سخنانی است که میان شخصیت‌های یک نمایشنامه رد و بدل می‌شود و مهمترین بخش یک نمایش است. بنابراین فن دیالوگ نویسی را می‌توان اساس کار درام نویسی دانست. شخصیت‌های هر درامی از طریق دیالوگ پرورش می‌یابند و اتفاقات خارج از صحنه به وسیله دیالوگ به تماشاگران القا می‌شود. هر اثر ادبی را که به صورت مکالمه بین دو تن یا بیشتر باشد نیز دیالوگ خوانند. <br />7ـ1ـ1ـ گفت‌وگوی ادیان
اصطلاح‌ گفت‌وگوی ادیان‌ از نیمه دوم قرن‌ بیستم به بعد در بین سنّت‌های دینی مختلف رواج‌ و عمومیت یافته است. قبل از جنگ جهانی اول مفاهیم غالب در حوزه مواجهات ادیانی، «هم‌دلی»، «صداقت» و «وفاداری» بود و اگرچه گفت‌وگوهای‌ (مناظرات) بسیاری صورت می‌گرفت، اما در مورد هیچ کدام از آن‌ها کلمه «دیالوگ» به کار نمی رفت.
در دوران عمومیت فوق العاده این اصطلاح که از اواسط دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 بود، این‌ کلمه تقریباً به نحو انحصاری از سوی جناح‌ آزاداندیش مسیحی به کار می‌رفت. محافظه‌کاران، اصطلاح‌ گفت‌وگوی ادیان را ناپذیرفتنی می‌دانستند، زیرا این اصطلاح به‌طور ضمنی سنّت‌های دینی را برابر با یکدیگر به‌ حساب می‌آورد، یا دست کم مدعیات اظهار شده از سوی مسیحیان را بدیهی و مسلّم تلقّی نمی‌کرد. در بیرون از دنیای غرب نیز به نهضت گفت‌وگوی ادیان با دیده‌ تردید نگریسته می‌شد و تأکید بر گفت‌وگوی ادیان را چیزی‌ بیش از سیاستی زیرکانه و شکلی دیگر از فعالیت‌های میسیونری مسیحی نمی‌دانستند.
در عین حال شورای دوم واتیکان‌ در کلیسای کاتولیک رومی دستاورد مهمی‌ داشت. در اسناد مختلف این شورا درباره‌ی‌ گفت‌وگو با دیگر سنّت‌های دینی صحبت شده است؛ در برخی از این اسناد، کلیسا به اتباع خود توصیه می‌کند عاقلانه و دوستانه به‌ همکاری و گفت‌وگو با دیگر ادیان ‌و شناخت، صیانت و گسترش معنویت و اعمال اخلاقی که در بین همه انسان‌ها، به عنوان ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی مطرح است، بپردازند. بر اساس محتوای اسناد مذکور، پیروان مسیح‌ می‌توانند با خلوص و سعه صدر در گفت‌وگو دریابند که گنج‌های خدا در بین همه امت های روی‌ زمین توزیع شده است. اعلامیه‌هایی از این نوع‌ که بیشتر متأثر از نگرش کاتولیک های لیبرال بود، جریانی از ادبیات گفت‌وگو در جهان مسیحیت ایجاد کرد که رفته رفته بر دامنه و عمق آن افزوده شد.
تعاریفی که از گفت‌وگوی ادیان ارائه می‌شود به تناسب رویکردها و رهیافت‌های متفاوتی که در این حوزه اتخاذ می‌گردد، متفاوت است. لئونارد سویدلر، که از صاحب‌نظران برجسته در حوزه گفت‌وگوی ادیان به شمار می‌رود، با مبنا قرار دادن معنای عام گفت‌وگو، تعریف ذیل را پیشنهاد کرده است: «گفت‌وگوی ادیان، گفت و شنود میان افرادی (و از طریق ایشان، میان دو یا چند اجتماع و یا گروه) است که دارای دیدگاه هایی متفاوت اند. مقصود اصلی از این مواجهه برای هر یک از طرفین گفت‌وگو، فراگرفتن از دیگری است. بدین ترتیب شرکت کنندگان در گفت‌وگو ـ و گروه یا اجتماع مرتبط با ایشان ـ قادر به تغییر و رشد خواهند بود.»
گرچه با تورق در تاریخ گذشته می‌توان نمونه‌های موفّقی از مواجهه مسالمت آمیز و دوستانه میان ادیان مختلف و یا پیروان آن‌ها سراغ گرفت، اما امروزه بسیاری بر این عقیده‌اند که گفت‌وگوی ادیان مسئله‌ای مدرن است و با نمونه هایی که در دنیای ما قبل مدرن اتفاق افتاده است، تفاوت بنیادین دارد. پیشینه شکل‌گیری گفت‌وگوی ادیان در جهان مدرن را به سال 1893 یعنی زمان تشکیل پارلمان ادیان جهان در شیکاگو ارجاع داده‌اند. این نشست، نمایندگان سنّت‌های دینی بسیاری را از اقصی نقاط جهان گرد هم آورد تا در فضایی دوستانه و آزاد به گفت‌وگو با یکدیگر بپردازند، با این‌حال تا نیمه‌ی دوم سده بیستم، گفت‌وگوی ادیان به معنای مصطلح و امروزین آن رواج نیافته بود.
7ـ2ـ هویّت
هویّت یا Identity ریشه در زبان لاتین دارد (identitas که از idem یعنی مشابه و یکسان ریشه می‌گیرد) و دارای دو معنای اصلی است. اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است: این با آن مشابه است. معنای دوم آن به مفهوم تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می‌گیرد. به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه می‌یابد و به‌طور همزمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل برقرار می‌سازد: از یک طرف، شباهت، و از طرف دیگر، تفاوت.»
هویّت یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم در حوزه‌ی علوم انسانی و اجتماعی به شمار می‌رود؛ پدیده‌ای چندوجهی که از مناظر مختلف، مبانی و معانی گوناگونی را نمایان می‌سازد. در یک نگاه کلی می‌توان هویّت را حاصل دیالکتیک نظام ذهنی و ساختار اجتماعی و فرهنگی قلمداد نمود؛ رویکردی که هویّت را در کنار غیریت مورد توجه قرار داده و واحد تحلیل «خود» و «دیگری» را در حوزه‌ی هویّت برجسته می‌سازد.
7ـ2ـ1ـ هویّت دینی
بیشتر صاحب‌نظران بر سر شناسایی منابع هویّت اختلاف نظر دارند و پدیده‌های گوناگون را جزء منابع و مصالح هویّت به شمار می‌آورند. اولویت بندی و اهمیت منابع نیز از دیگر موضوعات اختلاف برانگیز در میان آن‌هاست. با این‌حال تأکید بر عنصر «دین» به عنوان منبعی ممتاز در خلق، باز آفرینی، اصلاح و یا تداوم بُعدی از هویّت انسان که با تعبیر «هویّت دینی» از آن یاد می‌شود، در اندیشه صاحب‌نظران هویّت برجسته است. مراد از هویّت دینی، بعدی از هویّت است که بر پایه‌ی منابع دینی ساخته می‌شود و به تعبیر دیگر روایتی است که هر انسان از تعلّقش به یک دین ارائه می‌دهد.
هویّت دینی به گونه خاصی از فرایند شکل‌گیری هویّت اشاره دارد که بیشتر با حس تعلّق خاطر به یک سنّت دینی و گروه هم کیشان مرتبط است. هویّت دینی ضرورتاً با دین‌داری و تعصب دینی مترادف نیست، گرچه این سه مفهوم از پاره‌ای جهات مشترک‌اند.
7ـ3ـ الهیات
واژه‌ی «الهیات» به لحاظ لغوی برگردان کلمه theology است که از واژه‌ی یونانی theologia مأخوذ است و از دو بخش theo یعنی خدا و logia به معنای گفتار و نظر مشتق شده است. بنابراین الهیات به معنای گفتار و نظر درباره‌ی‌ خداست. علم الهیات از جهت مبدأ تأسیس آن که یونان و عالم مسیحیت است و در معنای خاصش یعنی «تأمّل درباره‌ی‌ خدایی که مسیحیان او را می‌پرستند و ستایش می‌کنند»، اختصاص به مسیحیت دارد، با این‌حال در معنای عام و به لحاظ گستره‌ی موضوعش، شامل ادیان دیگر نیز می‌گردد. مک‌گراث با توجه به جایگاه الهیات در مسیحیت سده‌های نخست می‌نویسد:
«الهیات به معنای سخن گفتن درباره‌ی‌ خداست؛ و از این جهت بسیار شبیه واژه biology به معنای سخن گفتن درباره‌ی‌ زندگی است. اگر تنها یک خدا هست و آن خدا، از قضا، «خدای مسیحیان» است (این عبارت وام گرفته از ترتولیان، نویسنده‌ی قرن دوم است)، در این صورت ماهیت و قلمرو الهیات نسبتاً خوب تعریف شده است: الهیات (مسیحی) عبارت است از تأمّل درباره‌ی‌ خدایی که مسیحیان او را می‌پرستند و ستایش می‌کنند.»
با این‌حال امروزه الهیات نزد مسیحیان به تمامی مظاهر تلاش آنان برای فهم ایمان مسیحی اطلاق می‌گردد و زمینه‌هایی از مطالعات دینی را شامل می‌شود که از علم کلام در سنّت اسلامی گسترده‌تر است.
7ـ3ـ1ـ الهیات ناظر به ادیان
الهیات ناظر به ادیان، شاخه‌ای از مطالعات الهیاتی است که در صدد است تا تبیینی الهیاتی از محتوا و ارزش سایر ادیان فراهم آورد. تأمّل الهیاتی پیرامون چگونگی ارتباط مسیحیت با سایر ادیان و معنایی که زندگی در کنار پیروان ادیان و آیین‌های دیگر می‌تواند برای حیات دینی مسیحیان به دنبال داشته باشد، رسالت مهم الهیات مسیحی ناظر به ادیان است.
7ـ3ـ2ـ الهیات تطبیقی
نخستین کاربرد اصطلاح الهیات تطبیقی به سده‌ی نوزده میلادی باز می‌گردد، با این‌حال در مدت کوتاهی که از وضع این اصطلاح می‌گذرد‌، به شیوه‌های مختلفی به کار رفته است. الهیات تطبیقی در نخستین کاربردش به عنوان بخشی از رشته‌ی ادیان تطبیقی به کار رفته است که در آن مورخ دین، به بررسی نظام‌های مختلف الهیات ادیان گوناگون می‌پردازد. کاربرد دیگر این اصطلاح، مربوط به حوزه‌ی «علم دین» یا «تاریخ ادیان» است و از سوی برخی از محققان برای نمایاندن آن بخشی از «علم دین» که وظیفه‌ی بررسی صور تاریخی دین را بر عهده دارد به کار رفته است. معانی فوق الذکر که هر دو به پیشینه تاریخی اصطلاح الهیات تطبیقی باز می‌گردد، امروزه بیشتر اهمیت تاریخی دارند تا کاربرد علمی و تخصصی.
معنایی که در این پژوهش از الهیات تطبیقی اراده شده است، قرائت نوینی از الهیات تطبیقی است که بیش از همه با نام فرانسیس کلونی گره خورده است؛ الهیاتی به واقع راهگشا که وجه تمایزش در منابع و روش‌های متفاوت، مبنا قرار دادن بیش از یک سنّت دینی و نیز بازتاب‌های الهیاتی‌ای است که به جای متکی بودن به مفاهیم و صورت‌بندی‌های پیشینی، پس از مقایسه میان سنّت‌های دینی مختلف به منصه ظهور می‌رسد. الهیات تطبیقی، الهیاتی است که با مدّ نظر قرار دادن سنّت‌های دینی و الهیاتی چندگانه، کاملاً دستخوش تغییر شده است؛ «الهیاتی است که به سبب عطف نظر به تفاصیل و جزئیات بیش از یک سنّت دینی و الهیاتی، عمیقاً دگرگون شده است؛ الهیاتی که به واقع، تنها پس از تطبیق شکل می‌گیرد.»

مطلب مرتبط :   ، عقل، تواضع، عَلى‏، نفس،، هواى

فصل دوم
ادبیات و مبانی پژوهش

مقدمه
رسالت فصل دوم، پرداختن به ادبیات پژوهش و مبانی نظری آن است. به این خاطر فصل دوم این پایان نامه در دو بخش تنظیم شده است. بخش نخست به ادبیات پژوهش می‌پردازد. چنانکه در پژوهش‌های روش‌مند مرسوم است، آنگاه که حوزه‌ی موضوع و یا مسئله پژوهش انتخاب شد، بایسته است که با مرور ادبیات پژوهش، جایگاه پژوهش مورد نظر در بافتی گسترده‌تر مشخص شود تا از یک سو به نمای پژوهش و چشم انداز آن در سطح کلان وضوح بیشتری بخشد و از دیگر سو با تحدید حوزه‌ی پژوهش، مسیر تحقیق را برای رسیدن به پرسش پژوهشی متمرکز هموار سازد. از این رو آنچه در بخش نخست این فصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت، بافت نظری موضوع «گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی» در پژوهش های علمی و مکتوبی است که پیش از این، در سطح آثار فارسی و یا انگلیسی انجام گرفته است.
در بخش دوم، مبانی نظری پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش، درباره‌ی دو پدیده‌ی گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی به نحوی مبسوط‌تر سخن گفته‌ شده است تا با اشاره به تفاصیل بیشتر در باب هر یک، منطق حاکم بر مسأله پژوهش حاضر نمایان‌تر شود.

1ـ ادبیات پژوهش
چالشی که گه‌گاه میان گفت و گوی ادیان و هویّت دینی خودنمایی می‌کند، مسئله‌ای نوظهور است که توجه بدان در آثار اخیر برخی از پژوهشگرانی که حوزه‌ی پژوهش خود را در ارتباط با گفت‌وگوی ادیان و یا مباحث هویّت تعریف کرده‌اند، به چشم می‌خورد. با این‌حال نظر به تازگی مباحث گفت‌وگوی ادیان در ایران، فقدان منبعی که در صدد پاسخ به این مسئله برآید و یا حتی ناظر به تبیین و یا توصیف آن باشد، چندان عجیب نیست. با این‌حال،‌ رسالت سطور آتی آن است که با مرور مهم‌ترین منابع مرتبط با موضوع گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی، تصویری جامع‌نگر از زمینه‌ی علمی پژوهش حاضر ارائه نماید. ملاک‌هایی نظیر ارتباط اثر با موضوع و یا پرسش اصلی پژوهش حاضر، تازگی و یا متأخر بودن اثر، وجهه‌ی علمی و تأثیرگذاری مؤلف اثر، اعتبار نشریه و یا ناشر اثر، در گزینش آثار پیش رو مدّ نظر قرار گرفته است.
1ـ1ـ ادبیات پژوهش در آثار فارسی
اگر از سویی بپذیریم که «نوع دینداری» قرابت تمام عیاری با «هویّت دینی» دارد و از دیگر سو، مدارا را مؤلفه‌ی مهمی در گفت‌وگوی ادیان بدانیم، می‌توان گفت مقاله‌ی «بررسی رابطه میزان دینداری و انواع آن با مدارای اجتماعی» که به قلم مزینانی، شریعتی و صابر نگاشته شده است، پیوند نزدیکی با مسئله‌ی نوشتار حاضر برقرار می‌کند. در مقاله مذکور، رابطه‌ی میزان و انواع دین‌داری با مدارای اجتماعی، بر پایه‌ی روش‌ تحقیق پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. مؤلفان برای تفکیک انواع دین‌داری، نظریه‌های جان هیک، آلپورت، اریک فروم، سروش و ملکیان در خصوص صور دین‌داری را مورد بازنگری قرار داده‌اند و سرانجام نظریه‌ی جان هیک را به عنوان مبنای کار پژوهشی خود برگزیده‌اند.
بر اساس یافته‌های این پژوهش نمی‌توان از رابطه‌ی تک بعدی میان دینداری و مدارا سخن گفت، بلکه ترسیم رابطه‌ای واقعی و دقیق، مستلزم تفکیک میان انواع دین‌داری است. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بین دین‌داری و مدارای اجتماعی نسبت به موضوعاتی نظیر ارتباط با غیر هم‌کیشان رابطه‌ی بسیط و قاطعی وجود ندارد. اما آنچه از میزان دینداری به مراتب مهم‌تر است، نوع دین‌داری است.
طبق نوع شناسی جان هیک، انواع دین‌داری و به تبع آن، انواع هویّت دینی در دسته‌بندی سه‌گانه انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی قابل طبقه‌بندی است. نتایج این پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت دین‌داری کثرت‌گرا و تأثیر منفی دین‌داری انحصارگرا بر مدارای اجتماعی است، همچنین از میزان متوسطی از مدارا در دین داران شمول‌گرا حکایت دارد. به عبارت دیگر، اگر هویّت دینی انحصارگرا را یک سوی طیف و هویّت دینی کثرت‌گرا را سویه دیگر آن تصوّر نماییم، بر اساس یافته‌های این پژوهش، به موازات حرکت به سوی کثرت‌گرایی بر مدارای دینی و اجتماعی و به تبع آن بر تمایل به گفت‌وگوی ادیان افزوده می‌شود.
1ـ2

مطلب مرتبط :   بافر، عصاره، میکرولیتر، میلیلیتر، پتاسیم، سانتریفوژ