بد حجابی دانسته و استفاده از لوازم آرایشی را بهترین راه برای افزایش زیبایی خود می‌دانند یکی از شروط داشتن خواستگار بیشتر و بهتر را بد حجابی و استفاده از لوازم آرایشی می‌دانند.
فائزه 26 ساله در این باره می‌گوید :
«مثلاً با یکی از دوستانم خیلی بحث کردیم که تو چطور چادری هستی که این قدر آرایش می‌کنی و کمی موهایت را می‌گذاری بیرون. کلی بحث کردیم و اون پذیرفت ولی تو چشم‌هایم نگاه کرد و گفت نمی‌توانم. ما اگر مثل شما باشیم شوهر گیرمون نمیاید.»
در واقع بسیاری از دختر های ایرانی گمان می‌کنند که هر چه بتوانند بد حجاب و در نتیجه زیباتر باشند، بیشتر مورد پسند پسرها قرار می‌گیرند. البته این موضوع صرفاً از طرف خانم‌های بد حجاب عنوان نمی‌شود بلکه بسیاری از خانم‌های محجبه نیز همچنین عقیده ای دارند اما برای آن‌ها رعایت مسائل دیگر مهم‌تر به نظر می‌رسد. از سوی دیگر نباید فراموش کرد بسیاری از زنان ایرانی ترادف زیبایی و بد حجابی را به هیچ وجه قبول ندارند.
این موضوع در سال‌های اخیر از جنبه دیگری نیز اهمیت بیشتری یافته است، عامه مردم جامعه جدای از درستی یا نادرستی این ذهنیت، معتقد هستند وضعیت اقتصادی جامعه اجازه ازدواج را به جوانان و مخصوصاً جوان‌های که سال‌های آغازین جوانی را طی می‌کنند نمی‌دهد در نتیجه نسبت دخترها و پسر های آماده‌ی ازدواج به تعداد ازدواج‌های صورت گرفته بیشتر شده است.
نتیجه این ذهنیت این می‌شود که دختری که بتواند ازدواج کند کار بزرگی را انجام داده و شانس این را داشته که از تعداد کمی از پسرها که توانایی ازدواج را داشته‌اند، یکی یا بیشتر به خواستگاری او آمده و او آن‌را انتخاب کرده است.
برای درک بهتر این شرایط اجتماعی بهتر است این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که بار اقتصادی امر ازدواج بیشتر به عهده پسر است و مقدار کمی از آن به عهده دختر است و این وضعیت را ایجاد می‌کند که تعداد زیادی از دخترها به دلیل وظیفه کمتر خود در امور اقتصادی آماده ازدواج هستند و این در حالی است که تعداد کمتری از پسر های جامعه آمادگی ازدواج دارند؛ این یعنی محدود شدن بیشتر دایره انتخاب دخترها.
همه شرایط فوق یک حالت رقابتی در وضعیت کلان بین دختر های جامعه ایجاد می‌کند که گمان می‌برند هر چه زیبا تر باشند دایره انتخاب باز تری در ازدواج خواهد داشت.
نکته ظریفی که برای تحلیل فوق باید در نظر داشت حد تعادلی است که همیشه اکثر زنان سعی در رعایت آن دارند. در واقع می‌توان این‌گونه توضیح داد که اغلب زنان جامعه ایرانی به غیر از مواردی معدود، می‌دانند در مرد ایرانی عنصری وجود دارد به نام غیرت.
این باعث می‌شود که زنان بدانند در صورت زیاده‌روی در پوشش باز و بد حجابی، ممکن است به شدت از نگاه مرد ایرانی برای ازدواج دور شوند. آن‌ها به خوبی این نکته را درک می‌کنند که مرد ایرانی خط قرمزی دارد بنام مرد های دیگر و در صورتی که احساس کنند مرد های دیگر ممکن است از پوشش همسر آینده‌اش لذت ببرند در انتخاب خود تجدید نظر می‌کند.
در واقع تنوع و گستردگی خط قرمز و یا حد تعادل در بین زنان را می‌توان ناشی از تعاریف گسترده آنان از تعادل و زیاده‌روی دانست. ممکن است برای یک فرد چند نخ مو عدم تعادل باشد و برای کس دیگری پوششی که توسط فرد اول از آن به برهنگی یاد شود تعادل محسوب گردد.
از موارد دیگری که تأثیر ازدواج در گرایش به بدحجابی بیشتر است در شهری کوچک و تا حدودی در روستاهاست. از آنجا که همیشه در شهری‌ها کوچک و روستا پسرها زودتر و بیشتر از دخترها اجتماعی می‌شوند و روابط اجتماعی پیدا می‌کنند؛ این پسرها هستند که زود تر به شهرهای بزرگ رفت و آمد پیدا کرده و ظاهر های جدید و پوشش‌های باز و به قولی بد حجاب شهری‌های بزرگ را می‌بینند و آشنا می‌شوند. علاوه بر این نفوذ بسیار زیاد رسانه های دیداری، به خصوص تلویزیون و ماهواره در این مناطق مصادیق جدید زیبایی را به مخاطبان ارائه داده است.
این موضوع تا حدودی ذائقه پسر های این مناطق را تغییر داده و دختر های آرایش کرده و آفتاب ندیده شهری برایشان جذابیت بیشتری دارد تا دختر های آفتاب سوخته روستایی. این واقعیتی است که هم اکنون در مناطق روستایی و شهر های کوچک علی رغم موارد نقیض بسیار، در حال رخ دادن است.
امری که هم اکنون جامعه روستایی را با معضلی مرتبط ساخته؛ وا آن اینکه دختران روستایی احساس می‌کنند زیبایی لازم را برای رقابت با دختر های شهری ندارند. این موضوع جدای از آسیب‌های اجتماعی که دارد و خارج از این بحث است تا حدودی در پوشش دختران روستاها و شهر های کوچک تأثیر گذار بوده است. افزایش فروشگاه های لوازم آرایشی و تغییر در نوع پوشش دختر های جوان در این مناطق به نظر می‌رسد تأثیر ایجاد این رقابت است.
جنبه‌ی دیگری که با واسطه بر پوشش زن‌ها تأثیر می‌گذارد و می‌توان آن‌را ایجاد چرخه بد حجابی ناشی از ازدواج دانست این موضوع است که بسیاری از زن‌ها این تصور را دارند که مردها گمان می‌کنند که زن‌های محجبه به تبع محجبه بودنشان در جامعه، در خانه نیز در مقایسه با زن‌های دیگر پوشیده تر هستند و در نتیجه نمی‌توانند نیاز های بصری یک شوهر را تأمین کنند و از سوی دیگر چون زن‌های محجبه آشنایی کمتری با چگونگی استفاده از لوازم آرایشی و … دارند در تأمین این دست از نیاز های همسرانشان ناتوان‌تر هستند؛ و در نتیجه محجبه بودن را یک عنصر منفی در گرایش مردها برای ازدواج تلقی می‌کنند.
درک صحیح این شرایط اجتماعی ما را با یک ذهنیت تأثیر گذار بر پوشش زنان مجرد آشنا می‌کند که به نظر می‌رسد به گرایش بیشتر جامعه زنان ایران به مصادیق بد حجابی کمک می‌کند.
اما این تحلیل از تأثیر امر ازدواج بر پوشش مخالفینی نیز در بین زنان دارد. نخست گروهی از زنان هستند که این تفسیر؛ که زن‌ها برای ازدواج بهتر تلاش می‌کنند را نوعی بی احترامی به زن دانسته و غرور زنانه‌شان اجازه بیان همچنین تحلیل‌های را نمی‌دهد. می‌توان ادعا کرد زنانی که تا حدودی دارای تفکرات فمینیستی هستند جز این دسته هستند. آن‌ها خود را فراتر از این می‌بینند که به فکر انتخاب شدن توسط مردها باشند یا نباشند. آن‌ها این‌طور وانمود می‌کنند که عدم انتخاب توسط مردها برایشان اصلاً موضوع مهمی نیست که به تبع آن بخواهند رفتار خود را اعم از حجاب یا چیزی دیگر برای جلب نظر مردها تغییر دهند یا ندهند.
عده ای دیگر نیز معتقد هستند بد حجابی و استفاده از لوازم آرایشی اصولاً مساوی با زیبایی نیست و بیان می‌کنند مردها به عنصر زیبایی ذاتی توجه بیشتری دارند تا زیبایی ماسکی. عده ای نیز مردی را که به ظاهر طرف مقابل تا این حد اهمیت بدهد که اولویت اولش باشد، مرد دلخواه خود نمی‌دانند و معتقد هستند مردها به موارد دیگری همچون اجتماعی بودن زن، خانواده و… بیشتر از زیبایی زن اهمیت می‌دهند.
عده‌ی دیگری هم اصولاً مردی را که برایش آرایش کردن و بد حجاب بودن همسرش امری مطلوب یا حداقل علی السویه باشد، مردی که بتوانند با آن زندگی کنند نمی‌دانند و معتقد هستند فقط با مردی ازدواج می‌کنند که اعتقادات مذهبی‌اش درشان خودشان باشد.
در این میان، بعضی دیگر استدلال می‌کنند محجبه بودن زن‌ها به این دلیل در کاهش خواستگار آن‌ها موثر است که آن‌ها اهل حضور دائم و فعال در جامعه نیستند. آن‌ها معتقدند دختران محجبه مگر به ضرورت در اجتماعات حاضر نمی‌شوند و این باعث می‌شود که کمتر دیده شوند؛ و این موضوع از دو سو به زنان محجبه ضربه می‌زند؛ اول اینکه برداشت می‌شود آن‌ها اجتماعی نیستند و دوم اینکه کمتر دیده می‌شوند.

مطلب مرتبط :   دادگاه، رسمیت، رای، صادره، تنبیهی، ناقض

4-2-10- ازدواج و پوشش (پس از ازدواج)
پر واضح است که تأثیرات ازدواج بر مسئله پوشش زنان محدود به قبل از وقوع آن نمی‌شود و ازدواج به عنوان یک عنصر تأثیر گذار بر رفتار انسان پس از وقوع نیز بر پوشش زنان دارای تأثیرات عدیده ای است. از این رو در این بخش به انواع رفتار های که ممکن است به واسطه ازدواج در بخشی از زنان رخ دهد می‌پردازیم.
عده ای از زن‌ها به ازدواج به عنوان عنصری که آن‌ها را از قید و بند های خانوادگی رها می‌کند و به آن‌ها استقلال نسبی می‌دهد نگاه می‌کنند. البته این نگاه با اضافه شدن تأثیر شوهر بر زن که در ادامه مورد اشاره قرار می‌گیرد تا حدودی از معنای استقلال واقعی دور خواهد شد اما به هر حال بعضی از زنان به ازدواج به معنای این نگاه می‌کنند که پس از ازدواج توان عمل بر خلاف نظر خانواده خود را پیدا می‌کنند.
از این رو بعضی دخترها که در خانواده با محدودیت‌های در اجبار به حجاب مواجه بودند، پس از ازدواج تا حدودی خود را فارغ از این محدودیت‌ها می‌بینند.
بخشی از زنان پس ازدواج احساس می‌کنند حالا دیگر شوهر دارند و کسی نمی‌تواند انگ و تهمت‌های ناروا به آن‌ها بزند در نتیجه می‌تواند آن پوششی را که دوست دارد استفاده کند. این عنصر در مناطق شهری و روستایی که بد حجابی دارای معانی بد و شبیه بی عفتی مطلق دارد بیشتر صدق می‌کند.
در واقع حس مملوک بودن زن متأهل، این حس را در او ایجاد می‌کند که تأهل نگاه های جنسی را تا حدودی از او دفع می‌کند؛ به عبارتی زن احساس می‌کند حالا مردی را دارد که آن مرد متعلق به اوست و او نیز متعلق به آن مرد است، در نتیجه مردهای دیگر می‌دانند این زن صاحب دارد و همین باعث می‌شود نگاه های جنسی به آن زن برداشته شود.

مطلب مرتبط :   مخمر، سلول، al,، اکسیژن، کلنی¬ها، C.

4-2-11- نقش شوهرها در پوشش زنان
می‌توان تأثیر شوهرها را در پوشش زنان به دو دسته تقسیم کرد. اول تغییراتی است که شخص به عنوان شوهر بر همسرش می‌گذارد. شوهرها از دو ابزار قدرتمند برای تأثیر گذاری بر همسرانشان برخوردار هستند، نخست اینکه شوهرها در مقام ارتباط با همسرانشان به دلیل علاقه و محبتی که بین طرفین در جریان است کلام نافذ تر و قوی‌تری برای تغییر در همسرانشان دارند و ابزار دوم، حق مدیریت و تا حدودی مالکیتی است که مردها در جامعه ایران نسبت به زن‌ها دارند. در واقع می‌توان زن‌ها را تا حدودی متأثر از اعتقادات خود زن و شوهرش دانست.
نوع اول تأثیر گذاری‌های شوهر بر همسر با استفاده از این دو ابزار، تغییرات اعتقادی در همسر است. یعنی ممکن است زنی با اعتقادات مذهبی متوسط با مردی با اعتقادات مذهبی قوی ازدواج کند و به مرور زمان همسر به سمت شوهرش گرایش پیدا کند. از هر دو نوع یعنی گرایش زن نسبت به شوهری که اعتقادات قوی دارد و بر عکس در جامعه امروز ایران به چشم می‌خورد. امری که در ازدواج دو نفر کاملاً متضاد بعید به نظر می‌رسد.
مثلاً بعضی مردها ممکن است خیلی مذهبی هم نباشند، اما خط قرمز غیرت آن‌ها محدود است و اجازه نمی‌دهد حتی مقدار کمی از مو های همسرش بیرون باشد یا مانتوی بر تن کند که بخشی از اندام همسرش را مشخص کند. این مرد با استفاده از اجبار، پوششی کاملاً با حجاب را برای همسرش باعث شده است؛ و ممکن است مردی بسیار معتقد به مبانی ارزشی و مذهبی باشد و بد حجابی همسرش را بنا به روایات بسیاری که می‌داند مساوی با بی تقوایی و گناه کاری خودش بداند. این مرد نیز یا همسر محجبه انتخاب کرده یا همسرش را پس از ازدواج با استفاده از ابزار های فوق محجبه می‌کند؛ به هر حال او همسر محجبه ای دارد.
برعکس نیز وجود دارد که بعضی از مردها از اینکه همسر زیبایی دارند که ممکن است نگاه های دیگران را نیز به خودش جلب کند احساس فخر کنند. در واقع همسر این مردها مایه تفاخر برای آن‌ها هستند.
البته بخشی از مردها هم حدود متفاوتی برای اعتقادات خود دارند. یکی ممکن است مانتو تنگ و بدن نما خط قرمزش باشد یکی ممکن است همسرش را ملزم به پوشیدن چادر کند ولی آرایش کردن را برای او نوعی نیاز و الزام بداند و مردی نیز ممکن است همسر چادری خود را از هرگونه آرایش کردن منع کند.
البته همه این الزام‌ها، الزاماً پس از ازدواج رخ نمی‌دهد بلکه ممکن است شروطی برای ازدواج بین دو نفری باشد که در بسیاری موارد تفاهم دارند و احساس می‌کنند می‌توانند برای جلب نظر دیگری کمی تغییر کنند.
دسته دوم از تغییرات در پوشش زنان، تأثیراتی است که نه به واسطه اعتقادات شوهر بلکه ناشی از آیین‌های خانوادگی است که با اضافه شدن زن به آن خانواده، موظف به رعایت آن‌ها می‌شود.
مثلاً «زهرا 24 سال» می‌گوید:
«اگر بخواهم روزی چادر را کنار بگذارم از برخورد پدر و مادر همسرم بیشتر از برخورد خانواده خودم نگرانم و ممکن است از خانواده آن‌ها طرد شوم.»
خانواده شوهر و جایگاه زن در خانواده شوهرش برای زن‌ها اهمیت فوق‌العاده ای دارد و زن‌های سعی می‌کنند متناسب با مطلوب آن خانواده رفتار کنند.
از اینجاست که بعضی زن‌ها متأهل بیش از زمان تجرد به پوشش و آراستگی و زیبایی خود اهمیت می‌دهند.
«زهرا 24 ساله» معتقد است قبل از ازدواج کمتر به لباس و پوشش خود اهمیت می‌داده و از این موضوع ضربه های روحی خورده و احساس افسردگی می‌کرده است.

4-2-12- غیرت مردانه و تأثیر آن‌ بر پوشش زنان
همیشه و در اکثر دوره های تاریخی ایران، بسیاری از رفتار های زنان چه در اجتماع و چه در خانه، متأثر از تفکرات مردان آن‌ها بوده و هست. البته این تأثیر گذاری در دهه های گذشته به شدت رو به کاهش است و دیگر نمی‌توان به صورت مطلق مردسالاری را یکی از ویژگی‌های جامعه ایرانی بر شمرد. اما در همین وضعیت و در اکثر قشر های جامعه از تحصیل کرده تا کمتر تحصیل کرده، از ثروتمند