میتواند کاری بکند که با منطق آن، خداوند بتواند به شکلی محترمانه با او رفتار کند که متفاوت از حالتی است که قبلاً انجام نمیداد. در اینجا مفهوم پاداش یا مجازات گناه کنار گذاشته شده است. شورای ترنت در موضوع عمل حق را به اراسموس میداد که در اولین مناقشه با لوتر، گفت که اختلاف اساسی در این است که او (لوتر) هر چیزی را به خدا نسبت میدهد و در روند نجات، مطلقاً چیزی را به بشر نسبت نمیدهد247. استلزامات عملی این نظریه زیاد است که یکی از آنها بیخاصیت بودن تشکیلات عظیمی است که کلیسای کاتولیک به راه انداخته بود و شالود? آن تهی? زمینههای لازم برای نجات است.
البته آموز? ایمان لوتر لزوماً به معنای بیارزشی عمل نیست، بلکه بدان معناست ک عمل موجب نجات نمیشود بلکه عمل ثمره ایمان است. انسان مسیحی به دلیل ایمان و فیض هر آنچه را باید داشته باشد دارد و دیگر به چیزی نیاز ندارد و کار خوب نشانه بهرهمندی او از فیض ایمان است.
از مطالبی که در این بخش باید بدان توجه داشت، آن است که تأکید بر اهمیت و جایگاه ایمان موجب میشود که کلیسا و مقام کشیشی و پاپی اعتبار خود در وساطت میان خلق و خالق را از دست دهد. شعار کشیش بودن همه مومنان و تنها به وسیله ایمان چنین کارکردی دارد.
لوتر در ضمن همین مسئله، موضوع آزادی فرد مسیحی و بحث اراده را مطرح کرد که موضوعات مهمی است. البته مراد لوتر از آزادی، بیشتر مفهومی معنوی و آنجهانی است و با آزادی مدرن متفاوت است، بدان جهت است که لوتر و امثال او اقتداری را برای خداوند قائل بودند که با فرض آن جایی برای کسی دیگر از جمله اولیای دین و کشیشان باقی نمیماند و اصلاً نیازی بدانها در واسطه فیض شدن نبود و همین معنا اقتدار سنتی روحانیان را نقض میکرد. با این حال، همین اندیشه میتوانست الهامبخش خوبی برای متفکران و فیلسوفان سیاسی باشد. لوتر با این کار، به بیاعتباری کلیسا و جایگاه کشیشان مبنایی الهیاتی داد.248 بر اساس دیدگاه لوتر،‌ انسان موجودی روحانی و جسمانی است. وی فقط جنبه روحانی‌انسان را شایسته آزادی مذکور در عهد جدید میداند. جسمیت انسان یادآور و حامل گناه ازلی است و عهد عتیق شامل مجموعهای از احکام شریعت است که هدفش به بند کشیدن انسان است تا فریفته دنیا و اسیر شهوت نشود. شریعت زندانی بود برای قید زدن به بعد پلید انسانی که در عهد جدید انسان از بند این آزاد شد. البته انسان در دوره جدید نیز وجود جسمانی خود را حفظ میکند ولی دیگر نیازی به شریعت سختگیر ندارد:‌ چنین است که انسان مسیحی به ایمانش بسنده میکند و دیگر نیاز به کار خاصی ندارد تا پارسا شود.249 وی در تمثیل برای تقدم ایمان بر شریعت مثالی میزند که آدم اول باید طبیب باشد250 بعداً طبابت کند و عکس آن امکان ندارد. ایمان است که به عمل ارزش میدهد و الا بدون ایمان، عمل نزد خدا ارزشی ندارد. ایمان بنا به ماهیت خود نمیتواند سرمنشأ خود باشد، بلکه منشأ و خاستگاهش در فراسوی آن و در مسیح است.251
اما در خصوص بحث اراده، باید توجه داشت که در ابتدای مسیحیت اندیشهای در باب اراده بشری مطرح و به شدت محکوم شد. گروهی به رهبری پلاگیوس(354-420/440) بر این باور بودند که افراد در انتخاب خیر وشر آزادند و مقتضای زندگی اخلاقی و فضیلتمدار نیز همین است. این تفکر و اندیشه با موضوع سقوط انسان و گناه اولیه هیچ سازگاری نداشت. وی در اثری به نام مناقشه علیه الهیات اسکولاستیک252 در برابر این اندیشه آگوستین سخت ایستاد. لوتر معتقد بود که الهیدانان قرون وسطی با موعظه عدالت به وسیل? عمل (مناقشه علیه الهیات مدرسی) اثبات میکند که آدمی تنها میتواند مرتکب امر شر شود و صرف نظر از فیض خداوندی، اراده تنها موجب شر میشود و از آنجا که اراده “به لحاظ ذاتی و به گونهای اجتنابناپذیر شر و فاسد است”، اصلاً نمیتواند حقیقت را هنگامی که بدو ارائه شود، بپذیرد.

مطلب مرتبط :   اطلاعاتی، انقلاب، «جامعه، مکلاپ، کرد.، ظهور