سیاست خارجی و از مجریان اصلی استراتژی‌های دیپلماتیک عصر حاضر به شمار می‌آیند. <br />شفافیت اطلاعات و ارتباطات دیپلماتیک در فضای سایبردیپلماسی، موجبات تبدیل Intelligence به Information را در دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی فراهم آورده است. در عصر پساوستفالیا؛ رشد سریع و بی‌وقفه تکنولوژی‌های نوین ارتباطات و اطلاعات و نفوذ بیش‌ازپیش آن در حیطه‌های انسانی، موجبات تبدیل اطلاعات پنهان دیپلماتیک به اطلاعات آشکار و قابل‌دسترس برای رسانه‌ها و به‌تبع آن مخاطبان عمومی سراسر جهان را فراهم آورده است. به‌بیان‌دیگر، بسیاری از اطلاعات دیپلماتیک، از اطلاعات سرّی به (اطلاعات آشکار) تبدیل شده‌اند.
با افزایش تعداد، گستره و حوزه نفوذ منابع آزاد و آشکار جهانی، دیپلماسی بیش‌ازپیش به شفاف‌سازی روی خواهد آورد.

2-5-3-2 رسانه‌ها؛ نهادهای خصوصی دیپلماتیک
درواقع، این موضوع خود مهم‌ترین چالش دستگاه‌های دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها در جامعه شبکه‌ای امروز این است که گسترش اطلاعات از طریق فناوری‌های نوین ارتباطات، روابط بین دولت‌ها در عرصه منطقه‌ای، بین‌المللی و جهانی را که پیش‌تر توسط دیپلمات‌ها انجام می‌گرفت؛ به روابطی چندجانبه تبدیل کرده است که در آن بیشترین تلاش دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی برقراری روابط با ملت‌ها آن‌هم از طریق رسانه‌ها و در فضای مجازی حاصل از به‌کارگیری آن‌ها است. به‌طوری‌که کارکنان رسانه‌ها و بازیگران غیردولتی بانفوذ به افشاگری می‌پردازند و با انگیزه جلب افکار عمومی به دخالت در مسائل می‌پردازند. این روندها موجب شده است که گفتگو و مذاکره با مقامات برای سفیران بسیار دشوار شود؛ زیرا آنان باید با بازیگران زیاد و درعین‌حال گوناگونی درگیر شوند. اطلاعات گوناگونی کسب نمایند. آن‌هم در شرایطی که شاهد تبدیل بازیگران فراوان به بازیگرانی محدودتر اما هشیارتر، مانند سازمان‌های غیردولتی هستیم که با برخورداری از توانایی اتخاذ روش‌های سازمان‌یافته و جمعی، نظم دیپلمات‌ها را در تمام جهان دستخوش تحول کرده‌اند.
خدماتی که سیستم‌های الکترونیک اطلاع‌رسانی و در رأس آن‌ها اینترنت ارائه می‌دهند به مباحث سیاست خارجی الزاماتی را تحمیل کرده‌اند. دسترسی آزاد، هزینه کم، سرعت و گستره اطلاعات انعکاس رویدادها، تفسیرها و تبلیغات سیاسی به نفع گروه‌های خاص به‌گونه‌ای مفهوم حاکمیت دولت‌ها را به تحلیل کشانده‌اند که دیگر دولت‌ها نمی‌توانند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. در این فضا مرزهای ژئوپلیتیک به‌تدریج اهمیت پیشین خود را از دست می‌دهند و ژئوکالچرها جای آن‌ها را می‌گیرند.
با زاویه دید گذشته نمی‌توان به دنیای امروز نگریست. به دنیایی که با یک کلیک، ظرف چند ثانیه با سرعت وارد اتاق ما می‌شود. شاید فردا همه به تصویرهای رسانه‌ای جهان بسنده کنند. مگر در حال حاضر دیپلمات‌ها جهان را از ویترین رسانه‌های جهانی تماشا نمی‌کنند؟

3-5-3-2 دیپلماسی رسانه‌ای؛ عرصه دیپلماسی افکار عمومی
درست اواخر دهه 1990 بود که چندین نیروی به هم مرتبط – جهانی‌شدن، انقلاب اطلاعات، پایان جنگ سرد و گسترش دموکراسی به عرصه روابط بین‌الملل – نظریه‌های دیپلماتیک را با چالش‌های عدیده‌ای مواجه کردند. از این رهگذر، شاید دیپلماسی عمومی بیش از سایر وجوه دیپلماتیک دچار تحول شده باشد. دنیای نوین امتیاز ویژه‌ای برای اقناع، آشکارسازی، گشودگی و ایجاد ائتلاف در مقابل توحش و استفاده از زور با خود به ارمغان آورده است. اهداف دیپلماتیک امروز، بیش از آن‌که بر دستیابی به توافقات مبتنی باشد، بر ایجاد جاذبه و خلق پیروانی با انگیزه و تمایل بالا تأکید دارد. به بیان نای، قدرت در جهان بدون سیم عصر اطلاعات، عبارت است از بهره‌گیری از عقاید و دانایی به‌منظور اعمال تاثیرات بین‌المللی. (Nye & A Owens, 1996)
پیش از این هرگز مرزها تا به این حد به روی جریان عقاید و تصاویر گشوده نبوده‌اند. با افزایش دسترسی به اطلاعات و نیز افزایش سرعت انتقال اطلاعات، توانایی دولت‌ها برای ترویج دیدگاه‌های خود به افکار عمومی خارجی به ویژگی اصلی دیپلماسی تبدیل شده است. بعد «عمومی» در عصر اطلاعات، نه‌تنها حساسیت افکار عمومی نسبت به امور دیپلماتیک را به میزان قابل‌توجهی برانگیخته است، بلکه افکار عمومی را متعهد ساخته است تا با همفکری، مشورت و ارائه بازخوردهای خود به توسعه امور دیپلماتیک کمک کند.(K. Hindell, 1995, p. 73)
مردمان تحصیل‌کرده آگاه‌تر می‌شوند و می‌توانند در برابر تبلیغات واکنش نشان دهند. (شکرخواه, 1384, ص. 164) از بسیج عمومی «مخالفان جهانی‌سازی» تا «طرفداران حقوق بشر» و حتی شهروندان معمولی، جملگی از رسانه‌های سنتی و تکنولوژی‌های نوین اطلاعات برای رساندن صدای خود بهره می‌گیرند. این امر رقابت‌های نوینی را برانگیخته است بر این مبنا که برای جلب اعتماد رویکردی با گستره‌ای جهانی اتخاذ کنند.
اینک مطالعات سیاست‌گذاری تصویرسازی دولت‌ها نزد افکار عمومی دیگر یک ورزش فکری برای تعدادی پژوهشگر نیست، بلکه عرصه‌ای برای نهایی کردن تصمیمات استراتژیک است.
به‌این‌ترتیب، دیپلماسی نوین ناظر به نکته‌ای مهم است: این دیپلماسی باید بیشتر مورد بررسی و نظارت عمومی قرار گیرد. البته از نظارت عمومی کمتر استنباط می‌شود که مردم الزاماً در فرآیند دیپلماسی دخالت کنند، بلکه منظور این است که مفاد دیپلماسی و اطلاعات مربوط به سیاست خارجی، آشکارا در دسترس عمومی قرار گیرد. رعایت این نکته، دو جزء اصلی و به هم پیوسته در دیپلماسی سنتی را با مشکل مواجه می‌سازد که عبارت‌اند از: پنهان‌کاری شدید و انتخاب دیپلمات‌ها از طبقه ممتاز و اشراف. (ساسانی, 1384)

مطلب مرتبط :  

4-5-3-2 رسانه‌ها؛ حلقه اتصال دولت‌ها به افکار عمومی جهانی
در متن سیاست دموکراتیک، دسترسی به دیپلماسی مؤثر بستگی به توان بسیج اکثریت افکار مردم به‌ویژه مخاطبان دولت در عرصه بین‌المللی و جهانی دارد؛ چراکه در جوامع معاصر مردم اساساً از طریق رسانه‌ها، به‌خصوص تلویزیون، اطلاعات کسب می‌کنند و عقیده سیاسی خود را شکل می‌دهند.
مادامی‌که رسانه‌ها نسبتاً مستقل از قدرت سیاسی باشند، کنشگران سیاسی مجبورند با قواعد، تکنولوژی و منافع رسانه‌ها کنار بیایند. رسانه‌ها چارچوب سیاست هستند و می‌توان گفت که حکومت کردن به ارزیابی‌های روزانه تاثیرات بالقوه تصمیم‌گیری‌های نهاد حکومت بر افکار عمومی وابستگی می‌یابد. (کاستلز, 1380, ص. 377)
ارزیابی‌های روزانه از طریق سنجش افکار و تحلیل‌های پژوهشی دیگر میسر می‌شود. علاوه بر این در دنیایی که به‌طور فزاینده از اطلاعات اشباع می‌شود‌، پیام‌ها هر چه ساده و دوپهلو باشند، مؤثرترند؛ زیرا بدین‌سان اجازه اظهار وجود به افکار و احساسات مردم می‌دهند. تصاویر بهتر از بقیه انواع پیام‌ها با توصیف‌ها سازگارند. رسانه‌های سمعی ـ بصری مهم‌ترین تغذیه‌کننده‌های ذهن مردم هستند. (کاستلز, 1380, ص. 377)
«دیپلماسی رسانه‌ای» به‌صورت عام به معنای بارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی است. «راما پراساد» محقق آمریکایی آن را به‌عنوان نقشی که رسانه‌ها در فعالیت‌های دیپلماتیک میان کشورها بازی می‌کنند، تعریف کرده است. برای تشریح دیپلماسی رسانه‌ای از واژه‌های خاصی مانند دیپلماسی روزنامه‌ای، رادیو و تلویزیون، دیپلماسی ماهواره‌ای و دیپلماسی اینترنتی نیز استفاده می‌شود. (بختور, 18/3/1381, ص. 6)
پارامترهای بسیاری در گسترش ابعاد امنیت نقش دارند که از مهم‌ترین آن‌ها یکی ظهور و رشد رسانه‌های گروهی و تأثیر آن‌ها در تنویر اذهان عمومی، به چالش کشیدن قدرت دولت‌ها و یا برعکس، افزایش قدرت آن‌هاست. ماهیت رسانه‌ها به‌گونه‌ای است که بسیاری از سطوح سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و علمی از تأثیر آن‌ها مصون نیستند؛ به‌گونه‌ای که ثبات سطوح ذکر شده در جوامع مدرن از طریق کنترل اجتماعی رسانه‌ها تا حد زیادی تحقق می‌یابد. امروزه اطلاعات یکی از منابع قدرت به شمار می‌رود و سازوکار دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی با تکیه بر ماهیت اطلاعاتی رسانه‌ها شکل می‌گیرد. همچنین از تأثیر چشمگیر ارتباطات بر نظام تصمیم‌گیری نباید غافل شد و این، نقطه تلاقی رسانه و قدرت است.
لذا امروزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها به‌عنوان یک عامل تعیین‌کننده در نظام بین‌الملل، تحت تأثیر و تعامل تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرارگرفته است. چنانکه «دیپلماسی رسانه‌ای» به‌عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فعالیت‌های دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده است. (رضاییان م. , 1387, ص. 86)
گروهی از متخصصان و کارشناسان این‌گونه تحلیل می‌کنند که اساساً دیپلماسی رسانه‌ای از رسانه‌ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌کند و رسانه را به مثابه ابزاری در دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار می‌دهند. بر اساس این تحلیل‌ها رسانه‌ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها تأثیرگذار است و دیپلماسی رسانه‌ای نیز به‌طور عمده در جهت اهداف سیاست خارجی، منافع ملی کشورها و تأثیرگذاری بیشتر به افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می‌کند. (معاونت پژوهش های فرهنگی و اجتماعی, 1387)
دیپلماسی رسانه‌ای از طریق فعالیت‌های متعدد رسانه‌ای عادی و ویژه، پیگیری می‌شود که این فعالیت‌ها شامل کنفرانس‌های مطبوعاتی، مصاحبه‌ها، دیدار سران حکومت‌ها و میانجی‌گران در کشورهای رقیب و رویدادهای رسانه‌ای برانگیزاننده است که برای گشودن عصری جدید در روابط متقابل سازمان‌دهی می‌شوند. (Gilboa, 2003, fall, p. 33)

مطلب مرتبط :   ماهی‌خوار، ، خرچنگ، (همان:، داستان، حکایت

6-3-2 رسانه پدیده‌ای انسان‌واره
گسترش روزافزون ابعاد مختلف فعالیت‌های رسانه‌ای که تأثیری انکارناپذیر بر محتوای ارائه شده رسانه‌ها می‌گذارد؛ واقعیتی است که امروزه در بررسی سازمان‌های رسانه‌ای و یا در سطحی بالاتر نهاد رسانه مشهود است. در چنین شرایطی شناخت ماهیت و رفتار این پدیده امری است که به مدیریت و ساماندهی صحیح و بهینه آن منجر می‌گردد. تاریخ رسانه‌ها از ابتدا با فعالیت و کارکردهای انسانی همراه بوده است و امروزه علی‌رغم تبدیل شدن سازمان‌های رسانه‌ای به سازمان‌های بزرگ‌تر، همان ویژگی‌های هوشمندانه انسانی در آن جریان دارد و فناوری‌های نوین نیز حامی ویژگی‌های هوشمندانه و کارکردهای انسانی سازمان دنیای رسانه‌ها هستند.
سازمان‌های رسانه‌ای در طبقه‌بندی نظریه عمومی سیستم‌ها به‌عنوان یک سازمان انسانی-اجتماعی قابل‌شناسایی است. تحقیقات نشان می‌دهد که در نظریات رسانه و ارتباطات، ویژگی‌های بارز سیستم‌های انسانی شامل کل‌گرایی،‌ مناسک گرایی، اسطوره‌سازی، ‌نتیجه گرایی و تعامل گسترده با محیط و خودتنظیمی قابل‌شناسایی است. به دلیل بروز ویژگی‌های ذکر شده، ماهیت و رفتار رسانه‌ها با سطح هفتم و هشتم سیستم‌ها که به ترتیب انسان و سازمان اجتماعی می‌باشد، تطبیق دارد و می‌توان اذعان داشت که رسانه‌ پدیده‌ای انسان‌واره است.
در زیر دیدگاه‌های مختلف در 4 سرفصل عمده مورد بازشناسی قرارگرفته است،‌ نظیر، رویکرد مطالعات ارتباطی، رویکردهای انسان‌شناسی رسانه، رویکرد برنامه‌ریزی- ارتباطی در سازمان رسانه و رویکرد تفکر سیستمی در رسانه.
1. رویکردهای مطالعات ارتباطی
در مطالعه ارتباطات، دو دیدگاه و مکتب اصلی وجود دارد: دیدگاه اول، ارتباطات را به‌سان انتقال پیام‌ها می‌بیند، سروکار این مکتب با رمزگذاری و رمزگشایی توسط فرستندگان و گیرندگان پیام و چگونگی انتقال آن از طریق مجاری و وسایل ارتباطی است. فیسک این دیدگاه را مکتب فرایندی می‌نامد. اما مکتب دوم ارتباطات را به‌عنوان تولید و مبادله معانی قلمداد می‌کند. این دیدگاه چگونگی تعامل متون نوشتاری و اخبار را با مردم در رابطه با تولید معانی و یا به عبارت دیگر نقش این متون را در فرهنگ مورد بحث قرار می‌دهد. روش اصلی تحقیق در این مکتب، نشانه‌شناسی سمیوتیکس است.
مکتب فرایندی تمایل دارد بحث را بیشتر به علوم انسانی روانشناسی و به‌ویژه جامعه‌شناسی بکشاند و عمدتاً معطوف به اعمال ارتباطی است. در عوض مکتب نشانه‌شناسی بر زبان‌شناسی و موضوعات هنری تأکید می‌کند و بیشتر به بررسی آثار ارتباطات می‌پردازد. (فیسک, 1387) حال باید بررسی شود که آیا نسبتی میان مکاتب ارتباطی و انسان‌وارگی رسانه وجود دارد؟
در کتاب «ارتباطات متقاعد‌گرانه و تبلیغ» مثالی آمده است که دنیایی را تصور کرده که در آن انسان حواس پنج‌گانه خود را از دست داده و همه راه‌ها و فرآیند ارتباطات متوقف شده است. او تأکید دارد که این موضوع باعث عدم امکان شناخت و درنتیجه شکل نگرفتن واقعیت اجتماعی می‌شود. (حکیم آرا, 1384, ص. 201)
کلیدواژه قابل تأمل این مثال، «واقعیت اجتماعی» است که رسانه‌ها نقش عمده‌ای در شکل‌گیری آن دارند. و این واقعیت بی‌شک بر اساس حواس انسانی شکل گرفته و معنا می‌یابد.
اگرچه طبقه‌بندی وی به لحاظ تاریخی قدیمی ‌به‌نظر می‌رسد اما واضح است که مفهوم ارتباط از یک برداشت کلی، (پاسخ تمایز یافته هر موجود زنده) به سمت کوشش ارتباطی-رسانه‌ای که ویژه انسان است در تحول است. درواقع ظرفیت حسی و فهم آدمی است که صرف‌نظر از رسانه‌ای یا غیر رسانه‌ای بودن ارتباط زمینه آن را فراهم ساخته است. (حکیم آرا, 1384, ص. 200)
1- رویکردهای انسان‌شناسی رسانه
ازآنجایی‌که رسانه‌ها پدیده‌های فرهنگی هستند؛ لذا شایسته استفاده از مفاهیم و روش‌هایی هستند که انسان را