<br />(. . .ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا . . .)
و در واقع این یک معیار و ملاک است برای کسانی که به چنین آفتی دچار شدند و خود را در مسیر ذلّت و خواری قرار دادند و نکته‏ی مهم دیگر در پایان آیات اینکه، آنها سرمایه معنوی خود را از دست داده‏اند و به خود ستم نمودند و حقیقت وجودی خود را به بهای ارزان فروختند و چیزی برای خود باقی نگذاشتند؛
(سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ)

2.2.2. بهانه‏جویی و داشتن انتظارات نامعقول
یکی دیگر از زمینه‏های بروز مواجهه‏های نامناسب بهانه‏جویی و داشتن انتظارات نامعقول است و خداوند در قرآن کریم مانع اصلی در برابر ایمان آوردن مردم را بهانه گیری‏های آنها در برابر آیات الهی معرفی می‏کند. بهانه‏هایی مانند این که چرا پیامبری که از سوی خدا آمده، مانند آنها بشر و انسان است و بهانه‏جویی‏های بسیار دیگر که از سوی آنها مطرح می‏شد.

2.2.2.1. بهانه‏جوئی و داشتن انتظارات نامعقول زمینۀ بروز کفر
کافران برای اینکه از ایمان آوردن خودداری کنند شروع به بهانه‏جویی می‏کردند و می‏گفتند چرا خداوند بشری را برای ما مبعوث کرده تا ما را هدایت کند و به همین دلیل به وسیله‏ی این بهانه‏جویی ها از آیات الهی رویگردانی می‏کردند و بدین وسیله کافر می‏شدند و خداوند نیز که بی‏‏نیاز ستوده ‏است، از آنها بی‏‏نیازی می‏نماید.
خداوند در جواب این بهانه‏جویی‏های آنها می‏فرماید: آیا آنها انتظار دارند که فرشتگان یا پروردگار یا پاره‏ای از نشانه ها به سویشان بیاید، در صورتی که روزی که قسمتی از نشانه‏های پروردگار پدید آید ( روز عذاب یا روز قیامت) کسی که قبلا ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سودی برایش نخواهد داشت و با این پاسخ بهانه‏های باطل آنها را رد می‏کند.

2.2.2.2. بهانه‏جوئی و داشتن انتظارات نامعقول زمینۀ بروز مکر در برابر آیات
کافران به وسیلۀ بهانه‏جویی‏های بیهوده و انتظارات نامعقول، گمان می‏کردند نسبت به خداوند مکر زده‏اند و او را فریب داده‏اند. در حالی که آنها تنها بدین وسیله از ایمان آوردن خودداری می‏کردند. به عنوان مثال آنها می‏خواستند چیزهایی که به فرستادگان خدا داده شده است، به آنها نیز داده شود و گمان می‏کردند با این رفتار، به خداوند نیرنگ زده‏اند و از ایمان آوردن خودداری می‏کردند در حالی که خداوند از مکر آنها اطلاع دارد و در جواب آنها را به انتظار فرا می‏خواند.

2.2.2.3. بهانه‏جوئی و داشتن انتظارات نامعقول زمینۀ بروز تکذیب آیات
همچنین تکذیب کنندگان به وسیلۀ بهانه‏جویی در برابر آیات الهی به تکذیب آیات الهی می‏پرداختند و پیامبران را دروغگو می‏خواندند. آنها بشر بودن پیامبر را بهانه می‏کردند و با بهانه‏جویی از زیر بار ایمان آوردن شانه خالی می‏کردند به همین دلیل در آتش، احضار خواهند شد. خداوند در آیۀ زیر، سابقه‏ی کفر آنها را یادآور می‏شود و می‏فرماید: این بهانه ها را نیاورید که شما موسی و برادرش را هم ساحر خواندید و آیات الهی را منکر شدید.

2.2.3. ارزش قائل نشدن برای آیات الهی و فروختن آن به بهای ناچیز
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی ارزش قائل نشدن برای آیات الهی و فروختن آن به بهای ناچیز است.

2.2.3.1. فروختن آیات به بهای ناچیز زمینۀ بروز ممانعت مردم از راه یافتن به حق
ارزش قائل نشدن برای آیات الهی و فروختن آن به بهای ناچیز زمینه‏ی بروز رفتاری همچون ممانعت مردم از راه یافتن به حقایق را در فرد ایجاد می‏کند. آنها در اصل با رفتارشان، نشان می‏دهند که برای آیات الهی ارزش قائل نیستند و بدترین اعمال را مرتکب می‏شوند و آیات الهی را به بهای ناچیز می‏فروشند. آنها برای به دست آوردن منافع مادی و دنیوی، آیات را زیر پا می‏گذارند. هر چند آن بهایی که به دست می‏آورند، ارزشمند باشد، ولی در برابر آیات الهی بی ارزش است زیرا ارزش هیچ چیز به اندازه حقیقت و آیات الهی نخواهد بود.

به عنوان نمونه، یهودی ها کتاب خدا را پشت سر انداختند و برای آن ارزش قائل نشدند به صورتی که انگار هیچ چیزی از آن نمی‏دانند در حالی به حق بودن آن آگاهی داشتند.

2.2.3.2. فروختن آیات به بهای ناچیز زمینۀ استهزاء آیات
فروختن آیات و ارزش قائل نشدن برای آنها زمینۀ رفتار نامناسبی همچون استهزاء در قرآن معرفی شده است. در سوره‏ی توبه پاسخ استهزا کنندگان در روز قیامت در مورد استهزا آیات آن است که مقصود ما از استهزا، تنها شوخی و بازی بوده است و خداوند در ادامه می‏گوید آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند می‏‏کردید و و با این جواب، بطلان سخن آنها را آشکار می‏کند.
زمانی که در مورد دلیل کار آنها در برابر آیات سوال می‏شود آنها شوخی و بازی کردن را دلیل رفتار‏های خود می‏آورند و گمان می‏کنند با این دلایل از عذاب رهایی خواهند یافت در صورتی که در آنجا به آنها گفته خواهد شد که نه شما شوخی و بازی نمی‏کردید، بلکه با این رفتار‏های خود خدا و آیات او و پیامبرش را به ریشخند می‏گرفتید.
استهزا کنندگان در زمان دیدن آیات به جای ایمان آوردن و فرمانبرداری به ریشخند آنها می‏پردازند و گمان می‏کنند با این کار ارزش آیات الهی، از بین می‏رود و ایمان نیاوردن آنها توجیه خوبی پیدا می‏کند؛
(وَإِذَا رَأَوْا آیَهً یَسْتَسْخِرُونَ)
آنها در زمان شنیدن آیات به جای این که از مطالب ارائه شده، اشک در چشمانشان حلقه بزند و از خضوع و خشوعی که نسبت به آیات پیدا می‏کنند به سجده بیفتند، به خندیدن و استهزا می‏پرداختند، زیرا دل‏های مهر خورده‏ی آنها قادر به درک مفاهیم والا و مطالب گران قدر آیات نبود.

مطلب مرتبط :   ترجمه، متون، نمایشنامه‌های، فرهنگ، رضاشاه، شکسپیر

2.2.4. غرق شدن در نعمتهای مادّی
زیاد بودن نعمت‏های مادی و غرق شدن در آنها، زمینه ساز مواجهه‏های منفی از جمله فراموشی آیات الهی در قرآن معرفی شده است. مشرکان به جای اینکه رازق نعمت ها را بشناسند و به شکر و طاعتش بپردازند، در گرداب غفلت و غرور فرو رفتند و خدا و روز قیامت را به دست فراموشی سپردند.
(قالُوا سُبْحانَکَ ما کانَ یَنْبَغی‏ لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیاءَ وَ لکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّی نَسُوا الذِّکْرَ وَ کانُوا قَوْماً بُوراً)
بنابراین زندگی مرفه برای جمعیّتی کم ظرفیت و‏ سست ایمان، از یک سو غرورآفرین است. زیرا وقتی به نعمت فراوان برسند، خود را گم کرده و خدا را فراموش می‏‏نمایند، حتی گاه فرعون‏وار کوس”انا ربکم الاعلی” می‏‏زنند! و از سویی دیگر دنبال آزادی مطلق بوده و هیچ محدودیتی در کامجویی از لذائذ دنیوی ندارند، و تمام قید و بندهایی که از قبیل حلال، حرام، مشروع و نامشروع آنها را از رسیدن به اهدفشان منع می‏کند، کنار گذاشته و نمی‏‏خواهند در برابر قوانین و مقررات دینی سر تعظیم فرود آورند و روز حساب و جزا را بپذیرند. ضمنا در آیه‏ی شریفه بر مرفه بودن زندگی نیاکان آنها نیز تکیه شده، زیرا هنگامی که انسان از کودکی در ناز و نعمت پرورش بیابد، طبیعی است که میان خود و دیگران جدایی و امتیاز می‏بیند و به آسانی حاضر نیستند که منافع مادّی و زندگی مرفّه خود را از دست بدهد.

2.2.4.1. غرق شدن در نعمتهای مادّی زمینۀ بروز تکبر در برابر آیات
غرق شدن در مال و ثروت فراوان باعث غرور و تکبر انسان در برابر آفریننده‏ی آن می‏شود. مانند استکبار فرعون در حالی که اموال بسیاری در اختیار داشت و در برابر پذیرش آیات الهی تکبر ورزید و با دیدن تمام نشانه‏های الهی باز ایمان نیاورد.

2.2.4.2. غرق شدن در نعمتهای مادّی زمینۀ بروز غفلت و فراموشی نسبت به آیات
غرق شدن در نعمتهای مادی زمینۀ بروز برخورد نامناسب دیگری همچون غفلت و فراموشی نسبت به آیات الهی را در فرد ایجاد می‏کند، امّا باید توجّه داشت که صرف برخورداری از نعمت‏های الهی نمی‏تواند سبب انحراف شخص شود، ولی آن چه سبب گمراهی مشرکان شده، غرق شدن در این نعمت ها و فراموشی صاحب نعمت است.
مشرکان در روز قیامت که خداوند را مسئول غفلت و تباهی خود و پدارنشان می‏دانند، قرآن کریم از قول آنها می‌فرماید: تو این کافران و پدرانشان را متمتع به دنیا و نعمت‌های دنیا گردانیدی، تا آن که از فرط سرگرمی ‏به دنیای فانی، ذکر و قرآن تو را فراموش کردند.

2.2.5. پیروی کردن از هوی و هوس
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی پیروی کردن از هوی و هوس است. منافقان در حالی که به سخنان پیامبر گوش می‏دادند چیزی از آن درک نمی‏کردند، زیرا به دلیل پیروی از هوی و هوس بر دلهایشان مهر نهاده شده بود. آنها زمانی که مجلس را ترک می‏کردند از دیگران در مورد مطالب گفته شده سوال می‏کردند، تا شاید چیزی از مطالب ارائه شده در یابند.
کسانی که به جای پیروی از فرامین پروردگار هوی و هوس شان را معبود خویش قرار داده‏اند، خدا از روی علم خود، آنها را از راه هدایت گمراه می‏کند. آنها آنقدر به خودشان اهمّیّت داده‏اند که معبود خویش را فراموش کرده‏اند و هوی و هوس شان را به عنوان معبود خویش قرار داده‏اند.

مطلب مرتبط :   وهابیت، بوسنی، مسلمانان، وهابی، عربستان، مقدونیه

2.2.5.1. پیروی کردن از هوی و هوس زمینۀ بروز تکذیب
پیروی کردن از هوی و هوس زمینۀ بروز برخورد نامناسبی همچون تکذیب آیات الهی را در فرد فراهم می‏کند. در قرآن کریم در مورد برخورد بنی اسرائیل در برابر آیات آمده است که آنها از حق و حقیقت پیروی نمی‏کردند و به دنبال پیروی از آیات الهی هم نبودند، آنها می‏خواستند در جامه‏ی دین به هر چه می‏خواهند برسند و زمانی که آیه‏ای از طرف خدا می‏آمد که با امیال و هوی و هوس آنها مخالف بود، دست به تکذیب و از آن هم بدتر دست به کشتن پیام آورش می‏زدند و به خیال باطل خویش، گمان می‏کردند بدین وسیله می‏توانند به خواسته هایشان دست یابند؛
(وَکَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَکُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ)
آنها به جای خدای خویش از هوس‏هایشان پیروی می‏کردند به همین دلیل با هر چیزی که با هوسهایشان مطابقت نداشت به مبارزه می‏پرداختند. گروهی را تکذیب می‏کردند و گروهی را نیز می‏کشتند.

2.2.5.2. پیروی کردن از هوی و هوس زمینۀ تکبر
پیروی کردن از هوی و هوس زمینۀ بروز برخورد نامناسب دیگری همپچون تکبر نیز به حساب می‏آید. عدّه‏ای، زمانی که از جانب پروردگار آیاتی نازل می‏شد، اگر خوشایندشان نبود در برابر آن تکبّر می‏ورزیدند و عدّه‏ای هم، پیامبران را می‏کشتند و عدّه‏ّای را نیز تکذیب می‏کردند و دروغگو می‏خواندند. آنها خواسته‏ی خدا را بر خواسته‏ی خودشان ترجیح نمی‏دادند و خود را در جایگاهی بالاتر از خدا می‏دیدند و خدا را آن‏گونه ‏که باید می‏شناختند، نشناخته بودند.

2.2.6. کور دلی
یکی دیگر از زمینه‏های بروز مواجهه‏های نامناسب در برابر آیات کوردل بودن آدمی است. زیرا دل‏های کور قادر به دیدن حقیقت نیست، مانند قوم نوح که به دلیل کوردلی و نداشتن دل‏های بینا، به تکذیب آیات پرداختند و با داشتن چنین رفتاری در برابر آیات از داشتن سرنوشت خوب و رستگاری محروم گشتند. کوردلی قوم ثمود نیز، باعث هلاکت آنها گردید. زمانی که هدایت برای آنها آمد، کور دلی را بر هدایت ترجیح دادند و باعث هلاکت خویش به وسیله‏ی عذاب خفت آور شدند.

2.2.6.1. کوردلی زمینۀ بروز اعراض در برابر آیات
در قرآن کریم، کوردلی زمینۀ بروز اعراض و رویگردانی در برابر آیات الهی معرفی شده است. در حقیقت اعراض کنندگان مردگانی هستند که قادر به دیدن و شنیدن آیات الهی نیستند و در اصل آنها غافلانی هستند که به دلیل انجام گناهان قادر به شنیدن آیات الهی نیستند.

2.2.6.2. کوردلی زمینۀ بروز جدال
کوردلی زمینۀ بروز جدال در برابر آیات نیز به شمار می‏آید. برخی از آنها به آیات گوش می‏دهند ولی چیزی از آن نمی‏فهمند وآنها با دیدن هر معجزه و نشانه‏ای، باز ایمان نمی‏آورند. زیرا به واسطه‏ی انجام گناهان، خداوند بر دلهایشان پرده ‏انداخته و بر گوشهایشان سنگینی قرار داده است و با داشتن چنین دلهایی قادر به درک و فهم حقایق نخواهند بود و به همین دلیل با پیامبر به جدال می‏پرداختند و برای ایمان نیاوردن خویش دست به بهانه جویی می‏زدند و آیات الهی را افسانه‏ی پیشینیان می‏خوانند تا بدین وسیله خود را از قید و بندهای، دین و ایمان رها سازند و به هر گناه و فسق و فجوری که می‏خواهند تن در دهند.

2.2.7. گرایش داشتن به افراط
اسراف و افراط کاری در قرآن کریم، به عنوان مانعی در برابر ایمان معرفی می‏شوند و یکی از مهمترین زمینه‏های ‏بروز انواع مواجهه‏ی منفی در برابر آیات الهی است.

2.2.7.1. گرایش داشتن به افراط زمینۀ کفر ورزیدن در برابر آیات الهی
کافران در همه چیز زیاده روی می‏کنند در خوشگذرانی، ثروت، قدرت و . . . در این آیات افراط و تکبّر در کنار هم قرار گرفته است و نشان از این مطلب دارد که افراط و اسراف یکی از عوامل ایجاد تکبّر است. افراطکاران در مورد خودشان هم زیاده روی می‏کنند و خود را بالاتر از حدّی که هستند تصور می‏کنند و این باعث می‏شود که فروتنی و ایمان را در برابر خالقی برتر از خود را نپذیرند. مانند فرعون که جزو کافران نامدار تاریخ در قرآن معرفی شده است که با تکبّری که در خود ایجاد کرده بود حتّی ادعای خدایی هم