بزرگ سهمی قائل بودند. ناسیونالیسم در جهان اسلام به رویارویی اقوام و همسایگان مسلمان انجامید (برای مثال ناسیونالیزم اعراب در مصر علیه ترکان عثمانی) اما ناسیونالیسم در ترکیه در غرب به رویارویی با نظام پاپی مستقر در رم و این البته تا حدی به دلیل استقلال نسبی نقاط مختلف و مواجه بودن با دشمن مشترکی به نام نظام کاتولیکی بود.<br /> از نکاتی که در تفاوت میان نوع مصلحان ما و آنها باید بدان توجه داشت آن است که مصلحان در جهان اسلام، دنیا را در امتداد آخرت میدیدند، ولی اصل برای آنها “آخرت” بود و لذا اشتباه است که آنها را کسانی بدانیم که دغدغ? دنیایی داشتند و در اندیشه ترقی و توسعه و سعادت این جهانی بودند. در جهان اسلام توجه به دنیا چه به شکل مقدمه آخرت یا این که هدف زندگی، زیستن در این جهان باشد، وجود داشته است اما این که ابزارها و مکانیسمهای لازم برای نیل به این هدف در اختیار بوده باشد، محل تأمل است. به عبارت دیگر، مفاهیم بلندی چون “الدنیا مزرعه الاخره” وجود داشت، ولی در جهان اسلام حرکتی در جهت عمارت دنیا برای آبادانی آخرت نگرفت، در حالی که مصلحان پروتستان نگاهی آخرتمحور به زندگی داشتند و بنابرین، دنیا برای آنان ارزش و جایگاهی نداشت ولی اندیشههای آنان لوازم ناخواسته یا خواستهای داشت که به آبادانی دنیا کمک کرد. به بیان دیگر، جنبشی که خواسته اولیهاش برگرداندن کلیسا به سادگی و خلوص اولیه بود، به راهی رفت که خود گمان نمیکرد و به قول نویسنده کتاب سنت روشفنکری در غرب(ص 157)، کریستف کلمب که قصد یافتن راه کوتاه به هند را داشت، اتفاقاً دنیای جدید را کشف کرد 549و به همین شکل، مارتین لوتر و پیروانش که قصد بازگشت به دنیای قدیم را داشتند، به پدید آمدن دنیایی جدید یاری دادند؛ دنیایی جدید بود، نه به مفهوم جغرافیایی بلکه دنیایی جدید از نظر زمانی – دنیای امروز.

8. یکی از وجوه تفاوت میان اصلاحگری در شرق و غرب آن است که به لحاظ جامعهشناختی در شرق معمولاً نوعی اقتدارگرایی خشن حاکم بوده است که در برابرش هیچ قدرت مدنی و غیر مدنی وجود نداشته است، اما در مغربزمین علاوه بر محدود بودن وسعت جغرافیایی، شوراهای محلی و صنفی وجود داشته که تا حدی میتوانست در مواقعی، خلاء قدرت را پر کند و از سوی دیگر در شرایط بحرانی خودش تا حدی آن را رهبری کند. نمونه این تشکلها، یونیورسیتیهاست که در اصل اتحادیههای صنفی معلمان در قرن 11 بوده است. نمونه دیگر شوراهای محلی در شهرها و روستاهاست. حذف یک قدرت مرکزی به نام کلیسای کاتولیک و پاپ میتوانست از این جهت مورد استقبال امیران و یا دهقانان باشد که آنان مجال بیشتری برای نفس کشیدن داشته باشند و ناگزیر نباشند که از مقامی در رم تبعیت کنند. حتی گفته میشود که قیام دهقانان در آلمان از آن رو بود که اشراف و زمینداران با مقررات تازه خودمختاری روستاها را از بین برده بودند.
9. تعمیق جریان اصلاحی در میان توده مردم در برابر این نگاه که یا به سراغ سلاطین و فرمانروایان میرفتند و اصلاحات را از آنجا شروع میکردند یا حتی سراغ آنها هم نمیرفتند و اصلاحات در حد محافل محدود جمعی از خواص بود. از تفاوتهای مهم جریان اصلاحی در غرب با جهان اسلام آن است که در غرب مسیحی، اولاً تحولات خاستگاهی الهیاتی و اعتقادی داشت و ثانیاً به سرعت در میان توده مردم گسترش یافت و نوعی انقلاب فراگیر و مردمی در سراسر اروپا از آلمان تا فرانسه و انگلستان و سایر نقاط پدید آمد که به ساحت دین نیز اختصاص نداشت، اما قلمرو دین نیز مورد بازنگری قرار گرفت؛ اما در جهان اسلام چیزی به نام خیزش و بیداری فراگیر و مردمی جز در برهههای خاصی آن هم در بعضی از مناطق مشاهده نمیشود.
10. مخالفت با رهبانیت و بهرهگیری از توان بالقوه و بالفعل دیرها در پیشبرد اهداف دین و اجتماعی. در جهان مسیحی به دلایلی رهبانیت شکل گرفت که نوعی اعتزال و کنارهگیری از شرایطی بود که آنان نامطلوب میپنداشتند و میکوشیدند تا با دوری جستن از آن جریان موجود، به سلامت و پاکی دینی خود کمک کنند و زنگارهای جریان رایج بر آنان کمتر اثر نهد. تشکیل اولین صومعهها و دیرها از قرن سوم میلادی در مصر و سوریه بود که گروهی از مسیحیان شرقی تصمیم گرفتند تا به دور از مردم به ذکر و فکر مشغول باشند و به این جهت که در بیابان زندگی میکردند، ارمیت،550 و از آن جهت که منزوی بودند، موآن551 نامیده میشدند.552 در قرن چهارم تعداد راهبان رو به فزونی گذاشت و صومعه تشکیل شد و همه از یک قانون و یک رئیس اطاعت میکردند که اولین آنها در سال350 در یکی از جزایر کوچک رود نیل بود و از آنجا به سوریه و آسیای صغیر منتشر شد.553 دیرها و صومعهها علاوه بر این، کارکردها مثبت دیگری داشتند که به نوعی کانون علمی به شمار میآمدند و بسیاری از عالمان در فنون مختلف با استفاده از خلوت و سکوت و مختصر امکانات آن به تأملات مختلف علمی و معنوی میپرداختند. در قرون وسطی، بیشتر خادمان دین، راهبان و راهبههایی بودند که در صومعهها با فقر و قناعت میزیستند و به نیایش یا کارکردن مشغول بودند. در میان این گروه متفکرانی بودند که در صومعهها مینشستند و بیآنکه در اندیشه ثروت یا ملاحظه و پروای از دربار باشند، به علمآموزی مشغول بودند. نویسنده مقاله “ایمان و تکنیک” بر این باور است که نیروی گستاخی در امثال اکام، از ریاضت و تحقیر مال و جاه است و اروپا پرکاری و منش مرتاضانه در دانشوری را از صومعهها آموخت.
نکته دوم در این خصوص، کاردوستی در صومعهها و خودکفا بودن آنها بود. ساکنان این مراکز فرصت آزمایش داشتند و لذا بسیاری از ابزارها و فنون تازه مثل آسیاب بادی و آبی را اختراع کردند. انقلاب صنعتی قرن 19 بدون کاردوستی و کارآموزی و هنرآموزی صومعهها ممکن نمیشد.
با این حال، چنین نبود که جریان مذکور کاملاً مثبت باشد. برای مثال، آکمپیس در کتاب اقتدا به مسیح بر این باور است که اصولاً دنیا بلای جان انسانهاست، زیرا راهبان را از پرداختن به تأملات آن جهانی بازمیدارد. اگر راهب در پی آن است که حظ و تجربهای از جهان به دست آورد، کافی است که تنها به گوشه حجره خود بنگرد. در این سرزمین، ما مسافرانی هستیم که در حال سفر به ملکوتیم. هر گونه تعهد یا دلبستگی در این دنیا ممکن است هدف زندگی سراسر راهبانه یعنی پارسایی در این دنیا و رستگاری در جهان دیگر را به خطر اندازد. راهب نه تنها از دنیا بلکه از سایر افراد بشر باید فاصله گیرد و تا ممکن است در حجره خود بماند.554
سومین نکته عبارت بود از تقدیس کار و ارتقای شان کار تا مقام عبادت و تأکید بر شرافت کار. راهبان و علمای مسیحی آموزگاران کاردوستی بودند و نقش اساسی در ایجاد فرهنگ کار داشتند. همین است که در جهان غرب اصل بر کاراست نه سرمایه. با این تصور، آنچه در زیرساخت فرهنگی مدرنیزاسیون اروپایی عمل میکند، جریانی است که از ریاضتخانه به کارخانه میپیوندد. شاید به همین سبب بود که در قرآن کریم گاه در آیات مختلف، از مراکز عبادی اهل کتاب یا برخی سنن دینی555 به خوبی یاد شده است. در حدیث نبوی (ص) هم جملات ارزشمندی چون “انما رهبانیه امتی الجهاد” آمده است. معمولاً به این حدیث از این منظر منفینگرانه نگریسته میشود که آن حضرت رهبانیت مسیحی را سرزنش، و مردم را از رهبانیت به جهاد دعوت کرده است، ولی با تامل در سیاق این حدیث شریف، شاید واقعیت چیز متفاوتی باشد و آن حضرت، در واقع رهبانیت را ستوده، لیکن شکل کاملتری را به مسلمانان معرفی کرده و از آن آنان خواسته است تا از این الگوی برتر پیروی کنند. اگر رهبانیت امری مذموم بود، حضرت یک امر ممدوح از نظر خودشان را بدان تشبیه نمیکردند. برای نمونه،‌ هیچگاه گفته نمیشود که شرابخواری امت ، در عرقریختن به هنگام کار و جهاد است! به هر تقدیر،‌ شاید این حدیث شریف نبوی، اشارهای ظریف به کارکرد مثبت رهبانیت باشد که تا حدی متفاوت از فهم و برداشت عادی و متعارف است. در دور? نهضت اصلاح دینی، دیرها جایگاه دینی خود را از دست دادند و مراکز سرنوشتساز و تعیینکننده از دیرها به کوچه و بازار منتقل شد. اما جریان عرفانی در جهان اسلام گر چه شاید مانند مدل غربیاش تا حدی به دلیل سرخوردگی از اوضاع و شرایط اجتماعی بود، اما در عمل نوعی اعراض از کار و تلاش و عافیتطلبی و شانهخالیکردن از مسئولیت بود. البته عافیتطلبی خاص اهل عرفان و خانقاه نبود بلکه به یک سنت تبدیل شده بود، به گونهای که اعتزال سیاسی و احتجاب از مردم و آقامنشانه دست به هیچ تر و خشک نزدن و شعار الخیر فی ما وقع سکه رایج بود.
باری، از مهمترین تحولات در دوره اصلاحات دینی در غرب، مسئله الغای رهبانیت بود. یکی از اختلافهای آیین پروتستان با آیین کاتولیک این است که در حالی آیین کاتولیک به رهبانیت علاقه جدی داشت و بر دوام و استمرارش تاکید میکرد، آیین پروتستان رهبانیت و تجرد کشیشان را لغو کرد. یکی از مشهورترین اختلافات در اعترافنامههای این دوره نیز بر سر همین مسئله است. از جمله اقدامات مهم لوتر این بود که با تعطیل کردن راهبهخانهها در آلمان، برای ازدواج آنان وساطت کرد و با آخرینشان نیز ازدواج کرد که پیشتر توضیح داده شد. تعطیل این مراکز و تشویق امر ازدواج موجب شد که خانههای کشیشی پروتستانی556 شکل گیرد و مردان زیادی به خدمت در کلیسا، دولت و شاخههای هنر و دانش به کار گرفته شوند557 و نیروی اجتماعی مهمی که منزوی و متراکم شده بود، در خدمت اهداف اجتماعی قرار گیرد.
البته این به معنای خاموششدن روح عرفان و زهد نبود. آیین کاتولیک از رهبانیت همچنان پاسداری کرد، ولی با اصلاحاتی. ناظر بیرونی، رهبانیت را در این دوره فعالتر میبیند. البته نباید در باب تفاوتها مبالغه کرد، زیرا دیرهای قرون وسطی نقش اجتماعی مهمی داشتند و هم اکنون نیز شکلهای کامل و حسابشده آن، به خصوص در امریکا پس از جنگ جهانی دوم در حال ظهور مجدد است؛ ولی تا حد زیادی توسط فرقههای کاتولیکی جدید برای تأمین نیازهای خاص ایجاد شده است، مانند میسیونری خارجی، تدریس در مدارس و مراقبت در بیمارستانها.
11. به اعتقاد بعضی از محققان، عقبماندگی و فساد در کشورهای اسلامی به دلیل غفلتی در آغاز عصر جدید است. پیشفرض این نظریه آن است که گویا جهان اسلام در مسیری منطقی قرار داشته است که به دلیل بروز حوادثی و مشکلاتی از ادامه راه باز مانده است. اما این تحلیل تحلیلی عالمانه نیست، گو اینکه در غرب کسانی به خصوص از روشنفکران فرانسوی ادعا کردهاند که قرون وسطی به طور کلی عصر تاریکی بوده و در جهان اگر نوری بوده از ناحیه اسلام تابیده است. این ادعا از آن جهت مطرح شده است که مسیحیت به بهای دادن امتیازی به مسلمانان، تخریب و بیاعتبار شود. به بیان دیگر با دادن امتیازی به دینی دیگر، دین خاصی تحقیر شود. اما حقایق تاریخی امروز گواه بر این است که نه قرون وسطی در واقع این است که معرفی شده و نه کلیسا آن چنان غرق ثروتاندوزی و مالاندوزی و فاسد بوده است. البته کلیسای کاتولیک شاید اینگونه بوده باشد، اما تعمیم آن کاری است ناصواب. دلیل این امر آن است که بیشتر خادمان دین راهبان و راهبههایی بودند که در صومعهها با فقر و قناعت میزیستند و به نیایش و یا کارکردن مشغول بودند. در میان این گروه متفکرانی بودند که در صومعهها مینشستند و بیآنکه در اندیشه ثروت یا ملاحظه دربار باشند، به علمآموزی مشغول بودند.

مطلب مرتبط :  

12. زمان شروع اصلاحات در جهان اسلام و مسیحیت. اصلاحات دینی در جهان مسیحیت به طور پراکنده و سرکوبشده از قرن سیزدهم شروع شد ولی نتوانست به یک جریان فراگیر تبدیل شود، اما در قرن شانزده به بعد بود که جریانهای اصلاحی در اروپا در نقاط مختلفی به شکلی سربرآورد که عملاً قابل سرکوب نبود و بر خلاف گذشته، این جریان مقابل اصلاحات بود که متحمل شکستی بزرگ، که همان بروز شکاف بزرگ در کلیسای غرب بود، شد. روشن است که این جریان به رغم گستردگی در قلمرو جغرافیایی، چندان در شرق مسیحی جایگاهی نداشت و به نظر میرسد که تحولات دینی در این مناطق از شرق، از شرایط فکری و اجتماعی عمومی متأثر بود. در جهان اسلام با سیصد سال تأخیر یعنی در قرن نوزدهم بود که این تحولات کم کم جدی شد و دامنه و ابعاد آن ایران، ترکیه، مصر، سوریه، لبنان وشمال افریقا و شبه قاره هند و پاکستان را فراگرفت. دلیل این رخوت و تاخیر را باید در موضوع انحطاط اجتماعی جهان اسلام دید که اگر فشارهای خارجی و جبر بیرونی مانند حملات و زیادهخواهیهای دولتهای استعماری نبود، شاید امروز نیز در جهان اسلام تحول و نگرشی اصلاحی وجود نداشت. اما مهمتر از زمان شروع، کیفیت این جریان و تاثیرگذاریش بر جریانهای بر جریانهای فکری و اجتماعی سیاسی است.
13. نوع نگاه به علم: در قرون وسطی علم عمدتاً قیاسی بود نه استقرایی، بدین معنا که از اصول و قضایای کلی به موارد جزیی استدلال میشد نه اینکه از جزئیات و مشاهدات شروع شود و سپس تعمیم داده شود. این تصور در فیلسوفان دور? باستان، از همه مهمتر افلاطون، نیز وجود داشت. به علاوه، توجه به علت غایی در مقابل علت فاعلی بیشتر بود. برای مثال، در تبیین این که چرا باران می‌بارد و دانه به گیاه و درخت تبدیل میشود،‌ به جای آنکه به فعل وانفعالات داخلی توجه شود، تمرکز بر این بود که بارش باران برای سیراب کردن گیاهان است و رشد دانه نیز برای تبدیل شدن به گیاه و درخت. پس مهم علت صوری

مطلب مرتبط :   شوری، شاهد،، پروتئینهای، کاتالاز، یافت.، بهطور