمالات به طور قطعی همیشه مشکل است. استناد به آن، بحث را از مسیر تصادف منحرف کرده و آن را در چارچوب تعین گرایی قرار میدهد.
با این حال، در جایگاه فلسفی یهودیت نیازی به تشکیک در تصادفی بودن بالفعل رخدادهای طبیعی عینی، با معیارهای علمی، وجود ندارد. کاملاً برعکس. این بدان معنا است که رخدادی که از نظر علمی کاملاً تصادفی است، می تواند از دید دینی به عنوان قضا و قدر تلقی شود که بازتاب تصمیمات ارادهای است که فراتر از ما قرار گرفته است. فردی در حال پایین آمدن از نردبان سقوط میکند و با زمین برخورد کرده و عابری را هم که از زیر وی عبور می کند، میکشد.]15[ در این مجموعه رخدادها هیچ طرح و برنامه ملموسی دیده نمیشود. مردی که روی نردبان است در یک آن سر میخورد و فرد دیگر در آن لحظه کشنده زیر آن قرار میگیرد. با وجود تمام شریعتی که عکس العملهای طبیعی را هدایت میکنند، این مسئله کاملاً اتفاقی است. اما از دیدگاهی دیگر، این مسئله به هیچ وجه تصادفی نیست، بلکه قضا و قدر است. نبودِ علتهای قابل تشخیص برای رخدادهای خاص زمانی، چه کوچک و چه بزرگ، نوعی نتیجه گیری است که به یکی از ابعاد واقعیت وابسته است. این امر از حقیقت دیگری تخطی نمیکند. آنچه که باید حادث شود به وقوع پیوسته است، چون این رخدادها توسط طراحی که طبیعت در دست او است هدایت میشود. این نتیجه گیری از یک بعد متفاوت و دارای هماهنگی با واقعیت ناشی میشود.
ذات و مفهوم پدیدههای مادی، دست کم تا حدی، همان چیزی است که توسط ناظران دیده میشود. آنها به عنوان فیلترهای شناختی که از منشور فهم اولیه ناظر از هستی عبور کردهاند شکل میگیرند. درک پیچیدگی واقعیت فقط میتواند از طریق زبانهای اندیشهای شکل گیرد که هرکدام از این زبانها با مواردی که ادعا میکنند مطابقت دارند. با وجود این، در کمبود کلمات، از یک نامگذاری مشابه برای ادراکات و ارزیابیهای متفاوت استفاده میشود. برای تعیین مفاد هر

مطلب مرتبط :   مجلس، حاکمیت، جمهوری، قوه‌ی، نمایندگان، رئیس