بی پناه بودن مردم
یکی از ویژگی‌های این حکومت و مشکلات خاص آن برای مردم این بود که هیچ پناهگاهی برای تظلم و رسیدگی به امور مظلومان وجود نداشت و مردم به ناچار شکایت خود را به همان حاکمان عرض می‌کردند که سرنوشت چنین شکایتی از قبل مشخص خواهد بود. مانند برده‌ای که از ظلم مالک خود به همو پناه ببرد.
4.7.8.1.5. فتنه‌هایی مستمر با صورت‌های زشت و جاهلی
امام علی (علیه السلام) فتنه‌های بنی امیه را پشت سر هم معرفی کرده‌اند که با چهره‌ای زشت و ترسناک با پاره‌ای از آداب و رسوم دوران جاهلی بر مردم فرود می‌آیند و در آن صورت هیچ هدایت و نشانه‌ای برای مردم باقی نخواهد ماند. حضرت با این عبارات در واقع می‌فرمایند که آنها هیچ ارزشی برای مفاهیم انسانی و اسلامی قایل نبوده و در برخی موارد به همان آداب و رسوم جاهلی برگشته و با ظلم و تعدی بسیار حکومت خود را به چهره‌ای ننگین در تاریخ تبدیل کردند.
«امام (علیه السلام) لفظ «شوهاء» را براى قبیح و زشت بودن عقلى و شرعى اعمال بنى امیّه استعاره به کار برده است. وجه شباهت منفور بودن رفتار آنهاست، چنان که مردم از چهره زشت متنفّرند از کردار بنى امیّه نفرت دارند.
لفظ «قطع» را براى تکرار فتنه و آشوب از ناحیه حکومت بنى امیّه، استعاره به کار برده است. چنان که اسبهاى مهاجمین براى جنگ و غارت فوج فوج وارد مى‏شوند. جاهلیّت بنى امیّه در کلام امام (علیه السلام) اشاره به عدم مطابقت رفتار آنها با قوانین عدل الهى است، چنان که حرکات مردم دوران جاهلیت چنین بود. نظر به همین معناست که مى‏فرماید: در زمان حکومت آنها پرچم هدایتى نیست و علم ارشادى دیده نمى‏شود. یعنى براى رهبرى امام عدل و قانون حقّى که از آن تبعیت شود وجود ندارد».
امام علی (علیه السلام) شرایط دوران زمامداری بنی امیه را به طور کامل برای مردم تشریح نموده و آنها را از آثار سوء حکومت اموی آگاه می‌نمایند شاید که بتوانند با این پیش بینی‌ها از آثار مخرب آن کمی کاسته و آمادگی لازم را برای مردم از قبل فراهم آورند.
«امام(علیه السلام) با این ویژگى‌ها تمام شرایط و اوضاع حکومت بنى امیّه را ترسیم کرده و پایان آن را نشان داده؛ گویى در این دورانِ تاریک‌، مى زیسته است و همه چیز را به رأى العین دیده، حکومتى که نه از قانون خدا پیروى مى کرد، نه بهایى براى ارزش‌هاى اسلامى قائل بود و نه قوانین اسلامى را به رسمیّت مى شناخت. حکومتى خود کامه، ظالم، بى منطق و مملوّ از فتنه‌ها که نمایانگر عصر جاهلیّت بود. حکومتى که حتّى به مصالح و منافع مادّى خویش نمى اندیشید و آن قدر ظلم و ستم در این دورانِ کوتاه مرتکب شد، که در تاریخ بشریّت کم نظیر است.
آرى! امام همه اینها را براى مسلمانان پیش بینى کرد و هشدار داد. تعبیر به “أَرْبَابَ سُوء بَعْدِی” اشاره لطیفى به این حقیقت است که، شما که به حکومت اسلامى و انسانى عادلانه من تن ندادید و در حفظ و دفاع از آن کوتاهى کردید باید در انتظار چنین زمامداران و حُکّام سوئى بوده باشید.»
4.7.8.2. آثار فتنه‌های کوفه
کوفه یکی از شهرهای مهم سرزمین عراق است که تاریخ آن با تاریخ اسلام گره خورده است و در طول زمان بعد از اسلام حوادث بسیاری بر این شهر گذشته است.
«در این که چرا این شهر، به عنوان کوفه نامیده شده، بعضى معتقدند به خاطر آن است که شکل دائره مانند دارد و عرب، به شن زار مدوّر، «کوفان» مى گوید. و بعضى مى گویند به خاطر اجتماع مردم در آنجا بود; زیرا، یکى از معانى این واژه، اجتماع است. البته، وجه تسمیه‌هاى دیگرى نیز براى آن ذکر شده است».
کوفه در سال هفده هجری به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و استراتژیک منطقه، به دستور خلیفه دوم ساخته شد و به دلیل حضور مهاجران بسیاری در آن و تقابل قبائل مختلف در این شهر و یک دست نبودن جمعیت آن باعث شده بود که در برخی موارد منافع گروه‌ها و قبائل مختلف با هم در تضاد باشد، از این رو همیشه این شهر از نظر خلفا دارای اهمیت خاصی بوده است به طوری که امیر المؤمنین (علیه السلام) مقر خلافت خود را در این شهر قرار دادند.
به همین دلیل می‌توان گفت مردم کوفه، مردمی عادی‏ نبودند. در آغاز هر حرکتی، خوب و محکم‏ به میدان می‏آمدند و در نیمۀ راه به‏ خاطر عدم تحمّل برخی از مشکلاتی که لازمۀ هر قیام و هر نهضتی است، کوتاه می‏آمدند و با ابراز ضعف و زبونی و سستی مایۀ ننگ و رسوایی می‏شدند. همین‏ها بودند که در آغاز با امام علی (علیه السلام) همراهی‏ کردند و در نیمۀ راه، حضرتش را با مشکلات بسیاری روبه‏رو ساختند. به طور کلی بی‌وفایی و پیمان شکنی سنتی بود که در اهالی کوفه به وضوح ملموس و مشخص بود.
با این مقدمه می‌توان گفت که کوفه شهری بود که بسیار مستعد و آماده برای فتنه‌ها و جریانات مختلف بود و در هر مقطعی با فتنه‌ای خاص اوضاع سیاسی و اجتماعی آن بهم ریخته و خون‌های زیادی هم در پی آن ریخته می‌شد.لذا امام علی (علیه السلام) با یک آینده نگری شرایط فتنه‌های آینده کوفه را تشریح نموده و آثار زیان بار آن را برای مردم توصیف نموده و می‌فرمایند:
«لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى ضِلِّیلٍ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ وَ فَحَصَ بِرَایَاتِهِ فِی ضَوَاحِی کُوفَانَ فَإِذَا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ شَکِیمَتُهُ وَ ثَقُلَتْ فِی الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ عَضَّتِ الْفِتْنَهُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْیَابِهَا وَ مَاجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْوَاجِهَا وَ بَدَا مِنَ الْأَیَّامِ کُلُوحُهَا وَ مِنَ اللَّیَالِی کُدُوحُهَا فَإِذَا أَیْنَعَ زَرْعُهُ وَ قَامَ عَلَى یَنْعِهِ وَ هَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ وَ بَرَقَتْ بَوَارِقُهُ عُقِدَتْ رَایَاتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَهِ وَ أَقْبَلْنَ کَاللَّیْلِ الْمُظْلِمِ وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ هَذَا وَ کَمْ یَخْرِقُ الْکُوفَهَ مِنْ قَاصِفٍ وَ یَمُرُّ عَلَیْهَا مِنْ عَاصِفٍ وَ عَنْ قَلِیلٍ تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ وَ یُحْصَدُ الْقَائِمُ وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ».
«گویى مردى را مى‏بینم سخت گمراه ـ دینش در راه دنیا تباه ـ که از شام بانگ بردارد و در تازد، و درفش‌هاى خود را پیرامون کوفه بر پا سازد. و چون دهان گشاید، و سرکشى کند، و به فرمان نیاید، و جور و ستم از حدّ درگذرد، فتنه دندان خود را در فتنه‏انگیزان فرو برد. موج پیکار از هر سو پدیدار گردد و چهره ترش روزگار آشکار. شب و روز بارور رنج و سختى بسیار. چون کشت او به بار رسید و میوه او آبدار گردید، و چون شتر مست بخروشید، و چون برق بدرخشید، سپاه فتنه از هر سو درفش بر بسته برخیزد، و چون شب تار و دریاى زخّار، روى آرد و به هم در آمیزد. آن هنگام چه تندر بلا که کوفه را ویران سازد، و چه تندبادها که بر آن بگذرد و برج و بارویش را در اندازد، و دیرى نپاید که دو سپاه درهم ریزند، و توده‏ها به هم آویزند و با یکدیگر بستیزند. آنچه از خیر و رستگارى بر پاست بدورند و آنچه درویده است، خرد کنند.»
امیر المؤمنین (علیه السلام) که خود با کوفیان زیسته و با یک روانکاوى عمیق، روحیات کوفیان را خوب درک کرده و با شرایط آنان به طور کامل آشنا بوده است و در زمان خود از آنان فراز و نشیب‌های فراوانی نیز دیده است؛ فتنه‌های کوفه را بسیار دقیق ترسیم نموده و شدت و سختی آن را با تشبیه آن به حیوانی که مردم را می‌گزد نشان داده و شرایط کوفه را دست خوش طوفان‌های سهمگین و نابودکننده می‌دانند.
«این فتنه، هنگامى که پدید آید، فتنه‏ها و آشوبها و بى‏نظمى بسیارى را به دنبال خود خواهد آورد، پدید آمدن این فتنه‏ها را به رو آوردن شب تار تشبیه فرموده است، وجه مشابهت این دو این است که همان گونه که در شب تاریک نمى‏توان راه به جایى برد، در این فتنه و آشوب نیز نمى‏توان به حقّ راه یافت، همچنین آن را به دریاى متلاطم تشبیه فرموده است. و این به سبب بزرگى فتنه، و درهم ریختگى طبقات مردم است که گروهى گروه دیگر را واژگون و نابود مى‏سازند، به همان گونه که امواج دریا بر یکدیگر فرود مى‏آیند و بر چهره هم سیلى مى‏زنند. سپس اشاره فرموده است به آشوب‌ها و مصیبت‌هایى که پس از این کوفه را فرا مى‏گیرد، چنان که مطابق نوشته تاریخ نویسان حوادث بسیار و فتنه‏هاى زیادى در آن روى داد که از جمله آنها فتنه حجّاج و جز اینهاست، و نیز دو واژۀ عاصف و قاصف را که به بادهاى سخت گفته مى‏شود استعاره فرموده است و این به مناسبت وزیدن تندباد حوادث بر مردم این شهر است».
4.7.8.2.1. فتنه حجاج در کوفه
همان طور که در شرح کلام امام علی (علیه السلام) نیزگذشت، یکی از مصیبت‌ها و گرفتاری‌های وحشتناک مردم کوفه که حضرت بدان اشاره نموده‌اند ماجرای حکومت حجاج بن یوسف ثقفی در این شهر بودکه به طور مختصر به وضعیت حضور وی در کوفه می‌پردازیم.
نام حجاج همواره به عنوان یکی از سفاک ترین و خون ریز ترین حاکمان در طول تاریخ به چشم می‌خورد و یاد آور مصیبت‌ها و فتنه‌های زیادی است که مردم کوفه و بصره در طول حیات خود جز در دوران حکومت چنین شخصی مشابه آن را به یاد ندارند. وی از طرف عبدالملک مروان به عنوان والی کوفه گماشته شده بود و مرتکب جنایات وحشتناکی شد که در تاریخ بشریت کم سابقه است.
حجاج هر مانعی را که در تثبیت حکومت اموی در سر راه خود می‌دید از سر راه بر می‌داشت و از ریختن خون مردم بی گناه و زندانی و شکنجه کردن آنان هیچ مضایقه نمی‌کرد و شرایط را بسیار بر مردم کوفه سخت و رقت بار کرده بود. به طوری که کمترین صدای مخالفی را با شمشیر و شکنجه و زندان پاسخ می‌داد.
«حجّاج حاکم کوفه و بصره (در دوران عبدالملک بن مروان) بیست سال فرمانروایى کرد؛ تعداد کسانى را که در این مدّت در زیر شکنجه‌هاى دژخیمان او جان سپردند یا با شمشیر کشته شدند، یکصد و بیست هزار نفر بود. و این آمار مربوط به غیر از کسانى است که در جنگ‌هاى او کشته شدند».
4.7.8.3. آثار فتنه‌های بصره
بصره یکی از مهمترین شهرهای اسلامی بود که از موقعیت خاصی برخوردار بوده و همواره مورد توجه حکام مختلف قرار داشت و بدین سبب دست خوش حوادث و فتن زیادی در طول زمان گردید. «با توجه به اینکه این شهر دروازه‌ای به جهان خارج محسوب می‌شد حتی در زمان امام علی (علیه السلام) نیز معاویه و شامیان از هر فرصتی برای تسلط بر این شهر استفاده می‌کردند و بارها در صدد تسط بر این شهر استراتژیک بودند.معاویه پس از به شهادت رساندن محمد ابن ابی بکر در مصر، به طمع تسلط بر بصره شخصی به نام “ابن حضرمی” را با نامه‌ای به سوی این شهر فرستاد که او هم توانست عده‌ای از اهالی بصره را بفریبد و به همراهی برخی از خوارج بر بخشهایی از آن شهر نیز مسلط گردید و حتی نماینده امام (علیه السلام) را که همراه نامه و نصیحت و اندرز امام به ایشان بود به شهادت رساندند که حضرت مجبور شدند مجددا نامه‌ای کوبنده برای اتمام حجت برای ایشان به همراه “جاریه بن قدامه” به بصره فرستادند. وی نامه امام را برای مخالفان خواند و عده‌ای نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و به جمع یاران امام بازگشتند. ولی گروهی لجوجانه و سرسختانه به مخالفت خود ادامه دادند که در نهایت طرفداران امام (علیه السلام) آنها را در خانه‌ای محاصره کردند و با اتش زدن خانه، ابن حضرمی و یارانش را به هلاکت رساندند».
یکی دیگر از پیش بینی‌های امام علی (علیه السلام) در خصوص وقوع فتنه مربوط می‌شود به مردم همین شهر که امیر المؤمنین (علیه السلام) در خلال یکی از خطبه‌های خود به معرفی اثار فتنه‌های اینده بصره پرداخته و مردم را نسبت به وقوع این حوادث هولناک آگاه می‌نمایند و می‌فرمایند:
«فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ لَا تَقُومُ لَهَا قَائِمَهٌ وَ لَا تُرَدُّ لَهَا رَایَهٌ تَأْتِیکُمْ مَزْمُومَهً مَرْحُولَهً یَحْفِزُهَا قَائِدُهَا وَ یَجْهَدُهَا رَاکِبُهَا أَهْلُهَا قَوْمٌ شَدِیدٌ کَلَبُهُمْ قَلِیلٌ سَلَبُهُمْ یُجَاهِدُهُمْ فِی اللَّهِ قَوْمٌ أَذِلَّهٌ عِنْدَ الْمُتَکَبِّرِینَ فِی الْأَرْضِ مَجْهُولُونَ وَ فِی السَّمَاءِ مَعْرُوفُونَ فَوَیْلٌ لَکِ یَا بَصْرَهُ عِنْدَ ذَلِکِ مِنْ جَیْشٍ مِنْ نِقَمِ اللَّهِ لَا رَهَجَ لَهُ وَ لَا حِسَّ وَ سَیُبْتَلَى أَهْلُکِ بِالْمَوْتِ الْأَحْمَرِ وَ الْجُوعِ الْأَغْبَرِ».
«فتنه‏هایى چون تاریکى شب، نه نیرویى تواند با آن بستیزد، و نه شکست خورد و بگریزد. ـ چون شتر ـ مهار کرده، و پالان نهاده، روى به شما آرد، و کشنده آن وى را به شتافتن وا دارد، و سوارش آن را براند تا آنجا که توان دارد. فتنه‏جویان گروهى هستند شرور، با آزار سخت، خونریز، و اندک رخت. مردمى با آنان جهاد کنند که در دیده متکبّران خوارند، و در روى زمین گمنام و بى‏مقدار، و در آسمان شناخته و پدیدار. این هنگام واى بر تو، اى بصره از سپاهى که بلاست، و نمونه‏اى از کیفر خداست. نه گردى انگیزد، و نه بانگى دارد، و زودا که مردم تو را مرگ و یا طاعون و گرسنگى از پاى در آرد».
حضرت در این عبارات به نمونه‌هایی از حوادث فتنه انگیز بصره که در آینده رخ خواهد داد اشاره داشته و بلا، قتل و خونریزی و گرسنگی را از آثار هولناک این فتنه‌ها معرفی می‌کنند.
«امام (علیه السلام) بصره را مخاطب قرار داده، از اوضاع و احوال آینده آن و از فتنه زنج که در این شهر به وقوع خواهد پیوست آگاهى مى‏دهد، بدیهى است روى خطاب به مردم این شهر است، و این که فرموده است: آنان را گرد و غبار و آوازى نیست. ظاهرا سبب این است که اینها را اسبان و

مطلب مرتبط :   حقوق، در‌ایران، حکومت، سیاست، مطلقه، گفتمان