ی ماهیت صحبت بیاموزیم. لغزش‌های زبان اغلب مضحک بوده و در واقع از نظر روانی با شوخی و بذله گویی ارتباط نزدیک دارند.(همان: 45)
6- کنش متقابل متمرکز، که می تواند به برخوردهای متمایز – یا مراحل ویژه کنش متقابل – تقسیم شود، در جایی رخ می‌دهد که دو یا چند نفر مستقیماً به آنچه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند. توجه نشان می دهند.
7- کنش متقابل اجتماعی را اغلب می‌توان به شیوه‌ای روشنگرانه بااستفاده از مدل نمایش مطالعه کرد – یعنی مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی چنان که گویی افرادی که در آن درگیرند بازیگران روی صحنه با تمام وسایل و لوازم صحنه‌ی واقعی تئاتر هستند. درست همانند تئاتر، در زمینه‌های گوناگون زندگی اجتماعی معمولاً تمایزات آشکاری بین مناطق جلو (خود صحنه) و مناطق پشت صحنه، جایی که بازیگران خود را برای اجرای نمایش آماده می کنند و بعداً به استراحت می‌پردازند، وجود دارند.
8- همه کنش‌های متقابل اجتماعی در زمان و مکان واقع می‌شوند. با بررسی اینکه چگونه فعالیت‌ها در طی دوره‌های زمانی معین رخ می دهند و در عین حال متضمن حرکت مکانی‌اند، می توانیم چگونگی طبقه‌بندی زندگی روزانه‌مان بر حسب زمان و مکان را تحلیل کنیم. جغرافیای زمانی یکی از وسایل بررسی مستند این امر است.
9- مطالعه‌ی کنش متقابل رو در رو معمولاً جامعه شناسی خرد نامیده می شود – در مقابل جامعه‌شناسی کلان، که گروه‌های بزرگتر، نهادها و نظام‌های اجتماعی را مطالعه می‌کند – تحلیل خرد و کلان در واقع رابطه، بسیار نزدیک با یکدیگر دارند و هر یک مکمل دیگری است. (گیدنز، 1389: 145-144)
اما فعالیت انسان ها با فعالیت موجودات دیگر تفاوت دارد. به فعالیتی که انسان انجام می دهد، کنش انسانی می گویند کنش انسانی با، اراده و آگاهی انسان انجام می شود. یک نویسنده‌ی یا هنرمند با آگاهی و اراده می نویسید یا اثر هنری خلق می کند. از این تعریف مشخص می شود، بسیاری از (فعالیت‌هایی) که در بدن انسان نیز انجام می‌گیرد، کنش انسانی نیستند. مانند ضربان قلب آدمی یا رشد سلول‌های بدن؛ زیرا این گونه فعالیت‌ها با اراده و آگاهی انسان انجام نمی شود. از انواع کنش انسانی می توان به:
ویژگی‌های کنش انسانی: با فعالیت ‌های طبیعی تفاوت‌هایی دارد از این تفاوت‌ها می توان به عنوان ویژگی‌های کنش انسانی یاد کرد برخی از مهمترین ویژگی‌های کنش انسانی عبارتند از:
الف: آگاهانه بودن: آگاهانه بودن کنشی انسان به این معناست که فعالیت به آگاهی آدمی وابسته است، به گونه‌ای که هر گاه آن آگاهی از بین برود، کنش نیز ادامه نخواهد یافت، مانند سخن گفتن که یکی از کنش‌های روزمره‌ی انسان‌هاست. اگر ما آگاهی خود را نسبت به کلمات و معانی آن‌ها از دست بدهیم، از گفتار باز می‌مانیم. از این رو بچه‌ها به علت عدم آگاهی از کلمات،نمی توانند حرف بزنند.
ب: ارادی بودن: کنش انسانی تنها با آگاهی انسان پدید می‌آید. انسان علاوه بر آگاهی، باید انجام فعالیتی را اراده و انتخاب کند. کارهایی که بدون اراده از انسان سر می‌زنند، کنش انسانی خوانده نمی شوند ممکن است فردی به صحیح بودن کاری آگاه باشد ولی تصمیم به انجام آن نگیرد یا بر عکس به غلط بودن کاری آگاه باشد ولی تصمیم بگیرد آن را انجام دهد.
ج: هدفدار بودن: هر فعالیت انسان با قصد و هدف خاص انجام می شود؛ هر چند این فعالیت‌ها در برخی موارد به مقصود نمی رسد.
فردی که به رودخانه‌ای قدم می گذارد قصد ماهی‌گیری دارد یا می‌خواهد سردی و گرمی آب را متوجه شود یا می‌خواهد یا نمی‌خواهد از رودخانه عبور کند…
و: معنادار بودن: کنش انسانی با توجه به آگاهی‌ای که بر اساس آن شکل می‌گیرد و هدفی که دنبال می‌کند، دارای معنای خاصی است، به همین دلیل، کنش‌های انسانی را بدون توجه به معنای آن ما نمی توانیم بشناسیم، برای نمونه سخن گفتن فقط صداهایی نیست که با اراده و آگاهی از دهان خارج می‌شود، بلکه مجموعه معناهایی است که به وسیله‌ی صداها به دیگری منتقل می شود.
ه: تناسب داشتن موقعیت‌های زمانی، مکانی و اجتماعی:
کنش انسانی در موقعیت‌های مختلف تفاوت دارد برای مثال، کنش یک فرد در دروان کودکی با کنش او در دوران بزرگ‌سالی فرق دارد، یا چگونگی برخورد آدمی با آشنایان، یا برخورد او با افراد ناآشنا تفاوت می کند.
کنش انسانی دو نوع پیامد دارد:
اول پیامدهای ارادی؛ این پیامدها به اراده افراد انسانی یعنی خود کنشگر یا افراد دیگر وابسته است.
چرا؟ باید افراد به جنبه‌های به ظاهر بی اهمیت رفتار اجتماعی علاقمند باشند. گذشتن از کنار کسی در خیابان. یا رد و بدل کردن چند کلمه با دوستی، فعالیت‌های کوچک و کم اهمیت به نظر می‌رسد، کارهای که ما هر روز به دفعات بی‌شمار انجام می دهیم بی آنکه نیازی به اندیشیدن درباره‌ی آنها داشته باشیم. در واقع، مطالعه‌ی این گونه شکلهای به ظاهر بی‌اهمیت. کنش متقابل اجتمای دارای اهمیت زیادی در جامعه‌شناسی است، و نه تنها به هیچ‌وجه کم اهمیت نیست که یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های پژوهشی جامعه شناسی است.
مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی روزانه به دو دلیل بسیار مهم است.
1- کارهای عادی زندگی روزانه، که ما را در کنش متقابل چهره و کم و بیش دائمی با دیگران می‌کنند، قسمت اعظم فعالیت‌های اجتماعی ما را شکل می‌دهند.
2- مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی در زندگی هر روزه به روشن کردن نهادها و نظام‌های اجتماعی بزرگتر کمک می کند. در واقع، همه‌ی نظام‌های بزرگ اجتماعی به الگوهای کنش متقابل اجتماعی که در جریان زندگی روزانه مان انجام می دهیم بستگی دارد.
نشان دادن این موضوع دشوار نیست یعنی زود گذرترین نوع کنش متقابل اجتماعی که می توان تصور کرد. هنگامی که چنین رخدادی را مستقلاً در نظر بگیریم شاید چندان ارتباط مستقیمی با شکلهای بزرگ و دایمی‌تر سازمان اجتماعی نداشته باشد. اما وقتی بسیاری از این گونه کنش های متقابل اجتماعی را در نظر بگیریم، دیگر چنین نیست. ویژگی‌های بسیار فراگیر زندگی اجتماعی از طریق بی توجهی مدنی و سایر شیوه‌های کنش متقابل که ما به کمک آنها با بیگانه‌ها رابطه برقرار می‌کنیم، حفظ می شوند. در جوامع امروزی بیشتر مردم در شهرهای کوچک و بزرگ زندگی می‌کنند ودایماً با دیگران، بی آنکه آنها را بر پایه‌ی روابط شخصی بشناسند، کنش متقابل دارند. بی‌توجهی مدنی یک از وسائلی است که به زندگی بشری با جمعیتهای پر جنبش و شتابانش، و بسیاری تماس‌های زودگذر و غیر شخصی،‌خاصیت ویژه‌اش را می دهد (گیدنز، 1389: 229-118)
تعریف کنش انسانی
اگر به اطراف خود بنگریم، متوجه می‌شویم که هر کس و هر چیز در حال انجام کاری است. خود ما نیز در همه حال به فعالیتی مشغولیم، حتی در خلوت درباره‌ی امور مختلف فکر می کنیم در جهان، تمامی موجودات کاری انجام می دهند، ابر در آسمان حرکت می‌کند. آب در جویبار روان است، درخت برگ و بار می‌دهد، خون در رگ‌های آدمی می‌چرخد، کشاورزی به کشت و زرع می‌پردازد و ما نیز به کار و کوشش و فعالیت های روزانه‌ی خود می‌پردازیم.
زمینه‌ی لازم برای نقش‌های اجتماعی به وجود می‌آورند و نظام اجتماعی خرد و کلان و نیز به وسیله‌ی کنش‌های اجتماعی متقابل شکل می‌گیرد.
هر یک از پدیده‌های اجتماعی در تناسب با دیگر پدیده های اجتماعی شکل می گیرد. مثلاً هر کنش یا هنجارهای خاص سازگار است. در جامعه ای که نوعی از هنجارهای اجتماعی استقرار یافته است. کنش هایی که ناسازگار با آن هنجارها باشد. نابهنجار شمرده می‌شوند هر کنش بر اساس نیت، هدف و معنای خاصی شکل می‌گیرد. نیت و هدف کنشگر باارزش‌های مورد نظر او مناسبت دارد. ارزش‌های اجتماعی – که همان ارزش‌های مورد قبول جامعه است – نیز کنش‌هایی متناسب با خود را می‌طلبند. ارزش‌های اجتماعی از کنش‌هایی حمایت می کنند که متناسب با آن‌ها باشند و کنش‌هایی را که متناسب با ارزش‌هایی ناشناخته و مغایر باشند، کنترل می کنند؛ یعنی. کنترل اجتماعی و جامعه پذیری نیز، متناسب با باورها، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی است. نظام اجتماعی برآیند سایر پدیده‌های اجتماعی است. در این نظام، پدیده‌های مختلف اجتماعی دارای تاثیر متقابل هستند. اگر پدیده‌های خرد اجتماعی از نسبتی هماهنگ برخوردار باشند، نظام اجتماعی کلان از انسجام برخوردار است و اگر پدیده‌های خرد، از جمله خرده نظام‌ها، مثل نظام تعلیم و تربیت و نظام اقتصادی و سیاسی، ناسازگار عمل کنند، نظام اجتماعی کلان، متناسب با آن ناسازگاری‌ها دستخوش تغییراتی خواهند شد (بروس کوئن، 102:1380)
کنش متقابل زیستی و فرهنگی:
فرایند اجتماعی شدن، در آغاز تولد و با مراقبت‌های اولیه از نوزاد آغاز می‌شود. چنانکه می دانیم، کودک انسان کاملا بی حفاظ و وابسته به افراد پیرامون خویش است. غذا، لباس و سرپناه او را باید دیگران آماده کنند- نیاز به محبت و توجه و تماس کودک با دیگران نیز به همان اندازه مهم است. آزمایش‌های علمی نشان داده است که اگر بچه میمون‌ها را از مادرشان جدا کنیم و در تنهایی نگه داریم، به صورت بهنجار رشد نخواهد کرد. اگر چه آزمایش‌های مشابهی در مورد کودک انسان صورت نگرفته است، اما انتظار می‌رود که در وضع مشابه، کودک انسان نیز واکنش مشابه داشته باشد و از رشد طبیعی بازماند.
مثال: یکی از روانشناسان، به نام ماری مارلو، در آزمایش‌هایی که به عمل آورد، دریافت که نوزاد میمون‌ها نیاز شدید و آشکاری به تماس بدنی با مادر خود دارد. بچه میمون‌ها در تنهایی و دور از مادرشان نگهداری می شوند، دو «مادر» عروسکی در دسترسشان قرار گرفت. یکی از آنها به یک باطری بسته شده و دیگری با پارچه نرم پوشیده شده بود.
دانشمندان از اینکه می دیدند بچه میمون‌ها به آن «مادر» عروسکی که با پارچه نرم پوشیده شده بود بشدت دلبستگی پیدا کرده‌اند، شگفت زده شدند، چون نسبت به عروسک دیگر کمتر علاقه نشان می‌دادند. احساس نیاز آنها به عروسک پارچه‌ای نرم بیش از نیازشان به غذا بود. هیچکدام میمون‌هایی که به این ترتیب نگهداری می شدند نتوانستند به طور طبیعی رشد کنند. (بروس کوئن، 105:1380)شاید برخی از مکانیسم های کنش متقابل اجتماعی که توسط گافمن، گارفینکل و دیگران تحلیل شده‌اند عمومیت داشته باشد، اما بسیاری از آنها چنین نیستند. برای مثال، فراهم آوردن نشانه‌گذارها، برای دادن علامت آغاز و پایان برخورد ما، بدون در نظر گرفتن ویژگی کنش متقابل انسانی در همه جاست وسایل گوناگونی که برای سازماندهی برخورد ما به کار می روند نیز در همه‌ی اجتماعات انسانها یافت می شوند – مانند بدن را به حالت روی گردانده از دیگران نگاه داشتن به هنگام تشکیل یک جمع مشغول گفتگو. با وجود این، از بسیاری از لحاظ زندگی هر روزه ما در جوامع امروزی غربی با زندگی مردم در فرهنگ‌های دیگر بسیار متفاوت است. برای مثال، بعضی جنبه‌های بی توجهی مدنی با رفتار اعضای جوامع بسیار کوچک اساساً ارتباط است که در آنها بیگانه‌ای وجود ندارد و محیط‌هایی نیز که در آن بیش از تنی چند ممکن است در یک زمان با همدیگر باشند، اگر وجود داشته باشند، بسیار معدود است. بسیاری از موضوعات بحث بی‌توجهی مدنی گافمن و جنبه‌های دیگر کنش متقابل اجتماعی، اساساً مربوط به جامعه‌هایی است که در آنها تماس با بیگانه‌ها امری عادی است. زندگی روزانه‌ی ما به طور اساسی به وسیله‌ی تغییرات مربوط به صنعت گرایی، شهرگرایی و ظهور و توسعه‌ی دولت‌های امروزی شکل گرفته است. یک مثال به نشان دادن برخی تفاوت‌های میان کنش متقابل اجتماعی در جوامع امروزی و سنتی کمک خواهد کرد. یکی از کم توسعه یافته‌ترین فرهنگ‌ها از نظر تکنولوژی که در جهان باقی مانده فرهنگ کونگ، «Kung» است. ( که گاه بوشمن نیز خوانده شده‌اند)، که در ناحیه‌ی صحرای کالاهاری و بوتسوانا و نامبیا، در آفریقای جنوبی زندگی می کنند. شیوه‌ی زندگی آنها، به علت تأثیرات خارجی در حال دگرگونی است. اما ما الگوهای سنتی آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.
کونگ ها به صورت گروه‌های سی یا چهل نفره در سکونتگاه‌های موقتی نزدیک گودال‌های آب زندگی می‌کنند. غذا در محیط آنها کم است و آنها باید مسافت زیادی را برای یافتن آن بپیمانید. این گونه راهپیمایی به طور متوسط بیشترین زمان را در روز اشغال می کند. زنان و کودکان اغلب در اردوگاه می مانند، اما بسیاری از اوقات تمام گروه ممکن است همه‌ی روز را به راهپیمایی بگذرانند. اعضای جامعه گاهی در طول یک روز در منطقه‌ای به وسعت 100 مایل مربع پراکنده می شوند، و شب برای خوردن و خوابیدن به اردوگاه بر می‌گردند. مردان به ویژه ممکن است در بیشتر طول روز تنها یا در گروه‌های دو سه نفره باشند. اما هر سال در فصل معین این جریان عادی فعالیت‌های روزانه‌ی آنها تغییر می‌کند: یعنی فصل بارانی زمستان که آب فراوان است و غذا آسانتر به دست می‌آید. زندگی روزانه کونگ‌ها در این مدت پیرامون شرکت در شعایر و مراسم، که تدارک و اجرای آنها بسیار وقت گیر است، متمرکز می‌شوند. (گیدنز: 1389: 142-141)
جنیره و فرهنگ در زندگی اجتماعی روزانه، معمولاً توجه زیادی به نگهداری و حفظ کردن آبروی یکدیگر نشان می دهیم.
بیشتر آنچه را که معمولاً «ادب» یا «نزاکت» در گردهم آیی‌های اجتماعی می نامیم شامل خودداری از صحبت درباره‌ی جنبه‌هایی از رفتار است که ممکن است در غیر این صورت منجر به از دست رفتن آبرو شود. آداب دانی نوعی تدبیر حفاظتی است که هر یک از

مطلب مرتبط :   نقاشی ساختمان