کناره‌های رود سغد از کوهستان کوهک و بتّم تا ریگزارهای بخارا، ورخشه و بیکند با عنوان ساتراپ‌نشین در قلمرو کوروش کبیر هخامنشی قرار گرفت، این منطقه نام و نشان چندانی در تاریخ مکتوب نداشته است.
شکل‌گیری شهرواحه‌های بخارا در پیوند با هجوم‌های اقوام شرقی را هم کاوش‌های باستان‌شناسان تایید کرده است، هم منابع تاریخی و هم روایت‌های حماسی. چنان که روایت‌های شفاهی منتسب به مغان سده‌های نخستین اسلامی در این دیار آگاهی‌های قابل تأملی در این باره ارائه می‌کنند که چکید? آنها چنین است: قرار گرفتن بخارا در معرض هجوم‌های اقوام شرقی اما در ذیل نام هپتالیان (هیاطله)، گریختن سیاوش از نزد پدرش کیکاووس به دربار افراسیاب و حکمرانی او در بخارا، بنای ارگ بخارا توسط افراسیاب، کشته شدن سیاوش در بخارا و گور او در درواز? شرقی ارگ بخارا (درواز? کاه‌فروشان= غوریان)، حکمرانی ابروی (ابرزی) آخرین فرمانروای هپتالی در آن جا (؟)837و تاخت‌و‌تاز هپتالیان از چین و سرزمین ترکان تا بخارا، و در نهایت این که بخارا لشکرگاه شاه هیاطله بوده است:
بخارا پر از گرز و کوپال بود که لشگرگه شاه هپتال بود
بدین سان بخارا به عنوان شهری که خاستگاه نظامی در برخورد با مهاجمان شرقی است جلوه‌گر می‌شود که در همین راستا نیز به صورت لشکرگاه سپاهیان شاه هپتالیان مهاجم به شرق ایران، در تاریخ روایی ایران جلوه می‌کند. بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی می‌توان تأکید کرد که پیرامون بخارا پیش از آن که مهاجرت‌های هپتالیان به آن جا صورت گیرد مسکون بوده است. شاید سخن نرشخی یک باور کلی را در این مورد القا کند و آن این که نخستین ساکنان این واحه مهاجر بوده‌اند، چنان که در پیدایش اولی? بخارا می‌گوید :
“مردمان از هر جانب جمع آمدند و آن جا خرمی گرفت و مردمان از جانب ترکستان آمدندی و بدین ولایت آب و درختان بسیار بودی و شکار بسیار بودی. آن مردمان را این ولایت خوش آمد، این جا مقام کردند و اول در خیمه و خرگاه ایستادند و باشیدند و به روزگار مردم گرد آمدند و عمارت‌ها کردند و مردم بسیار شدند و یکی را برگزیدند و امیر کردند و نام او ابروی بود و هنوز این شهر نبود ولیکن روستاها شده بود از آن جمله یکی نور بود، و خرقان‌رود، و وردانه و تراوچه و سفنه و ایسوانه و دیهی بزرگ که پادشاه نشستی بیکند بود و شهر قلعه دبوسی بود و شهر وی را خواندندی”.838
بدین سان نرشخی به گونه‌ای حضور نخستین مهاجران را با استفاده از داستان‌های بازمانده از عصر تاخت‌و‌تاز هیاطله به آن جا بیان می‌کند و به گونه‌ای معنادار شهرنشینی در بخارا و شکل‌گیری نخستین جایگاه شهر را با حضور مهاجمان شرقی در پیوند می‌داند.839 از همین رو، فرای نیز به این نتیجه می‌رسد که در سد? دوم پیش از میلاد، “طوایف بیابانگرد شرق اقصی، سرزمین‌های واقع میان آمودریا (جیحون) و سیردریا (سیحون) را مورد تاخت‌و‌تاز قرار دادند و ظاهراً در واح? بخارا سکنی گزیدند و جمعیت بومی آن را تحت انقیاد خویش درآوردند”.840 نباید از نظر دور داشت که این رویدادها پیش‌درآمد حضور قدرتمندان? کوشانیان در پیرامون سرزمین سغدیانا است که بیش‌ترین آثار به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسان مربوط به دور? اقتدار این قوم است. در واقع حضور کوشانیان در این منطقه، در ادام? هجوم‌ها و مهاجرت‌های مکرر صحراگردان شمال چین، بادیه‌های مغولستان و بیابان‌های گُبی، تاکلامکان و استپ‌های جنوب سیبری بوده است. ضمن آن که کوشانیان به سرعت تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایرانی و میراث هخامنشیان قرار گرفته راه را برای اقتدار خود در شرق ایران هموار کردند. هون‌ها، یوئه‌چی‌ها، ماساژت‌ها (ماساگت‌ها)، هپتالیان (هیاطله) پیش از اسلام و ترکان اغز، قراخانیان، قراختاییان، مغولان و دسته‌های گوناگون ایل‌نشینان ترک‌زاد که پس از اسلام حدود یک هزار سال ضمن تأثیرپذیری از فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی، بر اوضاع سیاسی و حکومت در ایران استیلا یافتند، همگی در پرتو همین هجوم‌ها یا مهاجرت‌های ایلی صحراگردان قرار گرفته و پیش از هر چیز در دگرگونی نظام اجتماعی و از آن میان شهرنشینی در خراسان بزرگ (ماوراءالنهر و خراسان) اثر گذاشته‌اند. تردیدی نیست که پس از یورش اسکندر به ایران و گذشتن وی و سپاهیانش از بخش غربی سغدیانا (بخارا) برای رسیدن به بلخ و حرکت به سوی هند841، شکل‌گیری دولت‌شهر یونانی باختر (باکتریا) در بلخ، در ساختارهای اجتماعی و شهرنشینی کناره‌های در? سغدیانا به ویژه پیرامون سمرقند و بخارا تأثیرگذار بود. پس از حکومت یونانی باختر نیز در دور? اقتدار کوشانیان، که از سد? یکم پیش از میلاد تا سد? چهارم میلادی سغد و سرزمین‌های شمالی آن را در پیرامون جیحون- تا خوارزم- در تسلط خود داشتند، شهرواحه‌های سغد تحت قلمرو این سلسل? حکومتی قرار گرفت. ریچارد فرای و به نقل از وی، عنایت‌الله رضا “قدیمی‌ترین مدارکی که دربار? سکونت انسان در محل شهر حالی? بخارا می‌توان نشان گرفت” را به دور? کوشانیان و سد? نخست و اوایل سد? دوم میلادی نسبت داده‌اند.842 پیداست که تا آن زمان اهمیتی را که مرکز (سمرقند) و ورخشه در نزدیکی بخارا داشته‌اند، شهری که بعدها به نام بخارا شهرت یافت، به هیچ روی نداشته است، اما این مسئله دلیلی بر این مدعا نیست که قدیمی‌ترین نشانه‌های سکونت در پیرامون واح? بخارا به دور? اقتدار کوشانیان نسبت داده شود و همان گونه که بیان شد، کاوش‌های باستان‌شناسان، حتی نشانه‌هایی از دوران پیش‌تاریخی به دست آورده‌اند و به درستی می‌توان تکوین شهرواحه‌های پیرامون بخارا را پیش از دور? حکمرانی کوشانیان مورد تأمل قرار داد.
از تأسیس پادشاهی هخامنشیان تا پایان دور? ساسانیان، که بیش از هزار و دویست سال به طول انجامید (550 ق.‌م تا 651 م)، فرهنگ و تمدن سغدی به عنوان شاخه‌ای از فرهنگ ایرانی در پیرامون بخارا گسترش داشته و از دو گونه فرهنگ غیر ایرانی نیز تأثیر می‌پذیرفت: فرهنگ یونانی باختر (پس از فروپاشی هخامنشیان) و فرهنگ شرقی متأثر از هندی و چینی به ویژه در دور? کوشانیان با نفوذ و گسترش آیین و پیروان بودایی. این امر دست کم از سد? سوم تا سد? یکم پیش از میلاد با استیلای نه چندان همه‌جانبه و همه‌گیر فرهنگ یونانی باختر و از آن پس تا سد? چهارم میلادی با استیلای فرهنگ و تمدن کوشانی که آمیخته‌ای از میراث کهن ایرانی عصر هخامنشی، لعابی از نظام صحراگردی یوئه‌چی‌ها و رنگ مذهبی بودایی بود، ادامه یافت. آثار گوناگون، از آن میان سفالینه‌هایی که در خاکریز‌های دستی واح? بخارا به دست آمده است بر رونق اقتصادی این شهر در آن دوره دلالت دارد. کاوش‌های شیشکین در قدیمی‌ترین مسجد بخارا (مغاک عطار) که بر بازار بت‌فروشی ماخ ساخته‌شده توسط فرمانروای آن دیار ماخ843 و به احتمال قوی بر معبد بودایی ویهاره بنا شده بود، سفالینه‌هایی در عمق دوازده متری را نمایان ساخت. منابع این فرمانروا را “مجوس” و یا بت‌پرست دانسته‌اند و از آن جا که در سده‌های نخستین اسلامی همچنان مغان در روز نوروز به درواز? شرقی (درِ غوریان) ارگ بخارا بر گور سیاوش می‌آمدند، می‌توان پنداشت که علاوه بر گسترش آیین بودایی توسط کوشانیان در بخارا، آیین زرتشتی به ویژه در دور? ساسانیان، گسترش یافته بود. فرای معتقد است که سه پایگاه مذهبی (بت‌خان? ویهاره، آتشکده و مسجد) از سه لای? مذهبی در ادوار ، هپتالیان و کوشان‌ها، ساسانیان و مسلمانان یاد می‌کند و بایستی یادآور شد که بودایی، زرتشتی و اسلام سه دین اثرگذار در این منطقه بوده‌اند که اسلام از اواسط سد? یکم قمری گسترش خود را شروع کرد.844 در دور? کوشانیان تلاقی فرهنگی در بخارا که به احتمال قوی در آن زمان به نام‌هایی چون ریامیثن و بمجکث خوانده می‌شد، کاملاً به وقوع پیوست. از دیگر سو مهم‌ترین عامل در شکوفایی شهرواحه‌های بخارا و پیرامون آن یعنی استفاده از رود پر آب سغد و بهره‌مندی از فعالیت‌های اقتصادی به ویژه تجارت مؤثر واقع شد. بخارا درست در شمالی‌ترین بخش از مرزهای کوشانیان در زمان کانیشکای دوم اهمیت قابل توجهی یافت. این شهر به همراه سمرقند از مراکز بزرگ صنایع دستی بود و اهمیت بازرگانی روزافزونی داشت. در تپه‌های باستانی افراسیاب در سمرقند، گورکان در کشکه‌دریا، پیرامون بخارا و دالورزین تپه (سرخان‌دریا)، صنایع دستی و ظرف‌هایی مانند لیوان، کاسه، فنجان‌های دارای بدنه‌ای با ضخامت کم و تولیدات سفالی به دست آمده است که همگی نشان‌دهند? تولید این گونه صنایع در کناره‌های رود سغد هستند. در کناره‌های رود سغد کشاورزی مختلط رواج داشت، زراعت با پرورش دام ترکیب شده بود و زراعت تک‌محصولی معمولاً کشت جو، ارزن یا یونجه (=آلپی‌گو)845، متداول بود. در کاوش‌های باستان‌شناختی پیرامون بخارا، خشخاش مربوط به دور? کوشانیان به دست آمده و کشت مو نیز رواج داشته است.846 در این زمان بخارا، ضراب‌خانه داشت و ضراب‌خان? آن را در بخش شمال غربی847 این شهر مکان‌یابی کرده‌اند.
چنان که بیان شد، ریامیثن (رامیثنه) و بومجکث که دو شهر باستانی و پیش‌درآمد شهر بخارا به شمار می‌روند در دور? کوشانیان رونق و شکوفایی قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند. این که مورخان و جغرافی‌دانان دور? اسلامی بومجکث (بُمجکث) را‌ همان بخارا می‌دانند، دلیلی قاطع بر بالندگی این شهر در سده‌های پیش از اسلام بوده است که درست در همان مکان پس از گسترش آیین بودا با نام جدید (برگرفته از ویهارا و معبد بت‌خانه) شکوفایی خود را ادامه داد. گفت? ریچارد فرای مبنی بر این که بمجکث به ارگ بخارا اطلاق می‌شده و کانال یا نهری (اریق) آن را از بازار و معبد ماخ (مغاک عطار) جدا می‌کرده در یک نگاه عظمت آن را در عصر کوشانیان نمایان می‌کند.848 وی درصدد نیست تا این فرض را به اثبات برساند اما واقعیت امر این است که نباید شهرواح? بخارا در آن زمان که بمجکث خوانده می‌شد، در محدوده‌ای کوچک و در پیرامون معبد ماخ یا بمجکث در نظر گرفته شود. دهها (اریق= نهر) آب که از بخش سفلای رود سغد جدا می‌شدند و هر کدام یک یا چند ده و آبادی و حتی چند شهر را سیراب می‌کردند، شبکه‌ای منظم از سازه‌های آبرسانی را ایجاد کرده بودند که به مانند بخارای دوران اسلامی چندین شهر را در بر می‌گرفت. ماخ و بُمجکث در واقع مرکز اداری، سیاسی و مذهبی آن گستره شمرده می‌شدند، بارزترین دلیل این موضوع نیز برخورداری این منطقه از تپه‌های متعدد باستانی است که جز دو- سه مورد، هیچ کدام مورد تأمل و کاوش قرار نگرفته‌اند، شاید در این میان تنها آثار پیرامون بخارا و ارگ آن و در شمال این شهر، ریامیثن باستانی مورد توجه کاوشگران قرار گرفته باشد. اما سراسر کنار? رود و اریق‌های آن نشان‌های بسیاری از آثار پیش از اسلام به ویژه عصر کوشانیان را همچنان در خود نهفته دارند.
در پی ضعف و زوال کوشانیان، از سد? پنجم میلادی هپتالیان خود را به پیرامون بخارا رساندند و در عمل قدم به بخش شرقی قلمرو فرهنگی- تمدنی و سیاسی- اجتماعی ایرانِ عصر ساسانی گذاشتند. ریچارد فرای معتقد است که در چنین شرایطی، بخش عمد? مردم از نظر زبان ظاهراً و از نظر فرهنگ، قطعاً ایرانی بوده‌اند.849 حکمرانی ابروی (ابرزی) فرمانروای هپتالی مربوط به همین دوره بوده است، ستمگری‌های وی بر مردم بخارا و داستان گریختن دهقانان و توانگران این سرزمین و در نهایت کمک خواستن آنان از خاقان (پادشاه) ترکان -قراچورین- که با فرستادن فرزند خود، ینگ‌سوئوخ-تگین (شیر کشور)، بر ابروی پیروز شد، در متون حماسی ایرانی، از آن میان شاهنام? فردوسی بازتاب داشته است.850 این وقایع هر چند بازتاب حماسی دارند اما درست همزمان با دورانی هستند که قلمرو حکومتی ساسانیان از شرق مورد یورش‌های هپتالیان از اواسط سد? پنجم تا اواسط سد? ششم میلادی قرار گرفته بود. شاه ترکان (خاقان چین) نیز که گویا بر بخش‌های شمالی چین فرمانروایی می‌کرده است با این رویداد، استیلای خود را تا بخارا گسترش داد و بر هپتالیان چیره شد و ساسانیان در عمل با مشکل جدیدی از تعرض صحراگردان به شرق ایران مواجه شدند.

مطلب مرتبط :  

3. پیشین? ساخت شهر
از بررسی پیشین? نام بخارا و نشانه‌یابی آن در دور? ساسانیان این نتیجه به دست می‌آید که دو شهر تاریخی با فاصل? کمتر از یک فرسنگ از یکدیگر، خاستگاه و کهن‌شهر بخارا به شمار می‌روند. ریامیثن (رامیتن) و بومجکث، که منابع تاریخی هر دو را شاه‌نشین (بازِ مقام شاهان)، خاستگاه و نام قدیم بخارا می‌دانند. از دیگر سو یکی از پنج شهر مهمِ بخارا در درون حصار کنپرک (کمپیر) بُمجکث بوده که در شمال غربی ریامیثن قرار داشته و در دوران اسلامی نیز اعتبار خود را همچنان حفظ کرد. تشابه نام بومجکث، نام کهن بخارا، و بمجکث شهری در درون حصار بزرگ این ابهام را به وجود می‌آورد که شاید جایگاه کهن بخارا در شمال غربی ریامیثن و در پهن? شمالی رود سغد، میانِ ریامیثن و ورخشه، بوده که بعدها به ریامیثن و سرانجام به جنوب آن یعنی پیرامون معبد ماخ قبل از اسلام و بخارای دور? اسلامی انتقال یافته است. اما از آن جا که ریامیثن دست کم در دور? ساسانیان از رونق افتاده و جایگاه بتخانه‌های بودایی (معابد ویهاره) در بخش‌های جنوبی شارستانِ بخارای دور? اسلامی قابل شناسایی است و در همان حال بمجکث همچنان اعتبار خود را تا دوران اسلامی حفظ کرد، بایستی این نکت