های سیاسی میداند و بدون آن تصمیم گیری سیاسی بر اساس دموکراسی میسر نخواهد بود.در تعریف احزاب آمده است:
عده ای از مردم که برای هدف سیاسی برای مدت کوتاه ویا بلند گرد هم می آیند تا در تصمیمات سیاسی شرکت کنند و نماینده مردم باشند.262
مطابق قانون احزاب در آلمان بر اساس شروط قانون اساسی فعالیت احزاب باید مشروط برتأثیر گذاری عمومی باشد علاوه بر آن هدف دیگر احزاب ترویج شرکت شهروندان در فعالیت های سیاسی است.
قدرت دهی به شهروندان وشرکت در انتخابات فدرال از دیگر اهداف احزاب در آلمان است و در حقیقت احزاب ارتباط دائمی بین زندگی مردم در آلمان و سازمان های دولتی است.
در آلمان یکی از شاخص های کشورهای دموکراتیک این است که در انتخابات چند حزب مختلف برای پیروزی رقابت کنند.263 در دایره المعارف آلمان نظام های چند حزبی به این صورت بیان شده است: اصل چند حزبی یک ویژگی مهم برای سیستم کثرت گرا و دموکراتیک است. اگر چند حزب برای مقاصد سیاسی مختلف و برای حمایت از رأی دهندگان و افزایش قدرت در دولت فعالیت کنند در این صورت می توانیم بگوییم که حکومت چند حزبی است.264
تشکیل احزاب نیازمند داشتن اراده مشترک است افراد درباره برنامه ها و اهداف حرب تصمیم می گیرند و در نهایت برای حزب یک برنامه و هدف تعیین می کنند تصمیم گیری با اکثریت آراء خواهد بود.265
الف) بودجه احزاب از دولت
احزاب در انجام وظایف خود که در قانون اساسی پیش بینی شده است به عملکرد دموکراسی در آلمان کمک می کند و از آنجا که این به نفع دولت است، دولت به احزاب کمک مالی می کند و البته مقدار آن بستگی به حق عضویت، نتایج انتخابات و… دارد. 266
ب) اصل آزادی احزاب
تشکیل احزاب آزاد است و به تصویب دولت احتیاج ندارد. البته یک حزب باید از قانون اساسی و سایر قوانین اطاعت کند و باید با اصول احزاب با قوانین و مقررات مطابقت داشته باشد. علاوه بر آزادی تأسیس احزاب که در قانون اساسی تضمین گردیده است، آزادی برای تصمیم گیری در مورد اهداف و برنامه و عمل کردن احزاب نیز وجود دارد. و این شامل فعالیت آزاد برای حزب و اعضای حزب است. البته محدودیت هایی نیز در قوانین کیفری وجود دارد برای مثال تبلیغات با محتوای مجرمانه بدلیل آزادی احزاب قابل توجیه نیست 267.
ج) تعهدات وزرات امورخارجه در برابر احزاب
اصل بر رفتار برابر و عادلانه در برابر احزاب است. و این وظیفه همه مقامات دولتی است. رسانه های جمعی برابر، برابری در ارائه امکانات، ارائه فرصت های برابر برای رقابت و کسب تأیید و حمایت شهروندان از جمله این برابری هاست. با این حال منافع یک حزب پس از نتیجه انتخابات می تواند متفاوت و متمایز گردد.268
د) برخورد با احزاب مخالف قانون اساسی
جمهوری دمکراتیک آلمان آماده برخورد با احزاب مخالف قانون اساسی است. برای این منظور قانون اساسی اجازه می دهد که دولت با احزابی که قصد از بین بردن آزادی را دارند برخورد و مبارزه کند. احزابی که خودشان و یا پیروانشان قصد بر هم زدن نظم و امنیت و از بین بردن آزادی را دارند، به شدت محکوم شده و مورد مؤاخذه قرار می گیرند. و تنها مرجع برای تشخیص این موضوع دادگاه قانون اساسی است.
قبل از تشکیل دادگاه قانون اساسی ممکن است که عواقب آن به حزب گزارش داده شود. از زمان تأسیس فدرال دو ممنوعیت وجود داشته است: 1952 حزب رایش آلمان، 1956حزب کمونیست آلمان.
برابر قانون اساسی احزاب سیاسی وظیفه دارند در شکل دادن به خواست های سیاسی ملت بکوشند. از این رو تعیین داوطلب برای بر عهده گرفتن منصب های سیاسی و سازمان دهی مبارزات انتخاباتی وظیفه ای است که در قانون اساسی برای آنان تعیین شده است. به همین دلیل احزاب برای تأمین هزینه های خود در مبارزات انتخاباتی برای نخستین بار به اجرا درآمد. امروز در اغلب حکومت های دموکراتیک مرسوم شده است. ساختار احزاب سیاسی باید بنا به قانون اساسی بر اصول دموکراتیک استوار باشد(دموکراسی مبتنی بر اعضا) انتظار از احزاب این است که حکومت دموکراتیک را به رسمیت بشناسند. 269
قانون اساسی آلمان در این باره می نویسد:
1- احزاب‏ سیاسی‏ در تکوین‏ اراده‏ سیاسی‏ مردم‏ سهیم‏ خواهند بود. این‏ احزاب‏ ممکن‏ است‏ آزادانه‏ تأسیس‏ شوند. سازمان‏ داخلی‏ آنها باید منطبق‏ با اصول‏ دموکراتیک‏ باشد و بایستی‏ منابع درآمد خود را در معرض‏ اطلاع‏ عامه‏ بگذارند.
2- احزابی‏ که‏ به‏ دلیل‏ مرام‏ یا رویه‏ افراد پیوسته‏ به‏ خود در صدد لطمه‏ زدن‏ یا از بین‏ بردن‏ نظم‏ اساسی‏ دموکراتیک‏ آزاد باشند یا هستی‏ جمهوری‏ فدرال‏ آلمان‏ را دچار خطر سازند منافی‏ با قانون‏ اساسی‏ خواهند بود. دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ راجع به‏ این‏ وضع متباین‏ با قانون‏ اساسی‏ تصمیم‏ لازم‏ اتخاذ خواهد کرد.
3- جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ مقرر خواهد گردید.
نام ،وضعیت و برنامه
مطابق ماده 3 قانون احزاب المان هر حزب باید دارای یک نام باشد که آن را از سایر حزب ها متفاوت کند و هر حزب باید درپی تصمیم گیری هدف و برنامه و قانون باشد .که باید شامل تمام مقررات و اهداف و برنامه ها باشد.که شامل موارد زیر است:
نام ونام خانوادگی
حقوق و تعهدات اعضا
ترکیب و اختیارات هیئت مدیره
برگزاری جلسات نمایندگان
قوانین مالی
اساسنامه و برنامه حزب
چگونگی انحلال حزب
تغییرات 270باید تا 31 دسامبر تقویم شود.
ممنوعیت های احزاب
فعالیت احزاب می تواند توسط دادگاه قانون اساسی منع شود.
ذ) عملکرد احزاب در آلمان
نتیجه ی احزاب و فعالیتهای احزاب در آلمان دخالت مردم در سیاست و اعمال اراده شهروندان در حکومت فدرال است. احزاب موظف هستند تا در شکل گیری اراده سیاسی مردم نقش داشته باشند و در تمام ابعاد زندگی اجتماعی مردم را هدایت نموده و در افکار عمومی مؤثر باشند و در تشویق و تعمیق افکار سیاسی مردم بکوشند. تشویق مردم به فعالیت های سیاسی، آموزش همگانی شهروندان، آماده سازی کاندیداها برای انتخابات فدرال از دیگر فعالیت های احزاب در آلمان است.271
چ) سایر وظایف احزاب در آلمان:
بیان و انتقال عملکرد و اطلاعات:
احزاب خواسته های مردم را به نظام سیاسی انتقال می دهند. در حقیقت آنها نیازها و خواسته ها ی مردم را به دولت منتقل می کنند.
کارکرد وحدت بخش
هم زمان آنها واسطه میان منافع فردی و شکل دادن به اراده سیاسی هستند. احزاب به جای تأکید بر منافع فردی، سعی بر ترکیب عقاید، آرا و نظرات مختلف دارند. و هنگامی که این دو یعنی مردم و احزاب درگیر می شوند.
ج ) مشارکت سیاسی شهروندان و بسیج همگانی
شهروندان باید به طور فعال با نظام سیاسی تماس داشته باشند و به نظام سیاسی متصل شوند. و با نظام سیاسی آشنا گردند مثلاً از طریق جلسه اطلاعات و روابط عمومی، رسانه ها، و همه این اگاهی ها سبب مشارکت مردم در فعالیت های سیاسی و شرکت در انتخابات گردد.

مطلب مرتبط :  

ح) برنامه عملکرد احزاب
احزاب می توانند در تمام سطوح سیاسی فعالیت کنند. فعالیت احزاب نباید برای منافع شخصی باشد و در نهایت احزاب برای تحقق آرمان های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی می کوشند.
ه) مشروعیت بخشیدن به نظام
از طریق احزاب در تصمیم گیری های سیاسی و مشارکت مردم در انتخابات، کمک زیادی به مشروعیت نظام میشود.
خ) عملکرد احزاب
مهم ترین مسئولیت احزاب کسب مسئولیت سیاسی است. احزاب می خواهند با قدرت گرفتن در سیاسیت و شکل دادن به سیاست در تصمیمات مردم نفوذ کنند.272
احزاب در روند سیاسی فعال بوده و تابع هیچ انحصاری نیستند ومی توانند عاملی برای ارتباط بین گروهها باشند و می توانند شهروندان را در فرایند سیاست گذاری مشارکت دهند و در حقیقت کانالی برای اعمال اراده مردم هستند. احزاب در انتخابات برای رای رقابت می کنند و تمام هدفشان کسب موفقیت است. و در حقیقت بدون احزاب انتخابات دموکراتیک امکان ندارد.273
س) حق بر تشکیل احزاب زنان در آلمان
زنان در آلمان بدلیل قانون تساوی زن و مرد می توانند به عضویت احزاب درآیند. حدودد 30 درصد اعضای احزاب در آلمان زنان هستند. قانون احزاب بر این است تا همه شهروندان در فعالیت های سیاسی شرکت کنند و مشارکت فعال سیاسی داشته باشند. برای زنان این میسر نیست مگر اینکه زنان از طریق سخنرانی، نمایندگی و … نقش خود را پر رنگ تر کنند و به این هدف برسند. بررسی ها نشان می دهد که نگاه به زنان در احزاب متفاوت است. هدف بر این است که فرصت های برابر برای همه افراد اعم از زن و مرد، دختر و پسر بوجود آید و برای مشارکت پایدار زنان در فعالیت های سیاسی برنامه ریزی شود و در آن برنامه قدردانی از خانواده، آشتی بین کار و زندگی به وجود آید.274
اینک احزاب به طور فزاینده ای زنان را به فعالیت و مشارکت در مسائل سیاسی تشویق می کنند و این سبب مشارکت بیشتر زنان در انتخابات و فعالیت های سیاسی است. و این در حقیقت ابزاری برای رفع نا عدالتی هایی است که علیه زنان روا شده است. برای این منظور ضرورت دارد تا برای بهبود شرایط و بهتر شدن وضعیت زنان در احزاب آلمان نیاز به یک شرایط ایمن و گسترده برای فعالیت زنان در احزاب هویداست. چرا که زنان همواره در تمام احزاب با سیاست گرایش به مردان روبرو هستند.275
در حقیقت می توان گفت که وضعیت زنان در این جهان مرد سالار بهتر و اوضاع زنان در دخالت در احزاب بیشتر شده است.276
4.3.3 گفتار چهارم ) حق آموزش
در تعریف آموزش آمده است:
مجموعه دانش هایی که گرد اوری می شود و البته اموزش و پرورش شامل موارد روحی و روانی انسان ها نیز می شود.277
در ماده 15 منشور حقوق اجتماعی اروپا آمده است که:
– همه حق شرکت در فعالیت های فرهنگی را دارند
ماده 13 منشور حقوق اجتماعی آورده است:
کشورهای عضو باید حق هر انسانی را نسبت به آموزش را به رسمیت بشناسند آنها باید آموزش را در جهت رشد کامل شخصیت انسانی و احساس عزت و احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی تقویت کنند. و باید آموزش به گونه ای باشد که همه انسان ها قادر به ایفای نقش مفید در یک جامعه باشند و آموزش ها باید در جهت ترویج تفاهم، مدارا و دوستی تمام ملل و جمعیت های نژادی و قومی و مذهبی و از اقدام سازمان ملل برای حفاظت از محیط زیست حمایت کنند.278
– همه احزاب و گروهها باید این حق را برسمیت بشناسند.
– آموزش ابتدایی باید در دسترس همه باشد.
– آموزش عالی باید در اختیار همه افراد قرار گیرد تا هر کس بر اساس توانایی خود بتواند فعالیت کند.
– توسعه مدارس و سیستم های آموزشی و ایجاد کمک هزینه های تحصیلی و بهبود وضعیت اقتصادی معلمان باید لحاظ گردد.
– والدین و سرپرستان باید این حق را داشته باشند که بتوانند فرزندان خود را به مدارس غیر دولتی بفرستند.279
در ماده 15 این منشورآمده است:
همه کشورها باید آزادی علمی را به رسمیت بشناسند
همه حق دارند از مزایای پیشرفت عامی و برنامه های کاربردی آن بهره مند شوند
یاد از نویسنده های آثار علوم ادبیات و هنر حمایت های نادی و معنوی صورت گیرد .
اعضا متعهد به احترام گذاشتن به پژوهش های علمی و آزادی های فعالی های خلاقانه هستند.
کشورها باید منافع حاصل از تشویق و توسعه و ارتباطات بین المللی و همکاری در زمینه علمی و فرهنگی را برسمیت بشناسند.280
1.4.3.3 بند اول ) نظام آموزشی آلمان:
آلمان کشور ایده هاست. آموزش، علم، پژوهش و توسعه در این کشور از اهمیتی اساسی برخوردار است و در اروپایی بدون مرز و دنیایی با بازارهای جهانی شده، آموزش ابزاری برای بهره گیری از فرصت مرزها ی باز و شبکه ی جهانی علوم است. نظام آموزش و آموزش عالی آلمان در حال حاضر فرایند دگرگونی بنیادی را پشت سر می گذارد که طلایه موفقیت آن از هم اکنون به چشم می آید: آلمان یکی از جذاب ترین کشورها برای آموزش عالی، مکانی برای تحقیقات ممتاز بین المللی و پیدایش اختراعات جدید است.281
نظام آموزش و پرورش کشور آلمان عمدتاً حالت ایالتی و استانی دارد و دولت فدرال در تعیین و تصمیم‌گیری راجع به آن نقش اندکی ایفا می‌کند. آموزش در این کشور با کودکستان یا (Kindergraten) آغاز می‌شود. جالب است بدانید که هم واژه (کودکستان) و هم ابداع این شیوه آموزشی توسط آلمان‌ها انجام پذیرفت. واژه (Kindergraten) {ترجمه تحت اللفظی آن باغ کودکان است} امروزه در ادبیات آموزشی جهان بسیار شناخته شده و آشناست. این دستاورد آموزشی، یادگار فردریش فروبل (Friedrich Froebel) (1852 ـ 1782) است اما جالب است بدانید که دوره کودکستان در آلمان اجباری نیست و حالتی کاملاً اختیاری دارد اما این دوره برای همه کودکان بین سه تا شش سال در دسترس می‌باشد.
بعد از این دوره حضور در مدرسه برای 10 تا 13 سال اجباری می‌شود و آلمان از کشورهایی است که آموزش و پرورش رایگان در آن حالت اجباری دارد.
آموزش خصوصی و خارج از چارچوب نظام آموزشی تنها در شرایطی مجاز است که توسط آموزگاران مجرب و صاحب صلاحیت انجام گیرد.
آموزش ابتدایی عمدتاً چهارسال به طول می‌انجامد و مدارس دولتی در این دوره طبقه بندی شده نیست و همه آموزش‌ها حالت یکسان دارد.
اما در دوره دبیرستان مدارس به چهار نوع کلی تقسیم می‌شوند که