تدوین نموده است که یک الگوی کلان بخشی بوده و از 109 معادله تشکیل شده است. اهداف این الگو عبارت بوده‌‌اند از: برنامه‌ریزی کمی و تحلیل سیاست‌های اقتصادی برای یک کشور در حال توسعه چون ایران که متکی به منابع تجدید ناشدنی(نفت) است، ارائه یک الگوی اقتصاد سنجی کلان در مقیاس وسیع و فرموله کردن یک الگوی بهینه سازی. این الگو شامل 109 متغیر درون‌زا، 50 متغیر از پیش تعیین شده و 11 متغیر برون‌زا بوده است و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و روش حداقل مربعات 2 مرحله‌ای در فاصله زمانی 1338 تا 51 (73-1959) برآورد شده است. الگوی برآورد شده، برای مواردی چون:
منسجم بودن و امکان پذیر بودن مجموعه سیاست‌های اقتصادی
ارائه پیش بینی‌های درون بخشی سازگار
معین کردن میزان نیاز به سرمایه گذاری و تخصیص آن بین بخش‌های مختلف
نشان دادن اثر اتخاذ سیاست‌هایی چون جایگزینی واردات یا توسعه صادرات، می‌توانسته مورد استفاده قرار گیرد. در عین حال، اقتصاد ایران را تا سال 1367 پیش‌بینی کرده است. مهمترین نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که متغیرهای جریان نقدینگی در بخش صنایع مهمتر از نرخ بهره بوده‌اند. حال آنکه نرخ بهره در بخش‌های خدمات، حمل و نقل و ارتباطات از اهمیت بالاتری برخوردار بوده است. تغییرات تکنولوژی به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده سطح تولید مطرح گشته است و در نهایت هم نسبت قیمت کالاهای خارجی به داخلی بر میزان واردات موثر شناخته شده است.
اخوان (1356) به بررسی یک الگوی اقتصاد سنجی کلان برای ایران پرداخته است. الگوی تنظیم شده توسط وی از 22 معادله تشکیل شده است که شامل 12 معادله رفتاری و 10 اتحاد است. در کل، 31 متغیر در الگو به کار رفته است که شامل 22 متغیر درون‌زا و 6 متغیر برون‌زا و 3 متغیر با وقفه می‌شود. این الگو برای فاصله زمانی 1338 تا 51 (72-1959) و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و هم به روش حداقل مربعات 2 مرحله‌ای تخمین زده شده است. الگو بر مبنای تئوری اقتصاد کلان کینز با توجه به عرضه و تقاضای کل طراحی شده است و برای هر بخش، معادله‌های عرضه و تقاضا ارائه شده است. هدف اصلی این الگو، درک بیشتر ساختار کلان اقتصاد ایران برای اهداف‌ برنامه‌ریزی اقتصادی بر حسب برخی رابطه‌های کمی بین متغیرها بوده است و همچنین به منظور پیش‌بینی تولید و کنترل هدف‌های کیفی مورد نظر تصمیم‌گیران اقتصادی طراحی شده بود. بر مبنای این الگو، ظرفیت‌های اجرایی، عامل‌های سیاسی، عامل‌های اجتماعی در فرآیند برنامه‌ریزی اقتصادی و نرخ بالاتر رشد اقتصادی در فرآیند توسعه مد نظر قرار گرفته‌اند و از این رو ضرورت یک برنامه‌ریزی جامع بر مبنای ساختار 2 گانه اقتصاد کشورهای در حال توسعه نشان داده شده است. در این الگو 4 بخش عمده مورد توجه بوده است: بخش سنتی با ویژگی مازاد نیروی کار و کشاورزی معیشتی، به عنوان یک جامعه ایستا، بخش صادرات که منبع اصلی مالی پروژه‌های توسعه را تشکیل می‌دهد، و خود به 2 قسمت صادرات نفتی و غیرنفتی تقسیم می‌شود، بخش‌های دولتی و مدرن به عنوان بخش‌های پویای اقتصاد، و سایر بخش‌های تاثیرگذار بر عملکرد اقتصاد کلان. نتایج این الگو نشان می‌دهد که صادرات نفت به عنوان عمده‌ترین و مهم‌ترین متغیر در کل نظام اقتصادی ایران و منبع اصلی نوسان‌ها در تولید ناخالص ملی و سایر شاخص‌های اقتصادی بوده است. همچنین بین بخش‌های سنتی و بخش صادرات یک رابطه خیلی ضعیف برقرار می‌باشد و گسترش بخش کشاورزی به عنوان یک عامل ضروری برای رشد بلندمدت اقتصادی محسوب می‌شود.
لونی (1356) پس از بحث‌های مربوط به نحوه برنامه‌‌ریزی در برنامه‌های عمرانی گذشته ایران و تجزیه و تحلیل آنها، مبادرت به ارائه یک الگوی اقتصاد سنجی کلان برای ایران کرد و بر اساس آن، روند حرکت متغیرهای عمده اقتصادی را پیش بینی کرد. الگوی تنظیمی از نوع الگوی کینزی بوده که در آن به دوگانگی‌های سنتی و نفتی در اقتصاد توجه گردیده است. این الگو، از 18 معادله تشکیل شده که شامل 9 معادله رفتاری و 9 اتحاد است و جهت تخمین الگو در فاصله زمانی 1338 تا 1351 (72-1959) از روش حداقل مربعات معمولی استفاده شده است. الگو دارای 18 متغیر درون‌زا، 4 متغیر برون‌زا و 9 متغیر با وقفه بوده است. با مبنا قرار دادن آمار سال 1351، الگو برای سال‌های1352 تا 1379 (2000-1973) با در نظر گرفتن 5 سناریوی مختلف در رابطه با متغیرهای برون‌زا پیش‌بینی شده است. نتایج حاصل از مطالعه وی نشان می‌دهد که با توجه به موقعیت ایران در گروه‌کشورهایی با سرمایه‌گذاری و پس‌انداز بالا و صادرات و واردات بالا، رشد اقتصادی‌اش باید در دهه1970 ادامه پیدا می‌کرد اما به دلیل عوامل سیاسی و عدم اطمینان از سیاست‌های دولت در 1978 ایران با رکود اقتصادی روبرو شد.
همانطور که مشاهده می‌گردد در 8 مطالعه ذکر شده در بالا (وکیل-لونی) دوره زمانی مورد مطالعه کوتاه‌مدت و تعداد مشاهدات بسیار محدود بوده است. در نتیجه می‌توان بیان کرد که نتایج حاصل از این مطالعات ممکن است تنها در کوتاه‌مدت برقرار بوده و نمی‌توان آنها را به بلندمدت تعمیم داد.
مستشاری (1356) به تنظیم یک الگوی اقتصاد سنجی کلان برای ایران پرداخته است. هدف از تنظیم این الگو، تلاشی در جهت ارتقای سطح تحلیل‌های تجربی در اقتصاد ایران و توجه خاص به نقش نفت در توسعه اقتصادی ایران بوده است. الگو از 14 معادله رفتاری و 19 اتحاد تشکیل شده است و تعداد متغیرهای درون‌زای الگو 23 و تعداد متغیرهای برون‌زای الگو 5 عدد است. ضریب‌های الگو به روش حداقل مربعات 3 مرحله‌ای برای دوره زمانی 1329 تا 53 (74-1960) برآورد شده است. الگو، برای سال‌های 1354 تا 59 شبیه‌سازی شده است و نتایج حاصله نشان می‌دهد که رشد بالای تولید ناخالص ملی و اجزای تشکیل دهنده آن با رشد سریع سطح عمومی قیمتها همراه بوده است و همچنین تنها سیاست‌های مالی بر متغیرهای حقیقی اقتصاد مؤثر بوده‌ و سیاست‌های پولی اثر محسوسی در این خصوص نداشته‌اند. از طرفی دیگر در این الگو اثر تغییر در متغیرهای برون‌زا به خصوص صادرات نفت، خالص درآمد عوامل تولید از خارج و رابطه بازرگانی غیر نفتی نیز بر اقتصاد ایران ارزشیابی شده است و نتایج نشان داده‌‌اندکه صادرات نفت، تنها و مهمترین عامل تعیین کننده تغییرات تولید ناخالص ملی و اجزای تشکیل دهنده آن بوده است. در عین حال، نشان داده شده است که بیشتر فشار تورمی اوایل سال‌های 1350 (1970) به دلیل بدتر شدن رابطه بازرگانی غیر نفتی بوده است.
شهشهانی (1357) به تنظیم الگوی اقتصاد سنجی کلان ایران دیگری پرداخته است. الگوی تنظیمی در این تحقیق، دارای 19 معادله رفتاری و 12 اتحاد بوده است. در تنظیم رابطه‌های الگو به روابط جمعی و کلی هزینه‌های بخش خصوصی، هزینه‌های بخش دولتی، بخش بازرگانی خارجی، دریافتی‌‌های دولت، پول، سطح قیمت‌ها، و تولید توجه شده است. الگو، شامل 28 متغیر درون‌زا، 9 متغیر برون‌زا و 5 متغیر باوقفه است و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و روش حداقل مربعات 2 مرحله‌ای برای دوره زمانی 1335 تا 52 (73-1956) که مرکب از 15 مشاهده است برآورد شده است. هدف اساسی از تنظیم این الگو، مطالعه و تحلیل تجربی اقتصاد کشور در حال توسعه ایران(متکی به نفت) بوده است. در طرح کلی الگو، مجموعه فرضیه‌های مربوط به طبیعت اقتصادهای مبتنی بر نفت و نظریه‌های مربوط به دوگانگی سنتی در نظر گرفته شده است. این الگو در شکل بنیانی خود اقتصاد ایران را به صورت مجموعه‌ای از جریان‌های بهم پیوسته جهشی ترسیم کرده و متضمن یک جریان تابعی تولید-درآمد- و مخارج است. نتایج حاصل از این مطالعه بیان کننده این بوده است که صادرات نفت و وام‌های خارجی یک عامل تعیین‌کننده عمده واردات و در نتیجه عامل تعیین‌کننده عمده جریان‌های درآمدی بوده‌اند و همچنین صادرات نفت بر روی متغیرهای عمده اقتصاد کلان، مانند: تولید ناخالص ملی و اجزای تشکیل دهنده آن اثرات بیشتری داشته است.
ناظمان (1357) الگوی اقتصاد سنجی کلان دیگری را ارائه کرد. نگرش این الگو به اقتصاد ایران، نگرشی بر اساس تئوری کینز بوده است که اساس الگوهای کینزی را تشکیل می‌دهد و معطوف به طرف تقاضای اقتصاد است. این الگو شامل 8 معادله رفتاری، 5 اتحاد، 12 متغیر درون‌زا و 4 متغیر برون‌زا بوده و برای دوره زمانی 1338 تا 1350 (71-1959) به روش حداقل مربعات معمولی برآورد شده است. مهمترین متغیرهای برونزای این الگو، صادرات نفت، صادرات غیرنفتی، وام‌های عمرانی خارجی و خالص درآمد عامل‌های تولید از خارج هستند. هدف از ارائه این الگو، پیش‌بینی روند متغیرهای عمده اقتصادی با توجه به تغییر شدید قیمت نفت و درآمدهای ارزی کشور بوده است. بدین منظور، با اعمال تغییرهایی در ضریب‌های کاربردی، مانند ضریب صادرات نفتی در تابع سرمایه‌گذاری دولت و ضریب واردات کالاهای سرمایه‌ای در تابع واردات کالاهای واسطه‌ای، به دلیل جهش درآمدهای نفتی، الگو برای دوره زمانی 1351 تا 1356 (77-1972) شبیه‌سازی شده است. پیش‌بینی‌های انجام شده بر اساس درآمدهای ارزی، پس از افزایش قیمت نفت، حاکی از رشد سریعی در تولید ملی بوده است. به گونه‌ای که تولید ناخالص ملی تا پایان برنامه پنجم،5/26% رشد را نشان داده است.
آخرین الگوی اقتصاد سنجی کلان که قبل از انقلاب اسلامی برای ایران ساخته شد، الگویی تحت نام آپادانا (1357) بود. این الگو توسط دو اقتصاددان خارجی، جین پیر و وربیست ، در بانک مرکزی ایران تنظیم شده است. هدف از این الگو، ارائه پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت برای اجزای تشکیل دهنده تقاضای کل و تحلیل سیاست‌های اقتصادی بوده است. قصد اولیه در ساخت الگوی آپادانا، توسعه بخشیدن به الگویی به نام بود که توسط اقتصاددانی به نام بران برای ایران در وزارت اقتصاد در سال 1351 (1972) ساخته شد و آخرین تجدید نظر آن در سال 1356 (1977) به انجام رسید. در یک توضیح مختصر، الگوی تنظیم شده توسط بران یک الگوی ساده شده چند بخشی بود که بر اساس پیوند بین جدول داده- ستانده، مجموعه‌ای از توابع تقاضای اقتصاد کلان و اتحادها بنا نهاده شده بود. الگوی شامل 4 بخش: نفت، صنایع و معادن، کشاورزی و بقیه صنایع و خدمات بوده است. در این الگو، بین بخش‌های دولتی، شهری و روستایی تفاوت قایل شده است و از عمده‌ترین متغیرهای برون‌زای آن درآمدهای نفتی، مخارج مصرفی دولت، و مخارج سرمایه ‌گذاری دولتی را می‌توان نام برد. لازم به توضیح است که ضریب‌های مربوط به معادله‌های رفتاری الگوی برآورد نشده‌اند بلکه به صورت منطقی تعیین شده‌اند. از این رو، در الگوی آپادانا ابتدا معادله‌های رفتاری تقاضای اقتصاد کلان تنظیم شده و مورد برآورد قرار گرفته است. با این امید که در تحقیقات بعدی آن را به یک جدول داده-ستانده بتوان پیوند داد و یک الگوی جزیی‌نگر چند بخشی از نوع الگوی بران به دست آورد. الگوی آپادانا مجموعا از 34 معادله تشکیل شده است که در این میان 25 معادله رفتاری و بقیه اتحاد است. هر یک از معادله‌های رفتاری الگو به روش‌های مختلف از جمله حداقل مربعات معمولی، خود رگرسیون برداری و روش حداکثر راست نمایی برای دوره زمانی 1338 تا 1354 (75-1959) برآورد شده است (نوفرستی، 1373، ص 65).
آق اولی و ساسانپور (1361) پس از انقلاب اسلامی یک الگوی اقتصاد سنجی کلان برای صندوق بین المللی پول تنظیم کردند. الگوی تنظیم شده یک الگوی کلی بوده و هدف اصلی از تنظیم این الگو بررسی اثر افزایش قیمت نفت بر اقتصاد ایران بوده است. این الگو، از 6 معادله رفتاری و 3 اتحاد تشکیل شده است و دارای 9 متغیر درون‌زا و 4 متغیر برون‌زا است و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی برای سال‌های 1339 تا 1356 (77-1960) که شامل 18 مشاهده است برآورد شده است. با استفاده از ضریب‌های تخمین زده شده، الگو برای سال‌های 1339 تا 1356 (77-1960)، به صورت پویا شبیه‌سازی شده است. نتایح شبیه‌سازی، نشان می‌دهد که افزایش قیمت نفت اثر قابل توجهی بر اقتصاد ایران داشته است. همچنین به منظور بررسی اثر افزایش قیمت نفت در سال‌های 53-1352 (74-1973) بر اقتصاد، الگو با توجه به 2 سناریو شبیه‌سازی شده است: یکی اینکه قیمت نفت با نرخ ثابتی (42%) در طول سال‌های 1352 تا 1356 (77-1973) افزایش پیدا کرده و دیگر با این فرض که قیمت نفت در طول سال‌های 1339 تا 56 (72-1960) با نرخ ثابت (17%) افزایش پیدا کرده است.
صفائی (1365) نیز یک الگوی اقتصادسنجی کلان برای ایران تدوین کرد. این الگو دارای 21 معادله رفتاری، 8 رابطه اتحادی، 29 متغیر درون‌زا و 7 متغیر برون‌زا بوده است. پارامترهای الگو با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و هم به روش حداقل مربعات 2 مرحله‌ای برای سال‌های 1338 تا 64 (85-1959) برآورد شده است. هدف از تنظیم الگو تحلیل ساختاری اقتصاد ایران بوده است. در تنظیم الگو به دوگانگی سنتی و دوگانگی نفتی توجه شده بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که بخش نفت در اقتصاد ایران به صورت یک بخش مجزا از سایر بخش‌های اقتصادی دایماً در حال رشد بوده و اثر ناچیزی بر اقتصاد داخلی داشته است.
اولین الگو که به طور رسمی جهت استفاده در برنامه‌ریزی اقتصادی پس از انقلاب اسلامی تهیه شده و مورد استفاده قرار گرفت، الگوی کلان برنامه اول توسعه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی

مطلب مرتبط :   شیعه، ابوبکر، علی(ع)، المنار، قرآن، عقد