جاذبه‌های گوناگون برای جذب مخاطب، بتواند پیام‌رسان مسائل اخلاقی و آموزش غیر‌مستقیم و نهفته در متن برنامه و همچنین دارای بار فرهنگی مناسب باشد.
کودک و نوجوان، به دلیل داشتن تجربیات کمتر از بزرگسالان و آمادگی دریافت آموزه‌های اخلاقی، دینی و اجتماعی، استحقاق داشتن برنامه‌هایی خوب و شاد را دارند. اینگونه برنامه‌ها که بر اساس علم و دانش و تخصص ویژه این گروه سنی تهیه می‌شود، بچه ها را جذب نموده و فرصت را برای انتقال پیام‌های غیر‌مستقیم فراهم می نماید.
پیام‌رسانی مستقیم و نصیحت‌گونه بچه‌ها را خسته و دلزده می‌کند. اشخاصی که قرار است در گروه برنامه‌سازان کودک فعالیت کنند، باید از اعتقادات درونی در ارتباط با شیوه‌ی درست زندگی و رعایت آداب و مسائل اخلاقی و اجتماعی در روابط روزمره خود بر خوردار باشد. در غیر اینصورت مطمئنا آموزه‌ها و پیام‌های منتقل شده، تصنعی و غیر واقعی به نظر می‌رسد و تاثیر و نتیجه مطلوب کسب نخواهد شد.
برای انتقال مفاهیم اخلاقی و دینی در گروه سنی خردسال، به زبان ساده‌تر و رساتر و استفاده از شیوه تمثیل نیاز داریم و هرچه سن مخاطب به سمت نوجوانی بالا می‌رود، موضوعات خاص‌تر و پیچیده‌تری از نظر علم روانشناسی روبرو می‌شویم. به زبان ساده: در برنامه‌سازی‌ خردسال و کودک، آموزش مفاهیم و پرورش استعدادها ودر سنین نوجوانی به تحلیل و بررسی روحیات ومشکلات و نیز معرفی راهکارهایی مناسب برای حل مسائل از اهمییت بیشتری برخوردار است.
اگر هدف از ساخت یک برنامه فقط پر کردن اوقات فراغت مخاطبان است که هیچ ولی اگرهدف از ساخت یک برنامه‌ی سرگرم‌کننده با ساختاری محکم و درونمایه قوی و تاثیر‌گذار باشد، می‌توان با استفاده از تخصصی‌ترین محتوا‌ها ومتن‌ها در قالب ساده‌ترین ساختار‌ها به مقصود رسید.
متاسفانه این روزها استفاده از رنگ‌های تند، اشعار سطحی و موسیقی‌های جنجالی و زد و بند‌های کلامی وحتی فیزیکی مجریان باعث آشفتگی ذهن کودک می‌شود. در صورتی که بهتر است هیجانات و طنز‌های موقعیتی، در تکست و مضمون پیش‌بینی شود و با استفاده از هنر ارتباط با کودک در کنار حفظ آرامش مجری و بازیگران، به انتقال بهتر شادی و طنز و پیام مستتر در متن دست یابیم.

4-1-4-12 مجید قناد :
به کودک باید هر چیزی را غیرمستقیم یاد داد. ابتدا باید عرض کنم که سه دنیا داریم. دنیای خردسال، دنیای کودک و دنیای نوجوان. برای خردسال بیشتر باید نمایشی کار کرد و برای کودک علاوه بر نمایشی بودن باید با آنها صحبت هم کرد. و برای نوجوانان هم چون وارد عرصه اجتماع می‌شوند باید جدی صحبت کرد یعنی صحبت‌ها بیشتر از نمایش باشد. شاید ما از طریق نمایش قصد داریم که زیرپوست بچه برویم.
ما بیست و هفت سال پیش برنامه‌ای داشتیم به نام “از مدرسه تا مدرسه” بعد سه، چهارسال اجرا شد که در قالب مسابقه بود و بعد احساس کردیم که نمی‌توانیم بچه‌ها را بفهمیم و نمی‌توانیم آن طور که باید برای آنها کار کرد به همین جهت ابتدا فکر کردیم باید خردسال را بشناسیم و با آن گروه که تهیه‌کننده آن مرحومه خانم “فریماه فرهی” بود که روحشان شاد! به سراغ خردسالان رفتیم و برنامه “بازی، شادی، تماشا” را شروع کردیم. اول خردسال را در کنار کارشناسان و مشاورین شناختیم و بعد آمدیم کودک را کار کردیم و با این اندوخته خردسال و کودک که خواسته‌هایشان را فهمیدیم باز با مطالعه به سراغ نوجوان رفتیم.
نمی‌توان آن طور که با خردسال حرف می‌زنیم با نوجوان نیز حرف بزنیم پس مفاهیم اخلاقی ما باید به زبان ساده‌تر باشد و غیرمستقیم و زیرپوست بچه‌ها برویم و هیچ وقت به طور مستقیم نباید مخاطب خردسال و کودک را با مفاهیم اخلاقی آشنا کرد. ببینیند ما هیچ وقت به بچه‌ها نمی‌گوییم دروغ نگو. بلکه ما سعی می‌کنیم که به یک شکل دیگری وارد شویم و بگوییم آفرین به بچه‌هایی که راستگو هستند. وقتی از راستگو با آنها صحبت می‌کنیم خودشان به این نتیجه می‌رسند که یک چیز دیگری هست به غیر از راستگو ولی قرار نیست که ما دروغ را عنوان کنیم. آنها خود پیدا می‌کنند. به همین جهت با یک ظرافت خاص باید عمل کنیم چون برای این سه مخاطب یک گروه هستند که مسئولیت تولید برنامه را بر عهده دارند.
اگر کاری کارشناسانه باشد در هر قالبی می‌تواند کار خود را انجام دهد. باید ابتدا کار را شناخت و در همان چهارچوب برنامه را تولید کرد. مثل کارتون فوتبالست‌ها که طوری ساخته شده است که همه مخاطبین را جذب می‌کند. یعنی از یک برنامه مخصوص بزرگسالان، با شناخت از مخاطب خود به تولید برنامه‌ای دست می‌زند که مخاطبین کودک نیز از آن لذت ببرند و جذب آن بشوند. مسلما نمی‌شود برای خردسال به یکباره درباره نماز صحبت کرد ولی می‌توانیم او را آشنا کنیم.

مطلب مرتبط :   حقوق، حقوقی، کیفری، سیاست، جنایی، عدالت

4-1-4-13 مهناز آذین :
من به عنوان یک برنامه‌ساز وقتی یک برنامه را طراحی‌ می‌کنم، اهدافی را برای آن در نظر می‌گیرم اهداف اصلی و اهداف فرعی. و فکر می‌کنم برنامه‌ای که بتواند به این اهداف و اهداف فرعی خود دست پیدا کند برنامه‌ای موفق خواهد بود. هدفی که انتخاب می‌کنیم اگر نگوییم باعث تغییر رفتار در مخاطب می‌شود و همین که فقط تأثیر بر روی مخاطب بگذارد و مخاطب اهدافی را که پیش بینی شده است دریافت بکند فکر می‌کنم که برنامه، برنامه موفقی بوده است که در حقیقت به نقطه پایانی که برایش درنظر گرفته شده است رسیده است. و این برنامه موفق هم به اهدافش رسیده است و هم مخاطبش را جذب کرده است.
ابتدا باید کودک را شناخت و ویژگی‌های او را هم شناخت و از این طریق است که می‌توان مفاهیم اخلاقی متناسب با او را بیان کرد. خردسال تفکرش از نظر ویژگی‌های فیزیولوژیک ذهنیش هنوز اینقدر ذهن رشد نکرده است که بتواند مفاهیم انتزاعی و پیچیده را درک کند. و تنها قادر به دریافت مفاهیم عینی،‌ ساده و ملموس است. و حتی اگر قرار باشد که مفاهیم انتزاعی را برای او توضیح دهیم باید از طریق چیزهایی که ملموس است این کار را انجام دهیم. و علاوه بر این ویژگی، خردسال قادر به تمرکز زیاد بر روی یک برنامه نیست و نمی‌توان به مدت طولانی بیست دقیقه و بیشتر او را پای یک برنامه نگه داریم. وقتی ما می‌خواهیم طراحی یک برنامه را انجام دهیم ابتدا موضوع آن را مشخص می‌کنیم و براساس موضوع ایده‌ای را پیش‌بینی می‌کنیم و بعد طراحی می‌کنیم و مرحله به مرحله پیش می‌رویم و خود آن موضوع، ایده و طرحی که ما به آن می‌رسیم خطی که ما می‌خواهیم به آن برسیم را به ما می‌دهد. مثلا ما می‌خواهیم در ایام عاشورا برنامه‌ای بسازیم که راجع به حقوق شهروندی باشد. نویسنده ما ایده‌ای به ذهنش می‌رسد و می‌گوید ما می‌آییم و یک محله را در نظر می‌گیریم که شخصی تازه وارد به آنجا می‌آید. و این مردم نیز عادات و آداب غلطی دارند و بعضی از حقوق شهروندی را زیر پا می‌گذارند و این شخص یک شخص روحانی، ‌آگاه و باسواد هست که وارد محله آنجا می‌شود و باعث تغییر رفتار مردم می‌شود. و بعد مناسک آن ایام در آن محل به شکل دیگری برگزار می‌گردد و به شکل بهتری برگزار می‌شود.

شکل 4-1 : مراحل رسیدن به قالب

4-1-4-14 اسدالله اعلایی :
هر برنامه تلویزیونی استانداردهایی را دارد که بخشی از آن به مخاطب برنامه برمی‌گردد. و بنا به مخاطبی که برنامه دارد جهت خاص آن مخاطب را پیدا می‌کند. ویژگی‌های برنامه به ویژگی مخاطب برمی‌گردد و در کودک نیز با توجه به مخاطبین آن برنامه که در سنین مختلف هستند ویژگی‌هایی را باید دارا باشد که پاسخگوی مخاطب آن رده سنی باشد. و به لحاظ محتوایی اهدافی را که در برنامه پیش‌بینی می‌شود هم باید متناسب با مخاطب باشد.
مفاهیم اخلاقی هم یکی از موضوعاتی است که در برنامه‌های کودک و نوجوان مورد توجه قرار می‌گیرد اخلاق هم یکی از موضوعاتی است که در تعلیم و تربیت مورد توجه قرار می‌گیرد. منتهی اینکه از اخلاقیات و موضوعات اخلاقی چه مضامین و موضوعاتی را انتخاب بکنیم طبیعتا اولا باید یک اولویت بندی وجود داشته باشد و در ثانی اینکه اخلاق شامل دو حوزه سلبی و ایجابی است. یعنی کارهایی که باید کودک انجام بدهد و کارهایی که نباید انجام بدهد و رویکرد باید در حوزه ایجابی باشد یعنی کارهایی را که باید کودکان انجام دهند را به آنها یاد بدهیم. یعنی درباره راستگویی صحبت کنیم و دروغگویی خود به خود بد می‌شود. نکته سوم و مهم‌ترین مسئله این است که مفاهیمی را که جنبه ذهنی و تجریدی دارند را به صورت یک مهارت درآورده و با مصادیق عینی که در زندگی خود بچه‌ها وجود دارد به عنوان یک مهارت مطرح بکنیم. مثل مهارت در راست گفتن، مهارت در احترام به بزرگ‌ترها. چهارم اینکه روی مصادیقی کار بکنیم که آنها را در زندگی کودکان می‌بینیم و مشاهده می‌کنیم و روی مفاهیم کلی و کلیات با بچه‌ها صحبت نکنیم. و باید از روش‌هایی استفاده کنیم که بتوانیم تأثیر لازم را بر کودک بگذاریم و در حد یک شعار و کلیات فقط مطرح نشود. و این را هم نیز بدانیم که اساسا از رسانه‌های مختلف به اندازه خودشان توقع داشته باشیم.
ظرفیت تلویزیون یک ظرفیت محدودی است، ظرفیت رادیو یک ظرفیت محدود است، ظرفیت کتاب یک ظرفیت محدودی است و محدود به این معنی که یک ظرفیت مشخصی دارند و همینطور ظرفیت جلسه‌ای که در مسجد محل برگزار می‌شود یک ظرفیت دیگری است، ظرفیتی که معلم در کلاس درس دارد یک ظرفیت مختلفی با سایر رسانه‌هاست و اینها کلا ظرفیت‌های مختلف آموزشی و رسانه‌ای است که ما باید به اندازه ظرفیت و کارکرد آنها از آنها توقع داشته باشیم.

مطلب مرتبط :   جزایی، تأخیر، ، تعهد، -، تهدیدی

4-1-4-15 رحمان حاصلی :
برنامه‌سازی واقعا کار سختی است و خیلی اتفاق‌ها دست به دست هم می‌دهند تا کار به نتیجه برسد. ما همیشه در طراحی و پیش تولید مشکل داریم. مثلا ما همیشه در کشورمان می‌دانیم که ماه رمضان چه زمانی است ولی فقط ده روز قبلش یادمان می‌آید که باید برای ماه رمضان کاری تولید کنیم. و متأسفانه نه یک پژوهش که حتی یک پیش تولید ساده هم برای کارهایمان در نظر نمی‌گیریم. و این بیشترین ضربه را به کار می‌زند و اکثر برنامه‌سازان تلویزیون فکر می‌کنند که باید آن اتفاق زودتر جلوی دوربین برود. من همیشه به دوستان می‌گویم تصویربرداری یک کار ساده‌ترین مرحله آن کار است. البته همیشه سخت‌ترین مرحله کار، گرفتن کار از تلویزیون است و بعد از آن طراحی و پیش تولید آن کار است که باید با موفقیت انجام شود و تولید و فیلمبرداری آن خیلی راحت و ساده است. برنامه‌ای موفق خواهد بود که یک طراحی صحیح و برنامه‌ریزی دقیق و پیش تولید درست داشته باشد. مثلا برنامه “ماه‌عسل” که یک برنامه فاخر تلویزیونی است و مورد تقدیر قرار می‌گیرد به دلیل این است که تهیه‌کننده آن یکسال برای این برنامه تدارک می‌بیند. آقای علیخانی از دوستان بنده است و من می‌دانم که تیم ایشان تمام سال در حال جمع‌آوری سوژه و فکر کردن برای طرح‌های جدید و نوآوری در برنامه هستند حتی با آهنگسازشان صحبت می‌کنند و او یکسال فرصت دارد تا برای تیتراژ برنامه شعر و موسیقی مناسب تهیه کند. و وقتی ماه رمضان می‌آید این برنامه توسط این آدم با برنامه ریزی جلو می‌رود و به همین دلیل است که سوژه‌ها بکر و گپ زدن‌ها بکر می‌شود.
کلیپ عبارت است از یک سری تصاویر مفهومی که ما می‌خواهیم در قالب تصویر و شعر ارائه دهیم. مراحل ساخت یک کلیپ موفق : ابتدا موضوعی را که انتخاب کردیم یک ایده تصویری در ذهن خودمان طرح ریزی می‌کنیم و سپس به شاعری می‌دهیم تا آن ایده را به شعر بسراید و سپس شعر را به موزیسین می‌سپاریم و موسیقی را می‌سازیم و ترانه و شعر را نیز به خواننده آن می‌دهیم تا بخواند و اگر این برنامه برای کودک است کودک بخواند و اگر برای نوجوان است نوجوان بخواند. و یا چندین کودک آن را هم‌خوانی کنند.

شکل 4-2 : مراحل ساخت صحیح یک کلیپ

4-1-4-16 پرویز امیری :
برنامه‌ای موفق است که به درستی بتواند نیاز مخاطب را پاسخ بدهد. مثل برنامه گفتگو محور “گلبرگ” که حاج آقای دهنوی در آن نیاز مخاطب جوان خودش را به درستی شناخته بود و جواب می‌داد.
یک جمله تکراری در حوزه رسانه وجود دارد که اینجا به دلیل کودک بودن مخاطب خیلی بیشتر باید به آن توجه کرد و آن جمله این است “پیام نباید مستقیم باشد”. و این جمله صحیح درباره کودک عمیقا باید مورد توجه قرار بگیرد چرا که کودک توقعش از یک برنامه‌ای این نیست که با او مثل زمانی که در کلاس درس است رفتار شود و توقع دارد که دقایقی را با آن برنامه سرگرم شود و از آن برنامه لذت ببرد. و تلقی بنده این است که تا قبل از دوره نوجوانی نباید پیام‌ها خیلی مستقیم و رو باشد ولی می‌توان برنامه‌هایی با مضامین اخلاقی ساخت که تأثیرگذار هم باشند من فکر می‌کنم که در جاهایی از تلویزیون نیز اتفاق افتاده است. مثل انیمیشن “قصه‌های غزاله”. مثلا یک پیام اخلاقی مثل حجاب دارد. در این انیمیشن دختر کوچولوی داستان در بیرون از خانه‌شان حجاب دارد و ضمن اینکه این انیمیشن در زمان خودش انیمیشن موفقی بود توانست این پیام را نیز به خوبی منتقل کند. اتفاقا فکر می‌کنم بهترین قالب برای انتقال مفاهیم اخلاقی به کودک قالب برنامه‌سازی تلویزیونی است.
برنامه‌ای که بتواند کودک را بخنداند در جذب کودک موفق‌تر است چون واقعا کودک خیلی تصور ذهنی از دنیای بیرون و تفاوت‌هایش ندارد ولی بزرگسال بعضی موقع نیاز به گریه و احساسات دیگر هم دارد. ولی کودک به خاطر