تقریبا همزمان با کشورهای پیشرفته امکان پذیر نبوده است.
پس از تهیه شدن اولین الگوی اقتصاد سنجی کلان در ایران و همزمان با گرایش برنامه‌ریزان اقتصادی ایران به استفاده از فنون کمی در راه برنامه‌ریزی، الگوهای اقتصاد سنجی متعددی تا به امروز تهیه و ارائه شده است، که هر یک با توجه به: فرض‌های اساسی، تمرکز بر جنبه‌هایی خاص از اقتصاد، دوره آماری مورد استفاده، اندازه الگو، و یا نوع الگو از سایر الگوها متفاوت بوده و دارای ویژگی خاص خود است. این الگوها به ترتیب تقدم زمانی در جدول (2-1) آمده‌اند.
پس از الگوی اقتصادسنجی آنکتاد که بیشتر با قصد پیش‌بینی روند تجاری ایران تهیه شده بود، دوباره الگوی جدیدی توسط آنکتاد (1352) به منظور شرکت در پروژه پیوند ارائه شد. پروژه پیوند در ابتدا طرح تنظیم یک الگوی جهانی برای کشورهای صنعتی غرب (به اضافه ژاپن)بوده است اما بعدها سعی بر گسترش دامنه این پروژه به کل جهان شد. در این راستا آنکتاد مسئول تهیه الگوی ملی اقتصادهای در حال توسعه جهت شرکت در پروژه جهانی پیوند بر حسب گروه‌های عمده اقتصادی شد. الگوی که در این رابطه برای اقتصاد ایران نیز ارائه شد، در قالب منطقه خاورمیانه بود. هدف این الگو، بسط بخش تجارت خارجی به منظور ایجاد حلقه‌های ارتباطی میان الگوهای ملی کشورها بوده است. این الگو در مجموع از 10 معادله تشکیل شده بود که از این میان، 9 معادله رفتاری و تنها یکی اتحادی بوده است. از تنها اتحاد این الگو چنین درک می‌شود که الگو از نوع کینزی بوده است که تنها بخش تجارت خارجی آن گسترش خاصی یافته است. در واقع اهمیت بخش تجارت خارجی الگو از آنجا معلوم می‌گردد که از 10 معادله موجود در الگو، 6 معادله به بخش تجارت خارجی و بقیه به متغیرهای کلی و کلان اقتصادی همچون مصرف و سرمایه‌گذاری اختصاص داشته است. الگو برای دوره زمانی 1339 تا 1349 (70-1960) با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی تخمین زده شده است. نتایج حاصل از این الگو نشان دهنده همگرایی این الگو و الگوی پیوند بوده است (نوفرستی، 1373، ص 57).
بعد از آن اولین تلاشی که در ایران جهت تنظیم یک الگوی اقتصاد سنجی کلان صورت گرفت، توسط سازمان برنامه و بودجه بود. این سازمان در سال 1351 الگویی را با 8 معادله رفتاری و 6 اتحاد ارائه کرد تا به منظور پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای اقتصاد ایران، مورد استفاده قرار گیرد. الگو، شامل 14 متغیر درون‌زا و 6 متغیر برون‌زا است و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی برای دوره زمانی 1338 تا 49 (70-1959) به کمک 12 مشاهده برآورد شده است. هدف اساسی از تدوین این الگو، استفاده از آن در تعیین هدف‌ها و کاربردها و تنظیم برنامه عمرانی به عنوان یک ابزار مورد استفاده بوده است. در این الگو فرض شده بود که درآمد قابل تصرف تابعی از تغییرات تولید ناخالص ملی و درآمد قابل تصرف سال قبل است. مصرف بخش خصوصی نیز تابعی از درآمد قابل تصرف بوده و بر این اساس میل نهائی به مصرف 83/0 برآورد شده است. مصرف بخش دولتی نیز تابعی از مصرف سال قبل و تولید ناخالص ملی سال جاری بوده است. سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تابعی از تغییرات تولید ناخالص ملی و سرمایه‌گذاری دوره قبل و سرمایه‌گذاری بخش دولتی هم تابعی از بودجه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری دوره قبل در نظر گرفته شده‌اند. واردات کالاهای سرمایه‌ای نیز تابعی از تغییرات در صادرات، سرمایه‌گذاری و وام‌های خارجی و واردات کالاهای واسطه‌ای هم تابعی از سرمایه‌گذاری کل، تغییر در صادرات و واردات کالاهای سرمایه‌ای بوده است و در نهایت واردات کالاهای مصرفی تابعی از واردات کالاهای مصرفی دوره قبل، تغییر در درآمد قابل تصرف و درآمد قابل تصرف سال قبل در نظر گرفته شده بود. این الگو، با مختصر تغییری دوباره توسط سازمان برنامه وبودجه برای دوره زمانی 1338 تا 49 (70-1959)،برآورد گردید. تنها تفاوت این الگو با الگوی قبلی در آن است که در الگوی اخیر، یک رابطه رفتاری نیز برای صادرات غیرنفتی در نظر گرفته شده است و یک اتحاد دیگر نیز برای درآمد قابل تصرف از طریق کسر مالیات‌ها منظور شده است. این الگو در مجموع، شامل 17 معادله است که از این میان 9 معادله رفتاری و بقیه اتحاد هستند و همچنین شامل 16 متغیر درونزا و 6 متغیر برونزا است. از متغیرهای با وقفه نیز برای پویا سازی الگو استفاده شده است.
اگرچه قابل ذکر است که در این الگو به دلیل در نظر نگرفتن مسایلی چون دوگانگی سنتی و نفتی، ساختار اقتصاد ایران به خوبی به تصویر کشیده نشده بود و هرگونه سیاستگزاری اقتصادی بر اساس این الگو می‌باید با قید احتیاط انجام می‌گرفته است. به علاوه مشکل عدم وجود آمار برخی متغیرهای اقتصادی موجب آن شده است تا تعداد متغیرهای توضیحی معادله‌های رفتاری در این الگو محدود باشد. از طرفی در کشور نفت خیزی چون ایران که بیشتر درآمد دولت از صادرات نفت تامین می‌شود و درآمد حاصل به ارز خارجی است، همواره عرضه پول داخلی تحت الشعاع درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت است. بنابراین گنجانیدن بازار پولی در الگویی که برای چنین اقتصادی تنظیم می‌شود توجه زیادی می‌طلبد. از طرفی این درآمد در داخل کشور نیز موجب افزایش تقاضای کل شده که به نوبه خود در عین حال افزایش تقاضا برای واردات، افزایش سطح تولید و در نهایت افزایش سطح قیمت‌ها را به همراه داشته است. از این رو در نظر گرفتن معادله‌های رفتاری برای تعیین سطح قیمت‌ها در الگوی تنظیمی، ضروری به نظر می‌رسیده است.
وکیل (1351)، در پی تنظیم اولین الگوی اقتصادسنجی کلان توسط سازمان برنامه، الگوی جدیدی را برای اقتصاد ایران تنظیم کرد. این الگو بر اساس تئوری سطح تولید و درآمد کینزی تنظیم شده بود و طبیعت دوگانه اقتصاد ایران را چه از نظر دوگانگی سنتی و چه از نظر دوگانگی نفتی، مورد توجه قرار داده بود. او الگوی خودش را در قالب 14 معادله رفتاری و 7 اتحاد در فاصله زمانی 1338 تا 50 (71-1959) با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی برآورد کرده است. وکیل، علاوه بر الگوی مورد اشاره، 2 الگوی دیگر نیز ارائه کرده که در تدوین برنامه‌های عمرانی کشور، مورد استفاده قرار گرفته است. نخست الگوی سال 1352 است که دارای 14 معادله رفتاری و 6 اتحاد بوده است. این الگو بسیار شبیه به الگوی ارائه شده نخستین است و مختصر تعدیل‌هایی در آن انجام شده است. دیگری، الگوی سازمان برنامه (1353) است که دارای 22 معادله رفتاری و 23 اتحاد بوده و با آمار دوره زمانی سال‌های 1338 تا 1351 (72-1959) به کمک 14 مشاهده برآورد شده است. این الگو در عین حالی که شبیه با الگوی اولیه است، از ویژگی‌های جدیدی برخوردار گشته است. از آن جمله، اضافه شدن توابع تولید به الگو است (هر چند که ضریب‌های تابع تولید جمعی در آن از جهت نظری غیر قابل قبول است) و دیگری، در نظر گرفتن الگو به صورت یک الگوی 2 شکافی (شکاف بین منابع اقتصادی و شکاف بین تجارت) است که آن را شبیه به الگوی کلاین- گلدبرگر (1959) کرده است. در عین حال، شبیه‌سازی‌های متعددی نیز با فرض‌های متفاوت برای متغیرهای نرخ تورم، نرخ رشد جمعیت، درآمد دولت، و نرخ استهلاک بر اساس الگو ارائه شده است. نتایج حاصله از این مدل‌ها نشان دهنده یک دوگانگی بین بخش سنتی و بخش مدرن اقتصاد و همچنین بین بخش دولتی و بخش خصوصی بوده است که این دوگانگی از طریق تغییرات بخش نفت در اقتصاد آشکار شده است.
فردی (1351)، بعد از الگوهای ارائه شده توسط وکیل الگوی دیگری را تنظیم کرد. این الگو دارای 10 معادله رفتاری و 5 اتحاد است. تعداد متغیرهای درون‌زای الگو 15 و تعداد متغیرهای برون‌زا، یک مورد بوده است که مجموعاً 16 متغیر می‌شود. الگو بر اساس تقاضای کل از دیدگاه کینز بنا شده است و طبیعت دوگانه اقتصاد ایران را از نظر دوگانگی نفتی مورد توجه قرار داده است. آمار دوره زمانی سال‌های 1338 تا 48 (69-1959) که 10 مشاهده است، برای تخمین ضریب‌های الگو مورد استفاده قرار گرفته است. در این الگو سه هدف، شامل نشان دادن سهم(اثر) صادرات بخش نفت بر رشد اقتصاد کشور، بررسی اثرات تغییر صنعت نفت بر روی اقتصاد ایران و پیش‌بینی روند رشد متغیرهای عمده اقتصاد کلان برای سال‌های 1349 تا 1359 (80-1970) دنبال گردیده است. نتایج حاصل از این الگو حاکی از اثرات شدید اقتصادی ناشی از افزایش صادرات نفت بر روی اقتصاد ایران بوده است، که با نتایج حاصل از جدول داده- ستانده ایران در سال 1344، که ارتباط ضعیفی را بین بخش نفت و سایر بخشهای اقتصادی نشان می‌دهد، در تضاد بوده است.
بهاری (1973) نیز یک الگوی اقتصاد سنجی کلان برای ایران در فاصله زمانی 1338 تا 49 (70-1959) تنظیم کرد. الگوی ساخته شده توسط وی دارای 34 معادله است که از این میان، 15 معادله رفتاری و 19 عدد بقیه اتحادی بوده است. قصد اساسی از تدوین این الگو بررسی یکی از هدف‌های بلندمدت اقتصاد ایران، یعنی تأمین درآمد سرانه‌ای قابل مقایسه با کشورهای اروپای غربی در سال 1344 (1965) در انتهای برنامه هفتم 1366 (1987) و همچنین ساخت الگو بر اساس الگوی رشد هارود- دومار بوده است. در این الگو، سرمایه‌گذاری نه تنها تابعی از سطح تولید است، بلکه به نرخ تغییر در تولید از طریق تغییر در انباشت سرمایه نیز بستگی دارد. در نتیجه، در این الگو سرمایه‌گذاری داخلی توسط عامل‌های داخلی (پس انداز) و عامل‌های خارجی (دریافت‌های ارزی) نسبت به سایر عوامل موجود، عمده‌ترین محرک رشد سریع اقتصادی تصور شده است. همچنین این الگو برای دوره 1350 تا 1366 (87-1971) به منظور بررسی میزان منابع مورد نیاز جهت تداوم نرخ رشد فعلی و امکان دستیابی هدف مورد نظر، تحت فرض‌های مختلف در رابطه با مقادیر پارامترها و نرخ رشد متغیرهای برونزا شبیه‌سازی شده است. نتایج حاصل شده از این مطالعه را می‌توان به این صورت خلاصه کرد که: درآمد سرانه مورد نظر برای سال 1366 (1987) در مقایسه با کشورهای اروپای غربی ناچیز بوده و قابل مقایسه نبوده است. هر چند پیش‌بینی الگو حاکی از آن است که درآمد سرانه در طول دوره شبیه‌سازی شده، بیش از 2 برابر خواهد شد. ولی، این مقدار تنها آن چیزی است که مورد هدف بوده است. همچنین این الگو نشان می‌دهد، هر گونه کاهشی در میزان مخارج دولت با هدف تأمین رشد سریع اقتصادی، در تضاد خواهد بود. افزایش نرخ مالیاتی، درآمدها را افزایش چشمگیری نخواهد داد، زیرا در دوره مورد نظر نرخ مالیات بر درآمدهای نفتی بالا و نرخ مالیات بر سایر منابع پایین بوده است. البته امکان افزایش در درآمدهای مالیاتی از طریق کاراتر کردن نظام مالیاتی وجود دارد. همچنین شکاف داخلی منفی بزرگ به دلیل نرخ رشد بالای سرمایه‌گذاری به همراه نرخ کم پس انداز و شکاف خارجی مثبت قابل توجهی توسط الگو پیش بینی شده است و در نهایت با این فرض که نرخ رشد بالای سرمایه‌گذاری کماکان حفظ شود نتیجه گیری گردیده که جذب مازاد نیروی کار توسط بخش صنعتی، منجر به افزایش درصد شدید اشتغال در این بخش می‌گردد.
حبیب آگهی (1352، 1353) دو الگوی اقتصادسنجی کلان برای ایران تنظیم کرد. الگوی اول یک الگوی کینزی است که با استفاده از داده‌‌های دوره زمانی 1338 تا 1349 (70-1959) به کمک 12 مشاهده با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی برآورد شده است. الگو از 8 معادله رفتاری و 5 اتحاد تشکیل یافته است و در مجموع دارای 12 متغیر درون‌زا و 2 متغیر برون‌زا است. الگوی دوم (1353) نیز با 8 معادله رفتاری و 7 اتحاد ارائه شده است. تعداد متغیرهای درون‌زای الگو 16 و تعداد متغیرهای برون‌زای الگو 6 عدد و با استفاده از روش حداقل مربعات برای دوره زمانی 1338 تا 1349 (70-1959) برآورد گردیده است. ساختار کلی این الگو همانند الگوی اوّل است، با این تفاوت که در برخی معادله‌های رفتاری تغییرهایی داده شده است. به عنوان مثال، در الگوی اوّل، تابع مصرف خصوصی تابعی از مصرف خصوصی سال قبل، تغییر درآمد قابل تصرف و درآمد قابل تصرف سال قبل در نظر گرفته شده است، در حالی که در الگوی دوم، مصرف خصوصی تنها تابعی از درآمد قابل تصرف است. در کل او در این دو مدل سعی کرده که با ارتباط بین واردات، تولید کل، درآمد واقعی قابل تصرف، مخارج خصوصی و دولتی، مخارج سرمایه‌گذاری، صادرات نفتی و غیرنفتی و وام‌های خارجی، لزوم افزایش بودجه دولت را نشان دهد.
احمدی (1355) یک الگوی اقتصاد سنجی کلان بر اساس تئوری تعیین درآمد کینزی و در چهارچوب یک الگوی درآمد-مخارج برای ایران تنظیم کرد. در این الگو به سرمایه‌گذاری، واردات، و صادرات اهمیت بیشتری داده شده است و همچنین اثر صادرات نفتی به عنوان تنها رقم صادراتی عمده ایران بر سایر متغیرهای کلان اقتصادی مد نظر قرار گرفته است. الگو تنظیمی، دارای 10 معادله رفتاری و 8 اتحاد است که با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی در فاصله زمانی 1338 تا 51 (72-1959) برآورد شده است. تعداد متغیرهای درونزای الگو 18 و تعداد متغیرهای برونزا 9 عدد است. هدف از تدوین این الگو، شناخت رابطه‌های تابعی بین متغیرهای کلیدی خاص اقتصاد کلان ایران و ارائه پیش ‌بینی‌های کوتاه‌مدت روند رشد تولید ناخالص ملی، درآمد ملی و درآمد سرانه بوده است. الگو برای دوره زمانی 1349 تا 51 (72-1960) شبیه‌سازی شده است.
پرهیزگاری (1350) یکی از بزرگترین الگوهای اقتصاد سنجی کلان در دهه 1350 را برای ایران

مطلب مرتبط :