زمینهای شد که انگلیسیها و روسها در عرصه نظامی ایران حضور یابند و آن را با خواستههای فزونخواهانهی خود تحت کنترل درآورند.
• نادانی رجال در مورد وقایع جهان: عدهی از رجال نیز، هر چند که تعمداً در راستای منافع بیگانگان گام برنمیداشتند، اما چون برای اولین بار، با زد و بندهای سیاسی انگلیس، روسیه و فرانسه و امور پیچیده دیپلماتیک، مواجه میشدند، به خاطر همان بینش و نگرش محدود و گاهی تکبر، در شناخت صحیح و اصولی رفتارهای سنجیده و از پیش طراحی شده دولتهای اروپایی موفقیتی به دست نمیآوردند؛ بویژه در برخورد با دیپلماسی فعال و ماهرانه انگلستان، بازیچهی دست بازیگران صحنههای سیاست بینالمللی میشدند.
• عدم وجود نهادهای سیاست خارجی: در این دوره ایران فاقد نهادهایی بود که سیاست خارجی را رهبری و هدایت نماید و اولویتهای روابط خارجی را معین و کارگزاران سیاسی برای انجام ماموریتهای خارجی تربیت کند؛ وقتی هم دست به ایجاد چنین نهادهایی زدند، فقدان دانش افراد اوضاع را بدتر نمود(همان: 9).
• خودسریها و عیاشیهای شاه و درباریانش: ناصرالدین شاه و مظفرالدینشاه هریک سه بار به اروپا سفر نمودند؛ سفرهایی که هفت الی ده ماه طول میکشید؛ مخارج این سفرها از خزائن خالی به دست نمیآمد، اغلب با دادن امتیاز به اجانب و یا گرفتن قرض از آنان حاصل میشد.
2-2-5 استعمار روسیه و انگلیس
روسیه تزاری که به کشورگشایی بسیار متمایل بود، صدمات جبران ناپذیری به ایران وارد نمود؛ حملات نظامی روسیه در دوره فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه بخشهایی از خاک ایران را جدا ساخت؛ این درحالی بود که از استعمار غیر نظامی نیز بهره میبرد و پیش از حضور نظامی از نفوذ خود بر پادشاهان ایران استفاده مینمود؛ نفوذ روسیه با دادن قرض به ایران و گرفتن امتیازهای گزاف بیشتر و بیشتر نیز میشد.
از سویی انگلیس نیز به ایران چشم طمع داشت، ایران به خاطر موقعیت مناسب در منطقه و نزدیکی با هندوستان -مهمترین مستعمری انگلیس- مورد توجه این کشور بود. سیاستمداران توانمند انگلیسی با شناسایی نقاط ضعف ایران و ایجاد وابستگی نظامی و اقتصادی، ایران را بدون حمله نظامی مستعمری خویش ساختند و در گام بعدی دست به برخی حملات و حمایت از مناطقی چون هرات برای پیشبرد اهدافشان، زدند. (راعیگلوجه،1380: 156). روسیه و انگلستان، در دست اندازی اقتصادی و سیاسی ایران را به فنا بردند و خاک ایران را به تارج بردند(تصویر2-1)(جدول2-2).
پادشاهان قاجار مادام در حال قرض از روس و انگلیس برای سفرهای سیاحتی به اروپا بودند. قرض گرفتن از دو کشور زورمند استعمار پیشه، دست و پای کشور ناتوانی را میبست و تسلیم آن دو میکرد که در معامله بهتر از رباخواران یهودی نبودند(آدمیت، 1387: 116).

تصویر شماره2-1) نقشه ایران پیش از تجزیه به دست اجانب. ماخذ:(ویکیپدیا).
جدول شماره2-2) قراردادها و امتیازهای اعطا شده دوره قاجار. ماخذ:(نگارندگان).
نام پادشاه
سال
نام قرارداد با توافقنامه
سرزمینهای ایرانی
آقامحمدخان قاجار



فتحعلیشاه قاجار
1813.م
قرارداد گلستان با روسیه
جدایی شهرهای ایرانی، غرب دریای مازندران و قفقاز از جمله قره باغ، گنجه، قانات، شکی، شیروان، دربند، باکو، تفلیس(شامل جمهوری آذربایجان فعلی، گرجستان، اوستیا و جمهوری داغستان روسیه.

1828.م
قرارداد ترکمنچای با روسیه
جدایی خانات ایروان، مناطق اردوباد، بخشی از مغان و شروان، نخجوان و دو سوم تالشان ایران.
محمدشاه
1847.م
قرارداد ارزروم با عثمانی
رسمیت دادن به جدایی دو سوم کردستان و منطقه میانرودان(عراق امروزی).
ناصرالدین شاه
1856.م
قرارداد پاریس با انگلیس
جدایی هرات و افغانستان از ایران

1872-1895.م
قرارداد با انگلیس
جدایی دو سوم بلوچستان و بخش عمدهی کلات از ایران توسط توطئه انگلیس در مرزبندیهای استعماری با حکمیت فردریک گلداسمیت.

1881.م
قرارداد آخال با روسیه
جدایی سرتاسر آسیای میانه خوارزم و خیوه، ورارود و شرق دریای مازندران (مرو، سمرقند، بخارا، تجن و غیره).

1893.م
قرارداد جدایی شهرهای مرزی با روسیه
جدایی شهرهای مرزی سرخس، حصار و فیروزه از ایران.
مظفرالدین شاه
1905.م
قرارداد تعیین حدود مرزی با انگلیس
جدایی دو سوم خاک سیستان از ایران(شامل هلمند، نیمروز، جنوب فراه در افغانستان امروزی توسط حکمیت مک ماهون انگلیسی.
محمدعلی شاه
1907.م
قرارداد سنپترزبورگ بین انگلیس و روسیه
تقسیم ایران به سه منطقه، شمال تحت سلطه روسیه، جنوب تحت نفوذ انگلیس و منطقه بیطرف در وسط.
احمدشاه
1919.م
قرارداد انگلیس
ایران از نظر سیاسی و نظامی تحت سلطه انگلیس قرار گرفته.
2-2-5-1 اعطای امتیازات به انگلیس
امتیازاتی که به انگلیس در دوره قاجار داده شد، به‌طور فهرست‌وار از قرار زیر میباشد:
۱ .امتیاز تأسیس تلگراف در سال ۱۲۸۰ه.ق.
۲ .امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی در سال ۱۲۸۹ه.ق.
۳. امتیاز رویتر، به موجب این امتیاز، ساختن هرگونه راه، راهآهن و سد از دریای مازندران تا خلیج فارس و بهره‌برداری از همه معادن ایران (بجز طلا و نقره)، ایجاد مجاری آبی و قنات و کانال‌ها برای کشتیرانی یا کشاورزی؛ ایجاد بانک و هرگونه کمپانی صنعتی در سراسر ایران؛ حق انحصار کارهای عام المنفعه؛ استفاده و بهره‌برداری از جنگل‌ها برای مدت 70 سال و استفاده از گمرکات ایران به مدت 25 سال در ازای پرداخت 6 میلیون لیره انگلیسی و سود۵٪ در اختیار رویتر قرار گرفت. رویتر از بابت فسخ قرارداد به مدت 17 سال پیگیر خسارات خود بود و سرانجام امتیاز بانک شاهنشاهی ایران را برای پسرش به دست آورد(سایکس،1391: 1176).
۴ .امتیاز کشتیرانی در کارون به کمپانی برادران لنج.
۵ .امتیازات شیلات ۱۳۰۶ه.ق به پسر رویتر.
۶ .امتیاز کاوش و حفریات شوش به سال ۱۳۰۱ه.ق در عصر ناصری به انگلیسی‌ها اعطا شد.
۷ .امتیاز انحصاری اکتشاف آثار عتیقه به سال ۱۳۱۵ه.ق، در تمام خاک ایران به انگلیسی‌ها داده شد.
۸ .امتیاز رژی که در سال ۱۳۰۹ه.ق که به امتیاز تنباکو معروف است. طبق این امتیاز به مدت ۵۵ سال تمام خرید و فروش تنباکوی ایران به شخص تالبوت داده شد. این امتیاز به خاطر مخالفت مردمی و فتوای علما لغو گشت.
۹ .امتیازات نفتی که ابتدا در ۱۲۸۹ه.ق به رویتر داده شد و در سال ۱۳۰۶ه.ق با امتیازات دیگری تمدید گشت به ‌موجب آن حفاری چاه‌های نفت در مناطق جنوبی و نفت‌خیز به عهده شرکت انگلیسی باشد. امتیازی نفتی دیگری به نام دارسی نیز به انگلیس اعطا شد و تا سال ۱۹۱۴.م سی حلقه چاه در مسجد سلیمان حفر گشت و به آبادان منتقل ‌شد، امتیازاتی که تا هنگام ملی شدن صنعت نفت در دوره پهلوی و نخست وزیری مصدق برقرار بود (تیموری،۱۳۳۲: 180-230).
2-2-5-2 اعطای امتیازات به روسیه‌
روس‌ها علاوه بر تحمیل معاهدات ننگین بر ایران که به سبب آنها قسمتهایی از خاک ایران تجزیه شد؛ امتیازات فراوانی جهت کسب منفعت بیشتر با ایران عقد نمودند. گرچه در گرفتن امتیاز از پادشاهان طماع و بیتدبیر قاجار به‌اندازه انگلیسی‌ها موفق نبودند ولی همواره با حضور نظامی موجب ناامنی و اغتشاش میگشتند. امتیازاتی که در دوره قاجار به روس داده شد از قرار زیر میباشد:
۱ .در سال ۱۲۸۵ه.ق امتیاز انحصاری بهره‌برداری از شیلات شمال به دست ناصرالدین شاه به آنها اعطا شد.
۲ .تأسیس بانک استقراضی در مقابل بانک شاهنشاهی انگلیسی‌ها، که در نفوذ فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی روسها در امور دولت دخیل بود.
3 .در سال ۱۲۹۷ه.ق تأسیس و تشکیل هسته نظامی بریگارد قزاق توسط روس‌ها که تمام نیروی نظامی و امنیتی ایران را در اختیار می‌گرفت. رؤسای قزاق همه روسی بودند از جمله لیاخوف که با آزادی‌خواهان مبارزه می‌کردند و در سرکوب مردم در نهضت مشروطه و غیره دخالت داشتند.
۵ .در سال۱۳۱۰ه.ق امتیاز احداث خط شوسه بین بندرانزلی و قزوین به یک شرکت روسی داده شد، قراردادی به مدت نود ونه سال و در عصر مظفرالدین شاه نیز امتیاز احداث شوسه بین قزوین و همدان نیز بدان اضافه شد.
۶. در حدود سال۱۲۹۱ه.ق امتیاز احداث و بهره‌برداری از خط آهن جلفا تبریز به آنها اعطا شد.
۷. سال۱۳۱۶ه.ق امتیاز استخراج معادن قراجهداغ آذربایجان به مدت هفتاد سال به یک شرکت روس داده شد(تیموری،۱۳۳۲ :236).
اما آنچه بیشتر از همه نقش استعماری روسیه و انگلیس را در بازی بزرگ4 نمایش میدهد؛ معاهدههای 1907 و 1919.م میباشد که اوج سقوط ایران در ورطه استعمار بود. در اواخر حکومت قاجار و با وقوع جنگ جهانی، روسیه و انگلستان برای حفظ منافع خود در تاریخ بیستم رجب1325ه.ق(۹ شهریور۱۲۸۶ه.ش/30 اوت 1908.م)، در سن‌پطرزبورگ پایتخت روسیه، قراردادی با یکدیگر بستند و به موجب آن کلیهی اختلافات سیاسی خود را در آسیا دوستانه حل کردند. در این قرارداد که به پیمان 1907 معروف است، دولت روس و انگلیس، ایران را به سه منطقه تقسیم نمودند. منطقه روس، منطقه انگلیس و منطقه بی طرف(سایکس،1391: 1230).
با وقوع انقلاب در روسیه در سال1336ه.ق (1917.م) دولت روسیه قرارداد را ملغی اعلان نمود. انگلیس که شمال ایران را خالی دید از راه بلوچستان قوائی به خراسان فرستاد و در ماه شوال 1337 ه.ق(1919.م) دولت ایران را به امضای قرارداد ننگین دیگری مجبور ساخت که ایران را منحصراً به دست مستشاران انگلیس میداد. خوشبختانه مجمع اتفاق ملل که تازه تشکیل گشته بود، این قرارداد را که برخلاف اساس آن بسته شد به رسمیت نشناخت (قدیانی،1384: 176).

مطلب مرتبط :   غبن، خیار، مغبون، عقد، مبیع، فسخ

تصویر2-2) تقسیم ایران توسط روس و انگلیس در قرارداد1907. ماخذ(www.hamshahrionline.ir:)
سایکس نویسنده کتاب تاریخ ایران که در آن زمان، سفیر انگلیس در ایران بود؛ این عمل را در کتابش یک اقدام سخاوتمندانه برای یاری رسانی به کشوری فقیر خوانده است(سایکس،1391: 1354). در حالی که هم زمان با اقدامات مکرانه انگلیس در بستن قرارداد سخاوتمندانهاش، قحطی بزرگ بر ایران حاکم گشت و یکی از دلایل اصلی این قحطی، خود کشور انگلستان بود که با خرید و احتکار محصولات ایرانی و دریغ نمودن آن از ایرانیان و جلوگیری از معاملات ایران با بینالنهرین و امریکا، فاجعه ی بزرگ را در ایران ابدی نمود(تصویر2-2).
2-2-5-3 اعطای امتیازات به فرانسه
روابط ایران با فرانسه بعد از پیمانشکنی ناپلئون بناپارت در دروان سلطنت فتحعلی شاه قاجار، بکلی قطع شد5 و این قطع روابط تا زمان ناصرالدین شاه به طول انجامید. در سال 1301ه.ق، یک باستان شناس و دانشمند فرانسوی به نام مارسل اوگوست دیولافوی6 از ناصرالدین شاه امتیاز کاوش و حفریات باستانشناسی را در شوش گرفت و با جمعی دیگر از باستانشناسان فرانسوی، دو سال به حفاری در شوش پرداخت و آثار تاریخی بسیاری کشف کرد که متعلق بهدوران قبل از اسلام در ایران بود. به موجب قراردادی که فرانسه و ایران داشتند، نیمی از آثار مکشوفه به ایران داده شد و نیم دیگر را که گرانبهاتر بود به فرانسه بردند که در موزه ی لوور پاریس نگهداری میشوند(قدیانی،1384: 107).
دولت فرانسه در حدود سال‌های ۱۳۱۴ ـ ۱۳۱۵ه.ق امتیاز کاوش‌های علمی دیگری برای کشف آثار باستانی را در سراسر خاک ایران به مدت نامحدودی از مظفرالدینشاه اخذ کرد. مجری این طرح باستانشناس مشهورکنت دمرگان7 بود و از سال ۱۳۱۷ه.ق کار خویش را آغاز نمود. دمرگان آثار به دست آمده را در۱۸۳صندوق به پاریس برد که اکنون در موزه لوور پاریس میباشند(تیموری،۱۳۳۲ :262).
2-2-6 جنگهای خارجی و جنبشهای داخلی
در سه دهه ی نخست دوره ی سلطنت قاجار، یعنی از تاجگذاری آقا محمدخان قاجار در1211ه.ق تا معاهدهی ترکمنچای در1207ه.ش/ 1828.م)که به دنبال شکست ایران در دومین جنگ ایران و روس صورت گرفت، ایران تفاوت نظامی چشمگیری نمود و از یک قدرت نظامی به یک کشور ضعیف بدل شد. مداخله و دست اندازی قدرتهای بزرگ اروپایی، ایران را از پا انداخت، به ویژه روسها که مدعی سرزمینهای قفقاز بودند که آقامحمدخان در دهه ی(1170ه.ش/ 1790.م) بخشهای زیادی از آن را تصرف نموده بود(کِدی،1381: 40).
اغلب جنگهای خارجی این دوره نیز در ارتباط با دولت روس صورت گرفت و نتایج تلخ و امتیازات ناروایی را به همراه داشت. این جنگها بعلاوه جنگهای استقلال افغانستان که مربوط به نیمه دوم حکومت قاجار میباشد؛ ضربات مهلکی به نظام سیاسی و اجتماعی ایران وارد آورد و یکی از دلایل اصلی بروز جنبشها و قیامهای داخلی محسوب شده.
2-2-6-1جنگ ده ساله با روسیه و معاهده گلستان و ترکمنچای
جنگهای ده ساله ایران و روسیه با هجوم روسیه به قفقاز شروع شد. در این جنگ، عباس میرزا، ولیعهد جوان به عنوان فرمانده، شجاعت بسیار نشان داد اما بالاخره کار به عهدنامه گلستان8 کشیده شد. به موجب آن تمام ماوراء ارس در دست روسها باقی ماند و حق کشتیرانی ایران هم در خزر سلب شد. انعقاد این قرارداد که سرنوشت مسلمین قفقاز را به یک دولت مسیحی ضد اسلام میداد از جانب علماء به شدت مورد انتقاد قرار گرفت؛ چنان که برای بازپسگیری آن اعلام جهاد کردند. عدهای از غازان متشرعه و از عشایر اطراف و چریکهای حکام سرحدی هم به اعتراض برخاستند، در حدود زنجان هیئتی از امناء مذهب هم که ملااحمدنراقی و سید محمدطباطبایی معروف به سید مجاهد در میان آنها بودند، با شاه ملاقات کردند و ضرورت استرداد سرزمین اسلامی را از سلطه کفار خواستا

مطلب مرتبط :   نفت، عربستان، ذخایر، خاورمیانه، خلیج، بشکه