لازم را برای حل مشکلاتش دارد . اگر چه ‏تمایل به خودشکوفائی منشاء بیولوژیکی دارد، اما این موضوع به اثبات رسیده است که رشد این تمایل متاثر از فرهنگ و محیط پیرامون نیز می باشد.
‏ گرچه تلاش انسان برای تحقق بخشی به خودشکوفایی ممکن است با موانعی مواجه شود و فرد دچار نابسامانی های رفتاری شود، ولی سرانجام نیروهای ذاتی رشد مثبت پیروز شده ، وحدت شخصیت بر تزلزل شخصیت فائق خواهد آمد و رفتار اجتماعی جای رفتار ضداجتماعی را خواهد گرفت.(یاکزاد، 1385،ص. ٣٢ ‏).
‏ مازلو روانشناس آمریکایی نیازهای انسان را شناسائی و طبقه بندی نموده اسث.
‏ ‏نیازهای ذکر شده از سوی مازلو، نشکیل سلسله مراتبی می دهند که از لحاظ اهمیت به ترنیب زیر قرار می گیرند: (پاکزاد،1385،ص.33)

نیازهایی که در پله های پایین تر نردبان انگیزشی هستند، باید پیش از نیازهایی که درپله های بالاتر نردبان قرار دارند ، ارضا ، شوند در واقع نیازهای رده بالاتر ظاهر نمی شود . مگرآئکه نیاژهای رده های پایین تر لااقل تا حدودی ارضا، شده باشد. نکته دیگر اینکه انسان دریک زمان به وسیله همه نیازها پیش رانده نمی شود. در یک زمان تنها یک نیاز غالب است ، اینکه این کدام نیاز باشد، بستگی به این دارد که کدام یک یا کدام دسته از نیازمای دیگر قبا( ارضا شده باشد

12-4-3- نیاز به ایمنی :
‏همانطور که در نمودار نیز نمایان است، نیاز به ایمنی و امنیت، در مرحله بعد از نیازهای اولبه انسان قرار دارد.
مهمترین نیاز برای درک، شناخت و استفاده از ‏مواهب محیط، تامین نیازهای ایمنی است . در صورت عدم تامین امنیت ، ذهن فارغ نخواهد شد و بنابراین فرصت های خود را صرف درک امکانات دیگر نخواهد کرد. این نیاز از عدم احساس خطر شروع می شود. دور ماندن از مزاحمت دیگران و محافظت از عوامل اقلیمی و مهمتر از همه ، امنیت هایی که عدم وجود آنها موجب از دست دادن موقعیت اجتماعی فرد خواهد شد، مانند: امنیت اجتماعی، ا‏قتصادی، شغلی، مالی، بهداشتی و… در بر می گیرد. راه حل های مختلفی جهت ایجاد احساس تامین بودن و امنیت در هر کدام از موارد فوق وجود دارد. یکی از مواردی که امنیت را القاء یا ایجاد می کند. داشتن تکیه گاه است. این نیاز در تمامی سنین وجود دارد و ارتباط و همجواری با افراد آشنا، در رابطه با خانواده، همسایه و… ارضاء می شود. شکل دیگر احساس امنیت، در رابطه با فضا صورت می گیرد و آن شناسایی محدوده و قلمرویی است که فرد در آن قرار دارد. این محدوده متناسب با سن و سال و با ادراک فرد و تربیت شخصی فرد، کم یا زیاد می شود. حتی محدوده این شکل از تامین، با توجه به جمع یا فرد بودن اندازه های متفاوتی به خود می گیرد. بدین ترتیب مقوله حریم ها و عرصه ها در باب امنیت و شناخت فضا از مقولات مشترک بین روانشناسان و طراحان فضا است.(حریم و عرصه های عمومی تا خصوصی) (پاکزاد، ١٣٨۵ ‏،ص. 36).
‏عوامل و شرایط محیطی، رفتار را به روش های زیر نیز تحت تانیر قرار می دهد:
1- شرایط محیطی موجب تحرک نیازهای پایه و ثانوی می شود. به طور مثال، هرگاه در یک آموزشگاه زمین ورزش مجهز به وسایل ورزشی وجود داشته باشد، انگیزه ورزش کردن در دانش آموزان وجود دارد یا بالعکس.
2- شرایط مناسب محیطی به تشفی نیازها کمک می کند. برای ارضای بسیاری از نیازها لازم است از فضاهایی با ویژگیهای معین استفاده شود، مانند نیاز به فضای خلوت و آرام برای مطالعه و استراحت. هرگاه فضا فاقد ویژگی های لازم برای نیل به اهداف نیازها باشند ، ارضای نیاز به تعویق می افتد و انسان دجار تنش و تعارهی می شود مانند زمانی که مجبور می شویم در فضاهای نامناسب و پر سر و صدا استراحت کنیم.(مرتضوی، ١٣٨٠ ‏،ص. ١۵ ‏)
12-4-4- ادراک محیطی
‏انسان بودن یعنی تلاش دائمی برای درک. می توان گفت اصیل ترین نقش در فهم انسان از محیط را ادراک محیط داراست . ادراک به طور اعم، به معنای علم وآگاهی انسان از جهان بیرون و دنیای درون اوست و از دیر باز به عنوان اساس شناخت و شناسایی انسان، موضوع بحث فلاسفه بوده است. (آتش پور، 1386،ص. ۵ ‏)
اداراک آن فرایند ذهنی یا روانی است که گزینش و سازماندهی اطلاعات حسی و نهایتا انطباق با معانی ذهنی را به گونه ای فعال به عهده دارد.(پاکزاد،ه 1385،ص .١٢ ‏) در مورد فرآیندهای ذهنی ادراک، می توان گفت که شاملی سه مرحله ساده احساس، ادراک و شناخت است، ولی بهتر است آن را شامل پنج مرحله کامل تر شامل حافظه (یادآوری و بازشناسی)، خلق معنی گزینش و حذف امور تکراری و اصلاح، ساده نمایی و عادی سازی و ایجاد خاتمه دانست.
‏ انسان با احساس پنج گانه خود در محیط حضور دارد و از طریق سیستم های عصبی خود در مورد نور و رنگ و حجم محیط، وزش نسیم یا باد، صدای پرندگان یا غرش موتورها، عطر گیاهان یا بوی نامطبوع ، اطلاعات لازم را از محیط می گیرد و برای آن ها معنی خلق می نماید. ذهن انسان خواسته و ناخواسته توسط یک فرآیند خودکار این عمل را انجام می دهد. فرآیند خلق معنی بیش از آن که به تائیرات خارجی مربوط باشد به فرآیندهای روانی انسانی باز می گردد. خلق معنی یکی از مهم ترین فرآیندهای تفکر انسانی است که بر اشیاء و حوادثی که در اطراف انسان می گذرد اتفاق می افتد. تجربیات شیوه ادراک انسانی در زندگی و هنر، غیرقابل پیش بینی، مرموز و پیچیده است .ادراک فرایندی هدفمند است و به فرهنگ، نگرش و ارزش حاکم بر تفکر ادراک کننده بستگی دارد، از این رو در فرایند ادراک همواره شناخت انسان از محیط همراه است.(مطلبی، ١٣٨٠ ‏،ص. ۵6 ‏)
‏این عوامل ادراک راحتی و کیفیت محیط را تحت تاثیر قرار می دهند. نیاز به خلوت، فضای شخضی و قلمرو پایی در انسان عمومیت دارد و به ارضای نیازهای دیگری چون امنیت ، خودشکوفایی، و عزت نفس ربط دارد.جگونگی بیان نیازها و نحوه دست یافتن به آنها، در جوامع مختلف متفاوت است. (لنگ، ١3٨١ ‏، ص. ١٣٣ ‏)

مطلب مرتبط :   روحانیت، دینی، اسلام، لوتر، مسیحیت، فلسفه

‏الف- خلوت : خلوت فرایند نظارت بر مرز خود / دیگری است. فرد و همین طور گروه گاه ‏نیاز با دیگران بودن را دارد و گاه نیاز به جدا بودن از دیگران . خلوت فرایندی است که دائم درحال تغییر است . پس لازم است محیط هایی تدارک دیده شود که با این ویژگی سازگار باشد.(التمن،1385،ص، 11) قرارگاه های خلوت انسان را از قرارگرفتن در ملا عام محفوظ می دارد و به وی، به ویژه از نظر تبادل اطلاعات درباره ی خود، اختیار می دهد. اگر این نیاز نیز مانند دیگر نیازها ارضا نشود، انسان احساس تنش و تعارض می کند. به گفته برخی از پژوهشگران، نداشتن امکانات لازم برای خلوت کردن و با خود تنها شدن عاملی است که بیش از دیگر عوامل زندانی هایی را که به طور گروهی در یک فضا قرار می گیرند، آزار می دهد.(مرتضوی، 1380،ص.56 ‏)
‏ب- فضای شخصی: پژوهش ها حاکی از متفاوت بودن ساز و کار های فضای شخصی در مورد زنان، مردان و گروههای گوناگون است.می توان به راهکارهایی در طراحی محیط دست یافت که فضای شخصی را همزمان با تغییر شرایط به شکل مناسب تغییر دهد.
‏ج – قلمرو: نقش قلمرو تسهیل تعامل اجتماعی و تثبیت نظام های اجتماعی است. قلمروهای اولیه، مثل خانه به آسانی قابل تشخیص هستند. ولی شناسایی قلمروهای ثانویه و عمومی، مثل ورودی ها، راه پله ها و زمین های بازی، گاه دشوار است. طراح می تواند با دست زدن به ابداعات و ابتکاراتی تعریف قلمرو را وضوح ببخشد و با این کار از بروز مشکلات جلوگیری نماید.
‏ نظریه های مختلفی چگونگی ادراک انسان از رفتارش را در محیط و یا از محیط توضیح داده اند که مهم ترین آنها را می توان نظریه گشتالت بیان کرد. بر اساس این نظریه در دریافت پیامهای بینایی اول شکل کلی تنئخیص داده می شود و سپس اجزاء آن ثبت می گردد
‏ به طور خلاصه، نظریه گشتالت براین باور است که تمام ادراکات انسان در اشکال سازماندهی شده اند. هر شئی شکلی است که محیط اطراف زمینه آن است.علاوه بر این، ترکیب خطوط، سطوح و اشیاء ترکیبی پویا است به گونه ای که در آنها حرکت وجود دارد، و یا اینکه سنگین یا سبک ، خوشحال یا غمگین به نظر می رسند. این مسئله با همشکلی تجربه ادراکی و فرایندهای عصب شناختی انسان قابل تبیین است. این همشکلی اساس نظریه گشتالت در هنر و معماری است .

‏ ‏میراث نظریه گشتالت هم در روان شناسی و هم در طراحی محیط آثار مهمی داشته است. مشاهدات تجربی نظریه گشتالت در روش های نظم بخشیدن به محیط، و در مواردی چون زیبایی شناسی و وحدت فضای معماری هنوز در طراحی محیط استفاده زیادی دارند.
‏ جیمز گیبسون مستقل از نظریه گشتالت موفق به کسب بعضی قواعد در مورد ادراک بینایی انسان شده، وی معتقد بود که داده های محیطی به گونه ای مستقیم و بدون نیاز به نیروهای پردارش مغز آدمی از طریق انوار محیطی و بوسیله حواس حسی آدمی دریافت می شوند. تحلیل روانشناختی حرکت یکی از مشارکت های مهم گیبسون در نظریه ادراک محیط است .(مطلبی. ١٣٨٠ ‏، ص. ۵۶ ‏)
نطریه اصل وضوح در ادراک فضاها لینچ ، بر این اساس است که بازشناسی و سازماندهی فضاهای گسترده و جهت یابی در آنها تابع میزان وضوح یا خوانا بودن این گونه فضاهاست. لینچ در نظریه وضوح بر اهمیت ویژگی های محیط تاکید می کند .
‏ نظریه لینچ ( 1960 ‏) بر این است که بازشناسی و سازماندهی فضاهای گسترده تر و جهت یابی در آن ها، تابع میزان (( وضوح)) یا (( خوانا بودن)) این گونه فضاهاست . این پژوهشگرکه به شناخت فرایند ادراک و شناخت فضاهای شهرک کمک بسیار کرده است، عقیده دارد پنج عامل زیر را کسب تصویری روشن از نقشه شهر نقش دارد:
1- مسیرها : مسیرها و خیابان هایی که مردم در آن ها حرکت می کنند مانند پیاده روها ، خبابان ها، کوچه ها و … .
2- لبه ها : مانند برنگاه ها، ساحل رودخانه ها، درباها یا افیانوس ها .
3- محله : به معنی مناطقی در مقیاس متوسط از شهر،که شهروندان آن ها را به دلیل برخورداری از ویژگی های خاص ، یک ناحیه می نامند.
4- تقاطع ها یا ‏گره ها: جاهای مشخصی که مردم بیشتر به آنجا می روند یا از آنجا می آیند . مانند تقاطع جاده های مهم ، میدان های بزرگ، ترمینال ها و … .
5- نشانه گذاری : مانند بزرگ ترین یا بلندترین ساختمان شهر یا مجسمه خاص در مقیاس کوجک نر . (مرنضوی، ١٣٨٠ ‏،ص. ٢٧ ‏)
‏ کوین لینچ در مطالعه ای که کتاب تصویر شهر بر اساس آن نوشته شد، نتیجه گرفت که تصاویر ذهنی شهر در سه زمینه هویت ، ساختار و معنا قابل تحلیل و تبیین اند . هویت ، به اشیایی از محیط اتلاق می شود که در رابطه شکل زمینه نقش شکل را ایفا می کنند؛ ساختار، به رابطه ویژه اشیاء و عناصر محیط گفته می شود، و معنا، سودمندی احساسی یا عملی عناصر محیط است . در تحقیق مذکور لینچ تنها به دو زمینه اول پرداخته است ، و در نتیجه ویژگی های ساختاری یا فرمی محیط را از معنای آن تفکیک کرده است. در واقعیت این مفاهیم قابل تفکیک نیستند، ولی برای مقاصد تحلیلی چنین تفکیکی می تواند مفید باشد.
‏ در مطالعه لینچ، ساختار محیط متغیر مستقل و تصاویر ذهنی شهرها متغیرهای وابسته هستند. هدف او تبیین چگونگی نمایانی و خوانایی شهرها بود.

مطلب مرتبط :   مبر)مادیخدا-، بانانــــ26یَدعُ(بخواند)کلامیکاذبهــــ27لاتطع(فرمانش، کاذبه، توــــ28اسجد(سجده، گردان)مادیخدا-، پیامبرــــ29اقترب(نزدیک

12-5- ‏الگوهای انسانی در حوزه محیط و رفتار
‏در باره ماهیت انسان در ارتباط با محبط جه فرضیانی مطرح است آبا بابد انسان را موجود زنده و حساس یا ماشین دانست ؟ تاریخ علم ، مذهب و هنر نشان می دهد که در دوره های مختلف تاریخی فرضیات مختلفی در مورد انسان مطرح شده است . در اینجا می توان به چند الگوی متفاوت انسانی، که بر پژوهش ها و اعمال زمانه ما تاثیری مهم داشته اند، اشاره کرد.
12-5-1- الگوی ماشبن انگار انسان :
ابن الگو بکی از اولبن دبدگاههابی بود که در بررسی معیط و رفتار به کار گرفته شد.این الگو از تحلیل سیستم های سخت افزار محور و مهندسی انسان در دو دهه ١٩۵٠ ‏و1960 ‏شکل گرفت. در واقع این رویکرد خواستار طراحی ابزارهایی بود که محدودیت ها و توانایی های جسمی، حسی، حرکتی و فکری انسان هماهنگی داشته باشد. در اینجا توانایی های عملکرد محور انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
12-5-2- الگوی ادراکی – شناختی- انگیزشی انسان:
رایج ترین رویکرد امروز انسان رویکردی است که انسان را بر حسب چند فرایند درونی در نطر می گیرند : واکنش های ادراکی به محیط (اینکه افراد چطور محرک های محیطی را درک می کنند و به آنها واکنش نشان می دهند.)، حالات عاطفی و انگیزشی مرتبط با محرک های محیطی(فشار روانی و احساسات منفی یا مثبت) و واکنش های شناختی به محیط(تخمین غنا ، پیچیدگی و معنای محیط ). این الگو انسان را موجودی می داند که دارای پردازشگر درونی است و بیشتر به فرایندهای روانی و ذهنی می پردازد تا واکنش های رفتاری آشکار.
12-5-3- الگوی رفتاری انسان :
‏روان شناسان و دیگر علوم رفتاری و اجتماعی از دهه 1920 تحت سیطره جهت گیری رفتاری خاصی بوده است که بر بررسی رفتار آشکار انسان تاکید می کند . در این رویکرد انسان موجودی رفتارگر به شمار می رود و به جای احساسات و افکارش بر رفتار و کردارش تاکید می شود.
12-5-4- الگوی بوم شناختی یا الگوی نظام های اجتماعی انسان :
‏در ابن رویکرد محیط و رفتار آنفدر در هم تنیده اند که به سختی می توان آنها را از هم تفکیک کرد، همچنین روابط انسان ها با محیط را پویا و در حال تغییر فرض می کند. قلمرو تغییر می کند، فضای