افغانستان
حدود 70 تا 75 درصد مردم افغانستان، اگرچه از گروه‌ها و اقوام مختلف تشکیل شده‌اند، اما فقط مسأله‌ی قوم‌گرایی، اهمیت دارد و این یکی از موانع نفوذ ایدئولوژی وهابیت در افغانستان به طور اعم و در هرات به طور اخص است.
ب) تعصب خاص مذهبی و عادات و رسوم سنتی
وهابیان، مخالف سرسخت زیارت قبور و اماکن متبرکه هستند. حال آن‌که مردم افغانستان، علاقه‌ی خاصی به زیارت قبور و… دارند و اگر کسی روزهای جمعه به مقابر خواجه عبدالله انصاری و جامی و… گذر کند، شدت این علاقه را درک می‌کند. آن‌ها احترام خاصی برای قبور بزرگان قائلند و خود را از مریدان آن‌ها می‌شمارند و اشعاری در مدح حضرت محمد و صحابه می‌سرایند.
ج) حضور تعداد قابل ملاحظه‌ای از اهل تشیع
شیعیان مهم‌ترین هدف مبارزه و مخالفت وهابیان هستند. به همین سبب، می‌توان گفت که مهم‌ترین مانع نفوذ عقاید و افکار وهابیت در افغانستان نیز، آن‌ها هستند. روایات و احادیث اولیای دین، گویای این است که هر جا فقر وجود داشته باشد، زمینه‌ی رشد و گسترش کفر و بی ایمانی نیز وجود دارد. در واقع، جنگ‌های پیاپی در افغانستات، موجب فقر اقتصادی و فرهنگی در حد اعلا شده و در نهایت، جنگ‌های اخیر طالبان، شرایط و مقدمات نفوذ وهابیت را آماده کرده است. زمانی که اسماعیل‌خان که مقبولیت زیادی در بین مردم هرات افغانستان داشت، از عربستان خواستار سرمایه‌گذاری در بازسازی هرات نمود، معلوم شد که مخالفتی از طرف مردم با حضور عربستان و عقاید وهابیت در هرات صورت نمی‌گیرد و عربستان به مرور زمان، نفوذ خود را در کلیه‌ی زمینه‌ها گسترش داد.
زمینه‌های فعالیت عربستان در افغانستان بسیار زیاد است. از جمله این‌که عربستان سوخت مصرفی افغانستان مثل مواد نفتی، بنزین و گازوئیل را که مهم‌ترین مشکل مردم است، تأمین می‌کند و علاوه بر این، در زمینه‌ی رونق بخشیدن به کشاورزی در افغانستان نیز بسیار نقش داشته است.
برخی از وعده‌هایی که عربستان، قبل از حضور خود در هرات، به حاکم آن‌جا داده بود، عبارتند از: تعمیر و توسعه‌ی مسجد جامع هرات، تجهیز بیمارستان‌های هرات، شرکت در بازسازی هرات، بازسازی سد سلما و راه‌اندازی کارخانه‌های از کار افتاده.
گروه طالبان در افغانستان
طالبان که در سال 1994م. توسط ملا محمد عمر در جنوب افغانستان در شهر قندهار تأسیس شد، از سال 1996 تا 2001م. بیش‌تر نواحی کشور افغانستان را تحت سیطره‌ی خود داشت. حرکت اولیه‌ی آن، به صورت ضعیف، در سال‌های 1979 تا 1985 شکل گرفت که مقارن با جنگ میان افغانستان و شوروی بود. در سال 1980م. افغانستان به تصرف شوروی درآمد. ولی سلطه‌ی شوروی بر افغانستان دیری نپایید. طی این نبرد، نیروهای مجاهد افغان از سوی آمریکا حمایت می‌شدند.
نیروهای طالبان، خود را به عنوان اسلام‌خواه معرفی می‌کردند و بیش‌ترشان از نژاد پشتو بودند و از ناحیه‌ی آمریکا حمایت تسلیحاتی می‌شدند. بسیاری از افراد طالبان در مدارس وهابیان افراطی پاکستان پرورش یافته بودند. طالبان جنگ‌های خود را از سال‌های 1994 و 1995م. از جنوب و غرب افغانستان آغاز و قندهار و هرات و در نهایت، در سال 1996م. کابل را به تصرف درآوردند. در این جنگ‌ها پنجاه هزار نفر، کشته شدند. در آن ایام، طالبان، قوانین مذهبی وهابیان افراطی را اجرا می‌کردند که پس از تأیید شورای عالی‌رتبه‌ها اجرا می‌شد. از جمله‌ی آن قوانین، سینماها و تئاترها را تعطیل و مردان را به ضرب شلاق، مجبور به اقامه‌ی نماز در مساجد می‌کردند؛ مدارس دخترانه را تعطیل و کار کردن زنان را در خارج از خانه، ممنوع و بیش‌تر پرستاران زن بیمارستان‌ها را برکنار کردند؛ بدون تشکیل دادگاه، مجرمان را مجازات کرده و مثل گوسفند، سر می‌بریدند و رژیم طالبان هم حامی آن‌ها بود.54
وهابیت در اندونزی
در کشور اندونزی، 1/86 درصد مردم، مسلمان هستند. وهابیت در این کشور، فعالیت‌های خود را در زمینه‌های فرهنگی و مذهبی، توسط سازمانی به نام «کمیته‌ی همبستگی اسلامی» انجام می‌دهد که وابسته به عربستان و برخوردار از حمایت مادی و معنوی آن کشور است.
فعال‌ترین و عمده‌ترین تشکیلات وهابی در گذشته و حال، ریشه در ناسیونالیسم عربی در اندونزی دارد که وابسته به جامعه‌ی اعراب ساکن در اندونزی است. لذا در بررسی تحلیل جایگاه وضعیت این‌گونه تشکیلات که دو سازمان «الإرشاد» و «البینات» شکل گرفته است، ضروری است که به تاریخچه و علل تأسیس این دو سازمان که هم‌اکنون نیز در خط مقدم تهاجمات ضد شیعی در اندونزی هستند، مرور کوتاهی داشته باشیم.
اعرابی که از قرن سوم هجری به بعد از «حضرموت» و دیگر مناطق عربی وارد اندونزی شده بودند، به دو دسته‌ی «سادات» و «غیر سادات» تقسیم شده بودند. آن‌ها عمدتاً از نوادگان امام حسن و امام صادق بودند و موقعیت والایی را در جامعه در برابر سادات داشتند. این اختلاف موجب تشکیل جمعیت خیّر در سال 1905م. به دست عرب‌های اندونزی شد. روابط این دو گروه زمانی تیره‌تر شد که دولت هلند، یک نفر غیر سادات را به ریاست جامعه‌ی عرب اندونزی منصوب کرده و به تدریج، گروه غیر سادات، خود را با گروه سادات برابر دانستند و برای این رفتارشان از فتوای رشیدرضا سردبیر روزنامه‌ی المنار قاهره، که ازدواج بین مسلمانان غیر سادات را با سادات مجاز می‌دانستند، بهره گرفتند. در نتیجه‌ی این اختلافات، در سال 1913م. اعراب غیر سادات اندونزی، سازمانی به نام الارشاد تشکیل دادند. با روی کار آمدن رژیم وهابی سعودی در عربستان، رهبران سازمان الارشاد، نقش تازه‌ای را در قالب ترویج عقاید وهابی بر عهده گرفتند و این سازمان به صورت یک سازمان وهابی در منطقه‌ی جنوب شرقی آسیا درآمد که با تبلیغات همه جانبه، باعث گسترش وهابیت در منطقه، حتی برای غیر عرب‌ها شد که مهم‌ترین هدف و اقدام آن، منع گسترش مذهب اهل تشیع بود. همچنین سازمان البیّنات نیز برای تبلیغ وهابیت و جذب نیروهای غیر عرب و با حمایت مالی رژیم سعودی تشکیل شدند که این سازمان شامل:
انجمن محمدیه که در 18 نوامبر 1912م. در جاکارتا تا به وسیله‌ی شیخ احمد دهلان تأسیس شد و یکی از دو سازمان اسلامی اجتماعی بزرگ اندونزی محسوب می‌شود.
حزب اتحاد اسلام که به صورت مختصر peresis خوانده می‌شود. در اوایل دهه‌ی 1920م. که مسلمانان سایر نواحی در کوشش برای ایجاد اصلاحات در شعائر سنی مذهب به پیشرفت‌هایی دست یافته بودند، این حزب به دست محمد یونس، احمد حسن و محمد نصیر در باندونگ تأسیس شد. این حزب نیز مانند انجمن محمدیه خود را اصلاح طلب می‌داند با این تفاوت که بر خلاف انجمن محمدیه که ترویج عقاید خود را به صورت آرام و صلح‌آمیز انجام می‌دهند، به مناظره و مباحثه در ملأ عام می‌پردازند و با سایر افرادی که با عقاید و دیدگاهشان موافق نیستند، بحث و جدل می‌کنند. حالت مبارزه طلبی حزب اتحاد اسلام در نشریات آن به نام‌های «دفاع از اسلام»، «الفتوی» و «اللسان» منعکس است. آن‌ها ابتدا با سنت‌طلبان، سپس با ناسیونالیست‌ها، حتی گروه‌های اصلاح‌طلب نیز نزاع و درگیری داشته‌اند.
دیوان دعوه که یک سازمان تبلیغی و فرهنگی غیر دولتی است و تقریباً سی سال پیش توسط محمد ناصر که یکی از قهرمانان ملی اندونزی و سیاستمدار مسلمان دوره‌ی سوکارنو بود، تأسیس شد و با حمایت عربستان اداره می‌شود.
مجلس العلماء که در سال 1975م. به منظور مشاوره با علما جهت اجرای شریعت اسلامی و صدور فتوا و همچنین تلاش در جهت ایجاد وحدت میان مردم و حکومت تأسیس شد.
رابطه العالم که نمایندگی اندونزی آن در زمینه‌های مختلف آموزشی و اجتماعی و چاپ و نشر فعالیت دارد. جاکارتا مرکز نمایندگی شورای عالی مساجد وابسته به رابطه العالم است که در سال 1969م. تأسیس شد. رئیس این سازمان، محمد نصیر از رهبران اسلامی اندونزی بود که چون باس سعودی‌ها رابطه‌ی خوبی داشت، منابع فراوانی از سعودی در جهت ساختن و بازسازی مساجد و سایر فعالیت‌ها دریافت کرد که بعدها این مؤسسه در جهت چاپ کتاب و برگزاری سمینارها هم اقدام کرد. یکی از آثار این مؤسسه، نشریه‌ی «مدیا دعوه» است.
وزارت امور دینی اندونزی که به جهت حضور «ترمیذی طاهر» در رأس این وزارت‌خانه از دیگر مراکز پشتیبانی‌کننده‌ی وهابیت در اندونزی محسوب می‌شود. در کل فعالیت‌های وهابیت در اندونزی در سال 1970م. آغاز شد و کوشید فقه حنبلی را کنار فقع شافعی که بیش‌تر مسلمانان اهل سنت اندونزی پیرو این فرقه هستند، در برخی مدارس علمیه که «بسانتون» خوانده می‌شوند، قرار دهد. همچنین برخی از ارباب جراید و نشریات همانند «شعبه اسی» نویسنده و خبرنگار که قبلاً سردبیری مجله‌ی ممنوع الانتشار «تمپو» را بر عهده داشته و هم‌اکنون از مسئولین نشریه «گاترا» محسوب می‌شود، از چهره‌های سرشناس وهابی در اندونزی است. روحانیون و فارغ‌التحصیلان نیز، از دیگر پایگاه‌های نفوذ و فعالیت وهابیت در اندونزی هستند. در کنار همه‌ی این موارد، چاپ کتاب‌های عقیدتی وهابیت، در دو دهه‌ی 1980 و 1990م. را نمی‌توان از نظر واداشت.55
وهابیت در بنگلادش
جماعت اسلامی، بزرگ‌ترین تشکیلات اسلامی در بنگلادش است که به عربستان وابستگی تام دارد. این جماعت در حقیقت سازمانی به نام «شاتر و شبیر» است که در تابستان سال 1361هـ.ش برابر با سال 1982م. اختلافاتی در آن بروز کرد که جناحی از آن در حمایت از وهابیون و جناح دیگر به هواداری انقلاب اسلامی ایران منشعب گردید که پس از مدتی جناح دوم، بار دیگر از درون سازمان انشعاب پیدا کرد.
اهدافی که عربستان در بنگلادش دنبال می‌کند، جلوگیری از گرایش مسلمانان بنگالی به ایران و کشورهای میانه‌رو عرب و نیز انتخاب این کشور به عنوان یکی از مراکز تبلیغی خود در جنوب آسیا و در نهایت گسترش وهابیت در این کشور است.56
وهابیت در پاکستان
برای قرن‌ها، شیعیان و سنیان در شبه قار‌ه‌ی هند و پاکستان به عنوان برادران مسلمان در کنار هم می‌زیستند؛ تا این‌که وهابیان متعصب، با عنوان صحابه شروع به کشتار شیعیان کردند و با ترورهای بی‌رحمانه، خون این مسلمانان را ریختند و آنان نیز در بعضی موارد به مقابله برخاسته و محیط ناامنی ایجاد کردند. سازمان جماعت اسلامی بزرگ‌ترین عامل گسترش وهابیت در پاکستان است که روابط نزدیکی با آمریکا و عربستان دارد. جماعت اسلامی از طریق مدارس و مساجد اهل تسنن و به تازگی از طریق رادیو و تلویزیون، در صدد تحمیل اندیشه‌های وهابی‌گری در بین مسلمین است. اکثر ائمه‌ی جماعات مساجد پاکستان، از سوی مدارس دینی عربستان تأمین می‌شوند.
در پاکستان، سه میلیون طلبه‌ی وهابی برای نشر وهابیت آموزش می‌بینند. از اقدامات دیگر عربستان برای اشاعه‌ی فرهنگ وهابی، ساخت بسیاری از مساجد و مدارس است. اگر به دین و آیین مسلمانان پاکستان نظری افکنیم، می‌بینیم که اکثریت اهل تسنن پاکستان، پیروان ابوحنیفه هستند که به دو گروه بریلیوی‌ها و دیوبندی‌ها تقسیم می‌شوند:
الف) بریلیوی‌ها: سنیان مخالف وهابیت هستند. 75 درصد اهل تسنن، به این فرقه وابسته‌اند ولی تشکل و انسجام خوبی ندارند.
ب) دیوبندی‌ها: 20 درصد اهل تسنن پاکستان را تشکیل می‌دهند و جزو فرقه‌ی حنفی‌ها و از دسته‌ی وهابیت به شمار می‌روند. این دسته با این‌که اقلیت هستند، از تشکل حزبی برخوردارند و با کمک عربستان توانسته‌اند مساجد و مدارسی در خدمت پایگاه‌های تبلیغاتی اجتماعی بنا کنند. این گروه حتی در افغانستان و شمال هند هم نفوذ کرده‌اند.
پنج درصد باقی‌مانده، «اهل حدیث» نامیده می‌شوند که در واقع نام دیگرِ وهابیان هستند. اگر چه به ظاهر نامی وهابی ندارند. این دسته‌ی کم‌شمار با دیوبندی‌ها از نظر افکار و عقاید نزدیک هستند و در مقاطع مختلف جزو یک گروه، محسوب می‌شوند.
«علامه احسان الهی ظهیر» یکی از شخصیت‌های فعال اهل حدیث در لاهور، اداره‌ای با عنوان اداره «ترجمان السنه» دایر کرده است که هدف اصلی آن، اشاعه‌ی افکار وهابیت به طور اعم و منحرف ساختن اذهان مردم نسبت به تسنن و تشیع، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به طور اخص است و کتاب‌هایی در پاکستان و عربستان چاپ و منتشر نموده است.
جامعه فاروقیه در کراچی دسته‌ای دیگر از وهابیان هستند و مجله «فاروق» را به زبان عربی چاپ می‌کنند. انجمن وهابی سپاه صحابه که به سپاه صحابه پاکستان یا S.S.P مشهور است، از یک گروه از سنیان افراطی وابسته به جمعیت علمای اسلام (H U L) در سال 1985م. در زمان جنگ پاکستان تشکیل شد. بیش‌تر رهبران و اعضای سپاه صحابه از اعضای جمعیت علمای اسلام بوده‌اند؛ با این تفاوت که سپاه صحابه، عملکردی افراطی داشته و عملکردشان علیه شیعیان شدت و خشونت بیش‌تری دارد. بیش‌تر اعضای این انجمن، بی‌کارند و از طبقه‌ی محروم شهر و از جوانان تا سن 20 سال انتخاب شده‌اند. در ضمن شعار معروف و مشهور سپاه صحابه این است که «هر کس به ابوبکر، خلیفه اول اعتماد ندارد، کافر است.» هدف اصلی این گروه وهابی‌سازی کل پاکستان و نابودی تشیع است. در پیشینه‌ی تاریخی سپاه صحابه، ادعای آنان در پیروی از دین پیامبر ویژگی بارز این گروه افراطی است که در اوایل دهه‌ی 1980م. به دست «مولانا حق نواز جهنگوی» تأسیس شد و یکی از اهداف مهم خود را مبارزه با عزاداری امام حسین و تخطئه‌ی قیام آن حضرت می‌دانست و بر چید

مطلب مرتبط :   فحشاء، قاچاق، جنسی، روسپی، زانیه، کنوانسیون