قم و آشنایی وی با حاج آقامصطفی، همچنین اولین دیدار آقای دعایی با امام خمینی و مراسم عمامه گذاری وی پرداخته شده است. دعایی در این سالها نیز به عنوان فردی با تأکید بر مواضع انقلابی مطرح است.<br />
گفتاراول: استادان و آشنایی با حاج آقا مصطفی ودیدار با امام خمینی
ورود دعایی به قم، در اواخر سال 42 و اوایل سال 43 بود. یعنی در فاصله قیام 15 خرداد 42 و آزادی امام خمینی، در 15 فروردین 43 وارد قم شد. دعایی با ورودش به قم سعی داشت از محضر بزرگانی چون دکتر بهشتی که از پیشگامان نهضت بود، استفاده کند.دعایی در این زمان ملبّس به لباس روحانیت نبود. در زمان تبعید امام خمینی به ترکیه سال 1343 معمم و در قم ملبس شد، مراسم عمامه گذاری وی، در منزل اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفت. که در این مراسم جمعی از استادان و بزرگان حوزه از جمله، حاج شیخ مرتضی¬حائری یزدی، فکور، باهنر، ربانی شیرازی و ربانی املشی حضور داشتند، فکور و شهید باهنر با فدائیان اسلام همکاری داشتند آن زمان موسی صدر نیز، در خانه¬ی هاشمی بود. دعایی در مدرسه حجتیه، به حجره طلاب کرمانی رفت اما تنگی جا باعث شد، به مدرسه بروجردی(مدرسه خان) اتاق شماره 27 در طبقه دوم برود. هم حجره¬ای وی سیّد محمد کاظم قریشی از اهالی خمین شد. قریشی به دلیل فعالیت¬های مبارزاتی، در سیر و سفر بود، تا اینکه به زندان افتاد، و دعایی در آن حجره تنها شد.
دعایی در قم از محضر استادانی چون سلطانی طباطبایی ، فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، سبحانی ، اعتمادی و رضا صدر بهره برد. تا شروع درس مکاسب و رسائل، در قم بود، و کفایه را در قم از محضر آیت الله سلطانی تلمذ کرد و درس¬های تفسیر را نزد آقایان مشکینی و خزعلی فراگرفت.
آشنایی دعایی با حاج آقا مصطفی بعد از ورود وی به قم برای ادامه تحصیلات بود. در قم بعد از جریان 15 خرداد پایه دوستی و همفکری دعایی با حاج آقا مصطفی از آنجا بود که با او به عنوان فرزند امام آشنا شد. در بدو آشنایی، صمیمیت خوبی بینشان ایجاد شد. دعایی با ورود به قم، حاج آقا مصطفی دست وی را فشرد و در آغوش گرفت. پس از آن به مناسبت¬هایی به منزل امام می¬رفت و با حاج مصطفی ارتباط داشت.
وقتی امام درقیطریه در منزلی در حصر به سر می برد، دعایی با حاج مصطفی ارتباط داشت. زمانی که خبر آزادی امام خمینی در قم پخش شد (شب16فروردین1343) دعایی به طرف خانه امام خمینی شتافت و برای اولین بار چهره امام را از نزدیک مشاهده کرد. دعایی ذوق و اشتیاق خود را درباره¬ی نخستین دیدارش با امام خمینی این گونه بیان کرده: «در هاله¬ای از اشک که اجازه نمی¬داد ایشان را درست ببینم و درست ابراز علاقه کنم، یکپارچه شور و شوق بودم.»

فصل دوم: فعالیت¬های سیاسی در قم
دراین فصل به بررسی همکاری دعایی با نشریه بعثت، گرایشهای موجود در آن نشریه و چاپ و تکثیر و توزیع اعلامیه¬ها و…پرداخته شده است، وی در این سفر به طور جد وارد کارهای سیاسی علیه رژیم پهلوی می¬شود، توسط ساواک شناسایی و مورد تعقیب قرار می¬گیرد، و مجبور به ترک ایران می¬شود. این برهه از زندگی دعایی ما را در شناخت فعالیت¬های سیاسی وی در قم یاری می¬کند.

گفتاراول : همکاری با نشریه بعثت
دعایی در قم مثل سایر طلاب در رساندن اعلامیه¬های امام خمینی و اعلامیه¬های علیه دولت و رژیم سابق به مردم تلاش کرد تا به این نتیجه رسید برای پیشبرد اهداف، نیاز به وسایل تکثیر دارند، این در حالی بود که آقایان صحفی و برقعی چاپخانه و فعالیت چاپی داشتند. مسئولین چاپخانه¬ قابل اعتماد بودند ولی عناصری که در رفت و آمد به آنجا بودند، مورد اعتماد نبودند. لذا تصمیم گرفته شد، یک نشریه رسمی که بیانگر اهداف و آرمانهای روشن و مترقی حوزه باشد، سازماندهی¬شود. نشریه بعثت به عنوان ارگان داخلی حوزه علمیه قم، در سال¬های 1342 تا 1344 در قم توسط عناصر مبارز اعم از طلبه، دانشجو، بازاری و کارگر، منتشر شد، و در سطح وسیعی در قم، تهران و شهرهای بزرگ، توزیع گردید. نشریه بعثت علی¬رغم حجم کم، در آن دوران خفقان بسیار سازنده و امید بخش بود. در واقع پس از قیام 15 خرداد و سرکوب حرکت اسلامی ایران و قتل عام مردم توسط رژیم و ادامه حبس غیر قانونی امام خمینی درسال 1342، نقش مثمرثمری را در مبارزه بر عهده داشت.
برای نخستین بار یک نشریه¬ی سیاسی، آن هم به طور مخفی و زیر زمینی از حوزه علمیه قم منتشرشد، که مورد توجه همه بود و حتی در بعضی از شهرستانها از جمله مشهد توسط مبارزین آن مناطق، تکثیر و توزیع گردید. هیئت تحریریه¬ی اصلی آن نشریه، اسم نشریه را «بعثت» گذاشتند و در روز مبعث رسول گرامی (ص) در 23 آذر 1342 اولین شماره تکثیر و پخش شد. سر مقاله اصلی، را محمدجواد باهنر نوشت و هاشمی رفسنجانی نیز، مطالبی را در آن می¬نوشت. اخبار و گزارش¬های تحلیلی را سیدهادی خسروشاهی تدارک دید و مبحث سازماندهی را آقای علی حجتی نوشت و آقای محمدتقی¬مصباح نیز یک مبحث اعتقادی و کلامی را تدارک دید. شیخ مهدی طارمی خطاط بود، کلیشه¬ها و تیترها را نوشت. دو سال انتشار این نشریه تداوم داشت و در محافل دانشگاهی و روشنفکری از آن خیلی استقبال شد. در اواخر سال 1343 به خاطر خط مشی که آیت الله شریعتمداری داشت و دارالتبلیغ را تأسیس کرده بود، اختلاف بینش بین برخی از افراد نشریه باعث شد، برخی از افراد هسته مرکزی که با تشکیلات دارالتبلیغ ارتباط داشتند، (آقایان خسروشاهی، علی حجتی کرمانی و ….) تأکید داشتند برای وحدت روحانیت، از آیت الله شریعتمداری نیز اسم برده شود. اکبر هاشمی¬رفسنجانی از اعضای «بعثت» با حزب مؤتلفه اسلامی ارتباط داشت و این نشریه در محیط¬های دانشگاهی، توسط افرادی از نهضت آزادی از قبیل عزت الله سحابی و محمد مهدی جعفری و…توزیع شد. هسته اولیه نشریه بعثت، آقایان ربانی شیرازی، و هاشمی رفسنجانی، خسروشاهی، مصباح یزدی، شریفی گرگانی، منتظری، باهنر و علی حجتی کرمانی بودند. سیدعلی¬خامنه-ای نیز وقتی در قم بود، به آن جمع پذیرفته شد. در مشهد با تشویق دوستانش مانند آقای ( فاکر ) پیگیری کرد. فردی به نام گرگانی از سمپات¬های مهم نشریه، خانه خود را در اختیار گروه گذاشته بود. تایپ و توزیع نشریه با دعایی بود. حسینعلی منتظری به نشریه کمک مالی کرد. نشریه با اسامی مستعار منتشر می-شد. دعایی با نام مستعار علی اراکی و اکبر هاشمی رفسنجانی با نام مستعار علی امیرانی قلم می¬زدند. کارنشریه، افشاگری جنایات شاه و ساواک، برنامه¬های پیشنهادی امام و کسانی که توسط دولت دستگیر می¬شدند و آزاد شده¬ها و… بود. به طور کلی مبارزه به دو صورت بود 1ـ مبارزه علنی شامل نوشتن و سخنرانی که منجر به زندان و شکنجه و تبعید بود 2ـ مبارزه مخفی و زیرزمینی در خصوص شکل دوم که بیشتر بر نشر موضوع¬های ایدئولوژی متکی بود و نشریه بعثت در چهارده شماره منتشر شد. انتشار نشریه بعثت تا دستگیری اکبر هاشمی رفسنجانی و سیدهادی خسروشاهی و انتقال آنها به زندان قزل قلعه و پس از اعدام منصور و هجرت دعایی به نجف ادامه داشت. سرمقاله آن تحت عنوان «چرا بعثت؟» را آقای باهنر نوشت. از شماره دوم به بعد، افرادی که با این حرکت مرتبط بودند و از آن پشتیبانی می کردند، مقاله¬هایی را در این نشریه به چاپ رساندند. در تمام شهرهای ایران از جمله مشهد نسخه¬های این نشریه توزیع شد. مدتی آقای شرعی نیز با آنها همکاری داشت، برای چاپ نشریه دستگاه تایپ و پلی کپی و دوخت و سایر وسایل را تهیه، و در منزل حاج شیخ رضا شریفی در انباری قرار داده بودند و در آن جا به چاپ و تکثیر نشریه پرداختند.

مطلب مرتبط :  

گفتار دوم: گرایش حاکم بر نشریه بعثت
مقاله¬های نشریه از دو گرایش پیروی می¬کرد. یکی صد در صد خط امام خمینی بود که توسط یاران وفادار به ایشان که نقطه نظرهایش را بدون قید و شرط قبول داشتند و به آنها عمل می کردند، تهیه می¬شد. اینان اگر به جریان¬ها و شخصیت های دیگر احترام می¬گذاشتند به دلیل امر و فرمان امام خمینی بود. خط دیگری که در کنار علاقمندی به امام خمینی، دیگران را هم قبول داشتند و به آنان نیز احترام می¬گذاشتند. بعد از جریان تبعید امام خمینی به ترکیه در قم پدیدارشد، فاصله این دو گروه بیشتر شد. در این میان عده¬ای از مبارزین و کسانی که به مبارزه سیاسی روی آورده بودند، انتقاد می¬کردند و اعتقاد داشتند که مبارزین باید سازماندهی شده و از شکل و شیوه حزبی پیروی شود، و به فعالیت¬های صرفاً فرهنگی و زیر بنایی توجه شود. نیروهای رادیکال و انقلابی معتقد بودند، در عین توجه به امور فرهنگی و آموزش و تربیت افراد معتقد و مبارز، می¬بایست به فعالیت¬های سیاسی و مبارزه علنی و انقلابی هم دست زد. گروه اول، استدلالشان این بود که شیخ محمد عبده و سید جمال الدین اسدآبادی دو همرزم بودند. سید جمال الدین معتقد به فعالیت¬های انقلابی و حاد بود و سرانجام به شهادت رسید و طرح¬ها و برنامه¬هایش ناکام ماند، اما شیخ محمد عبده که همرزم اسدآبادی بود به فعالیت¬های سازنده فرهنگی و زیربنایی روی آورد و به کادرسازی روی آورد و حرکت او سازگارتر و ماندگارتر شد. عبده در نقش¬آفرینی و جریان سازی دنیای اسلام تداوم بیشتری یافت. این استدلال¬ها باعث پایه گذاری تشکیلات دارالتبلیغ اسلامی در قم شد، به طوری که از شخصیت¬های بلند پایه دعوت شد تا در آن جا گرد بیایند و با پرورش قشر مبلغ و سخنور به ترویج دین اسلام بپردازند. علاقمندان امام خمینی به دلیل استقبال رژیم شاه از این شیوه فعالیت، این حرکت را نوعی حرکت انحرافی دانستند و انحراف از خط مبارزاتی و رویارویی با رژیم ستم شاهی به حساب آوردند و آن را شانه خالی کردن از بار مسؤلیت مبارزات سازنده¬ی ضدرژیم دانستند. حمایت¬های بعضی از عناصر وابسته به رژیم، از این حرکت نیز طرفداران امام خمینی و خود ایشان را بیشتر به این جریان بدبین کرد و اینان را در اعتقادشان مبنی بر انحرافی بودن خط گروه اول، راسخ تر نمود. به دنبال چنین حرکتی گروهی از کانون انتشار ماهنامه بعثت، به جریانات دارالتبلیغ اسلامی و برنامه¬های فکری و تبلیغی آیت الله شریعتمداری تمایل پیدا کردند. علی حجتی کرمانی و سید هادی خسروشاهی با همه¬ی حسن نیّت و ارادتی که نسبت به امام داشتند، در زمره این طیف بودند. عده¬ای به شدت از این مباحث و انتشار آن انتقاد کردند و معتقد بودند، ترویج و حمایت از بنیانگذاران دارالتبلیغ به انزوای امام و یارانش و سپس خاموشی مبارزه علیه رژیم می انجامد. طرفِ مقابل، امام و یارانش را به تندروی متهم کردند که به فکر سازندگی و آینده مجامع مذهبی نیستند و صرفاً یک عده عناصر داغ و تندرو هستند و شعارهایی می دهند و به دنبال آن شعارها، خود و یارانشان را گرفتار می کنند و به زندان می¬اندازند. یاران امام خمینی دارالتبلیغ شریعتمداری را مکانی سدّ راه مبارزه با رژیم و مخالف راه امام خمینی می¬دانستند.
مهندس مهدی بازرگان وقتی از زندان آزاد شد به دارالتبلیغ رفت و از آنجا دیدار کرد. رژیم پهلوی سعی داشت، به¬ نوعی از دارالتبلیغ اسلامی حمایت کند. طیف آیت الله شریعتمداری سعی داشتند، از شخصیت-های خوشنام و معروف بهره گیرند. آقای مطهری نیز به آنجا رفت و آمد داشت، تا حدی که عده¬ای وی را سمپات وعلاقمند به مؤسس دارالتبلیغ تشخیص دادند. دعایی نزد آقای طالقانی رفت و از این امر گله کرد که دوستان شما بعد از آزادی بلافاصله به دارالتبلیغ می روند. آیت الله طالقانی در جواب دعایی گفت:
«برای مهندس بازرگان توضیح می دهم، ولی آقای مطهری با آقای منتظری مراوده دارد،گله ایشان را به آقای منتظری بگویید نه با ما. »
این اعتراض نسبت به رفتن به دارالتبلیغ اسلامی، بعدها تبدیل به رمزی بین دعایی و آیت الله طالقانی شد. تبلیغ برنامه¬های دارالتبلیغ که شریعتمداری ایجاد کرده بود در نهایت باعث دو دستگی در هسته مرکزی ماهنامه شد و ضرورت بازنگری در هسته مرکزی اولیه ناشرین ماهنامه بعثت، مطرح شد. این افشاگری¬ها باعث شد که کانون متلاشی شود. اعلامیه¬ها و اطلاعیه¬ها با نام عمومی روحانیون حوزه علمیه قم یا طلاب قم یا طلاب تهرانی یا اصفهانی یا کرمانی امضاء می شد. عده¬ای از طلاب خیلی صریح موضع خودشان را در زیر اعلامیه درج می¬کردند. چاپخانه برقعی در قم، با ماهنامه انتقام که آقای مصباح یزدی منتشر می¬کرد، درارتباط بود. اعلامیه¬ها را حروفچینی و عکسهایی از امام خمینی را چاپ می¬کردند و به سراسر ایران می¬فرستادند.
دعایی نشریه بعثت را شخصاً به تهران می¬بُرد، با همکارانش با این شیوه توانستند اعلامیه¬ها را در سطح وسیعی در تهران از طریق پست توزیع کنند. (پاکتهایی که داخل آنها سیاه بود برای اینکه اعلامیه دیده نشود) تهیه کرده بودند و آدرس افراد و مؤسسات، مراکز صنعتی و تولیدی را از طریق دفتر تلفن پیدا می-کردند و پشت پاکتها را با رنگهای مختلف می¬نوشتند و اعلامیه¬ها را داخل پاکت¬ها می¬گذاشتند و سپس پست می کردند.) افراد موردنظر شناسایی می¬شد، اعلامیه¬ها را در بسته¬ای می¬گذاشتند، متنی محرمانه (که احساس تکلیف شود.) ضمیمه کردند و در جایی قرار دادند تا اعلامیه¬ها را بردارند. سهمیه شهرستانها را با همان شیوه¬های حساب شده، می¬فرستادند، در قم نشریه بعثتی که می¬خواستند برای شهرستانها بفرستند در جعبه¬های شیرینی، گز، تعبیه و کادو پیچی می¬کردند و مسؤل حمل و نقل به گاراژ منتقل می¬کرد که

مطلب مرتبط :   مجلس، کمیسیون، رئیس، نودم، کمیسیون‌های، هیئت