مأموران و افراد ساواک متوجه نشوند، غیر از شیرینی چیز دیگری در آن هست و برای شخصیت های معتبر و معروف شهرستان¬ها مثل ائمه جماعات و روحانیون سرشناس می¬فرستادند و به راننده هایی که مورد اعتماد بودند، گاهی به عنوان هزینه حمل و نقل وجهی به آنها داده می شد و به شهرستانها به مراکز حوزه علمیه و روحانیون سرشناس، رؤسای فرهنگ آموزش¬و پرورش، رؤسای بانکها و کسانی که گرایش¬های مذهبی و سمپاتی داشتند به عنوان شیرینی و کادو فرستاده می شد، آنها بدون اینکه اطلاعی داشته باشند که از کجا آمده به عنوان هدیه می¬گرفتند. طریقه پخش نشریه و اعلامیه¬ها ¬به وسیله¬ی نوار ـ انتقال با تلفن- پیک- مسافرین و….بود. نشریه بعثت قرار بود ماهنامه باشد، ولی گاهی دو هفته یک بار، یا فوق العاده¬ چاپ می¬شد. دعایی عکس¬های امام خمینی را قبل از طلوع آفتاب به حوزه برده و روی شیشه اتاقها می¬چسباند و صبح عناصر ساواکی یا افرادی که از درگیری در حوزه می¬ترسیدند خیلی زود عکسها را جمع می¬کردند. با این حال همه روزه یا چند روز در میان، عکس امام خمینی را روی شیشه حجره¬ها می چسباندند <br />در تهران سیّد محمد باقر مهدوی کرمانی دفتر ازدواج، طلاق و اسناد داشت، دعایی بسته¬های نشریه را در یک کارتن مشخص قرار داده و در دفتر وی می¬گذاشت و با کمک آشناهایی که شهید باهنر در دانشگاه داشت، فردی از طرف انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران مشخص می¬شد، روز بعد آنها را بر داشته و توزیع می¬کرد، آن رابط، تراب حق شناس از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود، که بعدها از هسته های اولیه «سازمان مجاهدین خلق» شد و سپس به «سازمان پیکار » پیوست. ابزار مورد نیاز را از طریق یکی از مقلدین آیت الله خوانساری به نام نبوی در بازار تهران به دست می¬آوردند. دعایی نزدِ نبوی که از تجار عمده¬ی نوشت افزار و لوازم التحریر بود، رفت و برای انجام امور فرهنگی در خواست یک دستگاه پلی کپی کرد، وی چون از مقلدین آقای خوانساری بود. (پشت سرایشان در مسجد حاج سیّد عزیز الله نماز می خواند) به آقای خوانساری گفت: عده¬ای از طلاب و متدینین ساکن قم نیاز به ابزار تکثیر و تولید امور فرهنگی و مذهبی دارند. آقای خوانساری به وی اجازه داد. دعایی در خیابان لاله زار یک دستگاه پلی کپی مدرن خرید و به قم انتقال داد. ولی در آن موقع معمم نشده و کلاه می¬گذاشت. (کلاه نمدی قمی روی سرش بود و عبایی هم داشت) دستگاه را در عقب تاکسی گذاشت و به سرعت به میدان شوش بُرد و از میدان شوش، راهی قم شد و در منزل آقای شریفی گذاشت.
در مدرسه فیضیه قم، دعایی و علی حجتی مسئول توزیع اعلامیه¬ها و ارسال آن به شهرستانها بودند. ساواک در مورد فعالیت یاران امام خمینی در گزارشی آورده است که:
« اعلامیه های (امام)خمینی قبلاً به صورت فتوکپی یا عکسبرداری از دستخط وی در نجف پخش و به شکل استنسیل شده تکثیر و توزیع شد. علی رغم ممنوع بودن دستگاههای چاپ و تکثیر در خانه ها، مبادرت به تهیه دستگاه پلی کپی شد و عامل اصلی این اقدام سید محمود دعایی بود و کارهای چاپی و نشریاتی(امام) خمینی را شیخ غلامرضا رضوانی انجام می داد.»
توزیع و تکثیر اعلامیه¬ها از طریق مسافرانی که با کاروانهای هفت روزه به عتبات می¬رفتند، به ایران فرستاده می شد. دعایی مدّتی که در قم بود مثل سایر طلاب در رساندن اعلامیه¬های امام خمینی و یا اعلامیه¬های علیه دولت و رژیم سابق به مردم تلاش کرد تا به این نتیجه رسید برای چاپ و پخش اعلامیه-های امام خمینی نیاز به دستگاه پلی کپی بود، به همین خاطر دستگاه پلی کپی تهیه شد. تاریخ انتشار نشریه¬ی انتقام29/9/43 بود. نشریه انتقام(از آیه انّا من المجرمین منتقمون،سوره سجده، آیه¬¬ی 22) محصول همین جمع روحانیون انقلابی بود. این جمع، به شکل¬های مختلف در مسائل انقلاب، تقویت رهبری و مرجعیت امام و انتشار اعلامیه با یکدیگر همکاری داشتند و با عنوان «تشکیلات سرّی اصلاح حوزه»یاد شد. هسته اولیه کار در نشریه انتقام شیخ ابوالقاسم وافی در قم بود که زیرکانه کسانی را انتخاب کرده بود. بین تشکل¬های دانشجویی انجمن¬های اسلامی، در تهران و بازار توزیع می کردند، همچنین در قم نیز توزیع می¬شد.رمز تداوم نشریه مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم، در این بود که افراد مرتبط با آن، پرحرف نبودند، این طرف و آن طرف خود را عرضه نمی¬کردند. آخرین شماره این نشریه، مربوط به کاپیتولاسیون بود، که در بیست یا سی صفحه تهیه شد. نشریه انتقام به طور عمده کار آقای مصباح یزدی و نشریه بعثت حاصل کار ِآقایان خسروشاهی، مصباح یزدی، دعایی، هاشمی¬رفسنجانی و علی¬حجتی¬کرمانی بود. در خانه¬ی آقای اکبر هاشمی رفسنجانی جلسه نشریه تشکیل می¬شد و در جلسه، مطلب یا خبر مورد بحث و نقد قرار می¬گرفت. اگر مطالب نشریه با اکثریت آراء تصویب می¬شد، در اختیار دعایی قرار می¬گرفت تا چاپ شود.

مطلب مرتبط :   پای‌تخت، ملوک، (حدود، (لغ)، العالم:، رومیه

گفتارسوم : همکاری با سایر طلاب مبارز و اعتراض به دستگیری (1342)و تبعید امام خمینی (1343)
دعایی در قم بعد از 15 خرداد به گروه مبارزی چون رفسنجانی، باهنر، و … از فعالان کرمان پیوست. دعایی چون پدرش یزدی و مادرش کرمانی بود، با دو کانون طلاب و فضلای یزد و کرمان همکاری داشت. در بین طلاب یزد آیت الله مصباح یزدی، آقای محصل همدانی و آیت الله شیخ ابوالحسن وافی و… در بین طلاب کرمانی با آقایان هاشمی رفسنجانی، حجتی کرمانی، کشمیری و … بود که با هم جلسه¬هایی داشتند ابتدا اخبار را ردّ و بدل می¬کردند، همچنین رابطی داشتند که اطلاعات را در اختیار جمع می¬گذاشت و اطلاعات بین همه گروهها پخش می شد.
قیام 15 خرداد1342 نقطه اوج مبارزات علما با حکومت محسوب می¬شد.رژیم پهلوی بر این باور بود که حضور آیت الله خمینی در ایران، حتی در زندان و تحت مراقبت ساواک نیز می¬تواند جنبش جدیدی فراهم آورد. به همین دلیل با هماهنگی ساواک و دستگاه اطلاعاتی ترکیه، مقدمات تبعید و حضور ایشان در ترکیه فراهم شد. تبعید آیت الله خمینی به ترکیه در زمان ریاست پاکروان بر ساواک بود. رژیم پهلوی دریافته بود که آیت الله خمینی را با هیچ شیوه¬ای نمی¬توان ساکت نگه داشت لذا در شب 13آبان ماه 1343 متعاقب مخالفت ایشان با لایحه کاپیتولاسیون، به خانه¬ی وی حمله کردند و ایشان را به فرودگاه تهران منتقل و از آن جا به ترکیه تبعید کردند.
سید محمود دعایی و شیخ مؤیدی، نیز تحت مراقبت ساواک بودند و موفق به پخش اعلامیه نشدند، و همچنین به شهاب اشراقی اخطار داده شد، که از امام خمینی نامی نبرد. به همین جهت در مجلس روضه خوانی که در منزل[امام] خمینی برگزار شد، اسمی از [امام] خمینی برده نشد. ناصر مکارم وعلی مشکینی از مدرسین حوزه علمیه مردم را غیر مستقیم تحریک می¬کردند. به طور قطع شهاب اشراقی، داماد و وکیل تام الاختیار [امام] خمینی بود و به طرفداران [امام] خمینی پول می¬داد و شهریه طلاب به وسیله او پرداخت می¬شد.
فضلا و علماء حوزه علمیه قم اعلامیه¬ای در آبان سال 1344 بعد از یک سال تبعید امام به ترکیه و سپس عراق صادر کردند و خطاب به نخست وزیر وقت هویدا، به تبعید امام خمینی اعتراض کرده بودند، جلوگیری از تظاهرات،وخفقان رژیم شاه، با نامه نوشتن و تلگراف مردم، بیدار شده بودند. حوزه¬های علمیه، بخصوص حوزه علمیه قم، شبها مسجد اعظم زیر گنبد در مسجد بالا سر و بیت امام خمینی تا جایی که امکان داشت، برنامه مبارزاتی، ادامه داشت. فضلای بزرگ قم مشکینی- ربانی شیرازی- خوانساری و مدرسین، تصمیم گرفتند نامه¬ی اعتراض آمیز به تبعید امام خمینی به هویدا بنویسند که به ایران برگردانده شوند، وبه صورت مخفی یا علنی امضا کردند. فضلا و مدرسین یزد و حوزه علمیه قم، که دعایی با آنان همراهی داشت، نامه اعتراض به تبعید امام را نوشتند، که در این نامه آمده:
«جناب نخست وزیر بیش از یک سال است که پیشوای عالیقدر و مرجع تقلید شیعه حضرت آیت الله العظمی خمینی ادام الله ظله، بر خلاف قانون در زندان استعمار (ترکیه) تحت نظر و سپس در عراق در تبعید به سر می برند. در طی این مدت مردم ایران به ویژه حوزه علمیه قم از رهبریهای ارزنده و تعالیم و تربیت های فروزنده ایشان محروم بوده و با کمال بی صبری در انتظار قدوم شریف ایشان دقیقه شماری کرده اند و….. مرجع دینی یک ملت نتواند احکام الهی را صریحاً بیان کند و از آزادی ملت واستقلال کشورخود دفاع نماید و به جرم اعتراض (به کاپیتولاسیون منفور) بیش از یک سال در حال تبعید و ناراحتی به سر می برد و …..آقای هویدا ملت ایران نمی تواند ببیند مرجع تقلید و پیشوای مذهبی خود در تبعید وسایر رهبران ملی محدود باشند و با این حال ساکت نشسته به کارها و هیئت حاکمه صحه گذارند. شما خیال نکنید با انتقال حضرت آیت الله خمینی از ترکیه به عراق می شود احساسات افروخته این ملت را خاموش کرد»
نامه سرگشاده حجج اسلام و فضلا و محصلین حوزه علمیه قم به امام خمینی آمده است که طی این نامه دعایی نیز از کسانی بود، که نامه را امضاء کرد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«محضر مقدس بزرگ مرجع عالم تشیع حضرت آیت الله خمینی، متع الله المسلمین بطول بقائه هر چند انتقال حضرتعالی از ترکیه به عتبات عالیات از جهتی مایه خرسندی است ولی ادامه تبعید آن مرجع عالیقدر که به خاطر دفاع از قرآن وحقوق ملت اسلام و حمایت از استقلال و تمامیت ارضی کشور اسلامی ایران صورت گرفته است بسی موجب تأثر و تنفر عموم ملت ایران است، ملت شریف مسلمان ایران و حوزه علمیه قم که از منویات مقدس آن قائد عظیم الشأن پیروی می کنند و برای تأمین و اجرای آن از هیچ گونه فداکاری دریغ ندارند، انتظار دارند که به زودی موانع بر طرف شود تا با مراجعت حضرتعالی به حوزه علمیه قم و با تدبیرات خردمندانه و رهبریهای ارزنده آن زعیم عالیقدر، مصالح عالیه اسلام و ایران و حقوق از دست رفته ملت ایران تأمین گردد.
تصویب لایحه کاپیتولاسیون و سپس تبعید آیت الله خمینی به خارج از کشور به رغم تصور حکومت پهلوی و ساواک، از سوی مخالفان مورد بی توجهی قرار نگرفت و فراموش نشد. اولین نتیجه¬ی این اقدام¬ها، ترور حسنعلی منصور، توسط چند تن از اعضای شاخه نظامی جمعیت هیئت های مؤتلفه اسلامی بود که نهایتاً به قتل وی در روز 6 بهمن 1343 انجامید. حسنعلی منصور در مقابل مجلس شورای ملی هدف گلوله محمد بخارایی قرارگرفت. متعاقب این حادثه، ضارب و چند تن دیگر از متهمین ترور منصور دستگیر شدند. وقتی بخارایی را دستگیر کردند، وی را به کلانتری بهارستان بردند، در دادگاه با صراحت گفته بود به دلیل پیروی و علاقه¬ای که به امام خمینی داشت انتقام ملت را گرفت، چون مرجع تقلید را تبعید کردند.
از دیگر جنبه¬های بر جسته مبارزه¬ی روحانیون و وعاظ، حفظ ارتباط با امام خمینی و انتشار اعلامیه¬ها، پیام¬ها وآثار ایشان بود. در جشن نیمه شعبان سال 1344 در مسجد اعظم قم، عکس بزرگی از امام خمینی به مجلس آورده شد و جمعیت با شعارهای انقلابی و صلوات از آن استقبال کردند. در آن مراسم، دعایی در مدح امام خمینی اشعاری حماسی بر روی منبر قرائت کرد، درشرایطی که ساواک برای کنترل اماکن و مجامع مذهبی شدیدترین اقدام¬ها را در پیش گرفته بود. عکس¬هایی از امام خمینی بر دیوار مدرسه¬ی فیضیه¬ی قم نصب می¬شد و طرفداران ایشان به انتشار و توزیع نشریه¬های انقلابی، نامه¬های امام خمینی را که از نجف برای روحانیون فرستاده می شد، می¬پرداختند. در مدرسه فیضیه قم دعایی و علی حجتی مسئول توزیع اعلامیه¬ها و ارسال آنها به شهرستانها بودند. به مناسبت نیمه شعبان در مدرسه فیضیه و مساجد و محافل مختلف و شبها در دعای توسل تشکیل مجلس نیمه شعبان درشبستان بزرگ مسجد اعظم و شبستانی که امام خمینی در آن فقه و اصول تدریس می کرد اعلام شد و این محفل پر شکوه عصر روز پانزده شعبان 1384 قمری، اواخر آذر 1343 شمسی بر قرار شد جمعیت بسیاری گرد آمده بودند، برنامه-های آن روز عبارت بود از :
1ـ قرائت مقاله¬ی حماسی و انقلابی توسط شریعتی سبزواری
2ـ قرائت شعر حماسی آزرم با مطلع بنام تو سوگند…توسط دعایی
3ـ سخنرانی پیرامون امام زمان عجل الله تعالی فرجه و شخصیت علمی امام خمینی
4ـ آوردن تمثال امام خمینی که توسط یکی از هنرمندان جوان طلبه کشیده شده بود به داخل مجلس، برای نصب در مدرسه فیضیه. راهپیمایان با شعارهای صلوات و همراهی حضار، تمثال را تا کنار جایگاه بردند. این برنامه در مدرسه فیضیه و مسجد اعظم برپا شد.
همچنین 27 بهمن سال1344، مصادف با وفات حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، از طرف یاران [امام] خمینی تحت عنوان¬یادبود واقعه مدرسه فیضیه مجالسی در مدرسه فیضیه و مسجداعظم قم بر پا شد. سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم اظهار نمودکه :
مسبب اصلی تظاهرات شهاب اشراقی داماد [امام] خمینی است که مخارج مجالس را به عهده دارد و شیخ مؤیدی و محمود دعایی از طرف اشراقی فعالیت دارند، ممکن است روز چهارشنبه شیخ علی مشکینی مدرس حوزه علمیه بالای منبر رفته و مطالبی در مورد پانزده خرداد بگوید و شاید طلاب دستجمعی تظاهرات نمایند لذا کمیسیون بالاتفاق نظر داده است که شهربانی و ساواک نظارت و کنترل خود را نسبت به اشخاص مشکوک بنمایند و چنانچه روز مزبور شعار و تظاهرات نامناسب و مخل نظم انجام گرفت پس از شناسایی عاملین نسبت به تعقیب محرکین و مرتکبین اقدام شود وژاندارمری قم نیز از نظر کمک به

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، مشی‌گذاری، پیش‌ران، مشی‌های، شکل‌گیری، "کالای