های بروز
تروریزم را پایه گذاری کرد. بعد ها از همین نهاد ها بود که احزاب راست افراطی به وجود آمدند.
بعد از گذشت 13 سال بالاخره درگیری های که میان احزاب راست افراطی که از دهان سی آی ای آب
می خوردند و احزاب چپ سر قدرت ، روسیه مجبور می شود که این کشور را ترک کند ، با بیرون شدن
روسیه از افغانستان قدرت به دست احزاب راست می افتد.
هم زمان با به قدرت رسیدن احزاب راست ، در افغانستان درگیری های حزبی که بیشتر جنبه ی قومی
دارد آغاز می شود و درنهایت چندین سال متوالی مردم را به خاک و خون می نشاند. جنگ های میان حزبی
در کابل نمونه ی بارز این جنایت بزرگ است. اما این که چرا این جنگ ها اتفاق افتید پاسخ به این پرسش
پیچیده تر از آن است که تا هنوز گفته اند، و آیا این درگیری ها تنها عوامل داخلی داشتند ویا عواملی بیرونی
نیز دخیل بودند؟
بعضی ها به این باوراند که با شکست روسیه در افغانستان ، آمریکا دیگر به اهدافش که همانا ضربه زدن
روسیه بود رسید و کم توجهی آمریکا و مداخله ی مستقیم پاکستان درسیاست های داخلی کشور منجر به
این درگیری ها شده. از آن جایی که افغانستان از دیر زمانی برای پاکستان از لحاظ اقتصادی اهمیت به سزای
داشته و همیشه بازاری خوبی بوده برای فروش کالا های پاکستانی و از طرف دیگر گویا اگر افغانستان به
دولت واحد می رسید امکان مطرح شدن قضیه خط دیورند به میان می آمد که ابدن پاکستان چنین چیزی را
نمی خواست و نمی خواهد.
ولی بعضی ها به این باور هستند که مساله ی قومی بزرگ ترین عامل این درگیری ها بوده و اظهار می
دارند که برانداخته شدن سلسله پادشاهی چند صد ساله ی پشتون ها برای احزاب پشتون گرا غیر قابل
تحمل بود و می گویند اگر به جای برهان الدین ربانی ، آقای حکمتیاز زمام حکومت را به دست می گرفت
هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.
اما افرادی وجود دارند که دلیل این درگیری ها را در به نتیجه نرسیدن سر تقسیم قدرت می دانند.
به هرحال دلیل قطعی هر چه بود باعث شد افغانستان از مرحله ی بدی بگذرد و شاهد دو دهه برادر
کشی در خود باشد.
درگیری میان احزاب هنوز ادامه داشت که پدیده ی تازه ی به نام طالب ظهور کرد و دیری نگذشت که
مردم نسبت به آمدن قدرت جدید آمادگی خود را اعلان کردند، بنا به تجربه ی تلخی که از احزاب سر
قدرت داشتند، آماده بودند هر نیروی غیر از این ها را بپذیرند.
همین بود که بعد از گذشت حدودن یک سال طالبان قدرت را در کابل به دست گرفتند و امارت
اسلامی را به میان آوردند، و اعلام کردند که هر حرکتی غیر شرعی سرکوب خواهد شد و قانون حاکم بر
سرنوشت ملت همان قانون شرعی خواهد بود. بعضی گروه های ناراضی از حکومت قبلی نیز با طالبان
پیوستند تا آن جایی که رهبر حزب جمعیت اسلامی طالبان را کبوتران صلح خطاب کرد ، ولی دیری ٢٠
نگذشت که چهره ی واقعی طالب ها آشکار گردید ، ثابت شد که طالبان از جویبار پاکستان آب می خورند
و رنگ و رخ قومی شدیدن در آن ها پدیدار است ، حتا بعد ها ثابت شد که افراد بازمانده از جریان های
چپ در افغانستان در ترکیب این حکومت وجود دارند. حکومت طالبان با وجودی که شعار برادری را میان
مسلمانان سر می دادند از طرف دیگر در ترانه های خود می گفتند افغانستان مال پشتون ها است و تاجیکان
باید تاجکستان بروند ، هزاره ها ایران و همین طور ازبک ها ازبکستان. طالبان به شدت مورد حمایت پشتون
های جنوب قرار گرفتند وبه اعمال کثافت کارانه شان در شمال ادامه دادند، تا آن جای که زمین ، باغ و خانه
های اقوام غیر پشتون را در شمال به آتش کشیدن ، در مزار قتل عام راه انداختن و در بامیان سینه ی زن ها
را بریدند.
دلیل ظهور طالبان را اکثرن از طریق شرکت های نفتی – آمریکایی می دانند – به دلیل نا امنی در افغانستان
و درگیری میان احزاب، ایجاب می کرد ، یک دولت مقتدر ایجاد شود تا لوله کشی خطوط گاز به خوبی
انجام پذیرد و بتوانند گاز ترکمنستان را به بازار های جهانی بکشانند. اما از آن جایی که طالبان حملات
وحشیانه شان افزایش یافت ، کشور های اروپایی رفته رفته این تهدید را جهانی شمردند و در پی راه حل از
این بحران برآمدند ، عکس العمل شدید کشورهای اروپایی باعث شد آمریکا از قضیه دست بکشد و برنامه
ی جدیدی به راه بیاندازد تا هم به مقصدش برسد و هم به نوعی بنمایاند که علاقه مندی او بیشتر از دیگر
کشورها به آ وردن صلح و همزیستی در جهان است.
بالاخره طرح حمله به آسمان خراش های آمریکا ریخته می شود ، به گمان اغلب در این طرح آمریکا
خودش دست دارد ، چون آمریکا برای توسعه ی قدرتش در جهان یا حد اقل حفظ موقعیت فعلی اش باید
کشورهای که می توانند در آینده برایش خطر ساز باشند را از سر راهش بردارد ، این کشورها که شامل هند،
چ ین ، روسیه و ایران می شود در اطراف افغانستان موقعیت دارند و بهترین جا برای تهدید این کشور ها می
تواند افغانستان باشد. به هرحال حمله به آسمان خراش های نیویارک پیاده می شود که در اثر آن تمام جهان
متوجه ی خطر طالبان می شوند ، هم زمان با حمله به نیویارک رهبر مقاومت در افغانستان (احمدشاه
مسعود) که مانعی بزرگی سر راهی آمریکا در افغانستان بود ، در اثر یک توطیه به شهادت می رسد.
آمریکا همان طورکه زمینه سازی خوبی برای مشروعیت دادن حمله اش به افغانستان نزد جهانیان طراحی
کرد، همان طور برای مشروعیت دادن ورودش به افغانستان نیز زمینه سازی خوبی کرد ، نیروهای مقاومت
شمال کشور در وضعیتی بدی قرار داشتند ، از این رو به سوی آمریکا دست دراز کردند که در نتیجه بعد از
گذشت یک ماه طالبان از میان برداشته شدند و نیرو های مقاومت شمال به همیاری آمریکا وارد کابل شدند
وقدرت را به دست گرفتن د.
بعد از برگزاری جلسه ی بن وبا ایجاد اداره ی موقت رسمن حامد کرزی قدرت را به دست گرفت و
یک کابینه ی مصلحتی قومی را ایجاد کرد.٢١
آمریکا کم کم به آرزوهایش نزدیک می شد، حکومت آقای کرزی هم بهترین حکومت برای آمریکا بود،
افغانستان با وجود که ظاهرن یک حکومت مستقل سیاسی است از آغاز تا امروز در پناه آمریکا نفس می
کشد.
اما دراین اواخر با نمایش قدرت از طرف روسیه در قضیه ی گرجستان و رکود اقتصادی اروپا و آمریکا،
درگیری میان هند وپاکستان ، و معضل ایران قضیه را در افغانستان جدی تر کرده است. پاکستان درگیربحران
تروریزم در داخل کشورش است و پیهم تلاش می کند تا دامنه ی های جنگ را به بیرون از مرز هایش – در
داخل افغانستان – بکشاند ، ایران در تلاش ساختن نیروی اتمی اش است که جهان به ویژه آمریکا نگرانی
شان را اعلان کردند، و نگرانی هند از حمله ی آخر که در بمبیی صورت گرفت روز به روز شدت می گیرد.
روسیه سال هاست که منتظر چنین فرصتی بود ، در این اواخر دولت افغانستان نیز دست همکاری به سوی
روسیه دراز کرد که این خود توانست تلاش های پیهم روسیه ر ا حدودن به ثمر برساند. واز آن جای که
کشور انگلستان دیریست همیشه به نوعی در خط دوم جنگ وضعیت جهان را به نظاره نشسته است از
وضعیت به وجود آمده استفاده ی اعظم خود را خواهد برد. و بار دیگر احساسات خفته اش را در برابر
جهان به نمایش خواهد گذاشت. ناگفته نباید گذاشت که انگلیس ها از به قدرت رسیدن آمریکا تا حالا
همیشه به عنوان طراح سیاست های آمریکا در خاور میانه بنا به تجربیات و دانش های روان شناختی اش از
مردم خاور میانه به ویژه از افغانستان به نوعی در صحنه حضور داشته ، و موثریتش را به اثبات رسانده است
بنابراین چنین به نظر می رسد که این سه غول جهانی برای نخستین بار و احتمالن در آینده های نزدیک در
برابر هم قرار بگیرند. و افغانستان میدان کوچک ؛ولی بزرگی خواهد بود که این سه غول در آن به نمایش
قدرت خود برای برتر نشان دادن خود در برابر یک دیگر به مقابله خواهند پرداخت. بنابر این ، این
رویارویی عواقب ناگواری در پی خواهد داشت و آسیب های زیادی را به بار خواهد آورد و امنیت جهانی
را باری دیگر به چالش خواهد کشید ، ولی آنچه قابل نگرانیست ، این است که در نتیجه ی این رویارویی
بزرگ ترین خساره را کشوری به نام افغانستان متحمل خواهد شد.
2-3 – حکومت های معاصر افغانستان
حکومت محمد ظاهر شاه پس از یازده سال از تاریخ 1343 بوسیله کودتای که توسط پسر عمش داوود
خان انجام شد سلطنت او ساقط شد.
2-4 – جمهوریت در افغانستان ( 1974 میلادی )
روز 26 سرطان (تیر) 1352 خورشیدی، روز سقوط حکومت شاهی در افغانستان و آغاز حکومت
جمهوری به ریاست سردار محمدداوودخان است .٢٢
سردار محمدداوود پسر کاکا (پسرعموی) ظاهر شاه ، که پیشتر دو دوره صدراعظم وی بود ، در آن سال
با استفاده از غیبت شاه و با همکاری شماری از افسران ارتش دست به یک کودتای بدون خونریزی زد و با
پایان اعلام کردن نظام شاهی ، نخستین نظام جمهوری افغانستان را بنیان گذاشت .
گروه کودتاگران به رهبری سردار داوودخان در روز 25 سرطان تصمیم میگیرند که در ساعت یک شب
3شنبه 26 سرطان کودتای خود را برای سرنگونی رژیم شاهی آغاز کنند .
طرح کودتا بر دو محور متکی بود ، اول دستگیری همزمان تمامی کسانی که ممکن بود مانع اجرای کودتا
شوند و دوم تسلط فوری بر مرکز تلفن و رادیو کابل. برای اجرای این نقشه حدود سیصد نفر در نظر گرفته
شدند .تعدادی از افراد کودتا به دستههای سه و چهار نفری تقسیم شدند و هر گروه موظف شد تا یک نفر
از مقامات را دستگیر کند و اگر از جانب او مقاومتی صورت گرفت به قتل برساند. تعدادی دیگر از
کودتاچیان نیز وظیفه پیدا کردند تا همزمان مراکز تلفن و رادیو را در کنترل خود بگیرند و تماس تلفنی
مقامات دولتی را قطع کنند .
در اولین حرکت ، یک دستگاه بیسیم اردو توسط حسن شرق به منزل محمدداوود انتقال پیدا کرد و در
ساعت یک و نیم شب 26 سرطان ، دستور کودتا توسط محمدداوود صادر شد .
همزمان ، در اولین اقدام مقامات دولتی بدون آنکه مقاومتی از طرف آنها صورت بگیرد دستگیر شدند. در
ساعت دو نیمه شب ، افسری به نام “پادشاه گل” خبر دستگیری سردار عبدالولی رئیس ارکان حرب قوای
مرکز و داماد شاه را – که همه کاره اردو بود -به اطلاع محمدداوود رساند و در ساعت دو و بیست دقیقه،
مخابرات مرکزی در سر تا سر افغانستان قطع شد و مرکز مخابرات به دست کودتاچیان افتاد .و تا ساعت
شش صبح نیروهای کودتا در تمامی نقاط کابل مسلط شدند .
صبح روز 26 سرطان ، رادیو کابل برنامههای عادی خود را قطع کرد و فقط آهنگهای نظامی و حماسی
پخش میکرد و پخش موزیک نظامی مرتب ادامه داشت تا اینکه در ساعت هفت صبح سردار داوود به رادیو
کابل آمد . گوینده رادیو ، مردم را به شنیدن بیانیه سردار محمدداوود دعوت کرد. رهبر کودتاچیان ، بیانیه
خود را با این عبارات آغاز کرد:
“بسماالله الرحمن الرحیم،
خواهران و برادران عزیز سلام
بنده در طول مدت مسئولیتهای مختلف در خدمت وطنم همیشه در جستجوی هدفی بودم که برای
مردم افغانستان ، مخصوصاً طبقات محروم و نسل جوان مملکت ما، یک محیط مثبت و واقعی نشو و نمای
مادی و معنوی، میسر گردد و در آن، همه افراد وطن ما بدون تبعیض و امتیاز، در راه تعالی و عمران وطن
خود سهم گرفته و احساس مسئولیت نمایند “٢٣
داوودخان در این سخنرانی که از قبل آماده شده بود، اولین حکومت جمهوری در افغانستان را به مردم
تبریک گفت و رژیم پادشاهی را رژیم مطلق العنان ، و دموکراسی متکی بر قانوان اساسی را دموکراسی
قلابی خواند و جمهوری و دمکراسی واقعی را به مردم وعده داد .
استعفای ظاهرشاه
در زمان کودتا ، ظاهر شاه در شهر ناپل ایتالیا بود. او پس از شنیدن خبر کودتا به رم رفت و چند روز
بعد نوراحمد اعتمادی سفیر افغانستان در ایتالیا که همواره نقش میانجی را بین او و داوودخان بازی میکرد،
به شاه پشنهاد میکند که از سلطنت استعفا داده و کودتای داوود را بپذیرد و جمهوریت وی را به رسمیت
بشناسد تا در عوض ، داوودخان نیز خانوادهاش را به رم بفرستد .
ظاهر شاه نیز پشنهاد را میپذیرد و نامهای برای داوود میفرستد:
“برادرم جلالتماب رئیس جمهور!
از موقعی که خبر جریانات اخیر را شنیدم تا این دم فکرم متوجه وطن من بوده و برای آینده آن نگران
بودم . مگر (اما) همین که دریافتم مردم افغانستان بغرض آینده امور ملی خود از رژیم جمهوریت با اکثریت
کامل استقبال نموده اند ، با احترام از اراده مردم وطنم ، خود را از سلطنت افغانستان مستعفی میشمارم و
بدین وسیله تصمیم خود را به شما ابلاغ میکنم .
در حالی که آرزوی من سعادت و اعتلای وطن عزیز من است ، خود را به حیث یک فرد در افغانستان
زیر سایه بیرق افغانستان قرار میدهم. دعای من این است که خداوند بزرگ و توانا همواره حامی و مددگار
وطن وطنداران من باشد.والسلام
محمد ظاهرشاه
پادشاه سابق افغانستان
” 1352 اسد 21
سردار داوود با دریافت این نامه ، سردار احمدشاه، ملکه حمیرا و سایر افراد خانواده شاهی را توسط
هواپیما به رم فرستاد. اما سردارعبدالولی را که منتظر محاکمه بود اجازه نداد که همراه آنها برود، شاه ولیخان
نیز که نخواست فرزندش را ترک کند در کابل ماند .
برخی از صاحبنظران معتقدند که استعفای محمدظاهر از پادشاهی و تایید کودتا ، بزرگترین اشتباه زندگی
او و ضربه محکمی بر بنیان مشروطیت بود ، که به موجب قانون اساسی ، شاه باید از آن پاسداری میکرد .
نخستین رئیس جمهور :
روز 27 سرطان، محمدداوود به وزارت دفاع رفت و اولین جلس

مطلب مرتبط :   عقل، ملاصدرا، یقین، وحی، عقلی،