دانلود پایان نامه
ابلاغ سیاستهای کلی این اصل توسط مقام رهبری انحصار در آنها شکسته شد. اما در عمل و با وجود آنکه اعضای اصلی و بخش کارشناسی مجموعه مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیرخانه این مجمع بر ضرورت این اقدام اذعان داشته و مطالعاتی نیز در این باره صورت داده اند، به دلیل اثر گذاری سه بخش دیگر قدرت بر این موضوع، مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکنون اقدام به تدوین سیاستهای کلی نظام در حوزه رادیو – تلویزیون در قالب تکمیل اصل 44 یا سیاست کلی رسانه ای بصورت مستقل نکرده است.
از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی نیز به عنوان نهاد دیگر گروه نخست قدرت سیاسی، با وجود تصویب فوریت طرح نظارت برعملکرد صداوسیما که شامل تصویب رادیوتلویزیون خصوصی زیر نظر شورای نظارت برصداوسیما، البته بدون بخشهای خبری می باشد، برای تصویب کلیات این طرح با دشواریهایی مواجه است که کمترین سطح آن، رد مصوبه توسط شورای نگهبان می باشد. هرچند که به دلیل نظر سایر بخشهای قدرت تصویب نهایی این طرح در مجلس شورای اسلامی نیز با دشواریهای جدی مواجه خواهد بود.
در بخش دوم قدرت نیز مقام رهبری و نهادهای زیرمجموعه دفتر ایشان براساس پارامترهای متعددی از جمله ملاحظات سیاسی، امنیتی و فرهنگی در این باره تصمیم گیری می کنند و با توجه به مخالفت طبیعی سازمان صداوسیما با لغو انحصار این سازمان وهمچنین نهادهای امنیتی در شکستن انحصار وتغییر وضعیت کنونی به دلیل ریسک ناشی از آن، این اقدام با دشواری های جدی مواجه خواهد بود.
در بخش سوم قدرت نیز تجربه حوادث 18تیر1378 وهمچنین حوادث پس از انتخابات 1388 نشان داده که سیستم امنیتی کشور تمایل دارد فضای التهابات اجتماعی وبحرانهای امنیتی داخلی را بدون فعالیت رسانه های منتقد ومستقل داخلی اداره کند ودر واقع مدل رسانه های حاکمیتی – رسانه های اپوزیسیون، مدل مطلوب از نگاه سیستم امنیتی بوده و بدین خاطر مجموعه تلاشها در سیستم امنیتی در مواقع بحران براستفاده حداکثری از قدرت بسیج کنندگی و تبلیغاتی صداوسیما، در کنار اقدامات مخرب برای از کارانداختن فرآیند ارتباطی رسانه های خارج از کنترل، نظیر شبکه های ماهواره ای از طریق پارازیت و سایتهای اینترنتی وشبکه های اجتماعی مجازی از طریق فیلترینگ می باشد. در این نگاه رسانه های مستقل از حاکمیت داخلی جایگاه مشخصی در تقابل میان رسانه های حاکمیتی ورسانه های اپوزیسیون ندارند واز این رو نظر مساعدی نسبت به فعالیت آنها وجود ندارد.
بخش چهارم قدرت نیز که از هواداری صداوسیما ورسانه های رسمی برخوردار است، لغو انحصار صداوسیما را تضعیف رسانه حامی خود و مجهز شدن رقبای داخلی به مزیت انحصاری فعلی خود می داند و از این رو با این روند مخالف است.
2-5-4- امنیت
همان گونه که در این تحقیق به صورتی مشروح بیان شد، امروزه مفهوم امنیت پایدار به صورتی یکپارچه جایگزین مفاهیم متعدد امنیتی گردیده و سخن گفتن از امنیت ملی، امنیت داخلی وامنیت بخشی بدون توجه به امنیت پایدار، نمی تواند جامع تلقی شود.
امنیت پایدار در مقایسه با رویکرد کلاسیک امنیت ملی که برونزا، تهدید محور وکنترلگرا بوده، دارای رویکردی درونزا، فرصت محور و کنترل گریز است، بدان معنا که درگفتمان کلاسیک امنیت ملی، امنیتی ملی ماهیتی برون زا داشته ودر قبال دشمنان خارجی واقدامات آنان تعریف می شود، در پی شناسایی ومقابله با تهیدیدهای امنیتی است و رویکردی کنترلگرا دارد تا اقدامات ضد امنیتی را شناسایی وخنثی نماید.
در گفتمان امنیت پایدار، مقوله هایی که می توانند امنیت ملی را مخدوش کنند در درجه اول در داخل کشور قرار داشته، همان اندازه که می توانند تهدیدزا باشند، قابلیت تبدیل به فرصت را دارا بوده و با کاهش کنترل های امنیتی وتبدیل این حوزه ها به حوزه های طبیعی، جامعه قابلیت تهدیدگونگی این حوزه ها کاهش می یابد.
بنابراین در گفتمان امنیت پایدار، خارج کردن حوزه های اجتماعی از ماهیت امنیتی، به جای کنترل شدید وانحصاری به همراه طبیعی کردن اداره آنها، این حوزه ها را از ماهیت تهدیدکنندگی خارج وآنها را به فرصتهایی برای حوزه امنیت ملی و امنیت داخلی تبدیل خواهد کرد که در فصل پنجم به صورتی مشروح مورد بحث قرار می گیرد.
3-5-4- اقتصاد
نهاد اقتصاد در جامعه نیز از نهادهای موثر برفضای رسانه ای در کشور می باشد. ساخت اقتصادی فعلی جامعه که مبتنی بر دولت رانتیر40 می باشد، بر مصرف درآمد نفتی توسط حاکمیت برای پاسخ به نیازهای بالفعل تاکید دارد. دولت رانتیر اصطلاحی است که در نظام های اقتصادی که دولت با استفاده از یک امتیاز ویژه و انحصاری اداره می شود کاربرد دارد. استفاده از ذخایر نفتی که مصرف سرمایه نسل های آینده و رو به پایان بردن ذخایر و سرمایه های ملی و تجدید ناپذیر کشور می باشد، در طول نیم قرن اخیر از مهمترین معضلات جامعه ایران بوده است.
در بسیاری از نظام های اقتصادی توسعه یافته استفاده از ذخایر نقتی در قالب سرمایه های ملی و در چارچوبی رقابتی، شفاف و کارآمد صورت می گیرد و از مدل دولت رانتیر که پیامدهایی چون ناکارآمدی، کاهش بهره وری، حذف رقابت و فساد اقتصادی به همراه دارد پرهیز می گردد.
هرچند سیاست کاهش مصرف درآمد نفتی در هزینه های جاری دولت از حدود یک دهه قبل وبا افزایش درآمدهای نفتی از سال 1380 به تاسیس حساب ذخیره ارزی انجامید وپس از یک دهه و به رغم درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و فرآورده های نفتی به میزان بیش از 700 میلیارد دلار(نماگرهای اقتصادی)، این حساب که فاقد موجودی بوده منحل وصندوق توسعه ملی افتتاح گردید که احتمالا سرنوشتی مشابه این حساب را پیدا خواهد کرد. بنابراین اتکای دولت به درآمد نفتی برای تامین هزینه های خود، ویژگی بارز اقتصادی ایران می باشد، و در این اقتصاد هزینه های فزاینده دستگاههای اجرایی و محدود ماندن درآمد نفتی به معنای کسری بودجه و عدم تامین هزینه ها تلقی خواهد شد.
در شرایط فعلی در سه سال اخیر که قیمت نفت در حد صد دلارباقی مانده و سیرکاهش تولید نفتی کشور و همچنین اجرای طرح پرداخت یارانه نقدی که بخش قابل توجهی از درآمد دولت را هزینه می کند، دولت با کسری بودجه مواجه شده که این کسری در صورت باقی ماندن درآمد نفتی در سطح فعلی بصورت فزاینده ای ادامه خواهد داشت.
کسری بودجه به منزله عدم توانایی دولت برای افزایش بودجه دستگاههای اجرایی از جمله سازمان صداوسیما خواهد بود و در شرایطی که طی دهه گذشته بودجه سازمان صداوسیما بیش از 800 درصد افزایش یافته و از حدود 150 میلیارد تومان در سال 1380به 1120 میلیارد تومان در سال 1390 رسیده است، تداوم نیاز صداوسیما به افزایش شدید بودجه با توجه به بهره وری پایین این سازمان وهمچنین رقابت شدید با شبکه های ماهواره ای در جلب مخاطب وهمچنین اشباع بازاردرآمد تبلیغاتی این سازمان در سالهای اخیر موجب نیاز به تامین بودجه دولتی بیشتر می باشد.
بنابراین از منظر نهاد اقتصاد، افزایش بهره وری، تامین منابع جدید، ایجاد رقابت، ورود به بازارهای سرمایه و مشتری بین المللی اقدامات ضروری برای بهبود روند اقتصادی صنعت رادیو تلویزیون در ایران می باشد.
4-5-4- مخاطب
مشتری یا مخاطب رسانه مهمترین مولفه برای موفقیت رسانه محسوب می گردد، چرا که عدم جذب و ریزش مخاطب تمامی مولفه های موفقیت واثرگذاری رسانه را تحت الشعاع قرار می دهد وبالعکس موفقیت واثرگذاری رسانه می تواند سایر مولفه های موفقیت نظیر سرمایه، فن آوری، محتوا و… را به همراه بیاورد.تغییر مخاطب و نیازهای وی در دهه های اخیر وبا ورود فن آوری نوین رسانه، موضوع مهمی است که در این تحقیق به تفصیل به آن پرداخته شده است. در واقع مخاطب امروز دیگر گیرنده صرف ومصرف کننده محتوای تولید شده توسط رسانه و دریافت کننده پیامهای رسانه نمی باشد قدرت انتخاب وگزینش گری میان مدیوم های مختلف رسانه و تعداد بیشمار انتخاب در هر مدیوم، همچنین قدرت تولید محتوا و قدرت تحلیل وراستی آزمایی پیامها با استفاده از دسترسی های متعدد اطلاعاتی مخاطب موجب شده است تا مرجعیت رسانه ای بشدت با بحران مواجه شود. به بیانی دیگر رسانه ها که پیش از این دارای مرجعیت واثرگذاری برذهن مخاطبان خود بودند هم اکنون به شدت تحت نظارت وداوری مخاطبان واقع شده وهرگونه جهت گیری آنان مورد قضاوت آشکار وسریع مخاطب قرار گرفته وپایگاه ومیزان مقبولیت رسانه ها را تحت تاثیر قرار می دهد.
بنابراین مخاطب دارای نیازهای متفاوتی با مخاطب دهه های قبل می باشد و رسانه که در قرن بیستم قادر بود برای مخاطب خلق نیاز کرده و نیاز ساخته شده را تحریک و ارضا کند، در قرن بیست ویکم با فهرست نیازهای مدون مخاطب که به سادگی قابل نفوذ وتغییر نمی باشند، مواجه است که در صورت عدم موفقیت در پاسخگویی به آن قابلیت “دیده شدن” را از دست می دهد. مخاطب جدیدی که با استفاده از فن آوری های نوین به مخاطبی منحصر بفرد ودارای هویت اختصاصی تبدیل شده است را دیگر نمی توان بصورتی انبوه و مشابه درنظر گرفت بلکه باید نیازهای آن را در فرایندی تخصصی و هدفمند پاسخ گفت.
5-5-4- ایدئولوژی
جامعه ایران که به دلیل اعتقاد عمیق بخش قابل توجهی از آن به اسلام و تاثیرگذاری فراگیر مذهب بر رفتارهای فردی واجتماعی جامعه ای ایدئولوژیک تلقی می شود با قوع انقلاب اسلامی و تاسیس نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر باورهای ایدئولوژیک، قرائت رسمی ایدئولوژیک را به هنجارهای طبیعی دینی ومذهبی اضافه کرد. در واقع از یک سو آرمان های انقلاب اسلامی انطباق زیادی با محتوای دینی و اخلاقی جامعه داشته و از سوی دیگر بخش هایی از قرائت رسمی از آرمان ها و دین، از استفاده ابزاری از ارزش ها و ایدئولوژی در جهت منافع و مصالح قدرت حاکم حکایت می کرد.
از این رو در بررسی هر فرایند وتصمیم گیری وپیش بینی موفقیت و یا شکست هر تغییر یکی از مولفه های اصلی، موضع ایدئولوژی یا مذهب نسبت به این تغییر و وضعیت کنونی است، در صورت حمایت ایدئولوژی از تغییر احتمال موفقیت تحول افزون تر از مواردی است که ایدئولوژی یا دین نسبت به تغییر بی تفاوت یا مخالف باشند.
.به بیانی دیگر ماهیت جامع دین اسلام ومذهب تشییع موجب شده تا نسبت به اکثر موضوعات اجتماعی زمینه و موضعی خاص در جامعه ایجاد شود و با توجه به به نسبت این موضوع با دیدگاه شرع و ایدئولوژی درباره آن در جامعه و حاکمیت تصمیم گیری گردد. مولفه های اصلی در تعیین موضع ایدئولوژی نسبت به موضوعات نیز، توسط سه بخش علمای رسمی و حاکمیتی دینی، مرجعیت شیعه و علمای متنفذ اجتماعی، وروشنفکران دینی تعیین می شود. در موضوع ساختار رسانه ای کشور در حوزه دیداری شنیداری نیز این سه بخش مجموعا موضع ایدئولوژیک جامعه را تعیین می کنند.
بخش نخست که مهمترین آنها را ولی فقیه، شورای نگهبان و ائمه جمعه تشکیل می دهند، به دلیل حضور در قدرت رسمی، تاثیرگذاری اصلی خود را در آن حوزه متمرکز می کنند و مواضع آنان اگرچه وجه ایدئولوژیک نیز دارد، اما عمدتا رسمی تلقی می گردد.
بخش دوم که مراجع تقلید و علمای طراز اول حوزه های علمیه را تشکیل می دهند، از ماهیتی مردم نهاد برخوردار بوده و میزان اعتبار و نفوذ مواضع آنان به دو بخش اعتبار در میان نخبگان دینی یا حوزه ها و همچنین اعتبار در میان متدینین یا مقلدان تقسیم می شود. این گروه که عملا مرجعیت اصلی تفسیر محتوای دین و ارائه مواضع دین در موضوعات مستحدثه را دارا هستند به دلیل عدم جایگاه مورد انتظار در حاکمیت رسمی و بهره برداری از امکانات رسانه ای جهت برقراری ارتباط با جامعه، هم اکنون قدرتمندترین بخش نارضایتی از ساختار رسانه ای را تشکیل می دهند و موارد تلاش برای تاسیس شبکه های تلویزیونی از سوی این طیف بیشتر از سایر بخشهای جامعه می باشد و تعداد قابل توجهی از این شبکه ها به صورت ماهواره ای هم اکنون در حال فعالیت بوده وتعدادی هم در حال تاسیس می باشد.
بخش سوم سازنده مواضع ایدئولوژیک نیز که از روشنفکران و مبلغان دینی غیر مستقر در حوزه علمیه تشکیل شده است، به دلیل جهت گیری متفاوت با مواضع وادبیات رسانه رسمی حاکمیت، به تولید گسترده محتوا در نقد وضعیت فعلی ساختاری وعملکردی رسانه ای کشور با جهت گیری ایدئولوژیک می پردازد.
6-5-4- خرده فرهنگها
خرده فرهنگها که خود از بخشهای متعدد وطیفهای گسترده ای برخودارند نیز یکی از حوزه های اصلی اثرگذاری بر فعالیت رسانه ای می باشند. اقوام، اقلیتها، طیفهای سیاسی- فرهنگی و اقشار و اصناف پنج بخش اصلی خرده فرهنگها محسوب می شوند که هریک به چندین بخش تقسیم می گردند.
خرده فرهنگها در واقع مخاطب خاص رسانه ها محسوب می شوند وبه دلیل تشابه اعضای یک خرده فرهنگ بایکدیگر وعصبیتهای ناشی از آن، تشکیل یک گروه بزرگ یا زیرمجموعه اجتماعی قدرتمند واثر گذار را می دهند. چگونگی پرداختن به خرده فرهنگها، می تواند نقش کلیدی در موفقیت یا شکست یک رسانه داشته باشد. به ویژه آنکه در بخشهایی از کشور، این خرده فرهنگها هستند که قدرتمندترین نیروی اثرگذار محسوب شده و حتی نسبت به مولفه های ملی نیز از تاثیرگذار بیشتر برخوردارند. بطور نمونه در نواحی ترک نشین کشور خرده فرهنگ آذری عامل اصلی تشکیل دهنده مناسبات اجتماعی است و حتی نیروی مذهب را نیز در قالب ساختار خود به جریان انداخته است.
اقلیتهای دینی و مذهبی نظیر اهل سنت نیز از دیگر خرده فرهنگهای قدرتمند به شمار می آید که باتوجه به پراکندگی آنان د