اداری نشاندهنده چالش موجود حکومت کابل دارد و از لحاظ اقتصادی هم افغانستان چهل درصد
بودجه ی عادی و صد در صد بودجه توسعه یی اش را از کمک های خارجی به دست می آورد که این
خود نشان از شکننده گی حکومتداری در افغانستان است .
بیرون راندن شوروی از یونان و ترکیه در سال 1947 از سوی آمریکا، جنگ کره بحران موشکی کوبا و
شکست آمریکا در جنگ ویتنام که تبلیغ دامنهدار شوروی را در پی داشت. طرحریزیهای آمریکا در افغانستان
به گذشتههای قبل یعنی زمان سلطنت محمدظاهرشاه برمیگردد که صدارت شاهمحمودخان را میتوان
زمینهساز گرایش به سوی آمریکا دانست. از جانب دیگر محمدداوودخان در سال 1348 زمان صدارتش و
قبل و بعد از آن به همکاری و همسویی با شوروی اصرار داشت.
۴٠
فصل سوم:
امریکا و افغانستان۴١
مقدمه
آمریکا بعنوان تنها ابرقدرت جهان خواستار حضور در مناطق سوق الجیشی ودارای اهمیت منطقهی می
باشد. افغانستان بدلیل همجواری با کشورهای مثل ایران، پاکستان، هند، روسیه وچین دارای اهمیت ویژه
برای ایالات متحده آمریکا می باشد. چرا که آمریکا با جمهوری اسلامی ایران رابطه خصمانه دارد ومی
خواهد از طریق حضور در مرزهای افغانستان با ایران، این کشور را تحت کنترل داشته باشد.
همچنین چین کمونیستی به عنوان یک قدرت در حال ظهور ، در آینده نزدیک به یک رقیب قدر وجدی
برای آمریکا مشکل ساز خواهد شد. چنانکه هم اکنون نیز در شورای امینت در مقابل آمریکا قد علم کرده
وقطعنامه های پیشنهادی این کشور برعلیه ایران وسوریه ودیگر کشورهای مخالف آمریکا را وتو می کند. از
این رو آمریکا می خواهد از طریق حضور نظامی در افغانستان، مراقب چین کمونیست نیز باشد تا از نزدیک
حرکات این کشور را تحت کنترل داشته باشد.
روسیه همواره به عنوان یک رقیب غیر قابل اعتماد برای آمریکا مطرح است. روسیه باقی مانده اتحاد
جماهیر شوروی سابق است که دشمن ایالات متحده بود. مقامات کرملین هنوز در مقابل سیاستهای بلند
پروازانه آمریکا سر تعظیم فرود نیاورده بلکه در صدد باز یافتن جایگاه زمان اتحاد جماهیر شوروی، در
عرصه بین المللی ومنطقهی برای روسیه می باشند. حضور آمریکا در افغانستان باعث می شود که این کشور،
بتواند از این طریق، نفوذ روسیه در کشورهای آسیای میانه را تحت نظر داشته باشد. لذا در این فصل ضمن
بررسی رابطه امریکا و افغانستان به اهداف امریکا در افغانستان می پردازیم
3-1 – روابط امریکا و افغانستان
1- 3-1- روابط امریکا و افغانستان بعدازجنگ اول جهانی
شاید بتوان گفت که اغاز روابط میان دوکشور برمی گردد به دوره حاکمیت رسیدن شاه امان االله خان در
سال 1919.م زمانی که افغانستان استقلال خودرا از انگلیس گرفت و سیاست خارجی افغانستان بر اساس
الگوهای تعیین شده از سوی مقامات افغانی تنظیم شد و زمینه برقراری ارتباط افغانستان با سایر کشورها از
جمله آمریکا فراهم آمد .
امان االله خان یک روز پس از قتل پدرش (امیرحبیب االله خان )سلطنت خود را با اعلام استقلال افغانستان
اعلام کرد و به این صورت خبر از ایجاد اصلاحات در سیاست های داخلی و خارجی افغانستان و گفت
دولت افغانستان مانند سایر قدرت های مستقل جهان در داخل و خارج کشور آزاد و مستقل باشد .
ملت افغانستان در داخل کشور ازادی کامل داشته و از هرگ.نه تجاوز و ظلمی محفوظ و مردم فقط باید
مطیع قانون باشند و بس .کار اجباری و بیگاری در تمامی رشته ها ممنوع و ملغا است.
امان االله خان با بینشی متفاوت از ابا و اجداد خود ، فصل نوین سیاسی را پایه ریزی کرد که به حق می
توان کار وی را برگ زرینی در تاریخ سیاسی افغانستان قلمداد کرد . چه اینکه افغانستان بعد این تاریخ ، ۴٢
برای اولین ار همانگونه که در بعد سیاست خارجی خود استقلال را از انگلیس می گیرد و مستقل قادر به
برقراری ارتباط باسایر دول می شود ، در بعد داخلی خود نیز یک روند رو به رشد و غیر آپارتایدی را در
دستور کار قرار داده دگرگونی های ، اجتماعی ، فرهنگی و …زیادی را به وجود می آورد .افغانستان برای
اولین بار دارای قانون اساسی (نظام نامه اساسی دولت علیه افغانستان )میشود و برای اولین بار سیاست های
داخلی و خارجی افغانستان ، مبتنی بر قانون اساسی طرح ، تنظیم و اجرا می شود.
سیاست خارجی افغانستان بعد از روی کار آمدن امان االله خان در فازی کاملا متفاوت از گذشته و با
اگوهای معطوف به منافع ملی این کشور تنظیم شده و به اجرا در می آید.
اولین تماس مقامات رسمی افغانستان با دولت آمریکا هنگامی صورت گرفت که محمد ولی خان
دروازی در راس هیاتی جهت اشتراک در کنفراس صلح جهانی وارد تاشکند شده و ازآنجا با «هاردینگ»
رئیس جمهور وقت آمریکا مکالمه تلفنی انجام داده و خواهان همکاری و برقراری روابط با آن کشور شد .
وی در جولای سال 1922در راس هیاتی عازم آمریکا شد و در جریان سفر خویش با (هاردینگ )
ملاقات و نامه امیرامان االله خان را برایش تسلیم کرد .لودویک آدمک می گوید ، قبل از سفر ولی خان ، زنی
به نام فاطمه منسوب به دودمان سلطنتی افغانستان بود نیز بارئیس جمهور آمریکا ملاقات کرده بود .
بعد از هشت سال بعد از سفر ولی خان دروازی ، گروهی از تاجران آمریکایی تحت ریاست «ام – جوف
»وارد افغانستان شده و قرار داد فروش وسایط نقلیه را به قیمت یک درصد و بیست و یک هزار دلار با
حکومت افغانستان امضاء کرد . ولی انگلیس ها که مخالف تاسیس روابط سیاسی میان این دو کشور بود ،
مانع انتقال وسایط خریداری شده ی امریکایی از بحر هند به افغانستان شدند.
این نوع ممانعت ازبرقراری ارتباط میان افغانستان و امریکا از سوی انگلیس با این بیان قابل توضیح است
که در آن شرایط هرچند آمریکا شریک دوره جنگ به حساب می آمد ؛ ولی به دلیل خوی امپریالیستی
انگلیس که تا آن زمان به عنوان بازیگر درجه یکی که بخش عظیمی از دنیا را تحت سلطه خود داشت ، از
فراهم شدن هرگونه زمینه ای برای حضور آمریکا خصوصا در جاهایی که قبلا تحت نفوذ انگلیس قرار
داشت ، به شدت مخالفت ورزیده و مانع این کار می شد . انگلیس به دلیل منافع و حفظ حوزه های اقماری
خود از هرنوع عملی که موجب کاهش سیطره آن می شد ممانعت به خرج داده و در برابر آن می ایستاد.
ورود ویلسون به کاخ سفید ، گرایش های مداخله گرایانه ای که در دهه اول قرن بیستم و در حوزه
سیاست خارجی ایالات متحده به انجام رسیده بود را تاحدی ایزوله کرد .در سال 1930م.که پارلمان آمریکا
روی تامین روابط سیاسی با افغانستان غور می کرد والاش سمیت مورای، رئیس شعبه امور شرق نزدیک با
این مسئله مخالفت کرد و نظرش را در این زمینه چنین خلاصه کرد : افغانستان یک کشور مستقل ، متعصب
و جنگجو است . در آنجا هیچگونه حقوق سرحدی و حمایت اتباع خارجی تثبیت نشده است .
خارجی هایی که در افغانستان به چنگ قانون گرفتار می شوند ، قانون شدید اسلامی بر آنها تطبیق می
شود .بریتانیا که از اوضاع و احوال افغانستان بخوبی آگاه است ، برای چندین سال سفید پوستان بریتانیایی را ۴٣
اجازه نمی داد تا از آن کشور دیدن کنند .در سال 1928م. هنگامی که هواپیماهای بریتانیایی اتباع خارجی را
از افغانستان به هند می بردند ، دو نفر آمریکایی هم در شمار آنها بود که اگر انگلیس ها نمی بودند آن دو
نفر همرا ه با سایر خارجی ها هلاک می شدند . در افغانستان بانکی وجود ندارد و کاروانهای پول ، طلا و
نقره ، گاهی از طرف رجال وحشی قبایل تاراج می شود .طبیعی است که با چنین برداشتی که مقامات
ایالات متحده از افغانستان داشته است ، زمینه برقراری هر نوع ارتباط و تعامل میان این دو کشور را غیر
ممکن می سازد ؛ زیرا جوامع و انسان ها آنگونه که فکر می کنند عمل می کنند .
برقراری ارتباط میان دو کشور به عنوان یک عمل سیاسی وقتی ممکن می شود که تغییرات اساسی در
نوع نگرش آنها نسبت به همدیگر ایجاد گردد .
وضعیت داخلی افغانستان نیز ممد این امر بوده و زمینه های برقراری ارتباط افغانستان با سایر دنیا و از
جمله آمریکا آنچنان که در سیاست امانی اعلام شده بود با جابجایی در حوزه ی کارگزاران سیاسی در دهه
سی از بین رفت . شاه امان االله خان به دلیل سیاست های استقلال طلبانه خود ، همچنین به دلیل اصلاحاتی
که در دو حوزه داخلی و خارجی در دستور کار قرار داده بود ، از سوی قدرت های بزرگ از جمله انگلیس
و روسیه غیر قابل قبول می نمود ؛ زیرا امان االله خان در بعد سیاست خارجی شخصا تلاش کرد اتحادیه ای
را میان افغانستان – ا یران و ترکیه به وجود آورد تانیروی سومی باشددربرابرشوروی و انگلیس .
سید قاسم رشتیا در این باره می گوید : امان االله خان وفقط این نکته را گرفت که ترکیه ، ایران و
افغانستان اتحادیه ای را به وجود آورند ، که هم مقابل روس هم مقابل انگلیس باشد . فکر بسیار عالی بود و
اما اینکه این ممالک قدرت این را داشتند ؟…نتیجه این شد که هم انگلیس ها به امان االله خان بدگمان شدند
هم روس ها نسبت به افغانستان .
2- 3-1- روابط آمریکا و افغانستان بعد از بحران بزرگ (1929 )
راز نامگذاری دهه ی 30 به عنوان دهه ی بحران این است که در این دهه ، هم درایالات متحده بحران
اقتصادی سال 1929م و … به وجود آمده است و این کشور را تا مرز بحران سوق داده است ، هم در
افغانستان ، امان االله خان از اقتدار افتاده و نادر خان دوباره با آمدن خود ، سیاست وابستگی به انگلیس را در
دستور کار سیاست خارجی افغانستان قرار داده و این کشور را از استقلال سیاسی بی بهره کرده است .
نادر خان در اکتبر سال 1929م با همکاری انگلیس کابل را تصرف کرد و در شانزدهم همان ماه ، به
عنوان شاه افغانستان تاج گذاری کرد .و با روی کار آوردن نادر خان ، انگلیس بدون توسل به ابزار های
سخت نظامی گری و اشغال افغانستان بصورت مستقیم ، توانست با ایجاد یک دگردیسی در استراتژی و
روی دست گرفتن طرح و برنامه های سیاسی ((گماشتن نادر خان ))به خواسته ی یک قرنه خود نایل
آمد.در نهایت ، دوره نادر خان را در قالب موازنه مثبت ، یا افغانستان را فقط تحت تاثیر و سلطه ی انگلیس
و وابستگی آن را یک جانبه ارزیابی کنیم . سید مهدی فرخ بیان می دارد : ((در افغانستان نفوذ و قدرت ۴۴
اصلی در دست انگلیسی ها است و در واقع شریان حیاتی افغانستان ، در دست حکومت هند است
ومتنفذین آنجا خصوصا طبقه آخوندهای حنفی مذهب نیز ، مطیع و مستخدم حکومت هند هستند از قبیل
حضرت شوربازاریا جغتوو…))مسلم است که افغانستان ، خود در این مقطع هیچگونه زمینه و توانی برای
برقراری ارتباط دیپلماتیک با ایالات متحده نداشته است ؛ زیرا افغانستان دارای اسقلال نبود تا منافع تعریف
شده برای خود می داشت و برای رسیدن به آن منافع با سایر بازیگران بدون توجه به خواست قدرتهایی
چون انگلیس و روسیه در ارتباط بر می آمد ضمن اینکه ایالات متحده نیز به دلیل آسیب های سال 1929 و
بحران های مزمن اقتصادی که بر آن کشور وارد آمد ، عملا نه انگیزه ای برای برقراری روابط با افغانستان
داشت نه ، شاید با توجه به حضور انگلیس و روسیه برقراری ارتباط با افغانستان را مقرون به صرفه می
دانست .
روند دوره نادری با همان سیاست گذشته و معطوف به خواست انگلیس و هند بریتانیایی در افغانستان ،
تا جنگ جهانی دوم همچنان ادامه یافت .
هر چند بعد از قتل نادر شاه فرزندش محمد ظاهر ، پادشاهی را به ارث برد؛ ولی قدرت سیاسی و
تصمیم گیری های کلان کشور را هاشم خان ، برادر نادرخان در قالب صدر اعظمی در دست داشت .
هاشم خان نیز به تعبیر صدیق فرهنگ ، سعی کرد سیاست خارجی افغانستان را به سان گذشته در ارتباط
با خواست انگلیس و مناسبات ویژه با آن کشور تنظیم کند و ادامه دهد.هر چند ظاهر شاه علاقه مند بود ،
سیاست خارجی افغانستان را ، با توجه به منش و استراتژی هیتلر ، بیشتر به آلمان نزدیک کند ؛ چیزی که
انگلیس نیز نسبت به آن زیاد بی رغبت نبود ؛ زیرا در آن شرایط آلمان در صدد حمله به روسیه بود که این
امر به نفع و بلکه جزو خواسته های انگلیس به حساب می آمد . از این رو ، در این دوره مراوده هایی میان
افغانستان و آلمان نیز برقرار شد . اما رابطه افغانستان با آمریکا در این دوره ، به سان گذشته ، از یک طرف
تحت تاثیر استراتژی داخلی آمریکا بود و از طرف دیگر ماهیت رژیم سیاسی افانستان نیز آمریکا را نسبت به
این امر بی میل کرده بود ؛ زیرا از نظر آمریکایی ها ، برقراری رابطه با افغانستانی که از نظر جغرافیایی خیلی
دور است و در عین حال ، تمامی اختیارات آن واگذار شده به بریتانیا می باشد ، هیچگونه دست آوردی به
همراه ندارد . از همین رو ، حتی آمریکا ((سفارت))و نمایندگی سیاسی نیز در افغانستان و کابل دایر نکرد .
این درحالی بود که مقامات افغانی ، از جمله صدر اعظم افغانستان (هاشم خان )تلاش هایی صورت داد که
با کشور های بزرگ ، از جمله آمریکا ارتباط برقرار کنند که به رغم تمامی این تلاش ها ، نتیجه ای برای
هاشم خان در پی نداشت .
3- 3-1- مولفه های تاثیر گذار بر روابط آمریکا و افغانستان (1945تا 1978 )
رابطه افغانستان و آمریکا در این مقطع تاریخی را نیز می توان در چهارچوب نظام ناشی از توزیع قدرت
بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم به بحث گذاشت و آن را در پرتو پارادایم جنگ سرد و دوقطبی شدن ۴۵
نظام بین الملل مورد توجه قرار داد؛زیرا بعد از آن بود که آمریکا به دلایل مختلفی ازجمله

مطلب مرتبط :   مصاحبه، مقولات، زیست‌محیطی، کدهای، مصاحبه‌ها، قضایای