دانلود پایان نامه
و معنی پیدا می‏کند. این مسئله در مورد همه پیروان اسلام نیز صادق است، حتی درباره‏ی پیروان اومانیسم سکولاری که بیشتر بر اساس اندیشه یونانی، تغذیه می‏شود، نیز شامل می‏گردد. اگر کسی که از دیدگاه مذهبی ملت اسلام، اطلاع دارد. بگوید که این ایمان به محمد صلی الله علیه و آله و سلم است و ایمان به او با ایمان به مسیح متفاوت بوده و اختلاف دارد باید در پاسخ به اوگفت: که این ایمان به ” محمد صلی الله علیه و آله و سلم ” به عنوان یک پیامبر نیست. بلکه این، ایمان به یک دستور است که زندگی روزانه بیشتر مردم را مشخص می‏کند و به زندگی انسان‏ها ارتباط پیدا می‏کند. ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
پرسش از ایمان، به “موسی “، “مسیح ” و ” محمد صلی الله علیه و آله و سلم ” مربوط نیست. سؤال این است که: چه کسی میل به گرایش مطلق (خداوند) انسان را کاملاً تبیین می‏کند و توضیح می‏دهد. اختلاف و تفاوت دین‏ها، تفاوت شکل‏های ایمان‏ها و اعتقادها نیست، بلکه تفاوت در نوع تبیین این گرایش و تجربه دینی است.
سؤال این است که آیا ابراز و ظهور خداوند در «حوزه شریعت» و فقهی، ظهور نهایی است؟ به عبارت دیگر: آیا بعد فقهی و شریعتی مذهب، وجهه پایانی و چهره‏ی نهایی دین است؟ همه تصمیمات ایمان، دستورها و احکام وجودی هستند و نه نظری و تئوریکی ( ابن بابویه ، محمد بن علی( شیخ صدوق ) ، 1380 ) .
2-4-7-1 آیین کنفوسیوس :
این سخن در مورد سیستم دستورات سنتی هم که به وسیله کنفوسیوس تشکل یافته‏اند صادق می‏باشد. این سیستم معمولاً یک سیستم غیر مذهبی و کاملاً فاقد عنصر ایمان است که به راه زندگی چینی، موصوف است، خوانده می‏شود.
مؤسس و مبتکر این راه، کنفوسیوس می‏باشد. در چین اعتقاد به کنفوسیزم رواج دارد. این راه نه تنها در پرستش اجداد و مردگان (چنانچه در چین مرسوم است وجنبه قداست دارد) خلاصه نمی‏شود، امّا همین‏طور در شکل آزاد از دستورات دینی و غیر مشروط بودن دیده می‏شود. ریشه و اساس این دیدگاه در «قانون‏های جهان» در اندیشه چینی آمده است. این قانون در روابط حکومت و جامعه و انضباط و نظم مداری رفتار، تبیین شده است.[در اندیشه چینی، پنج دستور «نظم زندگی» وجود دارد که همه‏ی آیین کنفوسیوس را تشکیل می‏دهد. این رفتار عبارتند از: رفتار منظم میان شوهر و زن، پدر و فرزند، معلم و دانش آموز، شهروند و حکومت]. علی‏رغم همه این عناصر اخلاقی و دینی در آیین کنفوسیوس، ویژگی مهم این اندیشه، سکولاریستی آن است. و به عبارت دیگر: آیین کنفوسیوس یک دین عقلانی و انسانی است بیش از آن که وحیانی و مذهبی باشد. ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
این مطالب در مورد دو حقیقت تاریخی جهانی، صادق است. این نحوه بینش و شرایط منفی به جهت نفوذ ادیان عرفانی و تشریفاتی دو مکتب بودایی و تائوییسم در چین است که به صورت عام و گسترده در چین نفوذ پیدا کرده‏اند. از دیدگاه دیگر راه کنفوسیوس، از نظر نقاط اثباتی، راه پیروزی آسان و ساده ایمان اومانیستی سکولار است و به نمود اخلاقی ایمان اومانیستی مربوط می‏شود.
2-4-7-2 آیین یهود
دومین و بسیار با نفوذترین نمودهای اخلاقی ایمان مذهبی، تورات و عهد عتیق آیین یهود است. به مانند هر ایمان دیگر، یهودیت از اساس آداب دینی وسیعی برخوردار است. اندیشه‏ی «ملت برگزیده» ، «میثاق با خداوند بنی اسرائیل» قوانین عبادی با همه غنا و توانمندی آن در فعالیت‏های مراسم دینی یهود، به فراوانی دیده می‏شود. امّا، تجربه قداست هستی (خداوند) هرگز به تجربه قداست «بایدها» غلبه ندارد. بدین جهت، پیامبران یهود، و همه پیروانشان از میان روحانیان، دینی‏ها و متکلمان، اطاعت و پیروی از قانون عدالت را تنها راه رسیدن به خداوند می‏دانند. تنها راه رسیدن به قانون خدایی همان گرایش به مطلق در عهد قدیم و جدید است . این گرایش، نقطه مرکزی ایمان یهودی است. این گرایش، به فعالیت مستمر حضور خداوند در فعالیت‏ها و توجّهات ابتدایی زندگی روزانه هر انسان دیندار یهودی، حکم صادر می‏کند. خداوند در همه احوال، حتی در کوچکترین فعالیت‏های زندگی عادی او حضور دارد. از طرف دیگر، همه این گرایش (خداگرایی) بی معنی و فاقد ارزش است اگر با پیروی از قانون اخلاقی و عدالت و درستگاری توأم نباشد ؛میزان و معیار نهایی برای ارتباط انسان با خداوند، موضوعیت و تحقق یافتن قانون عدالت است. این عظمت و بزرگی سنت پیامبری تورات است که بارها و بارها، امیال مردم را می‏شکند و کنترل می‏کند، حتی بیش از آن، اعتماد بیش ازحد رهبران یهودیت است که به عنصر قداستی قانون و شریعت تکیه می‏کند. و عنصر اخلاقی آن را فراموش می‏نماید و در واقع «بایدها» و قوانین، معیار و میزان هستی و وجود است. به عبارت دیگر: بنده محبوب خداوند، کسی است که به شریعت خداوند (ده فرمان و قوانین دیگر) کاملاً مطیع باشد و آنها را به جای آورد ( ابن بابویه ، محمد بن علی( شیخ صدوق ) ، 1380 ) .
پیام تاریخی جهانی آیین یهود، در اطاعت و پیاده کردن شریعت موسی، تحقق می‏یابد و به مانند دیگر ادیان تنها راه نجات، پیروی از قانون عدالت و پیاده کردن شریعت است و بس. نفوذ و تأثیر یهودیت نه تنها در مسیحیت و اسلام مشهود است بلکه حتی در نمود اوتوپیایی مترقیانه‏ی ایمان اومانیستی هم که در جهان غرب پیدا شده است، مشاهده می‏شود. اومانیستی قدیمی (یونانی) به طور قطع، دستورها و «بایدها» را الزام می‏کند؛ اسطوره‏های یونانی، شعر تراژدی، عقل و حکمت یونانی، حقوق روم و اومانیسم سیاسی رواقیان روحی، روی «بایدها» تأکید شدید دارند امّا نمود و تیپ هستی گرایانه چهره غالب همه تاریخ باستانی است پیروزی عرفان در فلسفه یونانی و ادیان مرموز در امپراطوری روم و فقدان تنفکر اوتوپیایی مترقیانه در فضای باستانی این مطلب رابه اثبات می‏رساند.
2-4-7-3 آیین انسان گرایی عصر جدید :
اومانیسم مدرن، به ویژه از قرن هجده به بعد، روی اساس مسیحیت تکیه داشته و تأکید زیادی روی «بایدها» دارد که به وسیله پیامبران یهود، تشریح گردید. به علاوه، اومانیسم نشان می‏دهد که درست از آغاز رشد خود، همراه با عناصر اوتوپیایی و مترقیانه نیرو گرفته است. اومانیسم جدید انتقادات خود را از «دستور فئودالی آن که در طول زمان به طور تحجّر آمیزی رنگ قداست به خود گرفته بود، آغاز کرد. اومانیسم مدرن، نخست برای روستاییان وبعداً برای جامعه بورژوازی و سپس برای توده‏های پرولتاریایی اجرای عدالت می‏خواست.
ایمان مبارزان در عصر روشنگرایی، قرن هجده دقیقاً ایمان اومانیستی و از تیپ اخلاقی آن بود. آنها برای آزادی از یوغ و سیطره قداست (مذهب) و برای تحقق عدالت برای هر انسانی، مبارزه می‏کردند ایمان آنها، ایمان اومانیستی بود. و خود را سکولار معرفی می‏کردند. بیش از آن که رنگ مذهبی داشته باشد مبارزه اومانیسم مدرن، ایمان بود و نه حسابگری عقلانی، با وجود این آنها به یک نیروی مافوق یک استدلال و عقلانیت که با عدالت و حقیقت پیوستگی و اتحاد دارد، ایمان داشتند. پویایی ایمان انسان گرای آنها، چهره‏ی زمین و زمان را تغییر داد، نخست در غرب و اروپا و سپس در شرق آسیا تأثیر مهمی گذاشت.
دقیقاً این تیپ و خود ایمان اومانیستی از تیپ اخلاقی آن، در جنبش‏های انقلابی توده‏های پرولتاریایی قرن نوزده و بیستم، حاکم بود. مانند هر ایمانی، شکل اوتوپیایی ایمان اومانیستی دقیقاً فضا و قلمرو گرایش به مطلق است. به عبارت دیگر: خدای اومانیسم مدرن انسانیت عدالت مدار است. صد البته این ایمان، کارآیی و نیروی زیادی برای انجام هر خوب و بدی را برای طرفداران آن فراهم می‏سازد.
در دیدگاه این نوع ایمان اومانیستی، بسیار زشت است که از فقدان ایمان در جهان سکولار غربی سخن گفته شود، قطعاً آنها، ایمان دارند، امّا ایمان سکولاریستی به عبارت دیگر: «بی ایمانی، خود ایمان است» و بدین جهت این ایمان سکولاریستی (الحاد) ایمان ها و ادیان دیگر را واداشت که در برابر آن موضع گیری نمایند؛ زیرا ایمان سکولاریستی، ایمان است نه بی ایمانی. سکولاریسم فضای یک «مطلق گرایی» و فداکاری جانکاهانه در راه تحقق آن است. ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
2-4-8 یگانگی و وحدت نمودهای ایمان :
در تجربه «امر قدسی» عنصر هستی‏گرایانه و عنصر اخلاقی، ضرورتاً یکی هستند در حالی که در زندگی ایمانی یا در زندگی انسان دیندار، این دو عنصر معمولاً از همدیگر جدا بوده و سر از اختلاف و ناسازگاری دو جانبه درآورده است. جز این که وحدت ضروری، این طور نیست که کاملاً از همدیگر جدا شده و منحل گردد. در چنین موردی، معمولاً عنصری مثلاً (اخلاقی) در ضمن عنصر دیگر به فرض وجودی و هستی‏گرایانه، چنانچه قبلاً یادآور شدیم، عجین می‏باشد مثلاً در نمود مراسمی ایمان قانون عبادت ، حضور دارد و عنصر مهمی است. نتیجه و آثار این عنصر، خلوص و پاکی، آمادگی، رعایت کامل قواعد دستوری و شایستگی اخلاقی است. از طرف دیگر، ما دیدیم که چند عنصر عبادی و پرستش در ادیان حقوقی، حضور دارد (نمود اخلاقی ایمان) این فرض حتی در مورد ایمان اومانیستی نیز صادق است . در جایی که عناصر اوتوپیایی مترقیانه را می‏توان در نمود رومانیک محافظه‏کارانه، پیدا کرد در حالی که نمود اوتوپیایی مترقیانه بر روی آداب و رسوم سنتی، مبتنی بوده و از وضع موجود انتقاد کرده و خود را کنار می‏کشد.
تعامل دوجانبه نمودهای ایمان، در یکدیگر دقیقاً آنها را پیچیده ، پویا و ما فوق دسترسی قرار داده است. تاریخ ایمان که بیش از تاریخ دین، ذهن و وقت بشر را اشغال کرده است؛ تقریباً حرکت تخالفات یا تشابهات نمودهای مختلف ایمان است. این حقیقت در مورد عمل ایمان و محتوای ایمان هر دو صادق است. بیان و تبیین گرایش مطلق انسان و (مذهب انسان) چه آن که در ذهن قابل فهم باشد و یا آن که در عین مطرح شود، یک آش شله قلمکار و هرج و مرج تنوّع های نامحدود نیستند. آنها نمایانگر دیدگاه‏های اساسی بوده‏اند که در تاریخ ایمان و سپس در طبیعت و روال ایمان، گسترش داشته‏اند، به همین جهت، می‏توان، حرکت و سمت وسوی مذاهب و فرقه‏ها را کاملاً ادراک و تفهم کرد که این حرکت‏ها به چه سمتی در حرکت بوده و نقطه نهایی و اصولی آنها جه خواهد بود؟
باید دید که شخص چه نوع ایمان را اعتقاد دارد و در نتیجه تلاش وحرکت او، منبعث از نحوه‏ی ایمانش بدان سو متوجه خواهد شد. اگر به فرض، او از دیدگاه کلامی یک مسیحی پروتستانت116 خوشحال باشد، او در جریان مسیحیت به ویژه در مسیحیت پروتستانت، آن اهداف را دنبال خواهد کرد که ایمان یک پروتستان آن را تلقین می‏کند و او را بدان سو، می‏راند. این حرکت غیر قابل اجتناب است؛ زیرا ایمان است که منبع حرکت و گرایش شخصی انسان است. در همان حال، کسی که کوشش و تلاش دارد، حتماً باید دلایل عینی و ملموسی را برای تصمیم و سمت‏گیری خود ارایه دهد. کاتولیسم رومی، دقیقاً خودش را به یک سیستمی که همه عناصر گوناگون و مختلف زندگی دینی و فرهنگی انسان را متحد ساخته است، می‏نامد. منابع عمده دینی، کاتولیسم تورات و عهد قدیم است که در ذات خود مجموعه‏ای از نمود اخلاقی و مراسمی (عبادی) ادیان سرّی و مرموز یونانی، عرفان فردی، انسان گرایی کلاسیک یونانی و روش‏های علمی عصر اخیر می‏باشد. علاوه از منابع یاد شده کاتولیسم رومی بر مبنای عهد جدید (اناجیل) استوار است. تازه این منبع هم باز شامل مجموعه‏ای از نمودهای متنوع و عناصری از نمودهای اخلاقی و عرفانی می‏باشد.
یک مثال و نمونه روشن این مسئله، توضیح و تبیین پولس مقدس از روح است که در مطاوی انجیل از آن سخن می‏گوید. ایمان در عهد جدید (انجیل) عرصه یک وجودی است که به وسیله روح القدس، هدیه شده است. به عنوان روح نیروی الهی در ذهن انسان، حضور دارد و به عنوان روح القدس آن روح مظهر محبت، عدالت و حقیقت است . انتقاد عمومی نهضت پروتستان به کلیسای رومی، (کاتولیک) در انحصار فهم و خود انتقادی متون دینی و پیامبری در دست قدرت کلیسایی و رشد و سیطره عناصر مراسمی و تشریفاتی عشاء ربانی بر ابعاد اخلاقی شخصی و تهذیب نفس خلاصه می‏شود.
نکته اولی (عدم انحصار فهم متون دینی) در عنصر دومی (آداب و تشریفات کلیسایی) که در داخل کلیسا غیر ممکن به نظر می‏رسد، تغییر و تحول عمیقی ایجاد کرد. و شکست به این نکته منجر گردید که ساکرا منتالیزم رومی (تشریفات عشاء ربانی) قدرت متحد مبتنی بر آن را از بین برد. در گام‏های بعدی، نهضت پروتستانت، جایگزین نمود اخلاقی گرایش مطلق (خداوند) گردید. به این طریق پروتستانت، نه تنها بخش بزرگی از مراسم سنتی کلیسای کاتولیک را از دست داد. بلکه بالاتر از آن، حضور امر قدسی تنها در دایره آداب تشریفاتی و تجربه عرفانی را نیز از دست داد. به این ترتیب تجربه روح به عنوان وحدت همه نمودهای ایمان، چنانچه در توصیف پولس مقدس آمده است. در هر دو شاخه مسیحیت کاتولیک و پروتستانت عمدتا نابود گردید. بالأخره در عصر حاضر، آیا مسیحیت توانایی آن را دارد که پویایی تاریخ ایمان را در گذشته و حال پاسخ بگوید؟ ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
2-5 نظریه فقرزدایی ( (Poverty Reduction theory:
مقدمه :
اگر چه فقر زدایی همواره در جوامع گوناگون از الویت خاصی برخور دار نبوده مع هذا نگرانی راجع به مسئله فقر پیوسته مد نظر جوامع مختلف بوده است . مفاهیم و نمود های مختلفه فقر همیشه از جمله موضوعات مورد مطالعه مورخان ، فیلسوفان ،