پدیده ای است که در برابر جنگ قرار دارد و با امنیت همسو می باشد. به عبارتی صلح تولید کننده ی امنیت می باشد (حافظ نیا و دیگران، ١٣٩١ ‏، ص.٢۵٨ ‏) . اکثر قریب به اتفاق تلاش ها تا امروز متوجه جنبه های انتظامی امنیت بوده است که شکل اساسی عدم امنیت می باشد. با این وجود برخی معتقدند امنیت ملی در چارچوب محیط جدید امنیتی، تهدید اقتصادی را به طور فزاینده ای جانشین تهدید نظامی کرده است . به باور آن ها بر خلاف دوران جنگ سرد که در آن تقسیم ژئوپولیتیکی جهان جنبه ی ایدئولوژیک داشت در گروه بندی های نوین ژئوپلیتیکی جهان پس از جنگ سرد اقتصاد مبنای کار قرار گرفته است. با این تعریف تامین استقلال اقتصادی و امکانات خود اتکایی کشورها یکی از شرایط پیش برد مبانی امنیت ملی است. پیشرفت اقتصادی کشورها از این نظر حائز اهمیت است که رفاه نسبی مردم را فراهم می آورد و موجب ثبات سیاسی و اجتماعی کشورها می شود. به علاوه هر کشوری برای امنیت خارجی خود نیاز مند به حد معینی از ثبات سیاسی و امنیت داخلی است. این امر تا حدود زیادی مستلزم توسعه ی اقتصادی است. تا آنجا که برخی اندیشمندان با صراحت می گویند که امنیت ملی از توسعه سرچشمه می گیرد و حد و شاخص توسعه حد و شاخص امنیت ملی نیز هست(روشندل، 1٣٧۴‏،ص.12‏). اهمیت امنیت تا بدان جاست که یکی از شاخص های توسعه ی اقتصادی کیفیت زندگی شهروندان بر حسب استانداردهایی چون امنیت، امید به آینده، خودشکوفایی، نرخ زاد و ولد و مرگ و میر می باشد.
‏در میان تعریف های مختلف از مفهوم امنیت وجوه مشترکی وجود دارد که عبارتند از:
‏امنیت شرایطی است که در چهارچوب آن، فرد در مقابل خطرات، تهدیدات و زیان های ناشی از زندگی اجتماعی، مورد حمایت جمع ( جامعه ) قرار می گیرد.
‏امنیت نیازی بنیادی و پایدار است که برآورده شدن سایر نیازهای جمعی نیز به وجود آن بستگی دارد ( فرخی ، 1٣٨٩،ص.٧ ‏).
برخی امنیت را به معنای نبود تهدید نظامی دانسته اند.
‏برخی امنیت را در محافظت کشور در برابر حملات دیده اند.
‏ در تعریف کلاسیک، امنیت را به معنای توانایی کشور در دفع تهدید های خارجی علیه حیات سیاسی یا منافع ملی خود می دانند ( دراین تعاریف بر جنبه نظامی امنیت تاکید شده است) .(روشندل،١٣٧۴‏، ص.11)
‏ با توجه به تمام تعاریف ارائه شده از امنیت باید توجه داشت دستیابی به امنیت مطلق غیر ممکن است در واقع امنیت ارزشی است که کشور ها به میزان متفاوتی از آن بهره مندند، اما از امنیت تام برخوردار نیستند، ضمن اینکه امنیت مطلق برای یک کشور به معنای عدم امنیت برای دیگر کشور هاست( روشندل، ١٣٧۴ ‏،ص.١۴‏) . البته لازم به ذکراست درگذشته های دور امنیت فقط به نبود تهدید نظامی اطلاق می شد ، ولی امروزه مولفه های امنیت زیاد شده و تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را شامل می شود و به عبارت دیگر توان یک ملت یا فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدید های خارجی را امنیت گویند. ( فرخی ، ١٣٨٩، ص.‏ ٧ ‏)

14-3- ضرورت برنامه یزی جهت ایجاد امنیت
‏ با توجه به آنچه در باب امنیت واهمیت آن گفته شد نیاز به برنامه ریزی در این زمینه مطرح می شود. از آنجایی که امنیت کالای گران قیمتی است که عرضه ی فراگیر سخاوتمندانه و بی منت آن از سوی دولت و ساختار سیاسی انتظار حداقل هر شهروند در هر زمان و مکان بوده است . پاسخ مقتضی به این تقاضا هم نیازمند آمادگی ذهنی و برنامه ریزی متولیان امنیت با توجه به امکانات و ابزارهای در اختیار و با توجه به میزان اثر بخشی و تحلیل هزینه ، فایده اقدامات در راستای ایجاد و تضمین امنیت است. ( آقا بابایی، خانعلی پور، ١٧٨٩ ‏،ص. ١ ‏) امروزه تسلط همه جانبه ی فناوری های اطلاعات و ارتباطات در روابط ، جریانات و فرایند های برنامه ریزی موجب سرعت بالای تغییر وتحول در عرصه ی زندگی شخصی در مقیاس کوچک و در عرصه ی کلان در سطح سازمان ها، نهادها و مکان های زیستی گوناگون شده است . این فرایند علی رغم گسترش دایره ی ارتباطات و تاثیرات در زندگی شخصی افراد در رشد و بلوغ سازمان ها و ارگان ها و مکان های زیست تاثیر گذار بوده ، همچنین گرایش به کوچکی و فشرده شدن که از شگفتی های دوران کنونی است ، به همین جهت در بعد کلان مساله باید گفت که امروزه سازمان ها وسکونت گاه ها در محیطی پر تلاطم به سر می برند که در گذشته کمتر چنین بوده است . بنابراین امروزه چاره ای جز بازنگری درساختار و کارکردهای سازمان ها و نهادها وسکونت گاه ها برای انطباق بیشتر با شرایط پیرامونی وجود ندارد .(رکن الدین افتخاری، 1389،ص.233). از آن جایی که توسعه موضوعی چند بعدی است و توانایی وارد شدن در عرصه های مختلف زندگی جوامع بشری را دارد، لازم است تا با مدیریتی منسجم و با یکبارپگی هدایت شود. برای ایجاد این چنین امنیتی علاوه بر تصمیم گیری و سیاستگذاری های مسئولین، مشارکت شهروندان هم نقش بسیار زیادی در تداوم و بقای امنیت ایجاد شده دارد که به چند مورد از این تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها توسط دولت و مردم اشاره می شود:
‏ مثلا با ایجاد منطقه ی پایدار در شهرها؛ این منطقه ها به محله هایی مربوط می شود که از امکانات مورد نیاز برای بهره مندی از یک زندگی متمدنانه برخوردارند ، محله هایی که پیر و جوان در آن بتوانند به طور هماهنگ و در امنیت زندگی کرده و از منافع اجتماعی و دیگر منافعی که بخشی از جامعه زنده و پویاست داراست بهره ببرند( کلکوهن، 1376،ص354).
‏ مورد بعدی که برای افزایش امنیت و کاهش جرم در منطقه مورد نظر در نظر گرفته شده به کیفیت اداره و نگهداری محیط و ساخت و سازها مربوط می شود . تا جایی که خانه ها و محیط هایی که نگهداری آن ها مشکل است بر سطح جرم و ترس از جرم نقش بسزایی داشته است (کلکوهن، 1376،ص354).
‏ برای مورد بعد می توان به طور مثال به نقش نگهبانان اشاره کرد. مانند بریتانیا که در واقع نگهبانان یکی از راهبردی ترین شاخص های دولت بریتانیا بوده اند. و به شکل موفقیت باری در افزایش امنیت و کاهش جرم در مناطق مسکونی و رفتارهای ضد اجتماعی نقش داشته اند ، آن ها در کنار پلیس فعالیت می کنند و به جای پلیس کار نمی کنند و با اندیشیدن تدابیری مانند پاک کردن شعارها و نقاشی ها از روی دیوار، نظافت محیط توانستند در تبدیل منطقه به مکان بهتری برای زندگی نقش بسیار موثری داشته باشند. ( کلکوهن، 1376،ص354) . علاوه بر امنیت خصوصی که درقلمرو پیشگیری وضعی دارای اهمیت ویژه می باشد امروزه در برخی از کشورهای غربی در جهت هر چه مردمی تر شدن نهاد پلیس در کنار پلیس دولتی از پلیس محلی نیز استفاده می کنند.

مطلب مرتبط :   مجازات، قاچاق، قوادی، زنان، حبس، محکوم

14-4- امنیت و توسعه
‏ ضرورت پرداختن به موضوع امنیت شهری از آنجایی مهم می نماید که وابستگی متقابل میان امنیت و توسعه اجتناب ناپذیر است. امنیت زمینه ساز و بستر توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است و هم از این عناصر تاثیر می پذیرد. ( کاظمی مطلق، 1389،ص.1).
‏ صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای متقابل وجود دارد. درعین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آید، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند. از جانب دیگر توسعه یافتگی، کشور را امن تر می کند و آن را در مقابله با چالش های امنیتی، تواناتر می سازد . به همین دلیل کشورهای درحال توسعه، برای مقابله با چالش های عدیده ای که امنیت شان را تهدید می کند ، در قیاس با کشورهای توسعه یافته ، توانایی های محدودتری دارند. با توجه به این توضیحات و ارتباط جدایی ناپذیر امنیت و توسعه پرداختن به مفهوم توسعه ضروری می نماید.
‏ توسعه به مفهوم تامین آرزوها و ایده ها در ارتباط با بینش و نیازهای ما است (الیوت،١٣٧٨، ص.٧) . توسعه که در درون خود مفاهیمی چون: رشد، تکامل، تغییر حالت از یک وضع به وضع دیگر و … . را به همراه دارد. ازجمله موضوعات مهم و بحث انگیز عصر حاضراست که یکی از دلایل اهمیت این مفهوم توانایی پرداختن بر ابعاد کیفی قضایا علاوه بر ابعاد کمی می باشد. اندیشیدن درباره ی توسعه، به ویژه درارتباط با تئوری توسعه بر پایه بحث و گفت و گوست. نظریه به راهی، جهت سازماندهی حجمی از اطلاعات به صورت منسجم به منظور ارائه ی توضیحات پیرامون اشاره می کند. بنابراین یک تئوری خوب باید پدیده ها را آسان تر کند، همان طور که برای توضیح علت ها و معلولها تلاش می کند. تئوری های توسعه به نوبه ی خود مجموعه ای از پیشنهادات هستند که هدف آن ها توضیح چگونگی توسعه در گذشته و آینده می باشد. این تئوری تجزیه و تحلیل می کند که مشکلات توسعه چگونه به وجود آمده اند و بهترین راه ها برای مقابله با آن هارا بیان می کند(کنت ومک لوین، 1392،ص.52 ‏). درواقع توسعه به مفهوم بهبود و موجب پیشرفته تر شدن شرایط و وضعیت است (رکن الدین افتخاری، ١٣٨٩،ص.‏٢١۴). توسعه در پی رسیدن به عدالت اجتماعی، رفع و یا کاهش فقر و تبعیضات مکانی، امکان دستیابی همگان به اشتغال، حفظ حقوق شهروندی و رشد و اعتلا اجتماعی و به مشارکت گرفتن مردم و بسیاری از مفاهیمی است که در همگی آن ها مفاهیمی چون: تعالی، تحول، تغییر و پیشرفت مستمر است و این بدان جهت است که توسعه، رشد اقتصادی، رشد اجتماعی و سیاسی را به عنوان هدف در نظر نمی گیرد بلکه اینان به عنوان ابزاری برای رسیدن به تکامل و توسعه ی (پایدار) می داند. توسعه اگر به درستی در مسیر اجرا قرار گیرد و موانع سر راه آن به حداقل رسد توانایی برانگیختن مشارکت مردم و بارورکردن توانمندی های متخصصین و ساماندهی اوضاع حکومت ها نقش بسزایی خواهد داشت . چنین نگرشی به توسعه و تبدیل آن به یک الگو همه ی انسان ها را قادر می سازد که توانایی های خود را به بیشترین حد ممکن گسترش دهند و از این توانایی ها در تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی بهره گیرند تا توسعه بتواند نیاز های ارگانیسم شهری را (نیاز به اکسیژن، نیاز شهرنشینان به آب، تدارکات غذایی شهرها و مصالح ساختمانی و مواد اولیه شهرها و مصرف نیرو در شهرها) فراهم سازد . (خمر، 1388،ص.272_280).
‏ از دیگر اهدافی که امنیت ایجاد شده در هر منطقه دارد رسیدن به توسعه پایدار است . توسعه پایدار به عنوان فرایندی است که نسل های آینده از سرمایه ی سرانه ی معادل آنچه که نسل امروزه دارد یا بیشتر از آن بهره مند شوند که به طور سنتی این سرمایه طبیعی، فیزیکی یا تولید شده و انسانی می باشد . که با هم ثروت ملل را تشکیل داده و بستر توسعه و رشد اقتصادی را می سازد. ( شجاعی با غینی و همکاران، 1386،ص.11 ‏) . بنابراین امنیت در یک شهر زمینه را برای شکوفایی اقتصادی هم فراهم می کند. وقتی از امنیت در شهر ها سخن می گوییم شاید لازم باشد از مکاتب فکری که برای معنای شهر ساختاری اجتماعی قائلند نه به گونه ای که از معماری مکان هایی خاص استنباط می شود، نظیر دیدگاه ( هانری لوفوبرنئو مارکسیست ) یاد کرد (ساوج، ١٣٧٢،ص.108‏) که می گوید : فرایند تفکیک اجتماعی در شهر نباید مستقل از فضای اشتغال مورد ملاحظه قرار بگیرد، بلکه ترکیب آن ها با یکدیگر اشکال مشخصی از نابرابری شهری را ایجاد می کند. شهرک نشینی که در قرن ١٩ ‏غالبا مربوط به منطقه کارگر بود و شهرک ها در نزدیکی محل کار بود شاید به علت نقشی که در تراکم زیادی جمعیت از شهرها داشت و امکان جابجایی بدون وسایل نقلیه را فراهم می کرد در ایجاد امنیت اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کرد این شهرک ها ابتدا درمناطق سرمایه داران و بعد بخش هایی از طبقات متوسط و در نهایت در طبقه کارگر رونق گرفت و به طور کلی از دهه ای به دهه دیگر و از کشوری به کشور دیگر متفاوت بود ( ساوج، ١٣٧٢ ‏،ص.106).

مطلب مرتبط :   استراتژیک، ارتباطات، آمریکا، استراتژیک"، مخاطبین، "ارتباطات

14-5- امنیت اجتماعی در شهر پایدار

‏در این قسمت ابتدا سعی می شود پسوند پایداری در شهر توضیح داده شود و سپس به جایگاه امنیت در شهر پایدار پرداخته می شود. در سالهای اخیر عقیده ی دانشمندان براین بوده است که دیگر توسعه نمی تواند به تنهایی جوابگوی عصر حاضر و نسل آینده باشد. آن ها معتقدند که با توجه به اهمیت توسعه، بعضی از محورهای آن بدون توجه به اصول پایداری قابل پذیرش واجرا خواهد بود. پایدار به مفهوم استمرار بدون از دست دادن، پروراندن و اجازه دادن به رشد و ترقی است ( ‏رکن الدین افتخاری، 1389،ص.191) . پایداری اصطلاحی امت که دراغلب متون مربوط به توسعه و حفظ محیط زیست تبدیل به یک عبارت چد پهلو شده امت و هیچ راه حل و یا الگویی وجود ندارد که مستقیما پایداری را محدود و یا ایجاد کند. اما نگرش ایجاد شده در این جا این امت که در مورد جوامعی که با نظارت مداوم به پیشرفت به صورت همزمان در متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و اکوسیستمی و سپس هدف گیری و تمرکز مجدد اقدامات خود برای پیشبرد فرایند توسعه تلاش می کنند باید منجر به افزایش پایداری توسعه شود. یک موضوع عملی که اکنون حاکم بر بحث های مربوط به پایداری است، مساله خودگردانی مالی است. توجه شود که مطمئن باشیم تعهدات واقع گرایانه و پیوسته ای هم برای تامین هزینه های طرح وجود داشته باشد (آید و تیلر،1378،ص.96 ‏)
‏ پایدارترین حالت توسعه هنگامی به وجود می آید که فناوری آن قدر ساده باشد که جوامع بتوانند دانسته های متکی به علم را برای حل مشکلات خود به کار برند و با تکیه بر مهارت های خود از آنها استفاده کنند ، ولی