باورهای، تقریر، موجه، پویمن، توجیه،، معرفت

6)
این تقریر از این اشکال میگوید که هر نظریه توجیه باید جامع باورهای موجه باشد و مانع باورهای غیر موجه، اما اگر بنا باشد که صرف انسجام باوری با یک منظومه باور، منجر به توجیه آن باور گردد، این امر سبب میشود که هر باوری را که ما بخواهیم موجه باشد؛ چرا که هر باوری میتواند عضو یک منظومه باور منسجمی باشد. اما این لازمه درست نیست؛ چرا که ما در تحلیل معرفت قید توجیه را آوردیم تا برخی از باورهایی که شناسا میتواند و میخواهد به آنها باور بیاورد را خارج کنیم اما با نظریه انسجام توجیه چنین مقصودی حاصل نمیگردد.207
پس در تقریر دوم از اشکال نظامهای بدیل، مستشکل بر مانع اغیار نبودن نظریه انسجام توجیه، دست میگذارد.
3-2-4. تقریر سوم
این اشکال از این تقریر بیان میکند که بنابر نظریه انسجام، ما دلیلی برای انتخاب یکی از این مجموعهها را نداریم درحالی که هر نظریه توجیهای باید به ما راه حلی برای انتخاب باورهای موجه را بدهد. پس انسجام گرایی نظریه مقبولی نیست.
اِوریت208 و فیشر209 این اشکال را بدین نحو تقریر میکنند. ایشان میگویند:
« اگر آنچه یک باور را موجه میکند، ناشی از درون آن مجموعه باور باشد، […] آنگاه میتوان مجموعه باورهای ناسازگار بسیاری داشت که به یک اندازه منسجم اند. در مقابل[ …] اگر دست کم، آنچه برخی از باورها را توجیه پذیر میگرداند، چیزی خارج از این مجموعه از باورها باشد، مانند ارتباط میان باور و تجارب ما یا میان باور و واقعیت مربوط به آن باور، آنگاه میتواند ارجاع به واقعیت برای کنار گذاری مجموعه باورهای رقیب، بدرد بخورد. اما اگر به ادعای انسجام گرایان، نه تجربه و نه واقعیت نتوانند برای این کارکرد بازدارنده، بکار گرفته شوند، [آنگاه] چیزی [ دیگر] که جلوی ایجاد سلسله کاملی از مجموعه باورهای منسجم بسته را بگیرد، وجود نخواهد داشت و ما دلیل و مبنایی عقلانی برای انتخاب و گزینش میان این مجموعهها نخواهیم داشت.» (Everitt, & Fisher, 1995, p 118) 210
این تقریر ایشان از این اشکال را میتوان به صورت ذیل تقریر کرد:
1. نظامهایی از باورها امکان دارند که علی رغم ناسازگاری با یکدیگر، باورهای مندرج در هرکدام از آنها با یکدیگر، به یک اندازه منسجم هستند.
2. بنا بر نظریه انسجام توجیه، توجیه یک نظام صرفاً منوط به این است که باورهای مندرج در آن نظام با یکدیگر منسجم باشند.
3. هریک از نظامهای منسجمِ متعارض با یکدیگر، موجه هستند.
4. ترجیح بلا مرجِح محال است.
5. انسجام گرا، دلیل عقلانی بر انتخاب هیچ یک از مجموعه باورها را ندارد. ( از 3 و 4)
6. بنا بر نظریه انسجام توجیه، ما فرایندی برای اتخاذ مجموعهای از باورها (در فرض مذکور) نمیتوانیم ارائه کنیم. (5)
7. هر نظریه توجیهای باید برای شناسا فرایندی برای اتخاد مجموعهای از باورها را ارائه کند.
8. نظریه انسجام توجیه، صحیح نیست. ( از 6و 7)
پس بنا براین اشکال انسجام گرا راهی برای ما برای اتخاذ باورهای موجه پیش روی نمیگذارد درحالی که نظریه توجیه معرفتی این وظیفه را بر عهده دارد.
تا حد تفحص نگارنده اولین بار لوئیس این تقریر از این اشکال را ارائه داده است. ( Lewis, 1952, p 169) ایشان پس از ذکر این اشکال میگوید اگر انسجام گرایی درست بود، آنگاه مجموعه باورهای ما « نمیتوانست نسبت به باورهای درون خود اطمینان و اعتمادی بیشتر از اعتماد و اطمینانی ارائه کند که برای محتوای یک رمان قوی ، قائل هستیم.» ( ibid, p 173 )
از عبارات پویمن نیز چنین تقریری از این اشکال میتوان برداشت کرد؛ چرا که ایشان مینویسد:
« اگر نتوانیم مشخص کنیم کدام یک از این دستگاهها برخوردار از انسجام درونی صدق بیشتری دارد، نمیتوانیم در باور به یکی از آن میان، موجه باشیم و دچار شکاکیت میشویم.» ( پویمن، 1387، ص 273 )
وجه این برداشت از عبارت ایشان این است که در این فقره ایشان یک مرتبه اشکال را از صدق رسان نبودن توجیه شاید بالاتر برده و بیان میدارد مشکل اصلی این است که ما چون دلیلی عقلانی برای انتخاب هیچ کدام از این نظامها نداریم، متعاقباً توجیه به معنای واقعی کلمه نداریم و از این رو باید به لاادری گری در رابطه با معرفت به آنها اعتراف کنیم؛- چرا که شرط لازم برای معرفت را حاصل نکردهایم و لذا معرفت محقق نمیشود – این اعتراف مفاد شکاکیت است و این لازمهای است که قبول آن از منظر پویمن دشوار است. اما چون عبارت ایشان صریح در این بیان نبوده و قابل حمل به تقریر اول ما است، عبارت ایشان را بیانی از تقریر سوم خویش بر این اشکال تلقی نمیکنیم.
3-4. تحلیل پویمن راجع به اشکال نظامهای بدیل
حال پس از ذکر این اشکال با تقریرهای مختلف آن، به سراغ تحلیل پویمن در رابطه با پاسخ انسجام گرایان به این اشکال میرویم. ایشان پاسخ چند تن از انسجام گرایان بر جسته در رابطه با این اشکال را ذکر میکند، سپس به پاسخ و تحلیل همه آنها اشکال میکند. در اینجا اول پاسخ هر کدام از این انسجام گرایان را، البته همان گونه که پویمن از ایشان، نقل میکند، بیان میکنیم و در ذیل هر کدام پاسخ پویمن به آنها را ذکر میکنیم.
1-3-4. پاسخ بلانشارد
]]>