چنین بوده است:

4. باروها و دروازه‌های بخارا
شهر بخارا در روزگار اسلامی تا زمان امارت امیر اسماعیل سامانی، بیش و کم در محدود? شارستان کهن توسعه یافت. هست? مرکزی شهر پس از روزگار ساسانیان و در میان? معبد و بازار ماخ تا کهندژ گسترش یافت و از همان آغاز، حدود شارستان و ربض مشخص شد. شهر بخارا در چهار بارو محصور بود که از هست? مرکزی شهر تا باروی بیرونی، این گونه قرار گرفته بودند: 1.باروی شارستان؛ 2. باروی درونی ربض؛ 3. باروی بیرونی ربض؛ 4. باروی گرد شهرواحه‌های بخارا، موسوم به کنپرک (کمپیر). بارویی که موسوم به کنپرک859 یا کمپیر860 بود، گرد شهرهای مهم واح? بخارا یعنی طواویس، زندنه، بمجکث، بخارا، خجده و مغکان و صدها روستا و آبادی این منطق? وسیع را به طول و عرض 12 در 12 فرسنگ861 و یا به گفت? فرای، با محیط 250 کیلومتر862 دربرگرفته بود. این بارو هر فرسنگ یک دروازه و هر نیم میل یک برج داشت و در سال 215 قمری ساخت آن پایان یافت.863 باروهای دیگری هم بر گرد هر یک از این شهرها و حتی در دو ردیف بر گرد شارستان و ربض کشیده شده بودند، چنان که باروی شارستان بخارا هفت دروازه864 داشت و در سال 235 قمری در زمان محمد بن عبدالله بن طلحه طاهری باروی وسیع‌تر بر گرد ربضِ رو به توسع? آن کشیده شد865 که کهندژ را نیز در بر گرفت. چنان که کهندژ، بیرون از شارستان خود باروی ستبر و استوار داشت.

الف: بارو و دروازه‌های شارستان
نخستین و قدیمی‌ترین باروی شهر بخارا از معبد ماخ تا کهندژ کشیده شده بود. منابع دور? اسلامی از بارویی با هفت دروازه بر گرد شارستان یاد کرده‌اند، که از شواهد بر می‌آید ستبر و استوار بودند. بارویی که تا مدت‌ها سپاهیان مسلمان را پشت شهر بخارا در محاصره سرگرم نگه داشت. چنان که در سال 53 قمری عبیدالله بن زیاد نخستین بار پس از فتح بیکند و رامیتن (رامیثن) شهر بخارا را در محاصره گرفت و پس از تلاش‌های چندبار? وی و سعید بن عثمان بن عفان (55-61 قمری)، سرانجام در سال 90 قمری با تلاش‌های قتیبه بن مسلم شهر بخارا دوباره فتح شد.866 در منابع تاریخی منظور از حصار بخارا، ارگ (کهندژ) آن است و چنان که اصطخری یادآور شده است شهر بخارا در درون باروی بزرگِ گرد شهرواحه‌ها (کنپرک)، بارویی داشته نیم فرسنگ در نیم فرسنگ. شهر درون این دیوار بود و بیرون از شهر قهندزی که “چندِ شهری کوچک” بود و بازارها در ربض قهندز بودند.867
این بارو در واقع شهر کهن بخارا را در برگرفته بود. اصطخری در میان? دور? سامانیان باروی شهر (قصبه) را با هفت دروازه توصیف کرده که سخن او را نرشخی هم‌روزگار او، مقدسی و ابن‌حوقل پس از وی، بیان کرده‌اند.868 در آثار این مورخان و جغرافی‌دانان، نام دروازه‌های هفت‌گان? شارستان بخارا چنین آمده است:

اصطخری
نرشخی
مقدسی
ابن‌حوقل
1.
شارستان(باب‌المدینه)
شهرستان
شهر-
شهر
2.
نور
نو (نون=نور)
نور
نور
3.
کنده (حفره)
حقره (حق‌ره=حفره)
حفره
حفره
4.
آهنین
در عطاران-بازار
آهنین
آهنین
5.
قهندز
کبریه، مقابل حصار
قهندز
قهندز
6.
مهر (بنی اسد)
مهره (بنی اسد)
بنی اسد
بنی اسد
7.
سعدیان
بنی سعد
بنی سعد
بنی سعد

مقدسی بیان می‌کند که دروازه‌ها از جنس آهن ساخته شده بودند869 و نرشخی به مانند اصطخری دَرِ بنی اسد را همان در مُهره (مهر) در روزگار جاهلیت، می‌داند.870 بارتولد بیان می‌کند که شهر بخارا بر خلاف سمرقند، بلخ و مرو هفت دروازه داشت و در این مورد، احتمال می‌دهد که ملاحظات دینی871 در بنای شهر و کهندژ منظور شده بود.872 از دیگر سو چنان که در بررسی خاستگاه باستانی شهر بیان شد، انتساب بخارا به شهرهای اسطوره‌ای “سیاوشگرد” و “کنگ‌دژ” و این که کنگ‌دژ هفت بارو داشته است، این گمان بارتولد را تقویت می‌بخشد. اما، هم? این گونه فرضیات دلیلی است واضح بر این که این بارو و هفت درواز? آن نه در دور? اسلامی بلکه پیش از فتح بخارا بنا شده بودند و مهم‌تر این که، تا سد? سوم قمری هنوز هست? اصلی شارستان با هفت دروازه و همان باروی روزگار هپتالیان توصیف می‌شد. بارتولد تلاش می‌کند که محل درست این دروازه‌ها را تشخیص دهد.873 او درواز? حقره (حق‌ره) را که تنها در تاریخ بخارا بدین نام نامیده شده و در دیگر منابع حفره ثبت شده، به نقل از گفته‌های نرشخی، در محل? خواجه امام ابوحفص بخاری می‌داند.874 اگرچه نام حق‌ره می‌تواند درست باشد اما نام حفره نیز بر این دروازه چندان دور از ذهن نیست؛ چنان که بیان خواهد شد، بر گرد ربض بخارا باروی دو ردیفه‌ای بود که هر بارو 10 یا 11 دروازه داشت و یکی از دروازه‌های باروی درونی رخنه نامیده می‌شد. همان گونه که یکی دیگر نیز آهنین نام داشت. حفره و رخنه که بارتولد دومی را به احتمال “رحبه” میدان معنی کرده است،875 می‌تواند با محل‌های نفوذ سپاهیان مهاجم در ارتباط باشد. چنان که اعراب در زمان قتیبه برای فتح بیکند در زیر دیوار آن “حفره کردند و رخنه انداختند و هنوز مسلمانان به حصار نمی‌رسیدند، از رخنه در آمدند…”.876 اگر این دروازه به استناد نرشخی “حقره” (حق‌ره) خوانده شود یا به استناد دیگر مورخان، حفره (کنده) نامیده شود، در هر حال بایستی در ضلع جنوبی یا جنوب غربی شارستان بخارا نشانه‌یابی شود. زیرا، کوی امام ابوحفص در این محدوده بوده است و حمل? عرب‌های مسلمان برای رخنه کردن در بخارا و یا حفره کندن در زیر باروی آن نیز می‌توانست از راه بیکند انجام گیرد، چنان که پس از فتح بیکند، بخارا مورد حمله قرار گرفت. از این رو بخش غربی و جنوب غربی شهر، مورد تعرض بوده و نشان? دیگر، آن که اصطخری ضمن نام بردن از دروازه‌های دهگان? بازارِ ربض که درواقع بایستی دروازه‌های باروی درونی از باروهای دوردیف? ربض باشند، از دروازه‌ای به نام رخنه یاد می‌کند که بین دو درواز? به سوی مسجد ماج (ماخ) قرار داشته است.877 از آن جا که هر دو بارو (باروی شارستان و باروی درونی ربض) دو درواز? هم‌‌نام به نام آهنین داشتند، بعید نیست که نام دروازه حفره و رخنه که هر دو نام را اصطخری آورده است برای این دو بارو درست‌تر باشند. پیداست که درواز? کهندژ در برابر ارگ بخارا بوده و رو به درواز? شرقی ارگ (دَرِ غوریان= کاه فروشان= دَرِ جامع= باب الجامع مسجد جامع قتیبه) باز می‌شده است.878 بارتولد درواز? نو را در بخش شمالی شارستان و درواز? حق‌ره را غربی‌تر از درواز? نو، نشانه‌یابی کرده است.879
نرشخی در جایی که تلاش‌های قتیبه بن مسلم را برای “قسم کردن شهر بخارا در میان عرب و عجم”،880 توضیح می‌دهد، در واقع ترسیمی روشن از کالبد شهر و مکان‌یابی محلات و دروازه‌ها، در اواخر سد? یکم قمری ارائه کرده است. او درواز? اول را دَرِ بازار یا عطاران881 خوانده و بیان می‌کند “قتیبه قسمت کرد شهرستان را از آن جا که دَرِ عطاران اندر آئی تا به در حصار (کهندژ) و از آن جا تا به در نون، مر ربیعه و مضر را داده بود، و باقی اهل یمن را”.882 نخستین برداشت این است که بایستی درواز? بازار بر سر راه تجاری، به سوی سمرقند (شرق) یا به سوی بیکند و آمل (غرب)، قرارا داشته باشد و از آن جا که دیگر منابع آن را در آهنین خوانده‌اند، دروازه‌ای محکم بوده است. در بررسی کوی‌های شهر و ساختار بازارها، بیان خواهد شد که بخارا چندین بازار داشته است: بازارِ میان شارستان و کهندژ که راسته‌های گوناگون داشته، بازار خرقان، بازارِ سر راه سمرقند و بازار ماخ. از دیگر سو، اصطخری بیان می‌کند که در میان? ربض، بازارها دروازه‌هایی داشته‌اند و یکی از آنها را در آهنین خوانده، اما آن را با درواز? چهارم شارستان (آهنین) که نرشخی از آن با نام در عطاران (بازار) یاد کرده، یکی ندانسته است.883 بارتولد درواز? نو (نون) را در ضلع شمالی شهر نشانه‌یابی کرده است884 و از آن جا که نرشخی در توضیح پیرامون تلاش قتیبه در تقسیم کردن شهر بخارا میانِ عرب و عجم از دروازه‌های عطاران، نون و حصار (کهندژ) نشانه‌ای واضح می‌دهد، می‌توان جای درواز? عطاران را باز یافت. چنان که بیان شد، قتیبه از دَرِ عطاران تا حصار و از آن جا تا در نون را به ربیعه و مضر داده بود. این تعبیر نشان می‌دهد که درواز? عطاران درست در مقابل کهندژ بوده است. درواز? کهندژ در ضلع غربی شارستان مقابل ارگ بوده و درواز? نو (نون) در شمال آن و از آن جا که ضلع شمال غربی شارستان به نام کوی “فغسادره”در زمان فتح بخارا عرب‌نشین شد، پیداست که درواز? عطاران در ضلع شرقی شهر و رو به روی درواز? کهندژ قرار گرفته بود.
نرشخی نشان? واضحی از دروازه‌های بنی سعد و بنی اسد (مهره) ارائه نمی‌کند، اما مشخص است که در جوار این دو دروازه، اعراب بنی سعد و بنی اسد ساکن شدند که نام گذشت? این دروازه‌ها را به نام‌های جدید تغییر دادند. او دَرِ بنی سعد را پس از در عطاران و در کنار مسجد بنی سعد دانسته و دَرِ بنی اسد را پس از دَرِ بنی سعد نشانه‌یابی می‌کند. نرشخی همچنین نشان? واضحی از در شارستان ارائه می‌کند که هم جایگاه بازار را مشخص‌تر می‌سازد و هم موقعیت کوی عرب‌نشین فغسادره و درواز? عطاران را:
“چون از در شهرستان اندر آیی، به دست راست کویی است که آن را کوی وزیر بن ‌ایوب بن حسان خوانند و آن کوی را کوی کاخ نیز خوانند… حد اول او بار? شهرستان پیوست? جوب? بقالان. حد دوم هم بار? شهرستان که پیوست? بازار پسته‌شکنان است. حد سیوم راه راست که از در نون بر آئی تا میان شارستان از در عطاران تا به در نون، جمله یک محلت است که ربع شهرستان است”.885

مطلب مرتبط :   ، اینترنت، رایانه، دامنۀ، کرد؛، رایانۀ

ب: باروها و دروازه‌های ربض
شهرهای ایران به دلیل آن که متناسب با عوامل و شرایط گوناگون گسترش می‌یافتند، معمولاً از باروهای چندردیفه‌ای برخوردار بودند. از میان شهرهایی که باروهای آنها هنوز پا برجا مانده و بر این مدعا، دلیلی تواند باشد، شهر بم است. بم، با سه بارو تقسیم‌بندی می‌شده است: 1.بارویی که کهندژ آن را در دامن? تپ? سنگی زیر ارگ، از شارستان جدا می‌کند. دروازه‌ای دارد که از سمت جنوب در کنار اصطبل ارگ رو به شارستان باز می‌شود: اگرچه درون کهندژ باروهای چندردیفه و مشرف به یکدیگر، هرکدام مرتبتی دارند مانند: باروی میان اصطبل و قورخان? نظامی و باروی میان قورخان? نظامی و بلندای ارگ (شاه‌نشین)؛ 2. بارویی که بر گرد شارستان کشیده شده است. از شمال به باروهای ستبر ارگ محدود می‌شده و از جنوب با دروازه‌ای به ربض راه می‌یافته است؛ 3. باروی گرد ربض که بخش عظیمی از آن در محدود? شمالی و شرقی کُهن شهر بم و در کنار رودخان? پشت رود، هنوز پابرجاست. این بارو در زمان ساسانیان چهار دروازه داشت: نرماشیر، کوسکان، آسپیکان و کورجین.886
بخارا از مهم‌ترین شهرهایی است که باروهای ربضِ رو به گسترش آن هنوز هم قابل تشخیص است887 و به رغم ویرانی باروها در دوره‌های گوناگون و گسترش شهر، پایه‌های بارو و بقایای برخی دروازه‌ها مانند درواز? میدان (خراسان) در بخش غربی شهر کنونی، برجای مانده‌اند. مقدسی در سد? چهارم اشاره می‌کند که در پی گسترش شهر ساختمان‌ها از باروی نخست و دروازه‌های ده‌گان? آن گذشت تا این که باروی دوم ساخته شد.888
منابع سد? چهارم قمری ضمن ارائ? توضیح دربار? باروی شارستان و هفت درواز? آن، نخستین باروی ربض را که به موازات باروی شارستان بنا نهاده شد، این گونه توصیف کرده‌اند:
نرشخی بنای باروی نخست ربض را به دور? احمد بن خالد، امیر بخارا در روزگار محمد بن عبدالله بن طلحه طاهری، نسبت می‌دهد که او در پی درخواست مردم دستور داد تا “ربضی بنا کردند به غایت نیکو و استوار و برج‌ها ساختند و دروازه‌ها نهادند. و این به تاریخ دویست و سی و پنج بود که تمام شد”. و مترجم تاریخ بخارا اشاره می‌کند که ارسلان خان889 دستور داد در پیشِ آن ربض قدیم، ربضی دیگر بنا کنند چنان که هر دو متصل و محکم باشند.890 این توضیح بدان معنا نیست که باروی دوم در پی گسترش شهر بنا نهاده شد. بلکه در واقع اقدام ارسلان خان دوردیفه کردن باروی دوم (باروی بیرونی) ربض بوده است. چنان که از این بارو، هم تا به امروز بخش‌هایی بر جا مانده است. دلیل واضح این که پیش از روزگار ارسلان خان، اصطخری، ابن‌حوقل، مقدسی و نرشخی از دروازه‌های دو باروی درونی و بیرونی (باروی یکم و دوم) یاد کرده‌اند. هم چنان که در سال 560 قمری نیز، رکن‌الدنیاوالدین مسعودقلج طغماج ربضی دیگر در بیرون ربضِ ارسلان خان بنا نهاد که در واقع دومین مرتبه از مرمت باروی بیرونی بود و با استفاده از خشت پخته پی نهاده شد.891 پس از وی نیز سلطان محمد خوارزمشاه با فتح بخارا “باز ربض فرمود، و فصیل892 زدند و هر دو (بارو) را نو کردند”.893
پیداست که باروهای ربض چندین مرتبه تخریب و بازسازی شدند. اما به دو دلیل می‌توان با قاطعیت از دو بارو بر گرد ربض بخارا در عصر سامانیان یاد کرد: یکی بر اساس توضیحات مقدسی پیرامون گسترش شهر و ساخت محله‌های جدید در ربض جدید و دیگر بر اساس توضیحات نرشخی در ساخت خانه‌های اعیانی، کاخ‌های امیران، وزیران، دهقانان و سپاهیان در پیرامون ریگستان و کهندژ در کنار? جوی‌های غربی بخارا که این دو در ادامه تشریح خواهند شد و سه دیگر، نام دروازه‌های دو باروی ربض است که در بیش‌تر منابع تاریخی سد? چهارم قمری بیان شده‌اند و این جا