امام، دعایی، مبارز، اختلاف، ارتباط، بودند،

رفت و تصمیم گرفته شد تشکلی به وجود آید که بتوانند مبارزات، و حرکات پراکنده سازمان یابد. چون در خارج از کشور بود، تشکل روحانیون مبارز خارج از کشور نامیده شد. از آنجایی که روحانیون و طلاب قم و سوریه تحت عنوان روحانیون مبارز قم و سوریه فعالیت داشتند و اعلامیه تکثیر می¬کردند این تشکل در نجف به تشکل روحانیون مبارز خارج از کشور حوزه نجف اشرف نامیده شد. جلساتی که با روحانیون مبارز بود و طلاب جوانی که از ایران و قم به نجف آمده بودند، پیشنهاد مطرح شد که به جای اقدام¬های پراکنده، حرکت منسجم و تشکیلاتی در نجف داشته باشند، تحت عنوان تشکیلات روحانیون مبارز بود. بعد از درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی، سید احمد خمینی سال 1356 به سرپرستی گروه رسید. بسیاری از ایرانی¬ها از اطراف و اکناف مشهد، یزد، اصفهان،و…. بودند. مثل آقای فردوسی پور از مشهد و…. که به خاطر علاقه راهی نجف می¬شدند، یا آنقدر عرصه بر یاران امام تنگ شد، که کار به جایی می¬رسید که برای پیشبرد انقلاب، مهاجرت کنند. تشکل مبارزان خارج از کشور نزدیک به بیست و دو نفر بودند و گروهی خارج از کادر تشکیلاتی بودند که از استادان و طلاب و نزدیکان امام خمینی بودند، ولی عضو این گروه نبودند. گروه بیست و دو نفره خدمت امام رسیدند و امام خمینی اعضای تشکل را نصیحت کرد و تأکید به وحدت و هماهنگی گروه داشت.<br/” title=”br”>br /> «حالا بناست شما با من به مبارزه علیه رژیم پهلوی ادامه دهید، باید با هم هماهنگ باشید وتفرقه بین شما پیش نیاید و کار تشکیلاتی را انجام دهید و با هم باشید که کارتان پیش برود»
رأی گیری شد و در این میان، محتشمی پور، ناصری یزدی، فردوسی پور به عنوان رابط جمع بودند. هر کاری پیش می¬آمد با امام خمینی در میان می¬گذاشتند. کار سیاسی که امام صحه می گذاشت، انجام می-گرفت، و گرنه، انجام نمی¬دادند. به این معنا نبود اگر هر یک از این 22 نفر کاری داشتند، نمی¬توانستند با امام خمینی در میان بگذارند. بلکه هر یک می توانست با امام در ارتباط باشند. دعایی در رأس همه اینها جایگاه ویژه¬ای داشت، تمام کارهای خصوصی بیت امام خمینی از گذرنامه تا کارهای سیاسی در رابطه با ایران، وخارج ایران را انجام می¬داد. اسامی گروه بیست و دو نفره تشکل روحانیون مبارز حوزه¬ی نجف، به این ترتیب بود :
1ـ مصطفی خمینی 2 ـ احمد خمینی 3ـ سیّد محمد سجادی اصفهانی 4 ـ محمد رضا رحمت خراسانی 5ـ شیخ سیف الله قاسم پور اصفهانی6 ـ سیّد رضا برقعی قمی 7 ـ سیّد باقر موسوی مازندرانی 8 ـ محمد رضا ناصری یزدی 9 ـ فاضل فردوسی 10 ـ سیّد هادی موسوی رودسری11ـ شیخ حسن کروبی الیگودرزی 12 ـ شیخ مرتضی نیکنام خراسانی 13 ـ سیّد محمود دعایی 14 ـ سیّد حمید روحانی 15 ـ حسینعلی انصاری نجف آبادی 16 ـ سیّد علی اکبر محتشمی پور 17 ـ اسماعیل فردوسی پور 18 ـ شیخ محمد منتظری نجف آبادی 19 ـ محمّد حسن ثقفی خراسانی 20ـ محمّد حسین املایی خمینی شهری21 ـ شیخ محمود محمدی یزدی 22ـ محمّد طاووسی بجنوردی سید محمود دعایی و سید حمید روحانی همراه محمد منتظری، املایی، محتشمی و فردوسی پور، نفری (احمد نفری) شیخ محمد حسین شریعتی و…جزء یاران امام خمینی در نجف معرفی شدند. که علیه رژیم شاهنشاهی مبارزه کردند. و سخنرانی-های امام به صورت نوار در آورد و سپس تکثیر و به ایران و خارج می¬فرستادند. از افرادی که به خاطر چهره، ساواک به او کمتر مشکوک می شد، محمود محمدی یزدی و ابوترابی بودند که بارها اعلامیه¬های امام توسط این دونفر پخش شد. حتی طلبه¬های افغانی و پاکستانی در پخش اعلامیه به ایران همکاری داشتند و ممکن بود که اعلامیه را به ایران برسانند و در آنجا تکثیر، و به سراسر ایران بفرستند. درس ولایت فقیه امام را ضبط و پیاده و به صورت جزوه چاپ، و فارسی را به عربی ترجمه می¬کردند و خیلی از کارهای چاپی را دعایی کار می کرد و اعلامیه¬ای را که صادر می شد به ایران فرستاده می شد. امام خمینی اعلامیه¬ای در مورد حج صادر کرد، چاپ و دسته بندی شد و توسط آقای ناصری یزدی روانه حجاز شد، و در همین رابطه حدود دو سال زندانی سعودیها شد که بعد از دو سال آزاد و به نجف برگشت. روزنامه¬های عربی و فارسی از اطراف و اکناف به نجف برده می¬شد. قسمت¬هایی که در مورد ایران بود بریده می¬شد و به خدمت امام می¬بردند. در مجموع کسانی که در حلقه یاران امام خمینی در نجف بودند و هریک متصدی انجام امری از امورات دفتر بودند عبارتند از 1 ـ مسئولان رسیدگی به امور مالی و وجوه¬های شرعیه : نصرالله خلخالی، غروی و آیت الله رضوانی
مسئولان امور استفتائات : آیت الله خاتم یزدی، آیت الله سید جعفر کریمی، آیت الله قدیری، آیت الله شیخ محمود اصفهانی،
3 ـ مسئولان مربوط به امور و فعالیت های سیاسی: سید علی اکبر محتشمی، فردوسی پور، دعایی، محمد منتظری و سید حمید روحانی(زیارتی)
4 ـ مسئولان بیرونی بیت :آیت الله مدنی، آیت الله راستی کاشانی، حلیمی، علی ستاری
5 ـ مقسمین شهریه امام: ناصری و صفرعلی امینی
6 ـ مسئول ملاقات¬های خصوصی غیر سیاسی: آقای عبدالعلی قرهی بود که آیت الله سید جعفر کریمی در این باره می¬گوید: سید محمود دعایی مسئول تماس بعضی مراکز دولتی بغداد بود امام خمینی کارهای مربوط به دولت عراق را از طریق او انجام می داد و کس دیگری دخالت نمی¬کرد. اساسنامه¬ای مورد تأیید امام خمینی با حضور اعضای تشکل، در تاریخ 28/6/1396 ه.ق (خرداد1355) به تصویب رسید.
متن اساسنامه به این شرح است:
1ـ رازداری و امانت 2ـ احساس مسئولیت 3ـ تبعیت از اکثریت آرا و عدم تکروی 4ـ تعهد آمادگی کامل برای فداکاریهای لازم 5ـ محبت و صمیمیت نسبت به افراد و نداشتن کینه و غضب 6ـ صداقت و صراحت در گفتارودروغ نگفتن 7ـ التزام به رهبری امام خمینی و احترام به شخصیت افراد و عدم تحقیر آنان. همچنین شرایطی که هسته مرکزی طبق آن در آینده باید عمل کند:
1ـ التزام عملی به رهبری امام خمینی و در جریان گذاردن معظم له نسبت به فعالیت¬ها و پیروی کامل از او
2ـ کسانی که تشکیلات پیشنهاد عضویت به آنان می نماید باید بپذیرند البته در صورت اتفاق آراء، پیشنهاد عضویت به کسی داده می¬شود
3ـ افراد تا موقعی که عضو (هسته مرکزی)نشده¬اند، متعهدند که در محدوده فعالیت¬های جمع و هسته مرکزی دخالت نکرده نسبت به آن بی طرف باشند، مگر در موردی که از طرف تشکیلات به آنان پیشنهاد همکاری شده باشد.
امام خمینی در جلسه اول تصویب اساسنامه اعضاء را نصیحت کرد و جملاتی را به این مضمون فرمود: « اختلاف سر دنیا است، ما که دنیا نداریم سران دول با هم اختلاف دارند بر سر دنیاست و برای حکومت است و…دنیا ما را طرد کرده است هم چپ و هم راست ما را طرد کرده اند و اگر تمام انبیاء جمع شوند اختلاف بین آنها نخواهد بود اختلاف رأی و نظر هم نباید موجب کدورت شود مانند فقها با اینکه اختلاف رأی دارند لکن کدورت نمی شود اگر کدورتی هم بینشان باشد باز بر سر امور دنیوی و ریاست است نه برای اختلاف رأی و نظر.»

گفتار دوم: اختلاف تشکیلاتی بین اعضاء
دعایی در تشکیلات رادیو بغداد در برنامه¬ای به نام صدای نهضت روحانیت مبارز و در کارهای تبلیغاتی رادیو، مانند مقاله نویسی، سخنرانی، ارتباط با دولت عراق و برخی از سازمانهای مسلح داخل، حل مشکلات اداری مجموعه¬ای که در ارتباط با امام بودند، فعال بود. سید حمید روحانی و گروهی در انتشار نشریه 15 خرداد فعالیت داشتند و علاقمند به گردآوری اسناد و مدارک و نامه¬های امام خمینی بودند و سعی می¬کردند، افکار امام خمینی را از طریق چاپ و نشر مطالب بسط و گسترش دهند. حسن کروبی هم ماهنامه¬ای به نام ماهنامه نهضت روحانیت با کمک سید موسی اصفهانی به عنوان ارگان روحانیون مبارز منتشر نمود. علاوه بر این کروبی بیانات امام خمینی را به عنوان «فرموده پیشوا » شامل یکی ـ دو جلد چاپ کرد. گروهی مثل سید حمید روحانی یا کسانی که با دیگر گروههای مبارز غیر از روحانیون مثل مجاهدین خلق و جبهه ملی و نهضت آزادی، در ارتباط بودند، به مخالفت برخاستند و باعث اختلاف در تشکیلات شده بود.
دعایی در مورد سید حمید روحانی و فعالیت¬های وی در نجف، چنین می¬گوید:
« سید حمید روحانی از شاگردان و دوستان حاج آقا مصطفی بود و در کلاسهای درس ایشان شرکت می¬کرد به نوعی فکر خاص خود را داشت و با کسی که مثل او هم عقیده در روش مبارزاتی نبود، مخالف بود و گروه¬های دیگر مبارز را به حساب نمی¬آورد. در نجف با تشکل روحانیون مبارز همکاری داشت. زیارتی(حمید روحانی) خود با گروههای چپ و حتی سازمان مجاهدین خلق قبل از التقاط، ارتباط داشت. با آنها همکاری داشت. طوری خود را نشان می¬داد که دیگران بر مستقل بودن وی نظر داشتند. سیدحمیدروحانی با تراب حق شناس ارتباط داشت. طوری رفتار وعمل می¬کرد کسی فکر نمی¬کرد در آن برهه زمانی با سازمان مجاهدین خلق و گروههای چپ همکاری کند. با خسروی و ماسالی و حتی کنفدراسیون و جبهه¬ی ملی دوم، خسرو کلانتری رئیس گروه و حزب توده علینقی منزوی ارتباط داشت.»
حسن کروبی و سید حمید روحانی و دعایی با هم جروبحث داشتند. همدیگر را به ارتباط با غیر روحانیون و مخالفان امام خمینی و ارتباط با حزب بعث عراق متهم می¬کردند. برای جلوگیری از کارهای فردی و اقدامات شخصی و تکروی¬ها، هسته مرکزی روحانیون مبارز خارج کشور نجف اشرف تشکیل شد.
آقای رحمت در مورد اختلاف سید محمود دعایی و سید حمید روحانی در تشکل روحانیون مبارز چنین می¬گوید:
«سید حمید روحانی و دعایی در راه و روش مبارزه با هم اختلاف داشتند. همه به دستور امام خمینی، در پیروزی نهضت درتلاش بودند. اعضای تشکل روحانیون مبارز، درجلسه¬ای که در حضور امام خمینی بودند، یک سمت دعایی و سمت دیگر روحانی بود و دیگری حسن کروبی بود. کروبی تندروتر بود ولی دعایی میانه رو بود. روحانی در حد تبلیغات و انتشار کار می¬کرد و نشریه¬ها را از طریق افراد به ایران می¬فرستاد. هر کسی در حد توانش کار می¬کرد و مسئله دنیایی مطرح نبود همه به دنبال پیروزی نهضت بودند، که صدا به اقصی نقاط دنیا برود.»

فصل سوم: فعالیت¬های سیاسی دعایی درعراق
این فصل به بررسی حیات سیاسی دعایی در عراق پرداخته شده است، که ایامی در عراق بود چه فعالیت-های سیاسی داشت. وی علاوه بر اجرای برنامه صدای نهضت روحانیت در بغداد، نماینده امام خمینی با مأموران امنیتی عراق بود. از آنجایی که اکثر اعلامیه¬ها توسط دعایی و دوستانش در عراق چاپ می¬شد، می¬توان گفت که توجه و احتیاط وی در حفظ و حراست از اعلامیه¬های امام خمینی (ره) باعث شده که امروزه خیلی از اعلامیه¬های امام خمینی(ره) در دسترس باشد.
گفتار اول: رادیو بغداد و صدای نهضت روحانیت
رادیو در سال 1348 آغاز شد و تا سال 1354 ادامه داشت. در آن زمان رابطه¬ی عراق با حکومت پهلوی تیره بود. حاج آقا مصطفی خبر بهره¬گیری رادیویی را به دعایی داد، که سران محلی عراق پیشنهاد داده بودند. دعایی ابرازِ نگرانی کرد که بهره برداری رادیویی و استفاده از امکانات مربوط به عراق، به ساحت امام خمینی لطمه وارد سازد. در مورد اطلاع امام، استدلال حاج آقا مصطفی این بود، در جریان گذاشتن امام خمینی امکان در محذوریت قرار گرفتن وی است که پاسخ روشنی ندهند، و چه بسا مخالفت کند، یا تبعات پیش بینی نشده منفی در پی داشته باشد، حاج آقا مصطفی مصلحت ندانست به امام اطلاع دهند. با مطالعه¬ و تحلیل و منطق به این نتیجه رسیدند اگر واکنش مثبت بود و پدیده مطلوبی واقع شد، امام استقبال خواهند کرد و در مقابل یک عمل انجام شده قرار خواهند گرفت. ولی اگر برنامه منفی بود، مسئولیتی به عهده وی نیست. کار، یک ماهی شروع شد و انعکاس خوبی در پی داشت. عناصری نگران و مخالف بودند صدای امام خمینی به گوش مردم برسد و باعث ترویج و استحکام موقعیت وی شود. لذا به بدگویی از برنامه پرداختند. امام خمینی قضیه برنامه را از حاج آقا مصطفی پرسید وی در جواب، دعایی را مسؤل اداره آن دانست. امام خمینی، از دعایی توضیح خواست. دعایی برنامه یک ماه نوشته شده را، برای مطالعه نزد امام خمینی بُرد و امام خمینی برای وی آرزوی موفقیت کرد. امام خمینی به دعایی توصیه کرد… سخنرانی¬ها را بی پیرایه و گزافه گویی، حقیقت و حقانیت مبارزات و ستمی که رژیم پهلوی به مردم روا شده را بیان کند.
وقتی شاه، روحانیت را متهم به طرفداری از فئودال¬ها دانست و آنها را زمین دار و ملاک نامید، و دلیل مخالفت با اصلاحات ارضی همین دانست، دعایی جزوه¬ای از دکتر چمران در اختیار داشت که تحلیلی در مورد پانزده خرداد بود، در یکی از برنامه¬¬های رادیویی خود، که اجرا می¬کرد، نقل کرد:
«رهبری نهضت روحانیت در ایران، یکی از شخصیت¬های بلند پایه مرجعیت روحانیت است، یک وجب زمین ندارد و یک عنصر پاک باخته¬ای است که از مسائل مالکیت و فئودالیته نه تنها خود بهره ندارد بلکه بیزار هست.»
امام خمینی مخالف این نظر بود که هیچ زمینی ندارد. در خمین از پدر یک قطعه زمین، چندصد متری به ارث رسیده بود که برادرش اداره و کشاورزی می¬کرد و به مصرف بستگانی که نیازمند بودند، می¬رساند.
دعایی در مورد حمایت امام خمینی از رادیو چنین می¬گوید:
«امام خمینی برای ایجاد رادیو اگر مخالف بود، نهی می¬کرد. اینطور نبود که چون کار شروع شد، در کار انجام شده قرار گیرد و اجازه کار دهند. امام خمینی خط مشی را در مجموع

]]>