ز افکار ویژه این گروه می‌باشد.
➢ تانگه حرکت و جابجایی را ضامن بقای شهر دانسته و قرار دادن عملکردهای متنوع یک شهر در حول محورها را عامل مؤثر ساختاری و پیوندی میان آنها دانسته است.
➢ اختلاط کاربریها به همراه تنوع در زمان و نحوهی استفاده موجب تقویت ساختار اصلی است.
➢ ساختار، حاصل تمرکز فرمها، فضاها و فعالیتهای مختلط میباشد.
➢ عناصر دیرپا جزء استخوانبندی شهر محسوب می‌گردند.
9
سایر نظریه پردازان
راپاپورت
– عناصر فرهنگی نظیر مسجد، فرهنگسرا و …. مهمترین عناصر شکل دهنده به ساخت اصلی شهر
– توجه به اصول ارتباط، زمان و مفاهیم و جایگاه انسان در فضا در ساختار شهری

زیته
– عناصر و فضاهای شهری گره ای ( میدان) و خطی ( خیابان) مهمترین تاثیر را در ایجاد کلیت در فضاهای جمعی و شهر ایفا میکنند.

جاکوبز
– فضاهایی که اختلاط کاربری و تراکم و تجمع جمعیتی و جنب و جوش را فراهم مینمایند، شکل دهنده ساختار اجتماعی و در نتیجه ساختار ارتباطی و ساختار شهر را شکل میدهند.

راب کریر
– توجه به کلیت شهر از دو طریق خیابان و میدان و مخالفت با منطقه بندی شهری
منبع : نگارنده، 1393.
2-8-2 تدقیق معیارهای شناخت استخوان بندی اصلی شهر
با توجه به اهداف و دیدگاههای مطرح شده در بخشهای گذشته در خصوص معیارهای شناخت ساخت اصلی به یک دستهبندی جدید از معیارها دست یافته شد. برای ساماندهی شرایط موجود استخوانبندی شهرها، علاوه بر شناخت وضعیت موجود میبایست قابلیتهای ساماندهی و بهبود ویژگیهای کمی و کیفی نیز شناخته و ارزیابی شود. به طور کلی به منظور شناخت استخوانبندی 3 دسته معیار مورد سنجش قرار می‌گیرد که به شرح ذیل می‌باشند.
• مشخصات کالبدی شهر( فرم شهر)
• مشخصات فعالیتی و عملکردی اجزاء شهر
• مشخصات فضایی اجزاء شهر
دکتر بذرگر، در کتاب در ” شهرسازی و ساخت اصلی شهر” در خصوص معیارهای استخوانبندی شهر 9 دسته معیار معرفی می‌کند و برای هر یک از این معیارها، زیر معیارهایی را برگزیده و مورد سنجش قرار میدهد. این معیارهای 9 گانه به شرح ذیل است.
1. معیار عوامل محیطی و طبیعی 2. پایداری 3.تردد اجتماعی4. مقیاس عملکردی (دامنه نوسان عملکردی) 5. اهمیت کارکردی 6. عرصه عمومی 7. اندازه 8. ارزش فضایی کالبدی و جنبه های نمادین 9.رابطه فضایی
همچنین دکتر سید محسن حبیبی در مقالهای تحت عنوان «چگونگی الگوپذیری و تجدید سازمان محله» که در نشریه هنرهای زیبای دانشگاه تهران شماره 13 به چاپ رسیده است، همزمانی و در زمانی حرکات انسانی (مجموعه رفتارها و فعالیتها) را به مثابه نیروهای پیوند دهندهی عناصر استخوانبندی دانسته به 8 روش ساماندهی پرداخته است.
البته قابل ذکر است این روشها، به هیچ وجه معیارهای شناخت عناصر استخوانبندی نمی‌باشند بلکه نیروهای سازمانیافته در جهت تقویت جایگاه عناصر استخوانبندی در شهر هستند.

– معیارهای ساماندهی نیروهای پیوند دهنده عناصر استخوانبندی اصلی شهراز نظر دکتر حبیبی
1. ایجاد تقویت و تداوم محور اصلی 2. ایجاد شبکه ای از مراکز بر حسب سلسله مراتب فضایی – کالبدی 3. ایجاد وحدت در شکل معماری 4. ایجاد نمادهای مرتبط با یکدیگر (هماهنگ و نمادین) 5. ترکیب وحدت گرایانهی عملکردها 6. خلق فضای تسهیل کننده روابط اجتماعی 7.نهادینه کردن سلسله مراتب فضایی 8.ایجاد گذر پیاده

با توجه به مباحث فوق معیارهای اصلی شناخت استخوان اصلی شهر مطابق زیر ارائه می‌گردد.

( دیاگرام شماره 2-3 ) معیارهای شناخت استخوانبندی اصلی شهر
منبع : نگارنده، 1393.

2-8-3 معیارهای شناخت استخوانبندی اصلی شهر
1. اولین ویژگی مورد بحث عوامل محدود کننده یا مانع میباشند که می‌تواند عناصر زیستی طبیعی و محیطی و یا عناصر مصنوع انسان ساخت باشد. دکتر حبیبی در کتاب “از شار تا شهر” به تأثیر این عوامل در شکلگیری کالبدی و تظاهرات فضایی کانونهای زیستی اشاره می‌کند. در شهرهای انگلیسی نظیر لندن، بیرمنگام و … رودخانه از مهمترین عواملی است که علاوه بر تأثیرگذاری شدید بر فرم و شکل شهر، ساخت اصلی شهر را هویت میبخشد. در تهران می‌توان به کوه های شمالی شهر، در شیراز ارتفاعاتی نظیر باباکوهی از جمله عناصری اشاره نمود که موجب تأثیرگذاری بر ساخت شهر میشوند.
از این رو بررسی موقعیت استقرار جغرافیایی شهر و تأثیر آن بر ساخت اصلی و توجه به تنگناها و قابلیتهایی که در شهر ایجاد می‌کنند از جمله عواملی میباشد که در مطالعه و بررسی ساخت شهر میبایست مورد بررسی قرار گیرند.

مطلب مرتبط :  

( تصویر شماره 2-15 ) عوامل محدود کننده
منبع : نگارنده، 1393

2. معیار ثبات یا پایداری در طول زمان (stability)
کوین لینچ در کتاب ارزشمند «تئوری شکل خوب شهر» پایداری را میزان مقاومت و دوام عناصر کالبدی یک شهر در مقابل عوامل فرسوده کننده و زوال میداند که در طول دورههای طولانی توانایی فعالیت را دارا باشند.
از سوی دیگر ذکر این نکته نیز ضروری میرسد که اعتبار و ارزش مکانهای مختلف برخواسته از پیشینه تاریخی آنهاست به این معنا که حاصل اعتبار کالبدی فعالیتی است که درطول زمان برخوردار شده است.
براساس این معیار، عناصر و عواملی که پایدارتر و بادوامتر بودهاند، اعم از فضاها و تودههای شهر، شاکلهی ساخت اصلی شهر را تشکیل داده و درتقویت و یا تضعیف استخوانبندی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. به تعبیری دیگر، عناصر و یا فضاهایی که از بعد کالبدی و کارکردی یا عملکردی درطول زمان به حیات خود ادامه دادهاند، عناصر پایدار در ساخت اصلی میباشند.
از این رو به منظور دستیابی به عناصر پایدار، میبایست توسعهی شهر در دورههای تاریخی مختلف بررسی و عناصر الحاقی و گسسته شاکلهی شهر به صورت عناصر ثابت و متغیر بررسی گردد و عناصر را می‌توان در دو حالت 2 بعدی و سه بعدی از جهت فرم، الگو و اندازه نظیر ارتفاع، احجام، سبک معماری، ترکیب فضایی، موقعیت قرارگیری و … مورد توجه قرار داد.

( تصویر شماره 2-16 ) پایداری در طول زمان
منبع : نگارنده، 1393
3. مقیاس عملکردی عناصر (Functional scale)
بر طبق نظریههای ارائه شده به این نکته دست یافته شد که عناصر و فعالیتهایی که از مقیاس حوزهی خدماتی وسیعتری در سطح شهر برخوردارند و کلیهی مردم از آن بهره میبرند و از نظر سلسله مراتبی از مقیاس عملکردی بزرگتری برخوردارند، دامنه خدماترسانی و حوزهی فعالیتی گستردهتری را تحت پوشش قرار میدهند.
از اینرو ضروری است در هنگام مطالعه فضاها به طور دقیق از نظر الگوهای زمانی استفاده به صورت دورهای ( سالیانه، ماهانه، هفتگی و … ) مورد بررسی قرار گیرد و نوع استفاده از فضا به صورت ساکن و ثابت مورد تحلیل واقع گردد. به نظر می رسد راسته های پرتردد تجاری، مساجد اصلی شهر، بازار و … از جملهی این عناصر باشند.

4.عناصر و فضاهای تسهیل کننده روابط اجتماعی
با شکلگیری جامعه مدنی در رویکرد پست مدرنیستی عصر حاضر، شهروند موقعیتی برتر و متفاوت از ساکن شهری یافته است. او کسی است که در تصمیم گیریها آگاهانه شرکت می‌کند. با این اعتبار، فضای عمومی برای تجدید حیات مدنی، اهمیتی ویژه یافته و ایجاد عرصههای عمومی زمینهی لازم برای مشارکت مردم در مسائل جامعهی خود را فراهم می‌آورد. به این ترتیب عرصه عمومی بستری می‌گردد که روابط اجتماعی در آن به سهولت برقرار شده و نظارت عمومی تحقق مییابد.
دکتر بذرگر در کتاب «شهرسازی و ساخت اصلی شهر» از این ویژگی تحت عنوان قابلیت ایجاد تردد اجتماعی عناصر یاد می‌کند و نوعی ویژگی عملکردی عناصری نظیر مکانهای خرید، بازارها، مکانهای خدمات عمومی و دولتی و … میداند.
با توجه به ویژگی جاذب جمعیت بودن این عناصر و همچنین مقیاس عملکردی، موقعیت استقرار آنها که غالباً در کنار محورها، هستهها و حوزههای فعالیتی اصلی شهر جای دارند، در پیوند با سایر عناصر استخوانبندی اصلی شهر، این ویژگی مورد شناسایی قرار می‌گیرد.

( تصویر شماره 2- 17 ) فضاهای تسهیل کننده روابط اجتماعی
منبع : نگارنده، 1393

5.عرصه های مهم و تأثیر گذار فعالیتی و کارکردی
شهر مجموعهای فرهنگی – کالبدی است که براساس نیازها، فعالیتها و رفتارهای ساکنین آن شکل گرفته است. انسانها بسته به نیازهای فردی یا گروهی خود فعالیت کرده و الگوی رفتاری خاص خود را عرضه می‌کنند. شهر و فضاهای مختلف آن بستر یا ظرفی هستند برای اینگونه اتفاقات. بالتبع فضاها و خصوصیات آنها وابستگی شدیدی به نحوهی فعالیت و الگوهای رفتاری استفادهکنندگان آنها دارند (پاکزاد، 1384: 76)
با توجه به آنچه ذکر شد خصوصیت عمومی بودن، قابل دسترس بودن و برقراری تعاملات اجتماعی ویژگی اصلی فضاهای شهری است که در اصطلاح شهرسازی (public space) گفته می‌شود. از این رو فضاهایی نظیر خیابانها و گذرگاههای پیاده، پارکها، میدانها، نمایشگاهها، گشودگیهای فضایی بناهای عمومی و … از جمله عرصههای عمومی در شهر میباشند. از اینرو عرصههای عمومی از طریق مفاصل فضایی، تقویت و گسترش یافته و شاکلهی اصلی شهر را تشکیل می‌دهد. اصولاً فضا بستر شکلگیری و رخداد فعالیتهاست.
فعالیتهای مهم و تأثیرگذار شهری که از نظر کارکردی دارای اهمیت میباشند، در فضاهای عمومی ظهور پیدا می‌کنند.
منظور از ویژگی اهمیت کارکردی به آن دسته از عناصر و فضاهای شهری است که از نظر خدماتی اهمیت زمانبندی دارند و قابلیت پاسخگویی به نیازهای همهی اقشار و گروههای اجتماعی و سنی مختلف را دارا میباشند. این عناصر در نقاط حساس شهر استقرار یافته اند. فعالیتهایی که در این فضاها رخ میدهند جنبهی عمومی دارند یعنی همهی مردم شهر به راحتی و آزادانه میتوانند به آن مراجعه نمایند ( بذرگر، 1382: 80).

مطلب مرتبط :   حمل‌ونقل، چندوجهی، اپراتور، شیوه‌های، کانتینری، ریلی

( تصویر شماره 2-18 ) عرصه های تأثیرگذار فعالیتی و کارکردی
منبع : نگارنده، 1393

6. شبکهی ترکیبی گذرها شامل مراکز و محورها
مسیرها در ذهن شهروندان نه تنها خطوطی هستند که ارتباط نقاط مختلف شهر با یکدیگر را میسر میسازند، بلکه فضاهایی را تصویر می‌کنند که به صورت روزمره بیشترین حیات جمعی را در خود جای میدهند. مسیرها از اصلیترین و زیربناییترین عناصر در ساختار ذهنی از یک شهر هستند. این فضاها، جمعی و حاوی ارزشهای فرهنگی و محیطی میباشند که طی دوران مختلف جهت دسترسی و زندگی اجتماعی شکل گرفتهاند.
همچنین راهها و گذرهای اصلی را می‌توان ستون فقرات استخوانبندی شهر نامید. سایر عناصر و عوامل، در اطراف این محورها استقرار مییابند. مراکز نیز علاوه بر گرههای ترافیکی، نقش عامل تجمعی و گره اجتماعی میباشند. با ایجاد مراکز اصلی و شبکه ای از مراکز با اتکاء به محورهای ارتباطی می‌توان حرکت تعاملی و نیروهای پیوند دهنده در مراکز را به تمام پهنههای اصلی شهر گسترش داد.
به این ترتیب شهروندان خود را در نظمی سهیم مییابند که توسط استخوانبندی ایجاد شده است. احیاء، ایجاد و یا باز آفرینی شبکهای از فضاهای مرتبط به یکدیگر به ساماندهی مجدد نظم فضایی استخوانبندی و شبکهبندی آن منجر شده و هر مرکز در ارتباط با سایر مراکز و در ارتباط با مراکز اصلی قابل درک خواهد شد. این شیوهی آرایش فضاها نوعی مفصلبندی در استخوانبندی و مسیر حرکت میانجامد و مراکز در پیوندی سازمند با گذرها قرار گرفته و خود باعث ایجاد شاکلهای قوی میشوند.

( تصویر شماره 2-19 ) الگوی گستره و محور
منبع : شیعه، 1384

ساختار بسیاری از شهرهای کهن ایرانی نظیر کاشان ویزد که بر پیوند فضایی میان مرکز شهر و سایر مراکز در محلات از طریق گذرهای اصلی استوار است تأکیدی بر اهمیت و کارایی شبکهای مراکز از طریق مجاری حرکت به استخوانبندی شهر می‌باشد.

تصویر شماره 2-8 : شبکۀ ترکیبی گذرها
7. نشانههای شهری و جنبههای نمادین کالبدی و ارزشهای نمادین
خلق نشانه ها و نمادهای شهری در نقاط مکث، مراکز اصلی و فرعی و یا در امتداد محورهای اصلیتر و سواره و پیاده به کنش متقابل بین آنها میانجامد و به این ترتیب نیروهای سازماندهنده در فضا را به جریان میاندازند. نمادها به ویژه با استقرار در تقاطع گذرها سیمای قسمتهای مخلتف شهر را از یکدیگر متمایز کرده و به تقویت حس جهتیابی و در نتیجه خوانایی کمک می‌کنند (حبیبی، 1382).
به کمک این معیار کشفی خلاق بین دو پیکر ایجاد شده و نیروهای انتقالی موجب انسجام و ساماندهی میشوند. در بسیاری از شهرها در غیاب عناصر نشانهای طبیعی نظیر کوه؛ برخی از ساختمانها، خیابانها و یا میادین مانند عنصری هویتبخش به اماکن یا هستههای شهری و یا حتی کل شهر عمل می‌کنند. این عناصر به تدریج در جریان شکلگیری شهر در طول تاریخ تقویت و یا تضعیف شدهاند. در شهرهای کهن ایرانی مسجد جامع، ارگ، بازار، میدان های اصلی و… چنین نقشی را داشتهاند.
این گونه عناصر از عملکردهای نمادین (symbolic) برخوردارند که هم از لحاظ کارکرد و هم از لحاظ بصری به دلیل خاص و بیهمتا بودن، توانستهاند به عنوان نمادهای شهری، ناحیه ای را دراطراف خود در سطح شهر تعریف نمایند.

( تصویر2-20 ) نشانه های شهری و نمادین
منبع : نگارنده، 1393
4- چارچوب نظری
با توجه به بررسیهایی که تاکنون انجام شده میتوان قانونمندی های کلی زیر را